۱۳۹۷ تیر ۸, جمعه

از قورباغه هایی که تازگی صدای ابوعطایش بلند شده، “شازده پیزوری”، رضا پهلوی

گاگول” خان و جنگل و قورباغه

گاگول خان


 گویند؛ “آب که سر بالا میرود، قورباغه ابو عطا می خواند”.
نظام آخوندی در سرازیری سقوط است و این را همه حتی خود رژیمی ها هم قبول دارند و اینجا و آنجا حرفش را می زنند. برخی ها هم که در همه این سالها ادای اپوزیسیون را در آورده اند، بی پرداخت بهایی، حالا فرصت را برای گفتن “حاجی اَنَا شریک”! غنیمت دانسته و صحبت از آلترناتیو بودن می کنند و ضمنا برای نشان دادن توان و جدیتشان! یک جفتکی هم به مجاهدین می زنند و پاچه ای هم میگیرند. یکی از قورباغه هایی که تازگی صدای ابوعطایش بلند شده، “شازده پیزوری”، رضا پهلوی است. “گاگول خان” با تکرار حرف همیشگی وزارت اطلاعات مبنی بر اینکه “مردم مجاهدین را نمی خواهند” و “مجاهدین در ایران طرفدار ندارند”، اظهار وجود کرده است. البته چون خودش جرات و توان و غیرت و محبوبیت مردمی و حتی تشکیلات و حزبی برای سرنگون کردن نظام پلید آخوندی ندارد، چشمش به این است که یا امریکائیها و یا برخی از فرماندهان سپاه کودتا کنند و حکومت را بگیرند و بعد ایشان را برای شاه شدن به کشور وارد کنند. حالا اون فرماندهان سپاه اگر توان کودتا دارند چرا مثل پدربزرگ کودتاچی “گاگول خان” خودشان شاه نمیشوند سوالی است که همین “شازده پیزوری” باید پاسخ بدهد. اما این داستان “طرفدار نداشتن” در بین مردم هم همیشه آدم را به یاد آن داستان معروف “گاگول خان و جنگل” می اندازد. “گاگول خان” همیشه صحبت از عظمت و زیبایی جنگل میکرد و دلش میخواست جنگل را ببیند. یک روز دوستی که از این علاقه و خواست “گاگول خان” خبر داشت، او را سوار ماشینش کرد و به وسط جنگل برد و پیاده اش کرد و گفت بفرما اینم جنگل. گاگول خان نگاهی به اطراف انداخت و با تعجب گفت: اینا که همه ش درخته پس جنگل کو؟
هرسال در ماه جون در برنامه گردهمایی مجاهدین و مقاومت ایران، انبوه ایرانیان از سرتاسر دنیا با قبول رنج مسافرت طولانی و پرداخت هزینه رفت و آمد، برای شرکت در گردهمایی سالیانه به پاریس می آیند. گزارشات و عکسها و ویدیوهای این گردهمایی باشکوه نیز در بسیاری از رسانه ها منتشر می شود. اگر “از گاگول خان” بپرسید پس اینها کی هستند؟ حتما خواهد گفت: اینا که مردم نیستند. اینا طرفدارای مجاهدین هستند. پس مردم کو؟ و ادامه خواهد داد که اگه مجاهدین راست میگن، اسم و فامیل و آدرس محل اقامت طرفدارانشون را در داخل منتشر کنن تا همه بفهمن که چندتا طرفدار دارن!!! “گاگول خان” است دیگر. مال مفت خورده و بی غیرت و خنگ شده

معرفی کتاب -مبانی دموکراسی در ایران آزاد

معرفی کتاب -مبانی دموکراسی در ایران آزاد -تأملی بر برنامه ده ماده ای مریم رجویمریم رجوی-منشور وارسته

مریم-رجوی-۱3
مریم-رجوی

۱۳۹۷ تیر ۶, چهارشنبه

بچهٔ شاه، طابق النعل بالنعل مانند پاسداران نظام

”البته خمینی“ دنبالچه جنگ ضدمیهنی و یک فقره غلط 

اضافی!


https://bit.ly/2Iq81Zk
البته خميني“ دنبالچه جنگ ضدميهني و يک فقره غلط اضافي!بچه شاه بي تخت و در خواب بيند که شاه شده 

بچهٔ شاه در کیهان پدرش ادعا کرده است با "اعضای سابق" مجاهدین گفتگو کرده و مجاهدین "زنان را مجبور به حجاب می‌کنند"!
تا اینجا یک فقره غلط اضافی به‌نقل از مأموران ساواک آخوندی و انجمنهای نجاست،که با ناشیگری تحت عنوان لو رفته "اعضای سابق" یعنی اعضای لاحق وزارت بدنام، ارائه می‌شود.
اما همجنسی ارتجاعی و وحدت تاریخی شاه و شیخ، به انجمنهای نجاست (انجمنهای نجات اطلاعات آخوندها) ختم نمی‌شود بلکه تا "فتح قدس از طریق کربلا" امتداد دارد.
طفل عقب‌مانده شاه گفته است که اصلاً نمی‌تواند تصور کند که ایرانیان رفتار مجاهدین را در جنگ ایران و عراقببخشند...
برای یک دنبالچه جنگ ضدمیهنی، جنگی با یک میلیون کشته و یک میلیون معلول و مجروح و ۲میلیون آواره و هزار میلیارد دلار خسارت "موهبتی الهی" است! به اهتزار در آوردن پرچم صلح عادلانه توسط شورای ملی مقاومت ایران و سازمان مجاهدین خلق ایران هم ضدارزش است و گوئیا کسی باید آنها را به‌خاطر شعار صلح و آزادی و به‌خاطر عملیات ارتش آزادیبخش ملی و ریختن جام‌زهر آتش‌بسبه حلقوم خمینی، ببخشاید!
در این قبیل موارد هموطنانمان در داخل ایران می‌گویند: بی‌شرف حیا کن!
اما وقتی کار به آنجا می‌رسد که بچهٔ شاه، طابق النعل بالنعل مانند پاسداران نظام ادعا می‌کند مردم ایران بین رژیم و مجاهدین، همین رژیم را انتخاب می‌کنند، دیگر بی‌حیایی سلطنتی-آخوندی و اهانت رذیلانه به مردم ایران به تعفن و گندیدگی "البته خمینی" راه می‌برد. اینچنین شیخ و شاه دست در دست یکدیگر به زباله‌دان تاریخ می‌روند.

۱۳۹۷ تیر ۴, دوشنبه

بچه شاه هل شده راستی چرا

طفلی هل شده از هل حلیم به چه کسانی متوسل شده واقعا پسر کو ندارد نشان از بی پدر
سالها قبل گفتیم واثبات شد که ”البته خمینی“ دنبالچه جنگ ضدمیهنی و یک فقره غلط اضافی!
https://bit.ly/2Iq81Zk


بچهٔ شاه در کیهان پدرش ادعا کرده است با "اعضای سابق" مجاهدین مجاهدینگفتگو کرده و مجاهدین "زنان را مجبور به حجاب می‌کنند"!
تا اینجا یک فقره غلط اضافی به‌نقل از مأموران ساواک آخوندی و انجمنهای نجاست،که با ناشیگری تحت عنوان لو رفته "اعضای سابق" یعنی اعضای لاحق وزارت بدنام، ارائه می‌شود.
اما همجنسی ارتجاعی و وحدت تاریخی شاه و شیخ، به انجمنهای نجاست (انجمنهای نجات اطلاعات آخوندها) ختم نمی‌شود بلکه تا "فتح قدس از طریق کربلا" امتداد دارد.
طفل عقب‌مانده شاه گفته است که اصلاً نمی‌تواند تصور کند که ایرانیان رفتار مجاهدین را در جنگ ایران و عراق جنگ ایران و عراق ببخشند...
برای یک دنبالچه جنگ ضدمیهنی، جنگی با یک میلیون کشته و یک میلیون معلول و مجروح و ۲میلیون آواره و هزار میلیارد دلار خسارت "موهبتی الهی" است! به اهتزار در آوردن پرچم صلح عادلانه توسط شورای ملی مقاومت ایران و سازمان مجاهدین خلق ایران هم ضدارزش است و گوئیا کسی باید آنها را به‌خاطر شعار صلح و آزادی و به‌خاطر عملیات ارتش آزادیبخش ملی و ریختن جام‌زهر آتش‌بس به حلقوم خمینی، ببخشاید!
در این قبیل موارد هموطنانمان در داخل ایران می‌گویند: بی‌شرف حیا کن!
اما وقتی کار به آنجا می‌رسد که بچهٔ شاه، طابق النعل بالنعل مانند پاسداران نظام ادعا می‌کند مردم ایران بین رژیم و مجاهدین، همین رژیم را انتخاب می‌کنند، دیگر بی‌حیایی سلطنتی-آخوندی و اهانت رذیلانه به مردم ایران به تعفن و گندیدگی "البته خمینی" راه می‌برد. اینچنین شیخ و شاه دست در دست یکدیگر به زباله‌دان تاریخ می‌روند.

۱۳۹۷ تیر ۳, یکشنبه

برنامه 10 ماده ای مریم رجوی چیست چه در آن نهفته است که پیاپیش اعلام شده است

برنامه 10 ماده ای #مریم_رجوی چیست چه در آن نهفته است که پیاپیش اعلام شده است 

هم‌چنان که در قسمت‌های پیشین این سلسله از مقاله‌ها خواندیم، برنامه ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی در سخنرانی به سوی آزادیآزادی در گردهمایی بزرگ مقاومت ایران، به تاریخ ۲۲تیر۹۲ طرح گردید. این برنامه، پلاتفرم عمل مقاومت ایران برای ایران آزاد فردا می‌باشد. ما در این قسمت به دیدگاه مریم رجوی در مورد سیاست خارجی می‌پردازیم. این دیدگاه در ماده نهم برنامه‌ ۱۰ ماده‌ ای چنین بیان شده است:
«ماده نهم: سیاست خارجی ما مبتنی بر همزیستی مسالمت‌آمیز، صلح و همکاریهای بین‌المللی و منطقه‌یی و احترام به منشور ملل متحد خواهد بود».


