۱۴۰۰ تیر ۲۴, پنجشنبه

بازداشت زنان در کردستان و خوزستان توسط وزارت اطلاعات و سپاه

 


بازداشت خودسرانه زنان در #کردستان و #خوزستان توسط وزارت اطلاعات و سپاه


طی روزهای اخیر بازداشت خودسرانه زنان جوان در استان های کردی و خوزستان توسط وزارت اطلاعات و سپاه صورت گرفته است.

ناهید کمانگر در کامیاران، آرزو رحیم خانی، استاد دانشگاه در اندیمشک و ژینا حسنی مقدم ۱۶ ساله در سنندج توسط نیروهای وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه بازداشت شدند.

ناهید کمانگر اهل کامیاران در استان کردستان در تاریخ ۱۴تیر ۱۴۰۰ پس از احضار به ستاد خبری اداره اطلاعات این شهرستان بازداشت شد. مأموران رژیم سپس خانم کمانگر را به بند زنان کانون اصلاح و تربیت سنندج منتقل کردند.

در گزارش منابع مطلع آمده است ناهید کمانگر جهت اعتراف تلویزیونی علیه پدرش از سوی وزارت اطلاعات تحت فشار قرار گرفته است.

حسین کمانگر پدر ناهید کمانگر به ۱۵ سال حبس محکوم شده است.

آرزو رحیم خانی استاد دانشگاه آزاد واحد شهرستان اندیمشک به همراه همسرش رامین بیرانوند در تاریخ ۸ تیر ۱۴۰۰ توسط مأموران اطلاعات سپاه در منزل خود بازداشت شد. از محل بازداشت آنها اطلاعی در دست نیست.

مأموران رژیم متعلق به قرارگاه امنیتی ابوالفضل العباس خوزستان بودند.

ژینا حسنی مقدم نوجوان ۱۶ ساله اهل شهرستان سقز بازداشت شد. وی روز ۲۸ خرداد ۱۴۰۰ توسط نیروهای امنیتی ابتدا به بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج منتقل شد. وی پس از آن به کانون اصلاح و تربیت این شهرستان منتقل شد. طی این مدت ژینا حسنی مقدم تنها یک بار تماس تلفنی با خانواده اش داشته است. او همچنین از دسترسی به وکیل و ملاقات با خانواده خود محروم است.

بازداشت همسر یک زندانی سیاسی در زندان اوین

در ادامه بازداشت خودسرانه زنان درسا بی آزار همسر زندانی سیاسی سینا بهشتی در تاریخ ۱۶ تیر ۱۴۰۰ زمانی بازداشت شد. او زمانی که برای ملاقات همسرش به زندان اوین رفته بود، از سالن ملاقات به بند ۲۰۹ منتقل شد. زمان وزیری، دادیار ناظر در اوین سینا بهشتی را هنگامی که برای ملاقات رفته بود به بند ۸ برگرداند.

خانم درسا بی آزار مادر یک کودک خردسال است. همسرش سینا بهشتی محبوس در اوین اعلام کرد در صورت عدم آزادی همسرش دست به اعتصاب غذا خواهد زد.

آزادی و حقوق اساسی برای زنان ایران

 

  آزادی‌ها و حقوق اساسی


آزادی و حقوق اساسی برای زنان #ایران

ـ زنان باید بطور برابر حق برخورداری و حفظ همه حقوق بشر و آزادیهای اساسی را داشته باشند.

ـ زنان از هر قومیت، مذهب و طبقه اجتماعی، در هر سنی که هستند و در هر کجا سکونت دارند ـ شهر یا روستا ـ باید از حقوق برابر با مردان در همه زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی برخوردار باشند. تبعیض(۱) نسبت به زنان در تمام اَشکال آن باید محو شود(۲)

ـ زنان در انتخاب محل سکونت، نوع شغل و تحصیل آزادند و از حق انتخاب آزادانه همسر، حق انتخاب پوشش، حق مسافرت آزادانه، حق خروج از کشور، حق کسب تابعیت، حق تفویض تابعیت به فرزند، حق طلاق، حق حضانت و حق ولایت بر فرزند برخوردارند.(۳)

ـ اعتقاد به دین و مذهب و عقیده معینی نباید موجب تحقیر هیچ زنی یا منع آنها از دسترسی به فرصت‌های شغلی، امکانات آموزشی یا دادخواهی شود.

