۱۳۹۶ اسفند ۹, چهارشنبه

جنايات پنهان رژيم پابگور آخوندي قسمت 3


جنايات پنهان رژيم پابگور آخوندي قسمت سوم 
http://bit.ly/2HKjC6r


در قسمتهای قبلی این مقالات، روش دیگری از جنگ کثیف روانی که توسط وزارت اطلاعات علیه مجاهدین هدایت میشود را توضیح دادیم و نمونه‌هایی را توضیح دادیم. اکنون به نمونه‌ای دیگر توجه کنید.
نمونه چهارم: یکی‌از خانواده‌های قربانی‌جنگ جنایت‌کارانه‌ای که‌خمینی ضدبشر علیه عراق به راه انداخت، خانواده «ابوالفضل ایوز» است. چنین‌فردی هیچ‌گاه گذرش به مقرهای ‌مجاهدین، نه در عراق و نه خارج‌ عراق، نیفتاده ‌است؛ اما وقتی به خبرسازی تبهکارانه گشتاپوی‌دروغ‌پرداز آخوندی که در زیر آمده، توجه‌کنید؛ به‌وضوح مشخص میشود علیرغم اینکه مجاهدین جواب مشخصی به این‌خانواده نسبت به «عدم سابقة‌ حضور این شخص در قرارگاه‌های مجاهدین» داده‌اند؛ اما ماموران جنایتکار وزارت اطلاعات دست از سر ‌آنها برنداشته و با تحریک احساسات خانوادگی بستگانش، هر روز سوهان‌ جدیدی برروح و روان و احساسات آنها می‌کشد و آنان‌ را مجددا جریحه‌دار می‌سازد:
« خانواده ایوز، یکی از خانوادهٰ‌هایی است که از چند سال پیش تاکنون به دنبال پیدا کردن سرنخی از برادرشان ابوالفضل ایوز بوده است. وی در سال ۶۷ توسط دیکتاتور عراق، صدام به اسارت گرفته شده بود و در لیست صلیب سرخ ثبت نام نشده بود .
چندین سال قبل یکی از [بریده‌های تشکیلات مجاهدین] که ازعراق به ایران برگشته بود، خبر وجود ابوالفضل در عراق نزد [مجاهدین] را به آنان داده بود و این خانواده در تمام این مدت بلا انقطاع به دنبال پیدا کردن برادرشان بودند.
۵سال پیش عازم عراق و جلوی در قرارگاه اشرف شدند. ولی مسئولین [مجاهدین] در قرارگاه اشرف اعلام کرده بودند که شخصی با چنین مشخصاتی آنجا نیست. خانواده ایوز با وجود اینکه جواب رد از آنها شنیده بودند، دست از پیگیری نکشیدند و گویا ندایی از اعماق روح و روانشان مستمر زمزمه می‌کرد برادرشان، ابوالفضل ایوز، زنده است و در داخل سیستم [مجاهدین] محصور گشته است .
چندی پیش که در ارتباط با دیگر [بریده‌ها] ، موضوع را پیگیری می‌کردند، معلوم شد ابوالفضل هم اکنون در پایگاه مفید [مجاهدین] درآلبانی است .خانواده ایوز عزم جزم کرده‌اند، هرطور که شده ابوالفضل را بیابند و با او دیدار داشته باشند.» (۱)
نامه خانواده خطاب به ابوالفضل که در سایتهای وزارتی منتشر شده است:
و این هم صحنه‌هایی از فیلمی است که اعضای خانواده وی خطاب به او ضبط کرده و در سایتهای وزارتی منتشر شده است.
جنایت های پنهان یک رژیم پابگور
و می‌بینید که عوامل رژیم و مزدبگیرانش به چه اعمال ضدانسانی متوسل میشوند تا چهره مجاهدین را در میان مردم مخدوش جلوه دهند که بیانگر میزان وحشت آنها از نقش #مجاهدین در #سرنگونی بلاتردید این رژیم جانی است.
ادامه دارد
(۱) نقل از سایت شعبه تهران وزارت اطلاعات، ۹خرداد۹۶
در این زمینه بیشتر بخوانید  