همزیستی مسالمت‌آمیز در منشور ملل متحد

«منشور سازمان ملل متحد» مهم‌ترین سند بین‌المللی است که بعد از «جنگ جهانی دوم» تدوین شد. اصول همکاری، همزیستی مسالمت‌آمیز بین ملتها و دولتها و راه‌های حل و فصل مسالمت‌آمیز اختلاف‌های بین‌المللی در آن پیش‌بینی شده است.
در ماده یکم فصل اول منشور ملل‌متحد چنین آمده است:‌
مقاصد ملل‌متحد به قرار زیر است:
  • «حفظ صلح و امنیت بین‌المللی و بدین منظور به‌عمل آوردن اقدامات دسته‌جمعی مؤثر برای جلوگیری و برطرف کردن تهدیدات علیه صلح و متوقف‌ساختن هر گونه عمل تجاوز یا سایر کارهای ناقض صلح و فراهم آوردن موجبات تعدیل و حل و فصل اختلافات بین‌المللی یا وضعیتهایی که ممکن است منجر به نقض صلح گردد با شیوه‌های مسالمت‌آمیز و بر طبق اصول عدالت و حقوق بین‌الملل؛
  • توسعه روابط دوستانه در بین ملل بر مبنای احترام به اصل تساوی حقوق و خودمختاری ملل و انجام سایر اقدامات مقتضی برای تحکیم صلح جهانی؛
  • حصول همکاری بین‌المللی در حل مسائل بین‌المللی که دارای جنبه‌های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی یا بشردوستی است و در پیشبرد و تشویق احترام به حقوق‌بشر و آزادی‌های اساسی برای همگان بدون تمایز از حیث نژاد، جنس، زبان و یا مذهب؛
  • بودن مرکزی برای هماهنگ کردن اقداماتی که ملل جهت حصول این هدف‌های مشترک معمول می‌دارند».
حال ببینیم رژیم حاکم بر ایران آیا به مفاد این منشور پایبند بوده و سیاستی مطابق همزیستی مسالمت‌آمیز، صلح و همجواری با کشورهای همسایه را در پیش گرفته یا خیر؟

رژیم حاکم بر ایران و تکیه بر صدور بنیادگرایی مذهبی به جای همزیستی مسالمت‌آمیز

کسی که اندک شناختی از این رژیم داشته باشد، به‌خوبی می‌داند که موضوعاتی مانند «همزیستی مسالمت‌آمیز، صلح و همکاریهای بین‌المللی و منطقه‌یی و احترام به منشور ملل‌متحد» در قاموس حاکمیت تحمیل‌شده به ایران وجود نداشته و ندارد. حکومتی که خمینی از ابتدا بنیاد نهاد، روی ۲پا سوار شد: سرکوب در داخل و صدور تروریسم و دخالت در کشورهای منطقه. بنابراین از همان ابتدا با دولتهای همجوار و غیرهمجوار سر سازگاری داشت و این یک امر خودبه‌خودی و تصمیم آنی نبود. تحریکات مستمر خمینی از همان ابتدای سال ۱۳۵۸ علیه عراق زمینه‌ساز حمله عراق به ایران و جنگ خانمان‌سوزی شد که خمینی آن را مائده آسمانیش خواند.
آری به‌دلیل تئوری ارتجاعی ولایت فقیه، ظهور دیو بنیادگرایی مذهبی در تقدیر بود. امروز بنیادگرایی یک تهدید جهانی است؛ تهدیدی که مقاومت ایران و سخنگوی آن مریم رجوی، سال‌ها پیش نسبت به آن هشدار داده بودند. در قانون اساسی این رژیم، صدور بنیادگرایی تحت عنوان شعار دجالگرانه «حمایت بی‌دریغ از مستضعفان جهان» یا «وحدت جهان اسلام» در اصل‌های ۳، ۱۱ و ۱۵۴ مورد تأکید قرار گرفته است. خمینی آشکارا در وصیتنامه خود(۱) خواهان برانداختن حکومتهای تمام کشورهای مسلمان و اخراج زمامداران آنها و تشکیل «یک دولت اسلامی با جمهوری‌های آزاد و مستقل» شد. علی خامنه‌ای هم همین سیاست طمع به کشورهای دیگر را ادامه داد. نیروی تروریستی قدس که بیش از یک ربع قرن پیش تأسیس شده، ابزار سیاست صدور ترور و بنیادگرایی رژیم آخوندها است.
در ۲۷شهریور ۹۳ یک نماینده مجلس آخوندها گفت: «در حال حاضر ۳پایتخت عربی در دست ایران است و صنعاء پایتخت چهارم خواهد بود... و ما دنبال یکپارچه‌سازی کشورهای اسلامی هستیم».
طبق یک تحقیقات ۶ساله که نتیجه آن در ژانویه ۲۰۱۳ در نیویورک تایمز منتشر شد، ردیابی هر پوکه‌یی که در جنگهای آفریقا مصرف شده، به ایران راه می‌برد.(۲)
نتیجه این سیاست بنیادگرایانه و ایران برباد‌ده را اکنون به‌وضوح می‌توانیم ببینیم. پیشبرد یک جنگ خانمان‌سوز در عراق، دخالت در سوریه و کشتار و ویرانگری در آنجا با دستاویز دجالانه «دفاع از حرم»، دخالت در یمن با مزدوران حوثی و گسیل موشک به آنجا و دامن‌زدن جنگ داخلی، دخالت در عراق و ایجاد درگیری و کشتار، خیانت به آرمان فلسطین و ایجاد دودستگی در آنجا، دخالت در لبنان با مزدوران خود با نام حزب‌الله و صد‌ها پروژهٔ تروریستی دیگر منویات این رژیم برای ایجاد «هلال شیعی» و ایجاد یک خلافت و امپراطوری بزرگ برملا کرده است. چیزی که خامنه‌ای و سایر سران رژیمش از آن به‌عنوان عمق استراتژیک رژیم یاد می‌کنند.


همزیستی مسالمت‌آمیز ـ هلال شیعی مورد ادعای ولایت فقیه

مقاومت ایران و مریم رجوی رو در روی بنیادگرایی

آنچه به مقاومت ایران برمی‌گردد، از همان آغاز رو در روی این سیاست خائنانه ایستاد. طرح صلح شورای ملی مقاومت با عراق پس از خروج عراق از خاک ایران و پذیرش قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر به‌عنوان مبنای مذاکرات صلح توسط این کشور، نخستین قدم در این راستا بود. مقاومت ایران به رهبری مریم رجوی در سال ۱۳۷۲ با انتشار کتاب «بنیادگرایی اسلامی تهدید نوین»، نسبت به تهدید بنیادگرایی هشدار داد و اعلام کرد و گفت هدف رژیم ملاها از ساخت بمب اتمی نیز صدور بنیادگرایی، تضمین بقای خودش است. متأسفانه این هشدار به‌دلیل سیاست مماشات جدی گرفته نشد و جهان عواقب تلخ و ویرانگر آن را بعد از ۳دهه تجربه کرد.

ایران آزاد فردا، مبشر و الگوی احترام به منشور ملل‌متحد

چنان‌چه در ماده ۹ برنامه ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی دیدیم، ایران آزاد فردا،‌ ایرانی خواهد بود که عمیقاً به منشور ملل‌متحد احترام خواهد گذاشت. مریم رجوی دیدگاههای بسیار روشنی علیه بنیادگرایی دارد. 
او به‌عنوان یک زن مسلمان، مترقی و آزاداندیش، طی ۴دهه رویارویی نفس‌گیر با غول بنیادگرایی مذهبی، از موضوعاتی سخن می‌گوید که خود، آن را در عمل آزموده است. او هم تز بنیادگرایی را می‌شناسد و هم آنتی‌تز آن را. تعهد او به منشور ملل‌متحد، همزیستی مسالمت‌آمیز و صلح و همکاریهای بین‌المللی و منطقه‌یی، یک تعهد تاکتیکی و از روی مصلحت‌های زودگذر سیاسی نیست، ریشه در اعتقادی عمیق به حقوق‌بشر، آزادی‌های بنیادین و دیگر ارزش‌های جهان‌شمول مانند لغو حکم اعدام، برابری زن و مرد، لغو حجاب اجباری، منع تبعیض و ضرورت جدایی دین از دولت دارد. از هم‌اکنون نمونه‌یی از کارکردهای او را در ادارهٔ گردهمایی‌های بزرگ مقاومت ایران، شورای ملی مقاومت و در تعامل با دنیای آزاد و در پیشبرد شعار همبستگی علیه دیکتاتوری آخوندی به‌چشم می‌توان دید. حمایت‌های جهانی این مقاومت از بین شخصیت‌های بین‌المللی از سراسر جهان، اندیشمندان، شاعران، نویسندگان، هنرمندان، ورزشکاران، زنان و برندگان جایزه نوبل مؤید این ادعاست. به عبارت دیگر،‌ مشت نمونه خروار است.

۱۳۹۷ تیر ۲, شنبه

بیانیه مشترک و ثبت‌شده ۳ سازمان حقوق‌بشری دارای رتبه مشورتی سازمان ملل‌متحد

 دفاع از حقوق بشر وقتل عام شدگان یک مسولیت ملی میهنی و جهانی شده است برمجاهدین و خلق ایران در سالهای 60 و67 چه جنایاتی نشده است 


 سازمان_های غیر دولتی دارای رتبه مشوری ملل متحد (1) 