 ـ برابری در مقابل قانون

ـ زنان باید به طور برابر با مردان از حمایت قانون برخوردار باشند.

ـ در مقابل خشونت، تجاوز، تبعیض و نقض آزادی، زنان باید به راه‌کار‌های قضایی مطمئن دسترسی داشته باشند.

ـ زنان باید از حق برابر با مردان در دادخواهی برخوردار باشند.

ـ دادگاهها باید اعتبار شهادت و سوگند زنان با مردان را برابر محسوب کنند.(۴)

ـ سن قانونی برای دختران ۱۸ سال تمام خواهد بود. دختران تا قبل از این سن مسئولیت جزایی ندارند.

ـ آزادی انتخاب پوشش

ـ زنان در انتخاب پوشش خود آزادند.

ـ قانون حجاب اجباری لغو می‌شود.(۵)

ـ مقرراتی که رعایت نکردن حجاب را مستوجب مجازات‌های اداری برای کارگران یا کارمندان زن دانسته، لغو می‌شود.(۶)

ـ قوانین نوشته یا نانوشته کنترل پوشاک و رفتار زنان تحت عنوان«بدحجابی» که حق آزادی و امنیت زن ایرانی را نقض کرده، در ایران فردا جایی ندارد.

 ـ مشارکت برابر در رهبری سیاسی

ـ زنان باید از «حق شرکت در تعیین سیاستهای حکومت و اجرای آنها و به عهده داشتن پستهای دولتی و انجام وظائف عمومی در تمام سطوح حکومتی»(۷) برخوردار باشند.

ـ به طور خاص زنان باید حق مشارکت برابر در رهبری سیاسی جامعه را داشته باشند.(۸)

ـ من پیشنهاد خواهم کرد در راستای رفع نابرابری، دولت نیمی از اعضای کابینه خود را از میان زنان انتخاب کند. من همچنین پیشنهاد میکنم احزاب سیاسی حداقل نیمی از کاندیداهای خود برای شرکت در انتخابات پارلمان را از زنان انتخاب کنند.

ـ هر قانونی که منع و محدودیتی برای تصدی زنان در پستهای مدیریتی و مشاغل عالی‌رتبه قضایی و حقوقی قائل باشد، فسخ می‌شود.

 ـ برابری اقتصادی

ـ زنان باید دارای حقوق مساوی با مردان در برخورداری از سهم‌الارث هم‌چنین در انعقاد قراردادها و اداره اموال باشند.(۹)

ـ در بازارکار، زنان باید از فرصتهای برابر با مردان برخوردار باشند.(۱۰)

ـ در ازاء کار مساوی، زنان باید از دستمزد و مزایای مساوی با مردان برخوردار باشند. همچنین از امنیت شغلی و تمام مزایا.

ـ در دسترسی به مسکن، تغذیه مناسب، خدمات بهداشتی، تحصیل و فعالیت ورزشی و هنری زنان باید از فرصتهای مساوی با مردان برخوردار باشند.

 ـ برابری در خانواده

ـ زنان باید حق آزادانه و یکسان برای انتخاب همسر، ازدواج و طلاق داشته باشند.

ـ چند همسری ممنوع است.

ـ ازدواج قبل از رسیدن به سن قانونی ممنوع است. در زندگی خانوادگی هرگونه اجبار و تحمیل به زن ممنوع است.(۱۱)

ـ مسئولیت‌های خانوادگی همچون خانه‌داری و نگهداری از کودکان، فعالیت شغلی و آموزش کودکان مسئولیت مشترک و برابر زن و مرد است.