جنایت‌های پنهان یک رژیم پابه‌گور- 2

جنایت‌های پنهان یک رژیم پابه‌گور- قسمت دوم


جنايتهاي پنهان قسمت دوم  
http://bit.ly/2EAgtE2
آرش رضايي


در قسمت اول این سلسله مقالات توضیح دادیم که «اقدام جنایت‌کارانه رژیم، یعنی به‌بازی‌گرفتن خانواده با سوءاستفاده از احساسات و عواطف آنها، تبدیل آنها به برگ‌ فشار و ابزاری برای مقابله‌ با مجاهدین و تولید یک جنگ‌روانی‌ کثیف، فقط به خانوادههای مجاهدین محدود نمی‌شود. بلکه خانواده‌های مفقودین و قربانیان جنگ ضدمردمی که خمینی ضدبشر به‌راه‌انداخت، قربانیان دیگر این رژیم هستند که برخی ازآنها به‌طور مضاعف موضوع ظلم وستم این رژیم قرار گرفته‌اند» به نمونه دیگری در این قسمت توجه کنید.
نمونه سوم: «آرش رضایی» یک مأمور شناخته‌ شده وزارت اطلاعات در ارومیه است. او یکی از مجریان این‌خط تبهکارانه علیه خانواده‌های درمانده‌ایست که به‌دنبال فرزندان مفقود شده خود درجنگ ضدمیهنی خمینی هستند. آرش رضایی طی یک سناریوی ساختگی، نامه‌ای از جانب یکی از این خانواده‌ها که فرزندش هیچ‌گاه در مناسبات مجاهدین نبوده‌است، تنظیم و برای دفتر صلیب‌ سرخ در تهران ارسال کرده‌ است، تا به خیال خام خود با یک تیر دو منظور را هم‌زمان هدف قرار دهد: هم فشار پیگیری‌های خانواده مفقود جنگی را متوجه مجاهدین سازد و به‌ این‌ وسیله مجاهدین را تحت‌فشار قراردهد و هم با ارسال اطلاعات دروغین به یک ارگان بین‌المللی، زمینه کارزار شیطان‌سازی از مجاهدین درصحنه دیپلماتیک را مهیا کند.
اقدام تبهکارانه این‌شکنجه‌گر اطلاعاتی که در زیر آمده‌است، به‌خوبی ماهیت ضدبشری این رژیم جنایت‌کار و عوامل و مزدورانش از جمله آرش رضایی را نشان می‌دهد؛ رژیمی‌که ۱۲۰هزارتن از بهترین فرزندان مجاهد و مبارز این میهن را کشته و تنها یک فقره از جنایاتش درقتل‌عام زندانیان مجاهد در سال۶۷، به‌قول آقای منتظری، از بزرگ‌ترین جنایت‌های‌تاریخ محسوب می‌شود؛ اینک در حضیض درماندگی رویارویی با آلترناتیوش، با ریختن اشک تمساح برای «منشور اعلامیه جهانی حقوق بشر»! و جلب توجه صلیب‌سرخ به وظائف انسانی‌اش! یک نمایش رسوا از «زدن وارونه نعل» را به‌نمایش می‌گذارد:
«آقای آرمان عزیز
مسئول محترم هماهنگ کننده امور حمایت و جستجوی کمیته بین المللی صلیب سرخ – دفتر تهران
با سلام و درود بر شما و همکاران محترمتان
احتراما به عرض عالی می رسانم آقای احمد قره دولی طی ملاقات با اینجانب در محل دفتر انجمن [نجاست] آذربایجان غربی رونوشت نامه ای را تحویل اینجانب دادند که خطاب به برادرش آقای اروجعلی قره دولی نوشته است و مدتی پیش در سایت انجمن [نجاست] درج شد. ایشان اظهار میدارد برادرش بیش از بیست سال است در قرارگاه اشرف بسر میبرد اما سران مجاهدین متاسفانه تاکنون زمینه و امکان تماس تلفنی یا ملاقات اعضای خانواده چشم انتظارش را با برادرش فراهم نکرده اند. آقای قره دولی همچنین اشاره کرد علیرغم اینکه نامه ایشان خطاب به برادرش در مورخه ی ۲۸/۲/۱۳۹۰ در سایت انجمن [نجاست] درج شده و بی شک در معرض دید رهبران مجاهدین قرار گرفته است تاکنون به خواسته مشروع وی و خانواده اش مبنی بر تماس و یا امکان ملاقات با برادرش کمترین اهمیتی داده نشده است.
آقای آرمان عزیز
در این ملاقات آقای احمد قره دولی با اشاره به مفاد منشور اعلامیه جهانی حقوق بشر نارضایتی خود را از وضعیت موجود ابراز داشت و از اینجانب خواست تا با ارسال رونوشت نامه ایشان به مقامات کمیته بین المللی صلیب سرخ دفتر تهران و ژنو ضمن اطلاع رسانی و انعکاس مشکلات خانواده وی ، شاید صلیب سرخ با توجه به شرح وظایف انسانی اش نسبت به پیگیری مطالبات خانواده ایشان اقدامات لازم را مبذول فرمایند.
عالیجناب
به پیوست عین نامه آقای احمد قره دولی برای رسیدگی و پیگیری طبق صلاحدید آن مقام عالی ، تقدیم می‌گردد.
امید است اقدامات دلسوزانه و امید بخش جنابعالی و سایر مقامات محترم صلیب سرخ در رابطه با تحقق خواسته خانواده آقای قره دولی مفید واقع گردد.
با تقدیم احترامات بی شائبه قلبی
آرش رضائی
مسئول انجمن [نجاست] دفتر آذربایجانغربی» (۱)
سند وزارت اطلاعات ب
(۱) سایت وزارت اطلاعات شعبه آذربایجان غربی- ۲۶مهر۱۳۹۰
لازم به یادآوری است که آرش رضایی از جمله شکنجه‌گران وزارت بدنامه اطلاعات در آذربایجان غربی است که قبلا از سوی مقاومت ایران افشا شده است. برای اطلاع نسبت به وضعیت وی اینجا را کلیک کنید
در این زمینه بیشتر بخوانید 