هم‌زمان با شروع سی و هشتمین اجلاس شورای حقوق بشر ملل متحد در ژنو و در آستانه ۳۰مین سالگرد قتل عام ۳۰ هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷ بر اساس فتوای جنایتکارانه خمینی جلاد، فرانس لیبرته (بنیاد دانیل میتران)، جنبش علیه نژادپرستی و برای دوستی میان خلق‌ها (مراپ) و انجمن بین‌المللی حقوق بشر زنان که هر سه دارای رتبه مشورتی ملل متحد هستند بیانیه‌یی را در مورد قتل عام ۳۰ هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷ در ایران به ثبت رساندند و خواهان تحقیقات بین‌المللی دربارة این قتل عام و حسابرسی از عاملان آن شدند.
سازمان‌های غیر دولتی دارای رتبه مشوری ملل متحد در این بیانیه تحت عنوان «کمیسر عالی باید از تحقیقات در مورد قتل عام سال ۱۹۸۸ در ایران حمایت کند»، خطاب به زید رعد الحسین، می‌نویسند:
وضعیت حقوق بشر در ایران همچنان رو به وخامت می‌گذارد. حکومت ایران به تظاهرات مسالمت‌آمیز در شهر جنوبی کازرون در ماه می با آتش‌گشودن بر روی تظاهرکنندگان و کشتن دست کم ۴نفر و مجروح‌کردن بسیاری پاسخ داد.
سرکوب در کازرون به دنبال به‌کارگیری شیوه‌های غیر انسانی مشابه برای هدف قرار دادن تظاهرات مسالمت‌آمیز ژانویه ۲۰۱۸ (دی‌ماه ۹۶) صورت گرفت؛ زمانی که مقام‌ها(ی رژیم)، هزاران تن را دستگیر و ده‌ها نفر، از جمله بسیاری را در زیر شکنجه در زندان به قتل رساندند.
یکی از علت‌های عمده وقاحت مقامات (رژیم) ایران در حذف مخالفان، مصونیتی است که آنها در قبال جنایات ضد بشریشان که مهمترین آن قتل عام ۳۰۰۰۰ زندانی سیاسی در سال۶۷( ۱۹۸۸) است.
عاملان (این جنایت) همچنان از مصونیت برخودارند و بسیاری از آنها هنوز مواضع کلیدی در قوه قضائیه یا دولت دارند. وزیر دادگستری کنونی (رژیم) ایران در بین آنهاست.
در ادامة بیانیة سه سازمان غیر دولتی دارای رتبة مشوری ملل متحد با اشاره به گزارش سازمان‌های حقوق بشری درباره اقدامات رژیم آخوندی برای از بین‌بردن گورهای جمعی قتل عام‌شدگان سال ۶۷ به‌منظور لاپوشانی این جنایت، آمده است:
این تاکتیک‌ها اسناد کلیدی را از بین می‌برد که می‌تواند برای مشخص‌کردن حقیقت دربارة ابعاد جنایات (صورت‌گرفته) و اعادة عدالت و غرامت به قربانیان و خانواده‌های آنان استفاده شود.
این سایت‌ها تحت مراقبت مستمر آژانس‌های امنیتی قرار داشته‌اند و این نشان می‌دهد که نهادهای قضایی، اطلاعاتی و امنیتی در مراحل تصمیم‌گیری مربوط به هتک حرمت و نابودی (گورها)، مشارکت دارند.
در طول سال ۲۰۱۷، (انجمن) عدالت برای قربانیان قتل عام سال ۱۹۸۸ در ایران به‌طور جداگانه تحقیقات طولانی را پیرامون این قتل عام با مصاحبه با بازماندگان قربانیان و شهود عینی و تجزیه و تحلیل گزارش شهود، اسناد تصویری و اعترافات و شهادت‌های مقامات کنونی و سابق (رژیم) ایران که در این کشتار جمعی نقش داشته‌اند، انجام داده است.
این انجمن طی دو گزارش جداگانه در سال ۲۰۱۷ فهرستی از ۵۹ گور جمعی در ایران را منتشر کرد که اعتقاد می‌رود قربانیان قتل عام سال ۱۹۸۸ به‌طور مخفیانه (در آنجا) دفن شده باشند.
فرانس لیبرته، جنبش مراپ و انجمن بین‌المللی حقوق بشر زنان در پایان بیانیه مشترک خود، تأکید کرده‌اند: «اکنون زمان آن است که کمیسر عالی حقوق بشر از شروع تحقیقات بین‌المللی در مورد قتل عام ۱۹۸۸ حمایت کند و عدالت را برای قربانیان آن جنایت علیه بشریت برقرار کند.

۱۳۹۷ خرداد ۳۱, پنجشنبه

عهدتان بسر آمده تاریخ وتکامل ایران زمین باستان هیچگاه به عقب برنمیگردد

دفاع بقایای فاشیسم سلطنتی از فاشیسم دینی-جوابیه سازمان مجاهدین خلق ایران به خبرگزاری بلومبرگ

عهدتان بسر آمده تاریخ وتکامل ایران زمین باستان هیچگاه به عقب برنمیگردد

 بلومبرگ -جوابیه مجاهدین

در آستانه ۳۰ خرداد روز شهدا و زندانیان سیاسی و سرآغاز مقاومت سراسری علیه فاشیسم دینی در سال ۱۳۶۰ ، پسر شاه خائن در یک ستون در بلومبرگ فرصت را برای خالی کردن دق دل بقایای دیکتاتوری دست نشانده علیه مجاهدین خلق ایران مغتنم شمرده است . طرفه اینکه با کپی چسبان و سرقت ادبیات مقاومت ایران، خود را طرفدار ”انقلاب دمکراتیک“ هم جا زده است. انقلابی که قرار است توسط بچه شاه با پاسداران و الباقی اطلاعات آخوندی صورت گیرد! 
به نوشته بلومبرگ : «مطابق گزارش آن زمان از باب وودوارد از واشنگتن پست, در دهه ۱۹۸۰ رضا پهلوی بعنوان یک جوان با سی آی ای رابطه داشت. اما حتی آنموقع دولت ریگان تلاش نمیکرد که رژیم جدید در ایران را تغییر بدهد؛ این دولت تلاش میکرد تا با رژیم ایران مذاکره کند. همانطور که ماجرای ایران – کنترا نشان داد مشاورین ریگان به آخوندها سلاحهای اسرائیلی می فروختند تا گروگانها در لبنان را آزاد کنند».
سازمان مجاهدین خلق ایران جوابیه زیر را برای خبرگزاری بلومبرگ ارسال کرده است.

دفاع بقایای فاشیسم سلطنتی از فاشیسم دینی
از ابتدای قرن بیستم که مردم ایران برای دمکراسی و حاکمیت ملی مبارزه میکنند، دو دیکتاتوری مطلقه در مقابل آنان صف کشیده اند: سلطنت موروثی شاهان و سلطنت دینی آخوندها. این دو جریان، علی رغم تمام تضادهایشان در یک نقطه به وحدت میرسند: دشمنی با دمکراسی و سرکوب وحشیانه آزادیخواهان. دمکراسی مهر پایان تاریخی بر این دو جریان در ایران است.
در ۱۹۵۳ دربار شاه به کمک یک کودتای طراحی شده توسط سیا و اینتلجنت سرویس تنها حکومت دمکراتیک وملی تاریخ معاصر ایران برهبری دکتر محمد مصدق را سرنگون کرد و بمدت ۲۵ سال حکومت ترور و وحشت در ایران حاکم گردید. کاشانی، سلف خمینی مهمترین عامل داخلی کودتا و سرکوب آزادیخواهان بود. در ۱۹۰۸ دو سال بعد از انقلاب مشروطه هم وقتی شاه قاجار به کمک روسیه تزاری مجلس شورای ملی را به توپ بست، پشتیبان داخلی اش آخوندهای مرتجع به رهبری شیخ فضل الله نوری بودند. این دو آخوند مرتجع الگوهای خمینی و رژیمش بودند و بارها توسط او مورد تجلیل قرار گرفتند.
۶۵ سال بعد از کودتای سیاه علیه دکتر مصدق پسر محمدرضا شاه پهلوی که با شعار مرگ بر شاه میلیونها ایرانی از ایران فرار کرد، در صدد جبران خدمت آخوندهای مرتجع به پدرش بر آمده است. بدنبال قیام سراسری مردم که از ابتدای ۲۰۱۸ شروع شده و سرنگونی رژیم ملایان را بنحو ملموسی در چشم انداز قرار داده است، رضا پهلوی مدعی شده که ”اگر انتخابی باشد بین این رژیم و مجاهدین باشد مردم به احتمال قریب به یقین خواهند گفت اخوندها”. (خبرگزاری بلومبرگ ۱۹ ژوئن) این ادعا که مردم ایران رژیم آخوندها ، رکوردار اعدام در جهان، و حامی اصلی تروریسم را انتخاب میکنند، همان ادعای کودتاچیان و آخوندهای طرفدار آنها بود که میگفتند مردم مصدق را سرنگون و شاه را به قدرت برگرداندند. فقط نقش ها عوض شده است، آخوندها در حکومت و بقایای دربار به دریوزگی از آنها مشغولند.
این دعاوی پسر شاه که کسی جز خودش را نمایندگی نمیکند و تنها اعتبارش فرزندی یک دیکتاتور مخلوع است، نفرت مردم ایران را از بقایای شاه دوچندان میکند. هزاران زندانی سیاسی که آثار شکنجه های ساواک مخوف شاه بر بدنشان هست و حتی مادران بسیاری از مبارزان اعدام شده توسط شاه گواهان زنده این جنایتها هستند.
خاستگاه اظهارات ابلهانه پسرشاه را در سخنان خامنه ای در روز ۹ ژانویه را در اوج قیام می توان یافت که اعتراف کرد سازمان مجاهدین در داخل ایران عامل اصلی در پشت قیامها بوده است. همچنین روحانی رئیس جمهور رژیم در ۲ژانویه در مکالمه با رییس جمهور فرانسه مجاهدین را مقصر قیامها خواند و از دولت فرانسه خواست که بر افراد این سازمان در فرانسه محدودیت اعمال کند. غیظ و کین او نسبت به زنان مجاهد که حجاب آزادانه و اختیاری آنها را جبری قلمداد کرده است را در این حقیقت می توان یافت که سنایی راد معاون فرمانده سپاه پاسداران اعتراف کرد که زنان مجاهد در بسیاری از شهرها سازمانده اصلی قیام بوده اند. حجاب زنان مجاهد همچنین سلاحی علیه بنیادگرایی دینی اعم از خلافت شیعی یا سنی است که بجای تحویل دادن اسلام و ۲ میلیارد مسلمان به آنها ، اسلام حقیقی و بردبار را نشان میدهد. سرکوب خونین زنان مسلمان و با حجاب در سال ۱۹۳۵ توسط رضا خان قلدر پدر بزرگ همین پسر لکه ننگی در تاریخ معاصر ایران است که راه را برای استبداد دینی ملایان هموار کرد. صورت مسأله در ایران دمکراسی و دیکتاتوری است نه اسلام و غیر اسلام.
در ۵۳ سال حیات مجاهدین، دو رژیم شاه و ملایان هزاران بار مدعی نابودی آنها و نداشتن مقبولیت اجتماعی شده اند. اما این سازمان تنها متکی بر حمایت گسترده اقشار مختلف مردم توانسته اند برغم اعدام بیش از ۱۰۰ هزار اعدام و موج ترور و توطئه دوام بیاورند و به اعتراف ملایان حاکم به چالش اصلی آنها تبدیل گردند.
سیاست صلح مجاهدین و شورا علیه جنگ ضد میهنی که پس از خروج سربازان عراقی از ایران در ۱۹۸۲ صرفا توسط خمینی با شعار فتح قدس از طریق کربلا ادامه یافت و در طی آن بیش از یک میلیون جوان ایرانی کشته شدند، از بالاترین افتخارات ملی ماست. طرح صلح شورا ( مارس ۱۹۸۳) «قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر و مرزهای زمینی و رودخانه یی مندرج در این قرارداد را مبنی صلح عادلانه و پایدار اعلام» کرد و «مساله تعیین خسارتهای ناشی از جنگ» و «نحوه تادیه حقوق ایران» را «به دیوان بین المللی لاهه» احاله کرد. این طرح که از سوی ۶۰۰۰ مقام دولتی و پارلمانتر و رهبر سیاسی در جهان مورد حمایت قرار گرفت از سوی دولت عراق رسما مورد استقبال قرار گرفت و «آن را مبنای قابل قبولی برای مذاکرات صلح» توصیف کرد. این طرح به اتمّ وجه منافع ملی ایران از جمله قرارداد ۱۹۷۵ را که دولت عراق در ابتدای جنگ آن را باطل اعلام کرده بود و مسأله دریافت غرامت را نیز در دستور کار می‌گذاشت. امّا اصرار خمینی کار را به جایی رساند که در حالی که ۱۵ سال است دست نشاندگان آخوندها در عراق حکومت می کنند، رژیم ایران نتوانسته است چنین قرارداد صلحی را با همین دولت امضا کند.
کارزار داخلی و بین المللی صلح مقاومت ایران عامل داخلی پذیرش آتش بس از سوی خمینی و متوقف کردن فرستادن کودکان روی میدانهای مین شد و الا آخوندها صدها هزار جوان و نوجوان دیگر را به کشتن میدادند. سازمان مجاهدین خلق ایران از روز نخست ورود به عراق بطور علنی بر استقلال کامل مالی، سیاسی و نظامی خود تاکید کردند، اصلی که تا اخرین روز حضور درعراق در ۹ سپتامبر ۲۰۱۶ به آن پایبند بودند و ۱۵ سال بعد از سرنگونی دولت پیشین عراق و در حالیکه همه اسناد آن دولت بدست رژیم آخوندی افتاد، حتی یک سند که خلاف این حقیقت را نشان بدهد وجود ندارد.
اما آنچه بسیار روشن و مستند است اینکه خمینی توانست بقایای شاه را هم با خود در یک جنگ تجاوزکارانه ضد ایرانی با نقشه مسیر کربلا تا قدس همراه کند. تاریخ ایران فراموش نخواهد کرد.