ـ زنان باید از حق حضانت فرزندان خود برخوردار باشند.(۱۲)

ـ از به کارگماردن دختربچه‌ها قبل از رسیدن به سن قانونی ممانعت خواهد شد و برای آنان امتیازات ویژه در زمینه آموزشی در نظر گرفته خواهد شد.

ـ. تفتیش و دخالت حکومت در زندگی خصوصی زنان ممنوع است.

 ـ منع خشونت

ـ اَشکال مختلف خشونت(۱۳) نسبت به زنان، اقدامهای تهدید آمیز یا محروم کردن اجباری آنان از آزادیهایشان جرم محسوب می‌شود.

 ـ منع بهره‌کشی جنسی

ـ تجارت جنسی ممنوع است.

ـ قاچاق زنان و واداشتن آنان به تن فروشی جنایت است و عوامل آن تحت تعقیب قرار می‌گیرند.(۱۴)

ـ کسانی که مرتکب جرایم جنسی نسبت به کودکان شوند باید تحت پیگرد قانونی قرار گیرند.

ـ منع هرگونه بهره‌کشی جنسی از زن تحت هر عنوان و الغای کلیه رسوم و قوانین و مقرراتی که بر طبق آن پدر و مادر، ولی، قیم یا دیگری دختر یا زنی را، به عنوان ازدواج یا هر عنوان دیگر، برای تمتع جنسی یا بهره‌کشی به دیگران واگذار می‌کنند.(۱۵)

 ـ لغو قوانین شریعت آخوندی

ـ احکام شریعت آخوندی در قوانین ایران فردا جایی نخواهد داشت.

ـ « لغو کلیه مقررات کیفری داخلی که باعث بوجود آمدن تبعیض علیه زنان میباشند»(۱۶) مورد تأکید قرار می‌گیرد.

ـ قوانین ننگین و موحشی نظیر سنگسار برخواهد افتاد. (۱۷)

ـ کلیه قوانینی که جنایت علیه زنان را به بهانه‌های ناموسی مجاز شناخته، لغو می‌شود.(۱۸)

 ـ تسهیلات اجتماعی

ـ زنان باید از تأمین اجتماعی بویژه در موارد بازنشستگی، بیکاری، بیماری، دوران پیری و سایر اَشکال کارافتادگی و همچنین حق مرخصی استحقاقی در زمان بارداری و زایمان وحق برخورداری از تغذیه و خدمات رایگان در این دوران برخوردار باشند.

ـ دولت برای تأمین مهد کودک و شیرخوارگاه مورد نیاز برای نگهداری فرزندان زنان شاغل برنامه‌ریزی کند و همه زنان شاغل به مهد کودک و شیرخوارگاه‌ برای نگهداری فرزندان‌شان دسترسی داشته باشند.

ـ زنان متعلق به گروههای اقلیت، پناهنده و مهاجر، زنان ساکن مناطق روستایی یا دورافتاده، زنان بینوا، زنانی زندانی، دختربچه ها، زنان معلول، ناتوان یا کهنسال باید از حمایتهای مالی، آموزشی و بهداشتی ویژه دولت برخوردار شوند.

ـ محروم کردن زنان استخدام شده بر اساس قراردادهای موقت، از تأمین اجتماعی ممنوع است.

ـ اخراج زنان یا کاهش دستمزد آنان به خاطر بارداری یا زایمان یا سپردن مشاغل زیان‌آور به آنها در این دوران ممنوع است.

ـ حمایت از زنان سرپرست خانوار یک وظیفه ضروری برای دولت است.(۱۹)

۱۳۹۹ شهریور ۱۳, پنجشنبه

آزادی نسرین ستوده وکیل مدافع حقوق بشر

نسرین ستوده وکیل مدافع حقوق بشر

  آزادی نسرین ستوده وکیل مدافع حقوق بشر








بعد از گذشت ۲۰ روز از اعتصاب غذای خانم نسرین ستوده وکیل مدافع حقوق بشر در زندان اوین، وضعیت او به شدت وخیم می باشد. او در اعتراض به وضعیت غیرقابل تحمل بهداشتی زندان در دوران کرونا و با خواست آزادی زندانیان سیاسی از روز ۲۱مرداد دست به اعتصاب غذا زد.