جنایتهای پنهان یک رژیم پابگور مقاله اول



اولين قسمت جنايتهاي پنهان
http://bit.ly/2DNLN64
حتما بخوانيد
تاریخچه مبارزه با رژیم، به‌راستی مملو از تجربیات و نکاتی است که برخی از آن‌ها بسیار منحصربه‌فرد و ناشی از عنصر دنائت و ضد بشری این رژیم است که گوی سبقت را از همه اسلاف خویش در ربوده است.
یکی از شگردهای رذیلانه وزارت اطلاعات آخوندها به‌طور خاص بعد از خلع سلاح مجاهدین، سوءاستفاده از خانواده‌های مجاهدین علیه فرزندان مجاهدشان است، اقدامی ضد انسانی و در ماورای تصور… اما این اقدامات جنایت‌کارانه یعنی به بازی گرفتن خانواده با سوءاستفاده از احساسات و عواطف آن‌ها، تبدیل آن‌ها به برگ فشار و ابزاری برای مقابله با مجاهدین و تولید یک جنگ روانی کثیف، فقط به خانواده‌های مجاهدین محدود نمی‌شود. این جنگ جنبه‌های پنهان دیگری دارد که شناخت آن، ما را به اوج دنائت و رذالت‌های این نظام ضدمردمی بیشتر آشنا می‌کند.
خانواده‌های مفقودین و قربانیان جنگ ضدمردمی که خمینی ضد بشر بنیانگذار این رژیم قرون‌وسطایی با عراق به راه انداخت، قربانیان دیگر این رژیم هستند که برخی از آن‌ها به‌طور مضاعف موضوع ظلم و ستم قرارگرفته‌اند. آن‌ها علاوه بر از دست دادن عضو و عزیزی از خانواده‌شان، مورد سو استفاده جهت کارزار شیطان سازی از مجاهدین آن‌هم به شکل بسیار خیانتکارانه‌ای از سوی رژیم شده‌اند. چراکه برای مأموران و سران این رژیم، رسیدن به هدف، هر وسیله‌ای را توجیه می‌کند، حتی بازی با عواطف و فشار روحی بر روی خانواده‌هایی که فرزندان آن‌ها در یک جنگ خانمان‌سوز توسط همین جنایتکاران جان خود را ازدست‌داده‌اند تا بلکه از آن‌ها نیز سنگی به مجاهدین پرتاب شود.
در موارد متعدد دستگاه اطلاعاتی آخوندها با نیرنگ و فریبکاری، خانواده‌های قربانیان جنگ با عراق یا مفقودین اجتماعی که در حقیقت قربانیان حاکمیت خودش هستند، برای پیگیری سرنوشت آن‌ها به سراغ مجاهدین می‌فرستد تا با برانگیختن احساسات خانوادگی آن‌ها، مجاهدین را مسبب چنین جدایی قلمداد کند. البته واضح هست که وزارت بدنام اطلاعات نیز تحت این پوشش، جاسوسان خود را به صحنه می‌فرستد تا به کسب اطلاعات برای طرح‌های تروریستی و جنایت‌کارانه خود در آینده بپردازد.
در سلسله مقالاتی به ذکر چند نمونه از این اقدامات رذیلانه می‌پردازیم:
نمونه اول: فردی به نام «اژدر نو قربانی» در ۲۷تیر۸۵ به شهر اشرف در عراق مراجعه کرده و سراغ فرزندش «محمد» را از مجاهدین می‌گرفت. او گفت: «پسرم سرباز وظیفه بوده و در جنگ ایران و عراق در سال۶۷ در منطقه فکه مفقودشده و به همین خاطر ارتش تحت امر رژیم آخوندی هم کارتی به‌عنوان مفقودالاثر برای او صادر کرده است.» خانواده او در این سال‌ها هیچ‌گونه خبر و اطلاعی از وی نداشتند تا اینکه دو ماه قبل دو نفر از پادوهای وزارت اطلاعات بنام‌های منصور تنهایی و فتح‌الله آقایی به این خانواده مراجعه و می‌گویند ما قبلاً نزد مجاهدین بودیم، ما پسرت را می‌شناسیم او نزد مجاهدین وزنده هست و در آنجا ورزش می‌کرد… آن‌ها خانواده را برای کسب اطلاعات بیشتر به شعبه وزارت اطلاعات موسوم به انجمن نجاست ارومیه احاله می‌دهند. در محل شعبه وزارت اطلاعات یک مأمور اطلاعاتی بنام آرش رضایی ابتدا فتوکپی مدارک فرد مفقود را می‌گیرد و پس از تماس با تهران می‌گوید چند روز دیگر برای جواب مراجعه کنید. در مراجعه‌ای که چند روز بعد به وی داشتند، به آن‌ها می‌گویند پسر شما زنده و نزد مجاهدین هست، می‌توانید برای ملاقات او به اشرف بروید ولی ما نمی‌توانیم شمارا با هیئت و کاروان‌های اعزامی وزارت اطلاعات بفرستیم، این کار را به‌صورت مستقل انجام دهید! پس‌ازآن فردی بنام محرم حسن‌زاده را همراه این خانواده می‌کنند که آن‌ها را تا سلیمانیه همراهی کند. خانواده مزبور دو روز منزل یکی از دوستان محرم می‌مانند و سرانجام با راننده‌ای که محرم معرفی می‌کند، به اشرف فرستاده می‌شوند. در میان مدارکی که این خانواده همراه داشت لیستی از شماره تلفن‌های مربوط به مأموران شناخته‌شده وزارت اطلاعات، خروجی تحت کنترل آمریکایی‌ها و تعدادی از ارگانهای مختلف وزارت اطلاعات به چشم می‌خورد. علاوه بر این آدرس‌ها، یک فیش کمک انتخاباتی به یکی از مزدوران رژیم بنام محبی نیا به مبلغ ۲۰۰ میلیون تومان نیز به همراه داشتند که در ظاهر سنخیتی با سرووضع فقیرانه آن‌ها نداشت. وزارت اطلاعات آخوندی برای تسهیل تردد آن‌ها در عراق همچنین سندی از اداره جهانگردی تهیه‌کرده بود که برای ترددانشان در سطح شهرهای عراق مشکل قانونی نداشته باشند.
جنایت های پنهان1
جنایتهای پنهان2