 

۱۳۹۷ خرداد ۲۸, دوشنبه

زمان تحقق یک آرمان برحق

زمان تحقق یک آرمان برحق

براستی زمان تحقق آرمانهای حق فرا خواهد رسید


 دجالیت نظام آخوندی به‌اندازه‌ای عمیق و عاری از هرگونه شرم و حیا است که آن‌ را قادر می‌سازد چشم‌درچشم مخاطب دروغ ببافد و بعدهم مدعی‌شود حقیقت با او بوده‌است. اما پارادوکسی که این نظام مفلوک با آن دست‌به‌گریبان است، بیرون زدن واقعیت‌های سرسخت خارج از ذهن، از جابه‌جای چنین وارونه‌نمایی‌ها است که کاسه‌کوزه‌های آن‌را درهم می‌شکند و او را وادار به اعتراف به همان چیزهایی می‌کند که سخت از آن ابا داشت یا تلاش می‌کرد تصویر معکوسی از آن ارائه دهد.
باشروع قیام دی‌ماه۹۶، نظام ضدبشری آخوندها که خود به‌خوبی از عمق جنبش و رادیکالیسم مردمی آن در انطباق بامشی چند ده‌ساله مقاومت ایران مطلع بود، سراسیمه به میدان پرید تا اثبات کند «این قیام ربطی به مجاهدینمجاهدین ندارد و مردم به‌میدان‌آمده طرفدار این گروه نیستند»، درصورتی‌که برای نفی موضوعی که وجود ندارد، قاعدتا نیاز به این‌همه یقه‌درانی نبود:
– «… روحانیروحانی با ماکرون تماس میگیرد و میگوید عامل تظاهرات [مجاهدین] است. [آی] اونهایی که رفتید به روحانی رای بدهید! و اون حضراتی که هنوز در خارج کشور از روحانی دفاع می کنید! … آیا مبارزات مردم ایران ربطی به [مجاهدین مستقر] در پاریس دارد؟ یک دانه شعار کسی دیده؟ حتی خود این [گروه] نمی تواند ادعا کند و نکرده…» (۱)
– «[مجاهد] بدو بدو آمد فکر کرد که سفره انداخته‌اند یک لقمه بزند، یک نفر اسمش را نیاورد، فقط وزیر اطلاعات گفت: منافقین! منافقین! …» (۲)
– «همه می دانند که جمهوری اسلامی از دیرباز به عنوان یک شگرد شناخته شده برای تخطئه اعتراضات مردم [آنرا به مجاهدین] منتسب کند تا هم انزوای خود را به پوشاند و هم برای معترضان پرونده سازی کند» (۳)
بنابراین برحسب آنچه رله‌کنندگان در انجام وظایف مربوطه و «پول‌های طیب‌وطاهرشان» بیان‌کردند، مشخص شد که «رژیم تنها جهت سرکوب مردم، از وجه تبلیغاتی اسم مجاهدین را می‌آورد!»، اما هنوز دق‌دلی خالی‌کردن‌های «دایره مبارزه با نفاق وزارت بدنام» از صفحات اول رسانه‌هایشان پائین نرفته، اداره حراست از قانون اساسی ایالت بادن وورتنبرگ آلمان در گزارش سالیانة خود برای سال۲۰۱۷، با ذکر مواردی از فعالیت‌های عملی جاسوسی رژیم‌آخوندی که مخفی بوده و نمی‌توانسته جنبة تبلیغی داشته‌باشد، درحدی‌که این اداره از آن مطلع شده است، نوشت:
– «فعالیت‌های این سرویس‌های اطلاعاتی [رژیم ایران]، علاوه بر جمع‌آوری اطلاعات سیاسی، تجاری و علمی، مراقبت بر گروه‌های اپوزیسیون و فعالیت‌های ضدتبلیغی [علیه آنان] را در برمی‌گیرد. به‌خصوص سازمان مجاهدین‌خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران به‌عنوان [هدف‌های] خاصی برای شناسایی و بی‌اعتبار ساختن [از سوی سرویس‌های اطلاعاتی رژیم ایران] محسوب می‌شوند. در این راستا، فعالیت‌های [مذکور] هم از خود تهران و هم از مواضع دیپلماتیک و کنسولی [رژیم ایران]… کنترل می‌شوند» (۴)
البته رژیم بی چشم و روی آخوندی وقیح‌تر از آن است که بازهم شرمنده آن‌گونه شکل مار کشیدن‌های شیادانه خودش شود و به‌صورتی پارادوکسیال، درعین‌حال که درتلاش برای کم‌اهمیت نشان‌دادن نقش مجاهدین برای نظام است، این‌طور خودش‌را در عملی هزینه‌بردار و نه تبلیغاتی، برزمین می‌کوبیدکه:
– «اقدام دولت آلبانی در پذیرش [مجاهدین] اقدامی غیردوستانه نسبت به جمهوری اسلامی ایران بوده و از این رو وزارت امورخارجه باید نسبت به اقدام غیردوستانه دولت آلبانی اعتراض کرده و مجدانه و بطور مستمر خواهان توقف فعالیت ها و اخراج این [گروه] از آلبانی شوند.» (۵)
همچنین یک‌عضو مجلس وحوش آخوندی، تنها دلیل قانع‌کننده لازم برای تحمل هزینه‌های FATF توسط نظام را، امکانی عنوان می‌کند که برحسب آن مثلا می‌توان مجاهدین را تحت فشار قرار داد:
– «وقتی که بخواهیم به این لایحه نپیوندیم منافقین به اصطلاح سازمان مجاهدین خلقسازمان مجاهدین خلق را در هیچ کشوری نمی تونیم تعقیب بکنیم اما با پیوستن به این لایحه ما میتوانیم اقداماتی که علیه نظام جمهوری اسلامی بر علیه کشور ما منافع ملی ما در دنیا صورت میگیره با پیوستن به این کنوانسیون آنها را پیگیری بکنیم» (۶)
جیغ‌های بنفش رژیمی که مدعی «بی‌اهمیت دانستن مجاهدین» بود تنها علیه حضور آنها در آلبانی یا عجله برای پذیرشFATF محدود نیست، واکنش‌های دردآلود آن در قبال گردهمایی سالیانه مقاومت در پاریس هم نشان‌دهنده عمق وحشت دیگری است که موقعیت آلترناتیو انقلابی درشرایط فعلی، برای خلیفة ارتجاع ایجاد کرده است. سال گذشته وقتی‌که وزیرخارجه‌اش سراسیمه به پاریس فرستاده‌شد تا جلوی چنین تجمعی را بگیرد و او دست از پا درازتر برگشت، ولی‌فقیه شکست‌خورده آن‌چنان به‌هم ریخت که حتی ناگزیر از اشاره به حربة همیشگی تروریسم خود در خارج کشور شد و نوشت:
– «اما مساله مهم، برگزاری نشست امسال [مجاهدین] تنها ساعاتی پس از سفر وزیر امور خارجه ایران به پاریس است… وزارت خارجه و سفارت ایران در پاریس نباید به راحتی از کنار آن بگذرند… شاید اینجا باید ادبیات دیپلماتیک را از «نقطه ابهام» به «عنصر اتهام» تبدیل کرد. دول قربانی تروریسم «حق دفاع مشروع در برابر عملیات های مسلحانه گروه های مخالف غیردولتی مستقر در سرزمین کشور ثالث» دارند. رابطه ایران و فرانسه در شرایط فعلی به شدت نیازمند اولتیماتوم جدی در بازتعریف نقش میزبانی پاریس در ضیافت [مجاهدین] است» (۷)
اما امسال که اعتلای موقعیت انقلابی جامعه و تغییر اتمسفر بین‌المللی و موقعیت جهانی آلترناتیو انقلابی در نقطه شناسایی بین‌المللی، دیگر به‌اندازه‌ای غیرقابل‌اغماض است که اجازه چنان پارس‌های خوابیده‌ای راهم به‌نظام وحشی آخوندی نمی‌دهد، آخوندهای مفلوکی که در عصر یخبندان مماشات نتوانسته‌اند در همدستی با جبهه جهانی چپاولگران، ازپس این مقاومت بربیایند، حالا احمقانه می‌خواهند با تطمیع و التماس به غرب و بسیج مواجب‌بگیرانی که به گواهی سوابق وادادگی‌هایشان قادر به پیشبرد کمترین حرکت عملی جز فحاشی نیستند، جلوی حرکت تاریخ به‌سمت درست آن‌را بگیرند:
– «این غربی‌هایی که طرفدار حقوق‌بشر هستند … چگونه پایتختهاشون … به این مقدار فرش قرمز پهن می‌کنه بهترین خانه در اختیارشون میگذاره… من معتقدم اینها است که تردیدهای جدی ایجاد می‌کند که هیچ قول قراری از غرب رو ما نباید پایه قرار بدهیم» (۸)
– «کاظم جلالی در نامه ای به … رییس هیات روابط با جمهوری اسلامی ایران در پارلمان اروپا … با اشاره به نشست [مجاهدین] در ۳۰ ژوئن ۲۰۱۸ با محوریت تقابل با جمهوری اسلامی… یادآور شده است که: انتظار می رود پارلمان اروپا با نگاه به عنایت سازنده و مثبت خود به ارتقای مناسبات دوجانبه، روشنگری لازم را نزد نمایندگان پارلمان اروپا در این خصوص داشته باشد…[جلالی] همچنین در نامه دیگری به … رئیس گروه دوستی پارلمانی با جمهوری اسلامی ایران در مجلس ملی جمهوری فرانسه و … رئیس گروه دوستی پارلمانی با ایران در مجلس سنای جمهوری فرانسه تحرکات تبلیغی [مجاهدین] در خاک فرانسه را مغایر با روابط دوجانبه ایران و فرانسه دانست.» (۹)
خلیفه مفلوک ارتجاع و دایره مبارزه با نفاق او با تمام دجالیت و جنگ‌های روانی‌شان علیه مقاومت، قادر نیستند این حقیقت مسلم را بپوشاند که بزرگ‌ترین قدرت‌های جهان نیز دیگر قادر به جلوگیری از تحقق آرمان برحقی که حاضر به پرداخت سنگین‌ترین و خونین‌ترین بهای آزادی است نیستند مقاومت ایران با عبور از چنان آتش‌های هولناکی اصالت و حقانیت خودرا به‌اثبات رسانید، زمستان تیره استمالت را درهم شکست تا این چنین سرفراز و قدرتمند درآستانة بهار شکوفایی خود بایستد.

(۱) تواب تشنه‌به‌خون مجاهدین، ایرج مصداقی، در گفتگو با بلندگوی وزارتی سعید بهبهانی ۱۳دی۹۶
(۲) مزدور اجاره‌ای، علیرضا نوریزاده، در تلویزیون وزارتی‌اش ۲۰دی۹۶
(۳) رسانه معتادخمینی، بنی‌صدر، تقی روزبه، ۱۹خرداد۹۷
(۴) سایت اداره حفاظت از قانون اساسی ایالت بادن وورتمبرگ آلمان فدرال، می ۲۰۱۸
(۵) یکی از دیپلمات تروریست‌های رژیم‌آخوندی به‌نام محسن نیک‌آئین ۱۱خرداد۹۷
(۶) خبرگزاری مجلس ارتجاع، صحبت‌های کواکبیان، ۲۰خرداد۹۷
(۷) سایت وزارت اطلاعات آخوندها موسوم به هابیلیان ۱۱تیر۹۶
(۸) تلویزیون شبکه۲ رژیم، محمدجواد لاریجانی تئوریسین سنگسار و شکنجه، ۲۱خرداد۹۷
(۹) خبرگزاری رسمی آخوندها موسوم به ایرنا ۲۰خرداد۹۷

برای مزدوری هر بهایی حتی قلب واقعیت ودروغگویی به سبک امام دجالان خمینی

ابراهیم خدابنده و پناه بردن به دروغ‌های گوبلزی دجالانه

مزدور مزدور است 
وبرای مزدوری هر بهایی میدهم حتی قلب واقعیت ودروغگویی 
محض به سبک امام دجالان خمینی 

دروغهاي گوبلزي خدابنده








چهاردهه پیش، خمینی دجال برای جبران شکست و عقب‌افتادگی‌اش در برابر مجاهدین، ناگزیر از هزینه‌کردن چهره به‌اصطلاح مذهبی و مرجعیت خود شد و شخصاً به صحنه آمد تا با یک دروغ شاخ‌دار به‌زعم خود، محروم‌ترین اقشار اجتماعی را علیه مجاهدین بسیج کند. او با دجالیتی وقیحانه گفت: «می بینیم که یک بساطی در امجدیه [اشاره به اجتماع صدها هزار نفره مجاهدین در امجدیه تهران در خرداد۱۳۵۹] پیش می آید؛ یک غائله درست می شود مع الاسف ، جوانهای ما مطلع نیستند که اینها چه دارند می کنند؛ این اشخاص… همینها هستند که وقتی کشاورزها خرمنهایشان را جمع می کنند، آتش می زنند. الان هم باز دارند آتش می زنند ، اگر محافظت نشود، محافظت صحیح نشود، همه اش را آتش می زنند.» (۴تیر۱۳۵۹- صحیفه نور صفحه۴۵۹) این دروغ به‌اندازه‌ای رسوا و ناچسب بود که به‌رغم چهاردهه اتهام‌زنی‌های بدون حدومرز علیه مجاهدین که تمام پهنه‌های فردی و کردار اجتماعی تک‌به‌تک افراد و کلیت این جنبش را دربر می‌گیرد، هیچ‌گاه در رژیم آخوندی، کسی به آن نزدیک نشد و هیچ استنادی به آن نداشت و حتی ارگان‌های تبلیغاتی رژیم آن را پنهان هم کرده بودند!
و اما حالا، چهاردهه بعد، یک «جوجه اطلاعاتی» فارغ‌التحصیل مکتب دجالیت آخوندی، در بلاهت محض، با به‌کارگیری همان روش شکست‌خورده، قصد دارد خوش‌رقصی خود برای اربابانش در وزارت بدنام را به اثبات رساند، خبرگزاری رسمی رژیم آخوندی که در پیسی و افلاس محتاج دروغ‌پراکنی‌های این مزدور دون‌پایه‌ شده است، در خبری این‌طور می‌گوید: «ابراهیم خدابنده، پنجشنبه شب در سلسله نشست های رویش فرهنگ که در مرکز همایش ها و نمایشگاه های آستان قدس رضوی برگزار شد، افزود:… رجوی در نشستی [قبل از عملیات فروغ جاویدان] در قرارگاه اشرف به اعضای این [گروه] گفت… به محض اینکه ما به هر شهری رسیدیم همه مردم به ما خواهند پیوست و انقلاب خواهد شد. خدابنده گفت: رجوی اعتقاد داشت که وارد هر شهری از ایران که شود اول باید مردم از ما بترسند و بعد جذب ما شوند ، لذا سازمان … در عملیات فروغ جاویدان در مسیرش به ایران مزارع را آتش زدند و به احشام هم رحم نکردند و حتی مجروحین را در بیمارستان اعدام کردند و از مردم عادی به عنوان پوشش انسانی استفاده کردند.» (خبرگزاری موسوم به جمهوری اسلامی ایران، ایرنا ۶مرداد۹۶) «دجالک کم‌حافظه»، حتی در همین سرهم‌بندی هم نتوانسته تناقضات حرف‌هایش را ب‍پوشاند، لاجرم سطر به سطر حرف‌هایش، رو‌درروی همدیگر قرار دارند،
ولی این‌که به طور واقعی، چه کسی در عملیات فروغ جاویدان به کشتار بیماران در بیمارستان‌ها اقدام کرد؟ و مردم محلی را کشتار کرد؟ را می‌توان از لابه‌لای سوز گداز مهره‌های دیگر رژیم آخوندی از آن عملیات کبیر میهنی که بسیار هم مورد استقبال مردم غیرتمند آن استان در همراهی و پشتیبانی فرزندان مجاهدشان قرار داشت، به‌راحتی دید، از آن‌جمله، سایت حکومتی «باشگاه خبرنگاران جوان» رژیم نوشته است: «…به هر حال این عملیات، به انجام رسید، این عملیات برای جمهوری اسلامی ایران ، علیرغم یکسری خسارات مالی و تجهیزاتی و از دست رفتن تعدادی از نیرو های رزمنده، منافع و دستاوردهای عدیده ای داشته است…
دستاوردهای داخلی عملیات مرصاد : …
ب)شناخته شدن دوست از دشمن و تصفیه عناصر مردمی از ضد مردمی.
در دوران هشت سال دفاع مقدس به لحاظ این که شروع این دوران قبل از قوام یافتن جمهوری اسلامی بود و در طول آن نیز فرصتی برای پردازش به میزان وفاداری و عرق ملی شهروندان به صورت هدفمند و علمی نبود- به لحاظ اولویت داشتن مساله جنگ- برخی از عناصر مزدور توانسته بودند که خود را در بدنه نظام بویژه در استانهای مرزی و به ویژه کرمانشاه جای دهند . با حمله مجاهدین و موفقیت های نسبی و اولیه آنان مانند اشغال کرند غرب، این عده چهره واقعی خویش را نشان داده و به اشکال مختلف سعی در امداد مجاهدین داشتند. به هر حال این گروه نیز در جریان غائله مجاهدین شناسایی شده و از نیروهای انقلابی و مردمی تفکیک شده و به سزای اعمال و افکار خائنانه خود رسیدند و یا به عراق متواری شدند .» (سایت موسوم به باشگاه خبرنگاران جوان ۸مهر۱۳۹۴)
و به این شکل خود تودهنی خوارکننده محکمی به «به‌صورت هدفمند و علمی» به جوجه دجالانی که دیر آمده اما زود، قصد صعود چندپله، به‌جای یک‌پله، مدارج دجالیت را دارند، توسط هم‌مسلکان خود، نواخته شد.

۱۳۹۷ خرداد ۲۶, شنبه

آفتاب تغییر بر ایران تابیده است به بهانه کهکشان مقاومت ایران

مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده مقاومت ایران
 
حضار محترم!
هم‌میهنان عزیز در داخل و خارج کشور!

در برابر عشق شما به‌آزادی سر تعظیم فرود می‌آورم و ادای احترام می‌کنم به‌شخصیت‌های گرانقدری که از ۵ قاره جهان برای همبستگی با ایران آزاد و آزادی ایران به‌ما پیوسته‌اند.
سال گذشته در این موقع، رژیم ولایت فقیه در حال موشک‌زدن به‌لیبرتی برای کشتار مجاهدین بود. حالا انتقال پیروزمند آن‌ها از زندان لیبرتی و پیشروی‌های این مقاومت است که پی‌در‌پی به‌‌رژیم تهاجم می‌کند. از دیدار اعضا و مسئولان مجاهدین در آلبانی که هم‌اکنون به گردهمایی ما پیوسته‌اند، همه شاد و سرفرازیم.

حضار محترم!
این گردهم‌‌آیی تحت تأثیر سه رویداد بزرگ است:
انتقال هزاران عضو مجاهدین به‌خارج عراق، که طرح خامنه‌ای برای انهدام جنبش مقاومت را به‌شکست کشاند.
شکست سیاست مماشات آمریکا و اروپا با رژیم و شکست خامنه‌ای در انتخابات فرمایشی؛ یعنی شکست تمامیت رژیم ولایت فقیه.

نمایش انتخابات، شکست تمامیت رژیم
در نمایش انتخابات، خامنه‌ای می‌خواست با خیزش‌های اجتماعی مقابله کند و می‌خواست تنش‌های درون حکومت را مهار کند، به همین دلیل، آخوند رئیسی عضو هیات مرگ در قتل عام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷ را به صحنه آورد. اما آمادگی اجتماعی برای قیام، او را شکست داد. این آمادگی، مشخصاً با کارزار نیروها و هواداران مقاومت درباره قتل عام و افشای رئیسی جلاد و تحریم انتخابات قلابی، علیه تمامیت رژیم، فعال شد. در رسانه‌های حکومتی صدها مقاله و مصاحبه برای توجیه قتل عام منتشر شد و حکم خمینی برای قتل عام را رسانه‌های رژیم پس از ۲۹ سال منتشر کردند.
نمایندگان ولی فقیه می‌گفتند مجاهدین در کشور ظاهر شده‌اند و مقام‌های اطلاعاتی و امنیتی پی‌درپی از دستگیری مجاهدینی دم می‌زدند که در صدد بر‌هم‌زدن انتخابات بوده‌اند. در آخرین روزها، خامنه‌ای با دیدن اوضاع ملتهب جامعه مجبور شد،‌ از طرح خود عقب‌نشینی کند. چون می‌ترسید که قیام‌هایی مانند سال ۸۸ تکرار شود.
به‌صحنه‌آوردن این دژخیم، یعنی بن‌بست خامنه‌ای. این هم که روحانی به‌دور دوم ریاست خود رسیده، این بن‌بست را تغییر نمی‌دهد. روحانی به‌رغم دعوای شدید قدرت با جناح رقیب، شریک دزد است و دشمن قافله.
آخوندها با مهندسی و آمارسازی ادعا کردند که هفتاد و چند درصد مردم ایران به‌قاتلان خودشان رأی داده‌اند؛ اما یک ماه بعد، خبرگان ارتجاع در بیانیه رسمی اعلام کرد: در اسلام آخوندها «رأی و خواست و نظر مردم» ‌هیچ اهمیتی ندارد.
آخوندها می‌خواستند با این انتخابات، اوضاع رژیم‌شان را بهتر کنند اما آن را شقه و بی‌ثبات کردند؛ حالا برای برکناری روحانی خط و نشان می‌کشند. می‌خواستند با ناسزا گفتن به مجاهدین، روی کار آوردن یک جلاد را زمینه‌سازی کنند. اما هم شکست خوردند و هم نشان دادند که چقدر از مجاهدین و مقاومت ایران می‌ترسند.
پس به‌ آخوندهای حاکم می‌گوییم: هرچه می‌خواهید بر سرو روی خود بکوبید، هرچه می‌خواهید در جمعه‌بازارهای خود علیه جنبش ما یاوه بگویید و یاوه ببافید، ولی بدانید همان کسانی که سالهاست می‌گویید نابود شده‌اند، حاضرند و سراغ‌تان آمده‌اند.
همان کسانی که به دار آویختید و مزارهایشان را پنهان کردید، در وجود نسلی از جوانان عاصی برخاسته‌اند و با جنبش دادخواهی رژیمتان را محاصره کرده‌اند و طنابهایی که بر گردن جوانان ایران انداختید، حلقة آتشی‌ست که گریبان شما را رها نخواهد کرد.
سه حقیقت اساسی
آفتاب تغییر بر ایران تابیده است. رژیم حاکم، بیش از همیشه آشفته و ناتوان است. جامعه ایران لبریز نارضایتی است و جامعه بین‌المللی سرانجام به این واقعیت نزدیک شده که مماشات با رژیم ولایت فقیه خطاست.
همین اوضاع جوشان سه حقیقت اساسی را برای رسیدن به ‌‌آزادی ایران و صلح و آرامش در منطقه بیان می‌کند:
اول:‌ ضرورت سرنگونی رژیم ولایت فقیه.
دوم: در دسترس بودن سرنگونی این رژیم.
و سوم: وجود یک آلترناتیو دمکراتیک و مقاومت سازمانیافته، برای به‌زیر کشیدن استبداد مذهبی.

یگانه راه‌حل، سرنگونی رژیم ولایت فقیه
اما معنی این کلمات چیست؟
نخست پاسخ به‌این سؤال است که با رژیمی که عامل اسارت ایران و ایرانی و نیروی جنگ و کشتار در منطقه است، چه باید کرد؟
آیا واقعا این رژیم اصلاح‌شدنی است؟ خیر، از ۳۸ سال عمر این رژیم، بیست سال‌ آن را مدعیان اصلاحات بر سر کار بوده‌اند و جز خدمت به‌ ولایت‌فقیه کاری نکرده‌اند.
آیا با امتیاز دادن، این رژیم تغییر رفتار می‌دهد؟‌ خیر، دولت‌های آمریکا و اروپا در سه دهه گذشته این روش‌ها را ده‌ها بار آزموده‌اند.
و آیا مهار این رژیم امکان‌پذیر است؟‌ خیر، این سیاست که اسمش را مهار گذاشته‌اند، در عمل مانع یک سیاست قاطع علیه رژیم است.
نتیجه همان چیزی است که مقاومت ایران از آغاز بر آن تأکید کرده است. همان چیزی که امروز بسیاری در جهان به‌آن رسیده‌‌اند: راه‌حل، و یگانه راه‌حل، سرنگونی رژیم ولایت فقیه است.

بزرگ‌ترین تهدید رژیم: قیام‌های کمین کرده در دل جامعه ایران
دومین حقیقت این است که سرنگونی رژیم ولایت فقیه، شدنی است و در دسترس است.
زیرا با نارضایتی گسترده اجتماعی محاصره شده‌ است. به‌تصریح سرکردة نیروی انتظامی، سال گذشته نزدیک به ۱۱ هزار تظاهرات و اجتماع اعتراضی در سراسر کشور برپا شده است.
نگاه کنید به‌گورخوابها، نگاه کنید به جمعیت ده میلیونی بیکاران، به ۲۰ میلیون زاغه نشین و به ۳۰ درصد جمعیت کشور که گرسنه هستند، آخوندها توسط همین‌ها محاصره شده‌اند.
کاندیداهای دست‌چین شدة نمایش انتخابات، اقرار کردند که این یک حکومت ۴ درصدی است و ۹۶ درصد مردم از آن بیزارند.
بله، بزرگ‌ترین تهدید رژیم برخلاف تبلیغاتش دشمن خارجی نیست؛ بلکه قیام‌های کمین کرده در دل جامعه ایران است.
واقعیت این است که سرنگونی رژیم ولایت فقیه، شدنی و در دسترس است. به‌دلیل ناتوانیهای رژیم‌‌، از جمله:
ناتوانی در مهار فروپاشی اقتصادی و فجایع زیست‌ محیطی و ناتوانی در تأمین ابتدایی‌ترین خواست‌های مردم به‌جان آمده، ناتوانی در دستیابی به بمب اتمی و حتی ناتوانی در یک‌دست کردن رژیم.
سرنگونی آخوندها دردسترس است. زیرا خود را در سه جنگ فرساینده در خاورمیانه گرفتار کرده‌اند و به‌هر صورتی که از آن بیرون بیایند به‌موجودیت خود لطمه می‌زنند.

نیروی تغییر و جایگزین دمکراتیک
سومین حقیقت، وجود یک نیروی تغییر و جایگزین دمکراتیک است. قدرت این جایگزین در این است که شرایط بحرانی را به‌سرنگونی رژیم بالغ می‌کند. در سال ۸۸ هسته اصلی قیام‌ها را تشکیل داد و شعارها را از «رأی من کو» به مرگ بر اصل ولایت فقیه رسانید. و از مرداد سال گذشته با برافراشتن پرچم دادخواهی، کشتار زندانیان سیاسی در ۲۹ سال پیش را، به کانون سیاست امروز، منتقل کرده است و در نمایش انتخابات قلابی اخیر، شعار نه جلاد، نه شیاد را اجتماعی کرد. به طوری‌که ولی فقیه ارتجاع فریاد می‌کشید که چرا جای شهید و جلاد عوض شده است.
بله، زمان رسوایی جلادان است؛‌ تا روزی که در پیشگاه ملت ایران از آن‌ها حسابرسی شود.
اما این جایگزین به‌چه نیرویی متکی است؟
متکی است به‌یک جنبش سازمان‌یافته و متحد با هزاران عضو پیشتاز فداکار.
متکی است به‌‌حمایت خالصانه ایرانیان در داخل و خارج کشور و رنج و تلاش اشرف‌نشانها.
متکی است به زندانیان سیاسی که در همین روزها از دل بند‌ها و سلول‌ها به‌حمایت از گردهم‌آیی شما برخاسته‌اند.
متکی است به‌زنان،‌کارگران، معلمان، متخصصان و جوانان ازخودگذشته. متکی است، به‌عشق بی‌دریغ آن‌ها و به‌ حمایت مالی آنها که قرض می‌کنند، خانه و اموال خود را می‌فروشند تا این مقاومت، مستقل، برپا و استوار بماند.
با تلاش و خطرپذیری اعضای این مقاومت بود که ما توانستیم سایت‌های اتمی پنهانی رژیم را افشا کنیم. در حالی‌که هیچ دولتی در جهان، حتی نتوانسته بود از آن مطلع شود.
چرا این جایگزین قابل اعتماد و قابل تکیه است؟ چون همواره پای قول‌ها و شعارهای خود ایستاده است. چون هیچ روزی به شب و هیچ شبی به صبح نرسید که برای آرمان آزادی بی‌نبرد و تکاپو سر کرده باشد.
و چون ۱۲۰ هزار تن از اعضا وهوادارانش اعدام شدند، و از سی خرداد سال ۶۰، هدف سرکوب‌های طاقت‌فرسا و یک جنگ روانی همه‌جانبه قرار گرفت؛ با‌ این‌همه، کوه‌ها تکان خوردند، اما مقاومت شما از جای خود تکان نخورد. و تکان نخواهد خورد تا خلیفه ارتجاع را ریشه‌کن کند.
در افسانه‌های ایران باستان، کاوه آهنگر به‌ شجاعت و درفش برافراشته‌اش شناخته می‌شود. وقتی همه جا را ظلم و ستم فرا گرفته بود، او خلقی را به‌قیام و مقاومت برانگیخت.
آرش، جانش را در چله کمان گذاشت تا مرزهای ایران را استوار کرد و سیاوش از آتش گذشت و مظهر پاکی و بی‌گناهی شد.
حالا مقاومت ما کاوه و آرش و سیاوش را در خود زنده کرده است. آنقدر از آتش می‌گذرد، آن قدر جان بی‌تابش را بر چله کمان خواهدگذاشت، تا بندها در دماوند از هم بگسلد تا ایران رها شود. تا ایران گلستان آزادی و عدالت شود.

سرمایه‌یی بزرگ برای کسب آزادی
وقتی ملتی یک جایگزین سیاسی ارائه می‌کند، یعنی به‌سرمایه‌یی بزرگ برای کسب آزادی رسیده است. ازاین رو در نبرد با هیولای ولایت فقیه، ملت ایران مباهات می‌کند که با مقاومت و رنج و خون بسیار یک بدیل دمکراتیک خلق کرده است. سرمایه و عامل هدایت‌کننده و تعیین‌کننده‌یی که در زمان شاه وجود نداشت. والا خمینی، فرصت نمی‌یافت انقلاب مردم ایران را بدزدد و آن را بر سر خود آنها و مردم تمام منطقه بکوبد و خراب کند.
اما مسعود در برابر خمینی و رژیم ولایت فقیه ایستاد و با شعار آزادی، جایگزین دمکراتیک و ارتش آزادی را بنا کرد. وقتی که خمینی همه چیز را به‌کام فنا می‌کشید،‌ او رو در روی فاشیسم دینی، نیروی جنگندة ترقیخواه و ضداستبدادی ایران را در شورای ملی مقاومت و ارتش آزادی‌بخش‌ ملی احیا و شکوفا کرد.
او جنبش ضد بنیادگرایی را در منطقه برپا کرد. و با ۵۰‌سال مجاهدت و ایستادگی و خطرپذیری، از اوین تا اشرف، نسلهای پیشتاز ایران را در نبرد آزادی رویین‌تن کرد.
رزمندگان آزادی که اکنون در اشرف۳ در آلبانی تجمع کرده‌اند، همه می‌دانند که معجزة پرواز آنها از میان آتش و خون در اشرف و لیبرتی، آ‌ن هم با ۲۹حمله از زمین و هوا به سادگی به‌دست نیامده است. پایداری پرشکوه و به سلامت جستن پرندة آزادی از قفسی با دیوارهای سیمانی و در محاصرة نیروی قدس و ماموران اطلاعات آخوند ها فقط در سال آخر در لیبرتی، با بیش از ۷۰ بار نشستها، توجیهات و پیامهای مسعود، امکانپذیر شد. اگر اقدامات و رهنمودهایی که او از پنج‌سال پیش بعد از اولین حملة موشکی معین کرد، نبود، آمار شهیدان دهها برابر بیشتر بود.
آری این چنین بود که جایگزین دمکراتیک ماندگار و شکوفا شد. و این چنین بود که مقاومت ما، امید به پیروزی و امید به آزادی را شعله‌ورنگه‌ داشت.

پاسخی شایسته به‌مهم‌ترین شکاف‌های سیاسی و اجتماعی ایران
اعتقاد خلل‌ناپذیر ما به‌رأی مردم و انتخاب آزادانه مردم، باور ما به‌اصل جدایی دین و دولت، تأکید ما بر ‌مشارکت فعال و برابر زنان در رهبری سیاسی جامعه، دفاع ما از خودمختاری ملیت‌های گوناگون ایران در چارچوب وحدت کشور و آمال دمکراتیک هموطنان ما برای ایران فردا، همه و همه بخش مهمی از قدرت جایگزین دمکراتیک است.
این جایگزین، پاسخی شایسته به‌مهم‌ترین شکاف‌های سیاسی و اجتماعی ایران است:
-پاسخ شکاف میان‌ ملیت‌های مختلف در ایران،
-پاسخ تفرقه و جدایی میان شیعه و سنی،
- و هم چنین پاسخ شکاف‌ پرتنش میان ایران و کشورهای منطقه است.
می‌دانید که خواسته اصلی این جایگزین دمکراتیک، آزادی و دمکراسی در ایران است، اما این مقاومت با مخالفت پیگیر با سیاست صدور ارتجاع و تروریسم نیز شناخته می‌شود.
جنگ این رژیم از روز اول، با مردم ایران بوده و هست و تمام جنگ‌های خارجی‌اش سرپوش همین جنگ اصلی است. اما این جنگها نشانه قدرت این رژیم نیست، بلکه فقط این است که هیچ دولتی، مانع جنگ‌افروزیهای این رژیم در منطقه نشده است.
همه دیدند که دو سال پیش، رژیم آخوندی از نیروهای مخالف سوری در سوریه شکست خورد. به‌نحوی که اگر امدادهای هوایی خارجی نبود، بساطش را از آن کشور جمع کرده بودند.
امروز هم رژیم ولایت فقیه قدرت بسیج نیروی ایرانی برای اعزام به‌سوریه را ندارد. این رژیم، اقتصاد ایران را به‌خدمت جنگ در منطقه درآورده است.

پرچمدار صلح و آزادی، پرچمدار دفاع از ملت سوریه و پرچمدار یک ایران غیراتمی
در این ۳۸ سال‌، آخوندها ۸ سال را با عراق در جنگ بودند، ۶ سال را با ملت سوریه در جنگ بوده و هستند و بیش از ده‌سال برای ساختن بمب اتمی با جامعه بین‌المللی درگیر بوده‌اند.
مقاومت ایران افتخار می‌کند که در هر سه مورد، در برابر استبداد مذهبی ایستاده است:‌ و پرچمدار صلح و آزادی، پرچمدار دفاع از مردم سوریه و پرچمدار یک ایران غیراتمی است.
از نظر ما و مردم آزادیخواه ایران، قانون اساسی ولایت فقیه، نامشروع، بی‌اعتبار و باطل است. ملت ما خواهان یک قانون اساسی براساس آزادی، دمکراسی و برابری است.
زمان آن است که جامعه جهانی به‌خواست مردم ایران توجه کند.
حرف ما مضمون خواستهای ستارخان سردار انقلاب مشروطیت و دکتر محمد مصدق پیشوای نهضت ملی ایران است.
هم چنان که بارها گفته‌ام ما نه پول می‌خواهیم؛ نه سلاح. حرف ما این است که مبارزه مردم ایران برای سرنگونی رژیم ولایت فقیه، مشروع، حق و ضروری است.
ما از شما می‌خواهیم «مقاومت در مقابل ستم» را به‌رسمیت بشناسید. همان چیزی که در اعلامیه جهانی حقوق بشر و در اعلامیه حقوق بشر و شهروندی فرانسه آمده است.
و همان چیزی که در بیانیه استقلال آمریکا آمده است: این‌که «وقتی حکومتی حافظ حقوق مردم نیست، مردم حق دارند آن‌را ‌برکنار سازند و به‌جای آن حکومت مورد علاقه خود را به‌وجود آورند».
آری، چنانکه مسعود گفته است: «نبرد و مقاومت برای آزادی حق مسلم مردم ایران در هر وضعیتی است».
و مقاومت ایران بر آن است تا حکومتی را که ملت ایران از آن بیزار است، ریشه‌کن کند.

راه‌حل بحران منطقه
ما از مواضع کنفرانس سران عربی، اسلامی و آمریکا در ریاض، علیه اقدامات تروریستی و بی‌ثبات‌کننده رژیم ایران استقبال کرده‌ایم. در عین حال تأکید می‌کنیم که راه‌حل بحران منطقه و مقابله با گروه‌هایی مانند داعش در سرنگونی این رژیم، به دست مردم و مقاومت ایران است.
براین اساس به ملل متحد، اتحادیه اروپا و آمریکا و کشورهای منطقه می‌گوییم:
۱- مقاومت مردم ایران برای سرنگونی استبداد مذهبی را به‌رسمیت بشناسید. این رژیم را از ملل متحد و سازمان همکاری اسلامی طرد کنید و کرسی‌های ایران را به مقاومت مردم ایران واگذار کنید.
۲- سپاه پاسداران را در لیست گروه‌های تروریستی بگذارید و آن را از سراسر منطقه اخراج کنید.
۳- خامنه‌ای و سایر سران رژیم را به‌خاطر نقض حقوق بشر و جنایت علیه بشریت به‌ویژه قتل‌عام ۶۷ و به‌خاطر جنایت جنگی در منطقه در مقابل عدالت قرار دهید.

عهد آخوندها به‌سرآمده؛ زمان پیشروی است
هموطنان عزیز!
من به‌قدرت عظیم شما تکیه دارم که برای آزادی و برابری بی‌تاب و بی‌قرارید. من به ‌‌شما زنان و جوانان ایران امید دارم، به ‌شما هموطنان کرد، بلوچ، عرب، آذری، ترکمن، لر و بختیاری.‌
در شما نیرویی هست که با مقاومت و اعتراضتان ولایت فقیه را درمانده کرده ‌است.
و در شما قدرتی هست که قطعا می‌تواند استبداد مذهبی را سرنگون ‌کند.
آری، دوران تهاجم و پیشروی است
عهد آخوندها به‌سر آمده است، زمان هزار اشرفهزار اشرف و ارتش آزادی است.
پس، ای فرزندان میهن بپاخیزید.
کانونهای رزم و مقاومت را برپا کنید.
برای آزادی و حاکمیت مردم به پیش به پیش به پیش!

ما در ایران آزادشده فردا، از لغو حکم اعدام دفاع می‌کنیم مریم رجوی

مریم رجوی #مریم رجوی
در ماده سوم از مواد ۱۰گانه رئیس جمهور برگزیدهٔ مقاومت برای ایران آزاد فردا، به جمله‌یی برمی‌خوریم که نمی‌توان ساده از کنار آن گذشت. یک تاریخچه پر رنج و خون و درعین‌حال آینده‌یی شکوهمند در پشت آن به چشم می‌خورد. 
لغو مجازات اعدام ـ اجرای اعدام در حضور کودکان در ایران
لغو مجازات اعدام در کشوری که حاکمیت آن بدون سرکوب و اعدام حتی یک روز هم نمی‌تواند سرپا باشد به راستی خرق‌عادتی بزرگ و تصمیمی شجاعانه است.

لغو مجازات اعدام ـ اعدام چیست؟

نوعی کیفر محکومان است و اشد مجازات نامیده می‌شود. این کیفر یکی از موارد پیش‌بینی شده در قانون برخی کشورهاست که در آن بر اساس حکم دادگاه عمومی، جنایی، نظامی و غیره زندگی یک انسان سلب می‌شود. اولین سند تدوین‌شده رسمی به‌جا مانده به ۱۸قرن قبل از میلاد مسیح و حکومت حمورابی شاه بابل بازمی‌گردد که در آن برای ۲۵نوع جنایت، مجازات اعدام پیش‌بینی شده است. در یونان باستان نیز از مجازات اعدام به‌طور گسترده استفاده می‌شد اگر‌چه افلاطون معتقد بود اعدام تنها باید در مواردی اعمال شود که مجرم اصلاح‌ناپذیر است.
از آن زمان تاکنون انواع روش‌های مجازات اعدام در سراسر جهان شامل مصلوب کردن، غرق کردن، ضرب‌وشتم منجر به مرگ، سنگسار، سوزاندن در آتش، چهارمیل کردن، دار زدن، تیرباران، صندلی الکتریکی و تزریق کشنده و اتاق گاز جهت مجازات مجرمان به کار می‌رود.
در ایران آخوندزده به‌طور گسترده از این مجازات استفاده می‌شود به‌نحوی که به نسبت جمعیت، رتبه یک اعدام در جهان از آن حاکمیت ولایت فقیه است.
در سال ۱۳۶۰ آخوند رفسنجانی که رئیس مجلس ارتجاع بود رسماً طی سخنرانی خود اعلام کرد: «۴حکم بر اعضای اینها(مجاهدین) لازم‌الاجراست: «۱ـ کشته شوند ۲ـ به‌دار آویخته شوند ۳ـ دست و پایشان قطع شود ۴ـ از جامعه جدا شوند».
قوانین جزایی حکومت آخوندی به صراحت از صلب(به صلیب کشیدن)، سنگسار، قتل با شمشیر، زیر دیوار گذاشتن، از بلندی انداختن و یا زنده در آتش سوزاندن محکومان سخن به میان می‌آورد. طبق آیین‌نامه اجرایی حکم اعدام در حکومت آخوندی، «انسان مجرم گناهکار، آلوده و پلید است؛ قبل از طلوع آفتاب باید معدوم شود تا تابش نور خورشید او را تطهیر نکند و آلوده و ناپاک از دنیا برود! در ماده ۱۸ این آیین‌نامه گفته شده، متهم بعد از به‌دار کشیده شدن تا مدت یک ساعت در بالای دار می‌ماند مگر این‌که اطمینان به مرگ وی حاصل شود سپس از دار به پایین آورده می‌شود».
به راستی این همه شقاوت، حتی در حق جسم قربانی از کدام دیدگاه ناشی می‌شود؟

تاریخچه لغو مجازات اعدام

در تاریخ مدنی بشر برای اولین بار در چین مجازات اعدام برای مدتی کوتاه کنار گذاشته شد: بین سالهای ۷۴۷ تا ۷۵۹میلادی. یکی از اولین نوشته‌ها علیه اعدام که در دست است، در سال ۱۳۹۵ در انگلیس برای عموم منتشر شده بود. قبل از قرن ۱۸ میلادی مخالفان اعدام بسیار پراکنده بودند و حرفشان چندان شنوایی نداشت. جنبش ضداعدام، در قرن ۱۸ میلادی با تاثیر از آثار منتسکیو و ولتر پا به عرصه وجود گذاشت. بر اثر تلاشهای گسترده این جنبش امروزه بیش از نیمی از کشورهای دنیا مجازات اعدام را لغو کرده و یا اجرای حکم اعدام را متوقف کرده‌اند.
در منطقه توسکانا در سال ۱۷۸۶ مجازات اعدام از میان برداشته شد. ونزوئلا، سان مارینو و کستاریکا جزو اولین کشورهایی هستند که مجازات اعدام را لغو کرده‌اند: ونزوئلا در سال ۱۸۶۳، سان مارینو در سال ۱۸۶۵ و کستاریکا در سال ۱۸۷۷.
بعد از پایان جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵ موضوع لغو مجازات اعدام به‌طور جدی در سطح بین‌المللی مطرح شد. اعلامیه جهانی حقوق‌بشر که در سال ۱۹۴۸ به‌تصویب رسید، در ماده ۳ به‌طور ضمنی از لغو مجازات اعدام پشتیبانی می‌کند. در این ماده آمده است: «هر کس حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی دارد». در سال ۱۹۷۷ مجمع عمومی سازمان ملل در قطعنامه‌یی خواهان لغو مجازات اعدام شد.
در انگلیس مجازات اعدام، به‌جز در مورد «خیانت به کشور»، در سال ۱۹۷۱ لغو شد. پس از این‌که بریتانیا پیمان‌نامه اروپایی حقوق‌بشر را در سال ۱۹۹۹ امضا کرد، در سراسر بریتانیا مجازات اعدام لغو شد. آلمان غربی ـ به‌استثنای برلین غربی ـ یکی از اولین کشورهای اروپایی بود که در سال ۱۹۴۹ مجازات اعدام را لغو کرد. در برلین غربی نیز بعد از حدود ۲سال مجازات اعدام در سال ۱۹۵۱ ممنوع اعلام شد. لغو مجازات اعدام در کانادا در سال ۱۹۷۶، در فرانسه در ۱۹۸۱، در اسپانیا در ۱۹۹۵ و در آذربایجان در ۱۹۹۸ اتفاق افتاد. از سال ۲۰۰۰ تاکنون بسیاری از کشورها از جمله شیلی، صربستان، مونته‌نگرو و ترکیه به کشورهایی که در آن مجازات اعدام لغو شده، پیوسته‌اند.
در حال حاضر:
در ۱۰۳کشور(%۵۳) مجازات اعدام وجود ندارد.
در ۶کشور(%۳) مجازات اعدام به جز برای جرایم در شرایط خاص(مثل زمان جنگ) منسوخ شده‌ است.
در ۵۰کشور(%۲۶) مجازات اعدام به‌رغم وجود قانون مورد استفاده قرار نمی‌گیرد یا متوقف است.
در ۳۶کشور(%۱۸) مجازات اعدام قانونی است و انجام می‌شود.

دلایل لغو مجازات اعدام

افرادی که از ممنوعیت مجازات اعدام طرفداری می‌کنند، اعدام را عملی غیرانسانی می‌دانند. پایان دادن به زندگی یک انسان، فرقی با قتل ندارد. تنها فرقش این است که به این نوع قتل، از نظر قانونی مقبولیت بخشیده شده است. ضمن این‌که مسأله دیگری که تاکنون بارها هم اتفاق افتاده، این است که فردی بی‌گناه به اتهام یک جنایت دستگیر و سپس اعدام شده و تازه (سالها) بعد از اعدام بی‌گناهی‌اش اثبات شده است. مشکل دیگر اینجاست که با اعدام یک فرد، این امکان را از او می‌گیریم که بتواند خودش را اصلاح کند و دوباره وارد جامعه شود. در واقع عمدتاً کسانی که دست به جنایات سنگین می‌زنند، بیماری روانی دارند. آنها بیماران جوامع خشن انسانی هستند. بیمار باید تحت کنترل و درمان قرار بگیرد، نه این‌که اعدام شود. مجازات اعدام خود نوعی خشونت است که تعداد بیماران جامعه را افزایش می‌دهد. خود کسانی که اعدام را اجرا می‌کنند، بیمار هستند، که اگر نبودند هیچ‌گاه نمی‌توانستند انسانی را به‌راحتی بکشند و بدتر این‌که شغلشان آنان را بیمارتر هم می‌کند. مجازات اعدام نه تنها باعث امنیت بیشتر در جامعه نمی‌شود بلکه به خشونت دامن می‌زند.

لغو مجازات اعدام ـ دیکتاتوری آخوندی رکورددار اعدام در جهان

در حالی که طی ۲قرن اخیر کشورهای جهان به سمت لغو مجازات اعدام حرکت کرده‌اند، در ایران تحت حاکمیت آخوندها آمار اعدامهای مجرمان عادی نیز پیوسته افزایش یافته است. آخرین آمارها ایران را به‌لحاظ تعداد اعدامها در رتبه دومین کشور جهان قرار می‌دهد، البته به نسبت جمعیت در رتبه یک قرار دارد.
علی خامنه‌ای طی سخنانی در رادیوی حکومتی به تاریخ ۱۵آذر ۶۷ به دفاع از قتل‌عام زندانیان سیاسی پرداخت و گفت: «...و اما اعدام‌ها، اعدامهای جمعی در ایران... ما در جمهوری اسلامی مجازات اعدام را داریم... این آدمی که از داخل زندان با حرکات مجاهدین که حمله مسلحانه کردند به داخل مرزهای جمهوری اسلامی ارتباط دارد، او را به‌نظر شما باید برایش نقل و نبات ببرند، خوب ما محکوم به اعدامش می‌کنیم».
در حاکمیت این رژیم فقط شمار اعدام‌شدگان سیاسی به ۱۲۰هزار نفر می‌رسد. کشتن «حق حیات» فقط به درون مرزهای ایران و با اتباع ایران محدود نمی‌شود. صدور مرگ و ترور بخشی جدایی‌ناپذیر از اندیشه و عمل آخوندها بوده و هست.

لغو مجازات اعدام در برنامهٔ ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی

رئیس‌جمهور برگزیدهٔ مقاومت خانم مریم رجوی در آذر ۸۳ طی سخنانی در پاریس به‌مناسبت روز جهانی حقوق‌بشر اعلام داشت: «...رنج‌ها ادامه دارند و ما امروز، به کارنامه حکومتی می‌نگریم که در تمامی ۵۷سالی که از تصویب اعلامیهٔ جهانی حقوق‌بشر می‌گذرد، هیچ حکومتی در جهان به اندازه آن، این اعلامیه را نقض نکرده است. در اعلامیهٔ جهانی حقوق‌بشر «حق حیات» اساسی‌ترین حقوق انسانی است. اما مردم ایران اسیر رژیمی هستند که رکورددار بی‌گفتگوی اعدام انسانهاست. این سند ـ دستخط خمینی ـ فرمان مکتوب خمینی برای قتل‌عام زندانیان سیاسی مجاهد است. این یک فرمان نابودی جمعی است، که به موجب آن ۳۰هزار زندانی بی‌دفاع در سال ۱۳۶۷ قتل‌عام شدند».
ایران آزاد فردا، یک ایران عاری از چوبه‌های نفرت‌انگیز دار و تیرک‌های خون‌آلود تیرباران خواهد بود و مرگ برای همیشه در آن دامن برخواهد چید. در ایران آزاد فردا هیچ انسانی طعم مرگ را نخواهد چشید. لایحه ضدبشری قصاص، قوانین قرون‌وسطایی جزا، تخت‌های شکنجه، دستگاههای قطع دست و پا و نیز صلیب و سنگسار تماماً برچیده خواهند شد.
ایران آزاد فردا، ایران بدون اعدام.