در پی وخامت حال خانم نسرین ستوده به خاطر اعتصاب غذا، کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت بار دیگر به آزادی بدون قید و شرط خانم نسرین ستوده فرا خواند. از این پیشتر خانم مریم رجوی، خواهان اعزام یک هیأت بین المللی در این رابطه شده بود.

زندانی سیاسی نسرین ستوده وکیل مدافع حقوق بشر در نامه ۲۱مرداد خود که شروع اعتصاب غذای خود را اعلام کرد نوشته بود:‌«بسیاری از زندانیان هم اکنون مشمول آزادی مشروط اند و بسیاری از آنان با اعمال قانون جدید آزاد می شوند اما با زندانیان به گونه ای رفتار می شود که گویی قانونی وجود ندارد و هیچ یک از آنان حق برخورداری از هیچ روزنه قانونی را ندارند. مکاتبات زندانیان برای یافتن راه های قانونی تنفسی بی پاسخ مانده است.»

خانم نسرین ستوده در اعتراض به رفتار مسئولین و پرسنل زندان و سالن ملاقات با فرزندانش و بازداشت دخترش مهراوه توسط دستگاه قضایی و امنیتی، قطع ملاقات را هم به اعتصاب غذای اعتراضی خود افزوده است.

در آستانه عید نوروز حدود ۲۰ نفر در بند زنان زندان اوین محبوس بودند، اما اکنون به رغم شیوع کرونا در زندانها، حدود ۴۰ نفر در این بند محبوس می باشند.

اقدام فوری برای نجات جان زندانیان سیاسی در زندان قرچک

 

 اقدام فوری برای نجات جان زندانیان سیاسی در زندان قرچک

جان زندانیان سیاسی

جان زندانیان سیاسی زهرا صفایی، پرستو معینی و فروغ تقی پور در خطر جدی است

بنا به یک گزارش موثق جان زندانیان سیاسی در زندان قرچک در خطر جدی قرار دارد. کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران به اقدام فوری جهت نجات جان این زندانیان فراخوان می دهد.

مهدی محمدی، رئیس زندان قرچک و معاون او، زنی به نام میرزایی،  با اجیر کردن زنان زندانی عادی با جرائم خطرناک تلاش دارند با ایجاد صحنه‌های درگیری و حمله جمعی به زندانیان سیاسی زهرا صفایی و دخترش پرستو معینی و زندانی سیاسی دیگر فروغ تقی پور، آنها را مورد ضرب و شتم قرار داده و یا به قتل برسانند.

در این گزارش موثق مورخ ۱۰ شهریورماه ۹۹ همچنین گفته شده است: «برخی زنان زندانی عادی گفته اند که رئیس زندان ما را اجیر کرده است تا این زندانیان را کتک بزنیم و با آنها درگیر شویم اما نمی دانیم به چه علت بایستی این کار را بکنیم چرا که این سه زن بسیار آرام و مهربان هستند و آزارشان به کسی نرسیده است.»

منبع این گزارش افزود: «به این سه زن زندانی از جانب رئیس زندان ابلاغ شده اجازه صحبت با سایر زندانیان را ندارند. چون ممکن است در صورت ادامه ارتباط و صحبت، آنان نیز هوادار مجاهدین شوند. خانم صفایی، پرستو معینی و فروغ تقی پور برخی روزها مجبور می شوند برای اینکه از جانب زنان اجیر شده مورد تهدید و حمله قرار نگیرند، بند را ترک کرده و به کارگاه بروند. این سه زندانی سیاسی به طور مداوم در معرض فحش های رکیک از جانب عوامل زندان قرار دارند.»

