به #ايران #افشاگر مراجعه کنيد http://www.iran-efshagari.com
درد بیدرمان خائنین و ولي فقيه
ارتجاع چیست؟
این سؤالی است که این روزها به ذهن میزند
که راستی چی شده که خائنان اینطور به تکاپو افتادهاند و خواب از چشمانشان
ربودهشده و
روزانه برای ولیفقیه روضه مرصاد میخوانند تا از ننگ جنایات قتلعام 67 تطهیرش کنند؟
این روزها ننگین نامههای وزارتی پر از اراجیف خائنین خودفروخته نظیر ابراهیم
خدابنده و دیگران است که بار سفر بر دوش به شهرهای مختلف سر میزنند تا اندر باب عملیات
فروغ جاویدان یاوهسرایی کنند و در هر کوی و برزن جار بزنند که اینطور هم که
مجاهدین میگویند عملیات فروغ جاودان لرزه بر اندام ولایتفقیه نینداخته بود. معلوم
نیست اگر حماسة فروغ جاویدان، همین است که این مزدوران مدعی آن هستند، پس عجزولابهها
و اعترافهای سردمداران رژیم در هر منبری و هر بلندگویی از دلاوری و پاکبازی
رزمندگان در عملیات فروغ جاویدان که اگر نجنبیده بودند سلطنت ولیفقیه بربادرفته
بود، به چه دلیل است؟
اما بدبختی کاسهلیسان نظام بیش از این حرفهاست
و برای اینکه از قافله رذالت و سفلگی عقب نمانند و هرچه بیشتر خودشان را در گنداب ولیفقیه
فروکنند، ناگزیرند بگویند اینطوریها هم که مجاهدین میگویند نبوده و این مجاهدین
هستند که موضوع را بزرگ میکنند و میخواهند شکست خودشان در این عملیات را
بپوشانند و... آن چنانکه خمینی میگفت مجاهدین خودشان خودشان را شکنجه میکنند و بهحساب
رژیم میگذارند. معلوم نیست اگر اینها ادعاهای مجاهدین است پس آه و نالة سرکردگان
سپاه و امامجمعه و جماعات خیمهشببازی آخوندی به چه دليل است كه اینهمه از بزرگی
عملیات فروغ جاویدان به خود میلرزند و اعتراف میکنند در طول هشت سال جنگ ضدمیهنی
چنین عملیاتی نداشتهاند و مجاهدین خیز برداشته بودند که در عرض سه روز تهران را
آزاد کنند...
بنابراین برای پوشاندن کابوس سرنگونی
است که این روزها وزارت بدنام افسار مأموران جیرهخوارش را گرفته و شهر به شهر میچرخاند
که بگویند اعدامهای سال 60 و قتلعامهای تابستان 67 حق مجاهدین بود چون این
مجاهدین بودند که به مرزها حمله کردند و نیروهایشان در زندانها برسر مواضعشان ایستاده
بودند و از مسعود رجوی دفاع میکردند. از نظام نمیشود انتظار داشت که با امنیت کشور
بازی کند... اگر آخوندها این درجه از قساوت و درندگي در مقابل زندانيان بیدفاع را
نمیکردند، سلطنت ولیفقیه بر باد میرفت، اما بهراستی سؤال این است که چه اتفاقي
افتاده كه بعد از سی سال از عملیات فروغ جاویدان و قتل و عام تابستان 67 امروز
آخوندها و مزدورانشان اینطور به تکاپو افتادهاند!؟، بله بنگرید به اجتماع بزرگ ایرانیان
در ویلپنت و بنگرید به سخنرانی رئیسجمهور مقاومت که میگوید سرنگونی در دسترس است.
و بنگرید به جنبش دادخواهی که یقه
آخوندها را گرفته آن شهدای بهظاهر خاموش اما پرخروش که خون پاکشان بعد از 29 سال اینچنین
به جوشش آمده و راه به صندوقخانههای آخوندها برده و در بین خودشان هم صحبت از این
است که باید موضوع اعدامهای سال 67 روشن شود، آنچنان که آخوند شیاد روحانی مجبور میشود
روبه ولیفقیه بگوید شما 38 سال فقط اعدام و شکنجه کردید!
بله ناقوس سرنگونی است که لرزه بر
اندام مزدوران انداخته و میدانند که روز حسابرسی نزدیک است بنابراین ناگزیرند که
برای ایجاد تأخیر در سرنوشت محتومی که در پیش رو دارند، اقدام به چنین جستوخیزهای
ميمون وار نمایند.
خلاصه ولیفقیه طلسم شكسته در وحشت
سرنگونی ناشی از این تغییر دوران درحالیکه خودش هم میداند که درد بیدرمانش با
این جادو و حنبلها دوا نخواهد شد، به این صورت و با این منطق، بعدازاین همهسال،
سراغ خائنین خودفروختهای مثل شیطان بندهها رفته است که شاید بهواسطه آنها دردی
را دوا کند!! ایوای بنگر که اجتماع بزرگ ایرانیان در ویلپنت و جنبش دادخواهی چه بر
سر آخوندها آورده است که اینطور سم بر زمین میکوبند و سر به دیوار و فرق میشکافند.
تازه این از نتایج سحر است بگذار تا صبح قیام ارتش گرسنگان و محرومان به حرکت در بیاید
آنوقت شکل و شمایل آخوندها و مأمورانشان تماشایی است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر