۱۳۹۸ مرداد ۲۳, چهارشنبه

پنج زندانی زن از جمله چهار فعال مدنی و یک درویش به زندان اوین منتقل شدند

پنج زندانی زن از جمله چهار فعال مدنی و یک درویش به زندان اوین منتقل شدند

پنج زندانی زن از جمله چهار فعال مدنی و یک درویش به زندان اوین منتقل شدند
پنج زندانی زن از جمله چهار فعال مدنی و یک درویش به زندان اوین منتقل شدند
صبا کردافشاری، یاسمن آریانی، منیره عربشاهی، مژگان کشاورز و سیما انتصاری از زندان قرچک ورامین به زندان اوین منتقل شدند. یاسمن آریانی، منیره عربشاهی و مژگان کشاورز پیشتر توسط دادگاه انقلاب تهران مجموعا به ۵۵ سال و شش ماه حبس تعزیری محکوم شده و جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات صبا کردافشاری نیز در تاریخ ۲۸ مردادماه امسال برگزار خواهد شد. هر چهار نفر این شهروندان در بهار سال جاری بازداشت شده اند. سیما انتصاری نیز از زنان درویش بازداشت شده در حادثه گلستان هفتم است که به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شده است.

طبق اخبار دریافتی، روز سه شنبه ۲۲ مردادماه ۹۸، صبا کردافشاری، یاسمن آریانی، منیره عربشاهی و مژگان کشاورز چهار فعال مدنی و سیما انتصاری درویش زندانی از زندان قرچک ورامین به زندان اوین منتقل شدند.
این پنج تن که از زمان بازداشت بدون رعایت اصل تفکیک جرائم در زندان قرچک ورامین و در میان زندانیان با جرائم غیر مرتبط و بعضا خطرناک به سر می بردند بارها در محیط زندان مورد ضرب و شتم و بدرفتاری قرار گرفته بودند.
لازم به یادآوری است بازداشت یاسمن آریانی، به روز چهارشنبه ۲۱ فروردین‌ماه ۹۸ باز‌می‌گردد، او در این تاریخ توسط مامورین نیروی انتظامی بازداشت و به بازداشتگاه وزرا در تهران منتقل شده بود. وی به همراه مادرش منیره عربشاهی که یک روز بعد از فرزندش بازداشت شد پیش از این در بند ۵ زندان قرچک ورامین که عمده ساکنین آن را اتباع خارجی تشکیل می‌دهند به سر می‌بردند.

روز پنجشنبه ۵ اردیبهشت‌ماه نیز، مژگان کشاورز، در منزل شخصی خود و توسط نیروهای امنیتی بازداشت و در تاریخ ۱۱ اردیبهشت ماه، به زندان قرچک ورامین منتقل شده بود.
روز چهارشنبه ۹ مردادماه ۹۸، رای دادگاه انقلاب تهران مبنی بر محکومیت سه فعال مدنی بازداشتی به نام های یاسمن آریانی، منیره عربشاهی و مژگان کشاورز به آنان ابلاغ شد.
بر اساس رای شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست «قاضی» مقیسه یاسمن آریانی، منیره عربشاهی و مژگان کشاورز هرکدام به اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی” به ۵ سال حبس تعزیری، از بابت اتهام “تبلیغ علیه نظام” به یک سال حبس تعزیری و از بابت اتهام “تشویق و فراهم نمودن موجبات فساد و فحشا” به ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم شدند. علاوه بر این اتهامات مژگان کشاورز از بابت اتهام “توهین به مقدسات” نیز به ۷ سال و شش ماه حبس تعزیری محکوم شده است.
در صورت قطعی شدن این حکم و با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی مجازات اشد یعنی ۱۰ سال حبس تعزیری در خصوص هر یک از متهمان قابل اجرا خواهد بود.
صبا کردافشاری، زندانی سیاسی سابق نیز روز شنبه ۱۱ خردادماه ۹۸، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.
یک روز پس از بازداشت شعبه ۱ بازپرسی دادگاه عمومی و انقلاب ناحیه ۲۱ تهران (دادسرای ارشاد) عناوین اتهامی “اشاعه فساد و فحشا از طریق کشف حجاب و پیاده روی بدون حجاب”، “تبلیغ علیه نظام از طریق ارتباط با گروه های معاند و طرح (طراحان) براندازی نرم” و “اجتماع و تبانی علیه نظام از طریق ارتباط با رسانه های خارجی” را به صبا کردافشاری تفهیم کرد.

جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات مطروحه علیه وی در تاریخ ۲۸ مردادماه ۹۸ برگزار خواهد شد.
سیما انتصاری، از دراویش گنابادی بازداشت شده در جریان حوادث گلستان هفتم نیز در تاریخ ۱۲ تیرماه سال گذشته توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شده بود.
این زن درویش که یکم اسفندماه در جریان حادثه‌ی موسوم به گلستان هفتم مضروب و بازداشت شده است همراه با سه زن درویش دیگر از زندان به دادگاه اعزام شد اما در دادگاه، حق وکیل از او سلب شد و بدون فرصت یافتن برای دفاع، قاضی احمدزاده رئیس شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب او را به تحمل ۵ سال حبس تعزیری محکوم کرد. به همین دلیل خانم انتصاری از تجدیدنظری با اعتقاد به اصل عدم استقلال دادگاه انصراف داد.

محرومیت آرش صادقی از درمان مصداق بارز شکنجه و سلب “حق حیات”

عفو بین الملل؛ محرومیت آرش صادقی از درمان مصداق بارز شکنجه و سلب “حق حیات” Ø¹ÙÙˆ بین الملل؛ محرومیت آرش صادقی از درمان مصداق بارز شکنجه Ùˆ سلب “حق حیات” استاست


عفو بین الملل؛ محرومیت آرش صادقی از درمان مصداق بارز شکنجه و سلب “حق حیات” است
سازمان عفو بین الملل امروز با صدور بیانیه ای ضمن ابراز نگرانی نسبت به وضعیت جسمانی نامناسب آرش صادقی، زندانی سیاسی و تاکید بر در خطر بودن جان وی، کارشکنی های مسئولان در خصوص رسیدگی درمانی وی را مصداق بارز شکنجه اعلام کرد. عفو بین الملل تاکید کرده است که “امتناع عامدانه مقامات و مسئولان از فراهم آوردن مراقبت های پزشکی برایآرش صادقی، بنا به قوانین بین المللی مصداق شکنجه به شمار می رود، چرا که چنین محرومیتی عمدا موجب درد و رنج شدید این زندانی شده است، از قرار معلوم به منظور مجازات کردن او به عنوان یک مدافع حقوق بشر شناخته شده و همچنین به تلافی اعتصاب غذای او در پاییز و زمستان ۱۳۹۵ که موجب جلب توجه گسترده و برانگیخته شدن حساسیت افکار عمومی نسبت به وضعیت وی شد. محروم کردن آرش صادقی از مراقبت های پزشکی حیاتی همچنین ناقص «حق حیات» او است”.

متن کامل این بیانیه در ادامه می آید:
“آرش صادقی، زندانی عقیدتی و مدافع حقوق بشر، به شدت بیمار است و با محروم شدن عامدانه و هدفمندانه از معالجات مربوط به سرطان، که درد و رنج فراوان او را موجب شده، تحت شکنجه قرار دارد. بازوی راست او به دلیل فقدان مراقبت های پزشکی در زندان به عفونت بعد از عمل مبتلا شده، به شدت ورم کرده، از کار افتاده و بی حس شده است. این زندانی همچنین از انجام آزمایش های مغز استخوان، به منظور تشخیص اینکه آیا سرطان در بدن او پخش شده یا نه، محروم مانده است. جان آرش صادقی در خطر است.

جان آرش صادقی، مدافع حقوق بشر زندانی، به دلیل محرومیت از معالجات بعد از عمل سرطان در معرض خطر قرار دارد. این زندانی بیمار، که در زندان رجایی شهر کرج به سر می برد، بعد از ماه ها تأخیر در ۲۱ شهریور ۱۳۹۷ برای درآوردن یک غده سرطانی در بازوی راستش در بیمارستانی بیرون از زندان مورد عمل جراحی سنگین قرار گرفت. به رغم توصیه اکید پزشکان که گفته بودند آرش صادقی باید دست کم ۲۵ روز در بیمارستان بستری بماند و از مراقبت های شدید تخصصی برای جلوگیری از خطرات جدی که متوجه سلامت و جان او بوده برخوردار شود، مقام ها و مسئولان سه روز بعد، در ۲۴ شهریور، او را به زندان برگرداندند. عمل جراحی آرش صادقی به هزینه خانواده او انجام شد، با این که در موازین بین المللی تصریح شده است که دولت ها باید هزینه های پزشکی زندانیان را به طور کامل و بدون تبعیض گذاری تقبل کنند.
از زمان بازگشت آرش صادقی به زندان، وضع جسمی او به شدت رو به وخامت گذاشته است. به دلیل محرومیت از مراقبت های الزامی بعد از عمل، بازوی راست او به شدت دچار عفونت شده، متورم شده، از کار افتاده و بی حس شده است. از آخرین بار که یک پزشک متخصص سرطان این زندانی را معاینه کرده و آزمایش های حیاتیِ مغز استخوان در مورد او انجام شده ماه ها می گذرد و این در حالی است که این آزمایش ها باید هر دو ماه یک بار برای تشخیص این که آیا سرطان در بدن او پخش شده یا نه در مورد او انجام شود. او در حال حاضر به درد شدید در ناحیه کتف و شانه مبتلا شده اما مقام ها و مسئولان، به جای توجه به علل اصلی وضعیت این زندانی، به خانواده اش گفته اند که برای او مسکن قوی بخرند. علاوه بر این، آرش صادقی از مشکلات گوارشی رنج می برد که ناشی از اعتصاب غذای طولانی او در پاییز سال ۱۳۹۵ است. پزشکان زندان بارها اعلام کرده اند که این زندانی قادر به تحمل حبس نیست و باید به یک بیمارستان تخصصی در بیرون زندان منتقل شود، اما مقام ها و مسئولان این توصیه ها را نشنیده گرفته اند. پزشکان هشدار داده اند که بدون معالجات مستمر، از جمله شیمی درمانی، احتمال دارد که سرطان به سایر اعضای بدن او سرایت کند.
امتناع عامدانه مقام ها و مسئولان از فراهم آوردن مراقبت های پزشکی برای آرش صادقی، بنا به قوانین بین المللی مصداق شکنجه به شمار می رود، چرا که چنین محرومیتی عمدا موجب درد و رنج شدید این زندانی شده است، از قرار معلوم به منظور مجازات کردن او به عنوان یک مدافع حقوق بشر شناخته شده و همچنین به تلافی اعتصاب غذای او در پاییز و زمستان ۱۳۹۵ که موجب جلب توجه گسترده و برانگیخته شدن حساسیت افکار عمومی نسبت به وضعیت وی شد. محروم کردن آرش صادقی از مراقبت های پزشکی حیاتی همچنین ناقص «حق حیات» او است.
عفو بین الملل مصرانه از شما می خواهد که مراقبت های پزشکی تخصصی و مورد نیاز آرش صادقی، از جمله معالجات مربوط به سرطان، را به هزینه دولت و در بیمارستان مناسبی بیرون از زندان، در اختیار او قرار دهید. همچنین، از شما درخواست می کنم که این زندانی را بی درنگ و بدون قید و شرط آزاد کنید، چرا که او یک زندانی عقیدتی است که منحصراً به دلیل استفاده مسالمت آمیز از حقوق خود برای برخورداری از آزادی بیان و آزادی اجتماع و تشکل به زندان افتاده است. سرانجام این که، مصرانه از شما می خواهم تحقیقات مستقل و مؤثری در مورد شکنجه شدن آرش صادقی به عمل آورید و کسانی را که مسئول محرومیت مستمر او از مراقبت های پزشکی بوده اند، با رعایت موازین بین المللی در خصوص محاکمه عادلانه، به مجازات برسانید.

۱۳۹۸ مرداد ۲۱, دوشنبه

قتل‌عام ۶۷ ـ فراتر از شقاوت


قتل‌عام ۶۷

قتل عام ـ‌ صدبار فراتر از شقاوت
می‌دانیم که یکی از روشهای جنایت‌کارانه خمینی و مزودرانش برای درهم‌شکستن دختران مجاهد و مبارز تهدید جنسی و اعمال روشهای غیراخلاقی در بازجویی بود و با فتوای خمینی (تجاوز دختران باکره قبل از اعدام) همین رذالت، عام و در سایر زندانها و شهرستانها هم اجرا شد.

در گزارش دوستی با عنوان «راز سر به مهر مینا» با گوشه‌یی از جنایت پاسداران ـ نه در زندان اوین و عادل‌آباد و وکیل آباد و زندانهای بزرگ، که در گلوگاه ـ آشنا می‌شیم و می‌بینیم که چطور با شکنجه و بی‌حرمتی به دخترک معصوم مینا عسگری، پدر بی‌گناهش هم زجرکش کردن. کاری که از هیچ شیطان و هیولا و داعشی برنمیاد.

این دوست در قسمتی از گزارشش نوشته:

«... بی‌تاب به دهان آقای عسگری چشم دوخته بودم: بگو که خواب بودی... بگو که دیدی مینایت از پشت میله‌ها دارد به تو دست تکان می‌دهد. بگو که مینایت تلاونگت می‌شود... .
پیر مرد گفت: مینای من... دراز کشیده بود روی زمین. خون سینه‌اش خشک شده بود و شتک زده بود روی صورتش...
آقای عسکری با دو دست صورتش را پوشاند. تکانهای کتفش مرا هراسان کرده بود!
- نمی‌دانم بعد از آن چه کردم. کتم را در آوردم و مینای نازنینم را پوشاندم یا با پاسداری گلاویز شدم یا سکوت کردم. نمی‌دانم. فقط می‌دانم هنوز از شوک این صحنه در مقابل نگاه ناپاک و درنده پاسداران بیرون نیامده بودم که پاسداری از راه رسید با یک جعبه شیرینی...
سکوت این بار پیرمرد طولانی شد. هاج و واج نگاهش می‌کردم. لرزشی چانه‌اش را فراگرفته بود. در دنیای کودکی‌ام داشتم پاسدار مهربانی را تصور می‌کردم که دلش به‌حال پیرمرد داغدار سوخته بود و می‌خواست دلداریش بدهد.
- آره پاسداری با یک جعبه شیرینی و مقداری پول به من نزدیک شد گفت من دامادتم!

هق هق پیرمرد دیگر مجالش نداد و من هم همراهش شروع به‌گریه کردم. اشک از محاسن سپیدش جاری شد و چون دانه‌های درشت باران روی خاک اره‌های کف کارگاه فرو ریخت. آقای عسگری بلند شد و رفت و دیگر به من نگاه نکرد. دوباره به یاد حرفهای مادرم افتادم که آقای عسکری وقتی دنبال دخترش رفت دیگر کمر راست نکرد»

قتل‌عام ـ رازهای سر به مهر...
قتل‌عام ـ رازهای سر به مهر... 


این جنس از جنایت فقط خاص نظام ولایت فقیه و ایدئولوژی قتل‌عام و محصول خمینیه. نمونه نداره. اگه جایی هم دیده یا شنیده باشیم این طور نبوده. 
حتی قابل درک هم نیست؛ آخه...
قتل‌عام ـ‌ چند نمونه از رذالت لاجوردی و پاسدارانش در زندان


اما باز هم عجیب و شگفت آورتر این‌که می‌بینیم همین جنایت با همین میزان از رذالت آخوندی، در جریان قتل‌عام زندانیان ادامه داره. زمانی که پاسداران از تمام دقایقشون برای اجرای فرمان قتل‌عام استفاده می‌کردن و به اعتراف خودشون فرصت هیچ کاری رو نداشتن.

نسرین فیضی که از شاهدان و بازماندگان فاجعه ملی قتل‌عام سال 67بود، در کتاب خاطراتش به سلولهای خاصی اشاره می‌کنه که دختران اعدامی‌رو قبل از اعدام اونجا می‌بردن و میگه:
یکی از هم بندیهایم به نام... که مدتی در آن زمان در ۲۰۹بود، برایمان تعریف کرد که در بحبوحهٴ اعدامها، روزی درِ سلولش را مرد پاسداری که قبلاً او را ندیده بود، باز کرده و در حالی‌که هیچ تعادلی نداشت به‌ سمت او حمله‌ور می‌شود. این خواهر شروع به داد‌ و‌ فریاد کرده و با او درگیر می‌شود. در همین حین صدای پاسدار دیگری را می‌شنود که خود را پنهان کرده و با دستش به در می‌کوبید و پاسدار اول را صدا کرده و از او می‌خواهد که سریع از سلول خارج شود. آن خوک از سلول خارج شده و در را می‌بندد، این خواهر صدای جر و‌ بحث آنان را می‌شنود. پاسداری که پنهان شده بود به پاسدار اول می‌گفت: مگر نگفتم سلولهایی که ضربدر قرمز خورده‌اند! چرا وارد این سلول شدی؟ با شنیدن این جمله، این خواهر دنبال بهانه‌یی بوده که بتواند به هر طریقی به بیرون از سلول راه یابد تا از سلولهای علامت‌دار با‌خبر شود. تا این‌که یک بار در یک تردد متوجه علامتهای قرمز روی بعضی از درها می‌شود... می‌گفت شبهای زیادی صدای فریاد خواهران را می‌شنیده؛ فریادهایی که حکایت از درگیری خواهر مجاهدی، با یک هیولای جنایتکار داشت.»

و یک گزارش از رشت:
قتل‌عام ـ فتوای قتل و شکنجه و تجاوز...

قتل‌عام ـ فتوای قتل و شکنجه و تجاوز...


بهناز کاویانی دختری که با تولدش، مادرش رو از دست داد و پدرش ـ رمضانعلی ـ با هزار عشق و امید و آرزو ـ در تنهایی و تنگدستی ـ اون‌رو بزرگ کرد سال 64 تو رشت دستگیر شد. پدر که تحمل دستگیری دختر 17ساله‌شو نداشت هر کاری کرد نجاتش بده فایده نداشت تا این‌که سه سال بعد، یکی از روزهای سال 67پاسداری با یک جعبه شیرینی و یک ساک دستی در خونه رو میزنه و به پدرش میگه اومدم خبر آزادی دخترتو بدم. دهنتو شیرین کن تا بهت آزادی دخترتو بگم...

پدر که فکر می‌کرد به همه آرزوهاش رسیده از خوشحالی شیرینی رو برمیداره و منتظره بقیه توضیح پاسداررو بشنوه که پاسدار ساک لباس خونی دخترشو با یه شاخه نبات و یه سکه 5تومنی می‌گذاره جلوش. پدر میگه این چیه؟ پاسدار میگه دیشب من دامادت بودم... دخترت دیگه آزاده...
پدر دیوانه شد و مدتی بعد فوت کرد.

۱۳۹۸ مرداد ۱۶, چهارشنبه

دانشجویان زخم خورده دربرابر دست درازی های قضائیه ساکت نخواهند نشست

دانشجو آنلاین۱۳۹۸/۵/۱۵-
دانشجویان زخم خوردهدانشجویان زخم خورده دربرابر دست درازی های قضائیه ساکت نخواهند نشست
دانشجویان زخم خورده دربرابر دست درازی های قضائیه ساکت نخواهند نشست
لیلا حسین ز اده به بند زنان زندان مخوف اوین منتقل شد لیلا حسین ز اده.
این دانشجو که در تاریخ ۶ مرداد ۹۸ بازداشت شده بود صبح ۱۴مرداد ۹۸ برای اجرای حکم حبس ۲.۵ ساله خود به بند زنان فرستاد ه شد؛ او طی تماسی با خانواده اش این خبر را اعلام کرد.اما فعالین دانشگاه های سراسر کشور اعلام کردند که اگر چه زخم خورده هستند اما پاسخ این دست درازی های نیروهای اطلاعاتی و قضاییه جانی نظام را خواهند داد .
حکم لیلا حسین زاده در صورتی اجرا شده که نهاد دانشگاه قول پیگیری برای لغو احکام صادره و مصونیت دانشجویان از اجرای حکم در زمان تحصیلشان را داده بود.
حمله دوباره نیروهای امنیتی در زمان تعطیلی دانشگاه به این نهاد و سکوت مسئولینِ به ظاهر دلسوزِ دانشجو، بار دیگر همدستی این دو نهاد در پرونده سازی علیه فعالین صنفی و دانشجویی را عیان تر ساخت.
نه پرونده سازی‌های ساختگی و احکام ددمنشانه و دست درازیهای حقیرانه و ناچارانه آنان پذیرفتنی ست، نه ادعاهای توخالی و وعده های دروغین این یکی ها.
این یک اعلام جنگ‌ علیه استقلال و حرمت دانشگاه است.
اما همچنان دانشجویان، با مقاومت خویش دانشگاه را تحویلتان نخواهند داد.
خطر بیخ‌گوش خامنه‌ای است، به بیلان حرکت‌های اعتراضی مردم در همین چند روزه نگاه کنید! فقط یک آخوند دجال از جنس خامنه‌ای می‌تواند واقعیت انفجاری جامعه کنونی ایران را با تمامی خبرهای اعتراضی‌اش انکار کند. اعتراض‌هایی که در حال کشیدن فرش از زیر  پای خامنه‌ای و دیکتاتوری‌اش هستند.سایت مجاهد ۳۰تیر۹۸

#قتل_عام۶۷ با آزادی و آینده ایران گره خورده


 #قتل_عام۶۷  با آزادی و آینده ایران گره خورده

باحقوق‌بشرسنگسار شده #ايران 
 بامقاومت برای آزادی وبرابری باخیانت مماشات‌گران خارجی با ترس وخفت ننگ‌آلود تسلیم‌طلبان داخلی روزی که آخوندها براثرجنبش دادخواهی مردم ایران وادار شوند پرونده این جنایت بزرگ راباز کنند،روزپایان حکومت ولایت‌فقیه
دادخواهی شهیدان قتل‌عام یکی از مهم‌ترین مطالبات سیاسی مردم ایران از رژیم آخوندی است. این دادخواهی امروز، تمامیت رژیم را به‌چالش کشیده است. سردمداران رژیم نه جرأت دارند که از فتوای خمینی برای قتل‌عام مجاهدینمجاهدین دفاع کنند، نه‌می‌توانند از این جنایت بزرگ فاصله بگیرند زیرا همگی مستقیم یا غیرمستقیم در آن مشارکت داشته‌اند.
 این زمزمه نیمه‌شبان آن‌هاست که هنوز به گوش می‌رسد:
من مرغ آتشم
می‌سوزم از شراره‌ ا‌ین عشق سركشم
چون سوخت پیكرم،
چون شعله‌ها‌ی سركش جانم فرو نشست،
آن‌گاه باز، 
از دل خاكستر
بار دگر تولد من 
آغاز می‌شود.
دادخواهی شهیدان قتل‌عام یکی از مهم‌ترین مطالبات سیاسی مردم ایران از رژیم آخوندی است. این دادخواهی امروز، تمامیت رژیم را به‌چالش کشیده است. سردمداران رژیم نه جرأت دارند که از فتوای خمینی برای قتل‌عام مجاهدین دفاع کنند، نه‌می‌توانند از این جنایت بزرگ فاصله بگیرند زیرا همگی مستقیم یا غیرمستقیم در آن مشارکت داشته‌اند
خون مرداد هنوز در رگان خیابان جاری‌ست. می‌جوشد، شعله می‌شود و بساط شیخ و شیاد و سلسله و جلاد را می‌سوزاند

۱۳۹۸ مرداد ۱۰, پنجشنبه

دژخیم علی رازینی: مطرح کردن دادگاههای صحرایی با حکم خمینی در جریان عملیات فروغ جاویدان و قتل‌عام ۶۷

دژخیم علی رازینی

 مطرح کردن دادگاههای صحرایی با حکم خمینی

  در جریان عملیات فروغ 

 ۶۷جاویدان و قتل‌عام  

#ايران
آخوند دژخيم علي رازيني: مطرح كردن دادگاههاي صحرايي با حكم خميني
برای زهرچشم گرفتن در شرایط بحرانی کنونی حکومت آخوندی
و ریزشهای گسترده در نظام ولایت

حکم خمینی جلاد برای تشکیل دادگاههای صحرایی:
دادگاه ویژه تخلفات جنگ را در کلیه مناطق جنگی تشکیل
و طبق موازین شرع بدون رعایت هیچ‌یک از مقررات دست‌وپاگیر
به جرایم متخلفان رسیدگی نمایید
هر عملی که به تشخیص دادگاه
موجب شکست جبهه اسلام و یا موجب خسارت جانی بوده و یا می‌باشد
مجازات آن اعدام است

آخوند جلاد علی رازینی:
همان دادگاه را که قبل از انقلاب اسم آن دادگاه صحرایی بود
با اسم «دادگاه تخلفات جنگ» آوردیم
برای آن که قاطع عمل شود و اگر کسانی کوتاهی یا خیانت کرده‌اند
محکم برخورد شود و اعلام هم شود تا سایرین مقداری جدی‌تر باشند

                     ‌سؤال: تشریفات دادرسی مجاهدین چطور بود و چقدر طول کشید؟
علی رازینی: آنها، چون با دادگاههای زمان جنگ بود، تشریفات نداشت
در همان شهر‌هایی که دستگیر شدند محاکمه شدند
این محاکمه‌ها گاهی ممکن بود یک ساعت یا کمتر طول بکشد
خیلی از مجاهدین را خودمان محاکمه کردیم

افرادی که محاکمه شدند، کسانی بودند که وابستگی به مجاهدین داشتند
هیچ‌کدام از مجاهدینی را که در عملیات مرصاد دستگیر شده بودند
نیآوردیم در تهران یا اهواز محاکمه کنیم
در همان مناطق جنگی که دستگیر شدند، محاکمه و مجازات شدند
در حالی‌که در سالگرد عملیات کبیر فروغ جاویدان، سخنگوی دولت روحانی و سردژخیم اطلاعاتی علی ربیعی شرایط رویارویی مجاهدین و رژیم را، با شرایط لرزه سرنگونی در جریان پیشروی ارتش آزادیبخش ملی تا دروازه کرمانشاه، مقایسه می‌کند و در حالی‌که رئیس پدافند غیرعامل حکومت آخوندی، رویارویی رژیم با مجاهدین در موقعیت فعلی را سخت‌تر از عملیات فروغ جاویدان توصیف کرده است، آخوند جلاد علی رازینی رئیس شعبه ۴۱دیوان عالی نظام آخوندی، نیز به‌دنبال آخوند دژخیم مصطفی‌ پورمحمدی عضو جنایتکار هیأت مرگ در قتل‌عام ۶۷وارد صحنه شد و به شمه‌یی دیگر از جنایات ضدبشری رژیم و توحش و بربریت آخوندی اعتراف کرد.
وی به تشریج تشکیل دادگاههای جنایتکارانه صحرایی و فتوای اعدامهای وحشیانه به دستور خمینی در مقطع عملیات کبیر فروغ جاویدان و هراس رژیم از پیوستن نیروهای مردمی به مجاهدین پرداخت و اذعان کرد که رژیم می‌خواست با دادگاههای صحرایی و اعلام اعدامها مانع ریزشها در صفوف نیروهای رژیم شود.