نمونه دوم: مورد دیگر مربوط به خانواده‌ای بنام قربانیان است. ولی‌الله و حسین قربانیان در تاریخ ۹اردیبهشت۸۵ جهت پیگیری خبری از برادرشان که قبلاً خبر درگذشت او در جنگ ضد میهنی توسط رژیم به آن‌ها داده‌شده بود به اشرف مراجعه کردند. ولی‌الله قربانیان گفت: «برادرم ۲۰سال پیش سرباز وظیفه و تحت امر لشگر۷۷ خراسان بود. سال۶۶ سه نفر از بنیاد به‌اصطلاح شهید به منزل ما آمدند و گفتند برادرتان مجروح شده و در بیمارستان است، فردا ساعت ۱۰صبح برای ملاقات بیایید! ما با خانواده برای ملاقات رفتیم، ولی در آنجا گفتند برادرتان تمام کرده و در سردخانه هست، بعد یک آمبولانس آوردند و گفتند جنازه پسر شما در این تابوت دربسته هست، ما برای دفن راه افتادیم چند روز بعد هم ما را صدا کردند و یکسری وسایل ازجمله یک کیف پول که ۳۰۰ تا ۴۰۰تومان پول داخل آن بود به ما دادند بعد از مراسم هفتم و چهلم در شناسنامه او هم نوشتند که به فیض شهادت! نائل شده است…
تا اینکه چند وقت قبل فردی بنام منصور تنهایی به ما مراجعه کرد و گفت که از برادرم خبر دارد. نزد او رفتیم، عکس برادرم را نشان دادم و سؤال کردم که آیا تو این نفر را میشناسی؟ او گفت چرا او را می‌شناسم. بعد هم فرد دیگری بنام فتح‌الله آقایی آمد و گفت برادرتان در اشرف بود و در قسمت مکانیکی کار می‌کند. وی گفت شما به نزد شعبه وزارت اطلاعات به نام نجات بروید آن‌ها شمارا راهنمایی می‌کنند. ما در ارومیه به فردی بنام آرش رضایی که مسئول آنجاست مراجعه کردیم و موضوع را گفتیم. آن‌ها گفتند ما تحقیق می‌کنیم و از طریق صلیب سرخ برایتان قرار ملاقات می‌گیریم. بعد هم ترتیب آمدن ما به اشرف را دادند»
این خانواده‌ها البته با توضیحات قانع‌کننده مجاهدین در اشرف در مورد ابعاد توطئه و دروغ‌های وزارت اطلاعات و با توجه به تجربه شخصی خود در این مورد، به‌سرعت به حقیقت وقایع پی برده و به عذرخواهی و اظهار بی‌اطلاعی از چنین ترفند کثیفی پرداختند. 
ادامه دارد

۱۳۹۶ اسفند ۸, سه‌شنبه

مجاهدين‌خلق،ستون پنجم ياميهن‌پرست؟!-قسمت دوم:میانجی گری ها…،حضورمجاهدین در جبهه‌ها خمينی،جنگ ۸ساله و مجاهدين خلق

مجاهدين‌خلق،ستون پنجم ياميهن‌پرست؟!-قسمت دوم:میانجی گری ها…،حضورمجاهدین در جبهه‌ها خمينی،جنگ ۸ساله و مجاهدين خلق

http://bit.ly/2ouJuvb
مجاهدين خلق، ستون پنجم يا ميهن_پرست؟- میانجی گری ها....، حضور مجاهدین در جبهه ها
مقدمه: در قسمت اول این مجموعه با نگاهی کوتاه به برخی اسناد تاریخی دریافتیم که چرا و چگونه جنگ خانمانسوز بین ایران و عراق به مدت ۸سال درگرفت. جنگی که مسبب شعله ور شدن آن شخص خمینی بود که از همان اولین ماههای به سرقت بردن انقلاب مردم ایران در سال۵۷ تلاش کرد تا منطقه بويژه كشورهای مسلمان‌نشين را به شورش و نافرمانی بر ضد حكام‌شان بكشاند و جنگ ضدمیهنی اين‌گونه آغاز شد!
در ادامه به این موضوع می پردازیم که آیا میانجیگری هایی برای توقف به جنگ صورت گرفت یا نه؟ و نتیجه چه شد؟
مجاهدین در آغاز جنگ چه نقشی داشتند و رژیم خمینی و پاسدارانش با مجاهدین در مناطق جنگی چه کار کردند ….
***
مجاهدين برغم هشدارهای اوليه و تلاش مشتركی که با رهبر فقید فلسطین یاسر عرفات (۲۵فروردين ۵۹) برای جلوگيری از جنگ انجام دادند، اما وقتی با حمله عراق روبرو شدند، به جبهه‌ها شتافتند و بسياری از مجاهدین هم در برابر نیروهای متجاوز عراقی در آن زمان شهيد شدند. از جمله می توان به شهادت دکتر احمد طباطبایی اشاره نمود. اما سپاه پاسداران به سرعت همه آنها را دستگير، زندانی و برخی را نيز از خوزستان اخراج كرد. برخی از دستگير شدگان نیز سالها در زندانهای خمینی به سر برده و در قتل‌عام ۶۷ اعدام شدند!
1مجاهدین خلق در جبهه های جنگ مقاومت
***
2دستگیری نیروهای جان بر کف مجاهدین در جبهه های مقاومت
ميانجی گری ها
در همان هفته اول جنگ( ۷ مهر ۱۳۵۹) سازمان كنفرانس اسلامی با فرستادن يك هيات خواستار صلح شرافتمندانه و پرداخت خسارت به ايران توسط كشورهای جنوب خليج فارس شد، خمينی نپذيرفت و رجايی گفت:اين جنگ، جنگ عقيده است!
3اولین هیات میانجی سازمان کنفرانس اسلامی در تهران مهر59
در همان ماه اول جنگ، ميانجی گريهای زيادی شد كه خمينی نپذيرفت تا سرانجام روز ۲۴مهر۵۹ محمد علی رجايی نخست وزير وقت خمينی, به سازمان ملل رفت و پيشنهاد داد: متجاوز به مرز خود برگردد و نيروی بی‌طرفی در مرزها مستقر شود تا دوباره تجاوزی اتفاق نيفتد و…»اما هنگامی كه سازمان ملل و عراق طرح را پذيرفتند، حكومت ايران طرح صلح خودش را هم رد كرد! (منبع: سايت تابناك ۶ مهر ۹۳)
4طلسم جنگ- رجایی
5مواضع رجایی در سیاست داخلی و خارجی- جنگ
مشابه همين نكته را سايت موسوم به پايگاه اطلاع رسانی شهيد رجايی هم طبق كليشه بالا منعكس كرده و نوشت:”در همين زمان ( ۲۶مهر ۱۳۵۹)مقامات رسمی ايران در سازمان ملل با تأكيد بر اينكه شورای امنيت بر اساس منشور ملل متحد موظف است تجاوز از قبل طراحی ‏شده‌ی عراق را محكوم كند، خروج متجاوزين عراقی را خواستار گردد، غرامت خرابی و كشتار مردم ايران را از متجاوزين بخواهد و بالاتر از همه ، مقامات رژيم عراق را به عنوان جنايتكار جنگی محكوم كند، طرح سه ماده ای را برای پايان دادن به جنگ از راه مذاكره ارائه دادند. اين طرح شامل فراخوانده شدن همه ی نيروهای عراق از خاك ايران، اعلام آتش بس و اقدامات ميانجی ‏گرانه و حضور ناظران سازمان ملل در مرزهای ۲ كشور بود“ گويا اين، همان طرحی است كه سايت تابناك محسن رضايی نيز در تاريخ ۶ مهر۹۳ به آن اشاره كرده ). طرحی كه منابع رسمی حكومتی در باره آن مطلقا حرفی نمی زنند اما برخی مقامات عالیرتبه نظام، گوشه‌هايی از آن را خواسته يا ناخواسته لو داده‌اند!
6خمینی گفت ای ارتش عراق تا کی اسارت و ننگ را تحمل می کنید
رفسنجانی نيز در كتاب خاطرات خود به اسم ”انقلاب در بحران، كارنامه و خاطرات سال ۱۳۵۹٫ به كوشش عباس بشيری. تهران. چاپ نشر معارف انقلاب، ۱۳۸۳ ص۲۵۹ “ به اين طرح صلح اشاره كرده بود.
اما رجايی در روز سخنرانی خود در سازمان ملل، به جای بحث روی جنگ وطرح صلح‌شان، به شورای امنيت و جامعه جهانی و عراق حمله كرد و گفت من صريحاً اعلام می‏كنم كه ملت ما مصمم است حتی با دنبال كردن يك جنگ طولانی و مردمی، نه تنها متجاوزين را سر جای خود بنشانند، بلكه … جوابی دندان‏ شكن به آمريكا بدهد! ( منبع: سايت رجايی. تصوير زير)
شمس اردكانی، سفير اسبق خمينی در كويت در مصاحبه با سايت تابناك (۱۸مهر۱۳۹۱) گفته بود: ”سفر رجايی به آمريكا برای توافق دوستی با آمريكايی‌ها بود كه ناگهان در شب سخنرانی رجايی در شورای امنيت، ايران تغيير عقيده داد و... “ اين همان سفری است كه طرح صلح ايران هم به سازمان ملل تقديم شده بودو بعد ايران پشيمان شد! ( منبع سايت تابناك).
علي شمس اردكانی در مصاحبه با تابناك به يك توافق محرمانه خمينی با آمريكا از طريق آندرويانگ سفير آمريكا درملل متحد اشاره می كند كه در آخرين ساعات توسط خمينی منتقی شد. ظاهرا شمس اردكانی از طرح صلح مزبور بی خبر بوده يا آن‌ را كتمان كرده.
7تابناک- شمس اردکانی بی خبر از صلح
تقريبا ۳۴ سال بعد يعنی در روز ۶ مهر ۱۳۹۳سايت تابناك محسن رضايی مصاحبه‌ای از رفسنجانی منتشر كرد كه اعتراف كرده بود: ” نمی توانم بگويم نمی شد جلوی جنگ گرفته شود “ 
8رفسنجانی930706نمی توانم بگویم نمی شد جلوی جنگ گرفته شود- تابناک
به این ترتیب و به رغم اینکه این جنگ ضدمیهنی از شروع و تا ادامه آن قابل اجتناب بود و می شد بسیار زودتر آن را تمام کرد ولی این خمینی بود که بر ادامه جنگ اصرار داشت و آن را ادامه داد….
***
در ادامه این بحث به موضوعات زیر خواهیم پرداخت:
جنگ اینگونه ادامه یافت!(آمار تلفات و خسارات جنگ…)
چه می شد کرد؟ خمینی چگونه مجبور به آتش بس شد؟
حرف آخر- سوال آخر و جواب آخر
خلاصه مطلب و نتیجه گیری که مجاهدین خلق ستون پنجم یا میهن پرست
لینک

و این‌گونه جنگ آغاز شد… قسمت اول http://bit.ly/2ouqyLU

مجاهدین خلق، ستون پنجم یامیهن‌پرست؟!-قسمت اول-و این‌گونه جنگ آغاز شد…


http://bit.ly/2ouqyLU
مجاهدين خلق، ستون پنجم ياميهن‌پرست؟!-قسمت اول
خميني چرا ارتش عراق را به قيام دعوت ميکند براي شناختن ميهن پرست يا ستون پنجم در جنگ خانمانسوز?ساله اين مقاله را بخوانيد
باید تلاش کرد از زیر بمباران تبلیغات مسموم و جنگ روانی رسانه‌های حکومتی در پهنه‌های مختلف بیرون آمد تا به شناخت کامل و درستی از ابعاد جنایات رژیم ضدبشری ولایت‌فقیه در همه زمینه‌ها(تاریخ- اجتماع- اقتصاد- سیاست- و ….. و در یک کلام نابودی حرص و نسل این مملکت) شناخت پیدا کرد. 
مجموعه مطالب ضمیمه کمک خواهد کرد تا با اتکا به اسناد متقن تاریخی به کوتاه‌ترین و ساده‌ترین شکل به یکی از پهنه‌های این جنگ روانی یعنی «مجاهدین خلق، ستون پنجم یا میهن‌پرست؟!» در موضوع جنگ رژیم با عراق پرداخته شود.
جنگی که خمینی و سیاست او مبنی بر دکترین ام القرای اسلامی در پیش گرفت و از همان اولین روزهای بعد از پیروزی انقلاب این سیاست تجاوزکارانه شروع به کار کرد. از دعوت ارتش عراق به قیام، تا تشکیل دولت جهانی اسلام، و در ادامه با شعار راه قدس از طریق کربلا این تجاوز آشکار به کشورهای اسلامی منطقه ادامه داد.
راستی علت و علل ایجاد جنگ ۸ساله ایران و عراق و اصرار بر ادامه آن و جنگ روانی و دروغپردازیهای رژیم علیه مجاهدین در این رابطه چه بوده است؟
خمینی، جنگ ۸ ساله و مجاهدین خلق
تقریباً یک‌سال و نیم پس از پیروزی انقلاب ۵۷ جنگی بین ایران و عراق در گرفت که ۸ سال ادامه یافت. دو میلیون کشته و زخمی، بیش از یک هزار میلیارد خسارت، ۵۳ شهر ویران و نیمه ویران با هزاران روستای نابود شده از مهمترین پیامدهای آن بود. چرا و چگونه چنان جنگی درگرفت؟ مسبب که بود؟
آغازگر جنگ عراق بود اما محرک صدام برای آغاز جنگ، شخص خمینی بود که آشکارا تلاش می‌کرد منطقه به ویژه کشورهای مسلمان‌نشین را به شورش و نافرمانی بر ضد حکام‌شان بکشاند. در کیهان۷اسفند۵۷ یعنی فقط ۱۵ روز پس از پیروزی انقلاب، خمینی خواستار تشکیل دولت جهانی اسلام شد. این، یک اعلان جنگ آشکار به حکام کشورهای اسلامی بویژه همسایگان ایران بود.
مجاهدین ستون پنجم یا مهین پرست 2
به اعتراف بنی صدر اولین رئیس جمهور خمینی، صدام حسین در همان اولین روزهای پیروزی انقلاب، نوه سیدابوالحسن اصفهانی مرجع معروف و فوت شده شیعه را نزد خمینی فرستاد و ضمن عذرخواهی از او درخواست تجدید مناسبات کرد. اما خمینی با فرستاده صدام حتی ملاقات هم نکرد. (کتاب خاطرات بنی صدرص۱۰۹)
مجاهدین ستون پنجم یا مهین پرست 3
در ۳۱ فروردین ۵۹ به دعوت رسمی فرمانده سپاه پاسداران، شورای انقلاب جزیره العرب (عربستان سعودی، یمن، قطر، عمان، امارات متحده عربی) وارد تهران شدند. این گروه‌ها همگی نیروهای مخالفی بودند که دولت‌های حاکمشان، پیروزی خمینی را به وی تبریک گفته بودند! و حالا خمینی آنها را دعوت کرده بود تا با کمک‌آن‌ها، دولت‌های متبوع‌شان را سرنگون کرده و زیر پرچم خمینی، دولت جهانی اسلام تشکیل دهند! ( سند کیهان همینجا پیوست است).
میزبان هیات‌ها،به شکل تحریک کننده‌ای، فرمانده عملیاتی سپاه‌پاسداران و فرماندهی کل سپاه بود.
مجاهدین ستون پنجم یا مهین پرست 4
تحریک عراق توسط شخص خمینی از همان فردای ۲۲ بهمن۵۷، پیوسته و به صورت علنی انجام می‌گرفت. در کیهان و اطلاعات ۳۰فروردین۵۹ به وضوح می‌توان دید که خمینی چگونه مردم و ارتش عراق را به شورش بر ضد حکومت‌شان دعوت می‌کرد. این تاریخ درست ۶ ماه قبل از حملة ارتش عراق به خاک ایران بود.
5مجاهدین ستون پنجم یا مهین پرست 5
روزنامه کیهان شنبه۳۰فروردین۱۳۵۹- امام ارتش عراق را به قیام دعوت کرد.
 مجاهدین ستون پنجم یا مهین پرست 6
روزنامه اطلاعات شنبه۳۰فروردین۱۳۵۹- امام، ملت و ارتش عراق را به قیام دعوت کرد
آیت‌اله منتظری در خاطراتش گفته: «وقتی انقلاب پیروز شد یک غرور مخصوص هم بیت امام (و هم ما و هم دیگران را فرا گرفت) می‌گفتیم ایران و عربستان ندارد، انقلاب اسلامی است و امام هم رهبر جهان اسلام است.
مجاهدین ستون پنجم یا مهین پرست 7
روزنامه کیهان ۷اسفند۵۷- امام خمینی: امیدوارم یک دولت بزرگ اسلامی به همه دنیا غلبه کند
مجری تلویزیون رژیم در برنامة تلویزیونی ” سطرهای ناخوانده“ تابستان ۹۳ در مصاحبه با پاسدار شمخانی گفته بود: ” کاری که سفیر ما دعایی در عراق میکنه کاری نیست که یک سفیر میکنه! یه جور ارتباطی با اپوزیسیون عراق“.
مجاهدین ستون پنجم یا مهین پرست 8
دعایی در کتاب خاطرات خود هم چنین گفته است: «من به دلیل موضعی که وزارت خارجه ایران گرفت قبل از عید نوروز در سال ۱۳۵۸به ایران فراخوانده شدم». روزی یکی از مقامات بالای وزارت امور خارجه قبل از حمله عراق به ایران می‌گفت: من در وزارت امورخارجه اطلاع پیدا کردم به یکی از اطاقها کارتن‌های بسته بندی وارد و خارج می‌شود. تحقیق کردم معلوم شد این کارتنها به عنوان وسائل دیپلماتیک به سفارت ایران در عراق فرستاده می‌شود. از سر کنجکاوی و با توجه به مسؤولیتی که به عهده داشتم روزی به این اطاق رفتم و یکی از کارتنها را باز کردم متوجه شدم پر از اسلحه و اسلحه خفه کن و فشنگ است. این‌ها را به عراق می‌فرستادند تا در اختیار شیعیان و مخالفین صدام قرار گیرد. متأسفانه بعد از پیروزی انقلاب عده‌ای بخصوص در مورد عراق دست به اعمالی می‌زدند که تحریک کننده بود و همین اعمال بهانه شد به دست صدام تا به ایران حمله کند.( منبع: کتاب خاطرات سید محمود دعایی).

***

علی خامنه‌ای در خطبه‌های نمازجمعه تهران به تاریخ ۵ اردیبهشت ۱۳۵۹ یعنی تقریباً ۵ ماه قبل از حمله عراق در باره اعدام محمد باقر صدر روحانی عراقی گفته بود: باقر صدر آن کسی بود که می‌توانست محور حرکات مردمی درعراق باشد، او را به مقتل‌گاه کشانید… کشتن صدر اگرچه به دست پلیدترین و قسی القلب ترین و منفورترین نوکران و جلادترین نوکران آمریکا، صدام حسین اتفاق افتاد ولی مسئول فقط صدام حسین نیست.
صدام حسین یک آلت بی اراده بود، سگ درنده‌ای بود که او را به جان این انسان شریف و سید شریف و ارزنده و شهید بزرگوار و خواهر فاضل و عزیز و شاعر و مؤمن و مجاهدش انداختند… دنیا بداند… ما خون صدر را فقط از صدام نمی‌گیریم.( روزنامه کیهان ۶اردیبهشت۵۹).
مجاهدین ستون پنجم یا مهین پرست 9
روزنامه کیهان ۶اردیبهشت۵۹
آیت الله منتظری در کتاب خاطراتش و مصاحبه با بی بی سی گفته بود : به نظر من اگر (خمینی ) یک مقدار تفاهم می‌کردند، شاید بهانه به دست آن‌ها نمی‌آمد، بالاخره این زمینه [یعنی حمله نظامی به ایران] برای آنها فراهم شد …».
و جنگ این‌گونه آغاز شد! با تحریک مستقیم خمینی علیه حکومتهای منطقه برای گسترش حکومت اسلامی مورد نظر خمینی
در ادامه این بحث به موضوعات زیر به صورت کوتاه خواهیم پرداخت:
میانجی گری ها
جنگ اینگونه ادامه یافت!(آمار تلفات و خسارات جنگ…)
چه می‌شد کرد؟ خمینی چگونه مجبور به آتش بس شد؟
حرف آخر- سؤال آخر و جواب آخر
خلاصه مطلب و نتیجه گیری که مجاهدین خلق ستون پنجم یا میهن پرست