وی در این مصاحبه بارها به متن حکم خمینی جلاد خطاب به خودش استناد می‌کند که در آن خطاب به وی آمده است:
«...آقای علی رازینی، رئیس سازمان قضایی نیرو‌های مسلح جنابعالی موظف می‌باشید:
۱-دادگاه ویژه تخلفات جنگ را در کلیه مناطق جنگی تشکیل و طبق موازین شرع بدون رعایت هیچ‌یک از مقررات دست‌وپاگیر به جرایم متخلفان رسیدگی نمایید.
۲-هر عملی که به تشخیص دادگاه موجب شکست جبهه اسلام و یا موجب خسارت جانی بوده و یا می‌باشد مجازات آن اعدام است».

آخوند دژخیم علی رازینی در توضیحات خودش از جمله می‌گوید:
همان دادگاه را که قبل از انقلاب اسم آن دادگاه صحرایی بود، با اسم «دادگاه تخلفات جنگ» آوردیم؛ یعنی این دادگاه مخصوص شرایط جنگی است.....
برای آن که قاطع عمل شود و اگر کسانی کوتاهی یا خیانت کرده‌اند، محکم برخورد شود و اعلام هم شود تا سایرین مقداری جدی‌تر باشند زمانهایی فوریت امر اقتضا می‌کند در همان مناطقی که ارتش مستقر است و انجام وظیفه می‌کند دادگاه برگزار شود. مثلا اگر مرکز قضایی ما در تهران، اصفهان، کرمانشاه یا اهواز است، لزومی ندارد رسیدگی را در اهواز انجام دهیم. مثلا یک واحد نیرو‌های مسلح در شلمچه مستقر شده است و مسائلی پیش می‌آید.
بنابراین امام فرمودند: بدون رعایت مقررات دست‌ و ‌پاگیر این کار را انجام دهید.
وی با تکرار مجدد جملات حکم خمینی خون‌آشام می‌گوید: اگر کسی در جایی بترسد که ترس او باعث کشته‌شدن هزار نفر یا سقوط یک استان و یک جبهه مهم ما شود، مجازات آن فرد اعدام است.

«دادگاه ویژه تخلفات جنگ را در همه مناطق جنگی تشکیل و طبق موازین شرع، بدون رعایت هیچ‌یک از مقررات دست‌وپاگیر به جرایم متهمین رسیدگی نمایید».

آخوند رازینی سپس اضافه می‌کند: ما سه مقر برای این امر تأسیس کردیم؛ یکی در سازمان قضایی نیرو‌های مسلح اهواز برای مناطق جنگی جنوبی، یکی در کرمانشاه برای جبهه میانی و دیگری در ارومیه برای جبهه شمالی. این سه دادگاه را آنجا ایجاد کردیم؛ ولی قاضی به جبهه می‌رفت و رسیدگی را انجام می‌داد.
رازینی،دژخیم دستگاه قضاییه برآمده از قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی که اکنون خامنه‌ای آخوند جلاد ابراهیم رئیسی را به ریاست آن گماشته است، سپس در سؤال و جواب با رسانه حکومتی درباره قتل‌عام مجاهدین در زندانها و محاکمه‌های صحرایی هواداران مجاهدین در مناطق عملیات فروغ جاویدان شقاوت و توحش نظام آخوندی را برملا می‌کند:

‌سؤال:چند نفر از مجاهدین را دستگیر کردین؟
جواب: باید اطلاعات این‌ها را از اطلاعاتی‌ها بپرسین.
‌سؤال: شما محاکمه کرده‌اید.
جواب: ما نشمردیم.
‌سؤال: زیاد بودند؟ مثلا چند ده نفر بودند؟
جواب: بله؛ چند ده نفر بودند.
‌سؤال: آدم‌های مشهور سران آنها هم در میان کسانی که محاکمه کردید بودند؟
جواب: نه؛ از سران آنها خیلی کم بودند.
‌سؤال: تشریفات دادرسی آنها چطور بود و چقدر طول می‌کشید؟
جواب: آنها، چون با دادگاههای زمان جنگ بود، تشریفات نداشت. در همان شهر‌هایی که دستگیر شدند محاکمه شدند.
‌سؤال: یعنی قاعدتاً محاکمه‌ها کوتاه‌مدت با سؤال و جواب‌های کوتاه بوده؟
جواب: گاهی وقتها ممکن بود یک ساعت یا کمتر طول بکشد.
‌سؤال: شما بر روند محاکمه نظارت داشتید؟
جواب: بله. خیلی از آنها را خودمان محاکمه کردیم.
سؤال: اعدام مجاهدین در زندانها بعد از همین عملیات مرصاد، در سه دهه اخیر خیلی مورد جنجال و بحث بوده است.
جواب: آن زمان ما آنجا بودیم و این موضوع جزء مأموریت من نبود. باید از رئیسی، رئیس فعلی قوه قضاییه و نیری بپرسین؛ چون این مسأله در حوزه دادگاه انقلاب است. در واقع افرادی از مجاهدین در زندان جرایم جدیدی مرتکب شده بودند. مجدداً محاکمه شدند و با آنها هم برخورد شد.
‌سؤال: یکی از دلایل اصلی اعدامها بحث این بود که می‌گفتند کسانی که در زندانها هستند، با کسانی که در عملیات مرصاد شرکت کردند، هماهنگ هستند. شما در جبهه‌ها در جریان این هماهنگی‌ها قرار داشتین؟
جواب: این موضوع را برای اهلش می‌گذارم که در جریان بودند. آنها جرایم جدیدی داشتند و به‌خاطر آن جرایم جدید محاکمه و محکوم شدند.
‌سؤال: روند دادگاه مجاهدینی که در عملیات مرصاد دستگیر شدند، کامل بوده؟
جواب: بله، با استفاده از بند یک حکم امام، طبق موازین شرع و بدون رعایت مقررات دست‌ و ‌پا‌گیر بوده است. مثلا ممکنه وکیل نداشته باشند.
‌سؤال: این مقررات دست‌وپاگیر چیه؟
جواب: خوب فرض کنید باید کیفرخواست صادر و به‌صورت کتبی ابلاغ و دو هفته بعد محاکمه انجام شود. در بیابان که از این چیز‌ها خبری نیست.

آخوند جلاد علی رازینی
آنچه آنها میگن خیلی مسائل و تحلیل درست و اینا نیست ممکن بود عذرخواهی کنند و بگند ما آگاهانه این کارها را کردیم یا ما را گول زدند و از این قبیل می گفتند ولی خوب اون افرادی که محاکمه شدند افرادی بودند که عرض کنم خدمت شما وابستگی به منافقین داشتند به اونها معتقد بودند محاکمه شدند و یک تعدادی ارتشیهای اسیر ما بودند که با اونا همکاری کرده بودند
ما اومدیم توی این شهر بدون مقررات دست و پا گیر. اونجا ممکن است اصلاً وکیل نداشته باشند فرض کنید کیفرخواست‌ زده بشود کیفرخواست برای او ابلاغ بشود کتباً، بعداً دو هفته محاکمه انجام بشه این چیزها خبری نیست تو بیابون اونا اومدن بجنگن ما هم می‌جنگیم دیگه. احراز کرده شد این فرد از منافقین بوده عالما عامداً با اینها اومده ما در همون میدون جنگ دادگاه تشکیل دادیم ممکن است یک کسی محاکمه‌اش در حد نیم ساعت تمام بشه یک کسی دو ساعت طول بکشه بستگی داره چقدر پیچیده باشه چقدر قاضی به مطلب برسه. بعضی‌شان بله فرداش اعدام شدند بعضی یک هفته بعد اعدام شدند بعضی‌هاشون به حبس محکوم شدند بعضی‌شان به اعدام محکوم شده بودند یک عده از رزمنده‌ها آمدند به من گفتند روحیه بچه‌ها خراب است شهید دادیم فلان و فلان و اینا. نبرند به کرمانشاه همینجا حکم را اجرا کنند یک ساختمانی نیمه‌کاره بود سر یک سه راهی که طبقه اولش ساخته شده بود طبقه دومش اسکلتش را زده بودند اما چیز طاق نزده بودند گفتند می‌آییم اونجا اجرا می‌کنیم.


آخوند جلاد علی رازینی ضمن اذعان به وحشت سرنگونی در تار و پود نیروهای رژیم اضافه می‌کند: افرادی که محاکمه شدند، کسانی بودند که وابستگی به مجاهدین داشتند. هیچ‌کدام از مجاهدینی را که در عملیات مرصاد دستگیر شده بودند نیآوردیم در تهران یا اهواز محاکمه کنیم. در همان مناطق جنگی که دستگیر شدند، محاکمه و مجازات شدند. یک عده... گفتند روحیه بچه‌ها خراب است...، این‌ها را به کرمانشاه منتقل نکنید. همین‌جا حکم را اجرا کنید. ما موافقت کردیم حکم سه نفر را در شهر اسلام‌آباد اجرا کنند و حکم آنها به‌صورت حلق‌آویز اجرا شد....

#جنبش_دادخواهی 

آخوند دژخيم علي رازيني: مطرح كردن دادگاههاي صحرايي با حكم خميني