با زبان تصاویر مزدوران را بشناسید گیلان ومازندران






زهرا ميرباقري هم وطنان مراقب اين مزدوران اطلاعات ملاها باشيد شمارا گول نزنند خانم محجبه مکرمه



http://bit.ly/2gdnRyk
#تهران  زهرا ميرباقري هم وطنان مراقب اين مزدوران اطلاعات ملاها باشيد شمارا گول نزنند
زهرا میرباقری در تاریخ ۹تیر۱۳۹۰ برای اثبات مزدوری خود در یک شوی مسخره مطبوعاتی که در وزارت دفاع نوری المالکی ترتیب داده شده بود، به صحنه آورده شد. در این شوی مطبوعاتی که صحنه چرخان آن محمد العسکری سخنگوی مالکی در وزارت دفاع و از دست‌اندرکاران جنایت ۱۹فروردین بود، چهار تن از مأموران اطلاعات آخوندی تحت عنوان «اعضای سابق مجاهدین» را به صحنه آورد تا جنایت ضدبشری ۱۹فروردین۱۳۹۰ علیه مجاهدان اشرف را توجیه کرده و دستهای خونین مالکی را بشوید و برای کشتارهای بعدی زمینه سازی کند.
مامور وزارت اطلاعات زهرا میرباقری 2
زهرا میرباقری، محمدرضا گلی اسکاردی،غفار  بالافکنده، عین الله شعبانی و محمد العسکری
درشوی مطبوعاتی وزارت دفاع مالکی
زهرا میرباقری به پاس این خوش خدمتی توسط وزارت اطلاعات به اروپا اعزام شد تا در شرایطی که مجاهدان اشرفی تحت انواع محاصره و حملات زمینی و موشکی و… قرار داشتند، تیغ جلاد را بر گردن قربانی تیز کند. او به کارزار شیطان سازی رژیم علیه مجاهدین پیوست و در کنار کثیف ترین مزدوران وزارتی همچون بتول سلطانی، محمدحسین سبحانی، بتول ابراهیمی، بتول ملکی و …. قرار گرفت.
زهرا میرباقری در تریبون های مختلف ایادی اطلاعات رژیم با صحنه گردانانی همچون پارسا سربی از مزدوران خارجه نشین رژیم مورد سوءاستفاده علیه مجاهدین قرار گرفت.
با این قبیل اقدامات بود که این خائن با دریافت اجرت خیانت و مزدوری خود توانست اذن دخول به آغوش نظام ولایت فقیه و بازگشت حقیرانه و خائنانه به زیر حاکمیت ملایان جنایتکار را بدست آورد.
میرباقری در نمایش تبلیغاتی رژیم ملایان به تاریخ  ۲مرداد ۹۳ گفت: 
«من به نسل جوان این پیام رو میدم که اسیر تبلیغات این فرقه نشن، امکان داره از راههای تبلیغاتی از طریق اینترنت از طریق سایتهای مختلف با اسامی مختلف بخوان وارد بشن برای جذب اینها، بعنوان کمک مالی به عنوان خبرگیری، به عنوان هر وسیله دیگه. اما اینها آگاه باشن که این سازمان، سازمان سوخته ای هستش و جز فرقه ای مخرب برای کنترل ذهن شستشوی مغزی نیست.»
مامور وزارت اطلاعات زهرا میرباقری 3
 مزدوران زهرا میرباقری و نرگس بهشتی در شوی آخوندی تحت عنوان«آسمان آبی»
زهرا میرباقری به همراه مزدوران ابراهیم خدابنده و نرگس بهشتی در ۱۹تیر۱۳۹۶ در جلسه وزارت در هتل هما شرکت داده شده و ضمن ابراز خشم و کین ولی فقیه ارتجاع از انتقال پیروزمند مجاهدین از لیبرتی به آلبانی از پلیس انترپل درخواست داشتند که «همه اعضای مجاهدین»به رژیم جنایتکار آخوندی «استرداد شوند»!
نماینده خامنهای در کیهان رژیم روز بعد نوشت: «دبیرکل سازمان اینترپل سؤال مربوط به گروهک (مجاهدین) را بی‌پاسخ گذاشت».
در روزهای ۱۹و۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۶ نیز ماًموران اطلاعات، زهرا میرباقری و ابراهیم خدابنده در نمایش شعبه نجات وزارت اطلاعات در استان سیستان و بلوچستان شرکت کردند. و اقرار کردند که :«ازجمله اهداف برپایی این همایش آشنا نمودن دانشگاهیان با مجاهدین است تا با ایجاد هوشیاری در آحاد شهروندان و به ویژه دانشجویان در استفاده از فضای مجازی که اکنون جولان گاه تبلیغاتی فرقه ها گردیده است، با این توطئه مقابله شود».
 لینکها