خانم صفایی به مسئولان زندان شکایت کرده و گفته است:‌ «ما اینجا احساس امنیت جانی نداریم و شب‌ها در اتاق یا هنگام رفتن به سرویس بهداشتی هم احساس امنیت نمی‌کنیم.»

زهرا صفایی، پرستو معینی و فروغ تقی پور در تاریخ ۵ اسفند ۱۳۹۸، بازداشت و به بازداشتگاه وزارت اطلاعات (بند ۲۰۹زندان اوین) منتقل و در آخرین هفته فروردین ۹۹ از زندان اوین به زندان قرچک تبعید شدند.

زهرا صفایی یکی از این زنان تبعید شده به قرچک از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۸ زندانی سیاسی بود. وی در سال ۱۳۸۵ مجدداً دستگیر و در سال ۱۳۸۸ به زندان قزوین تبعید شد. پدر زهرا صفایی یکی از بازاریان سرشناس تهران بود که در سال ۶۰ به اتهام هواداری از سازمان مجاهدین خلق اعدام شد.

زهرا صفایی پیشتر در تاریخ ۲۴خرداد۹۹ در زندان قرچک ورامین از طرف چند زندانی اجیر شده وزارت اطلاعات مورد تهدید به حمله و قتل قرار گرفته بود.

مجدداً در روز ۶ شهریورماه، وی مورد تهاجم دو زن اجیر شده توسط رییس زندان واقع شد و تنها با دخالت سایر زندانیان او نجات پیدا کرد.

دو زنی که به خانم صفایی حمله کردند از زندانیان خطرناک متهم به سرقت و قاچاق مواد مخدر هستند. یکی از آنها زینب قنبرنژاد، ۴۴ساله اهل تهران، و دیگری نرگس امیرعلی، ۴۲ساله اهل تهران، می باشند.

در حال حاضر شرایط برای این زندانیان به شدت غیرقابل تحمل و خطرناک شده و جان زندانیان سیاسی در زندان قرچک در خطر جدی قرار دارد. قتل زندانیان سیاسی به دست مجرمان خطرناک یکی از شیوه های شناخته شده رژیم ملایان می باشد.

پیش از این در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۳۹۸، زندانی سیاسی ۲۱ساله، علیرضا شیرمحمدعلی که در جریان اعتراضات دستگیر شده بود در زندان تهران بزرگ (فشافویه) به دست مجرمان خطرناک به قتل رسید.

۱۳۹۹ تیر ۱۸, چهارشنبه

آتنا درس ایستادگی ومقاومت میدهد

آتنا دائمی درس ایستادگی ومقاومت میدهد الگوی زنان ایستاده در برابر ظلم حکومت پلید آخوندی

تا جمهوری اسلامی هست، همه جای ایران زندان است

من برای مردمی که آبان ۹۸ کشته شدند عزاداری کردم

من امروز آزادم چون آزادی به آن طرف میله ‌ها بودن نیست

آتنا دائمی - هریک حکم جدید یعنی تأیید آزادی من، تا آخرش هستم تا زنده ام

زندانی سیاسی آتنا دائمی که باید روز ۱۴ تیر ۱۳۹۹ پس از پایان یک دوره محکومیت ۵ ساله از زندان آزاد می شد، به دلیل پرونده سازی های مجدد اطلاعات سپاه پاسداران در دو دادگاه دیگر مجموعاً به ۵ سال زندان و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد.

این زندانی سیاسی مقاوم پس از دریافت حکم جدید دو سال حبس و ۷۴ضربه شلاق خود، در نامه ای از زندان نوشت: «من امروز بعد از پنج سال باید آزاد می شدم ولی همه می دانند تا جمهوری اسلامی هست، همه جای ایران زندان است

انسیه دائمی، خواهر آتنا در یک توئیت نوشت: ‌«بازجو به آتنا گفته «تو در مقابل پرونده و حکم حبس بی حس شدی و ما از این به بعد برنامه های دیگه ای برات داریم« اینجوری شده که شلاق رو هم به حکم حبس اضافه کردن

متن کامل نامه آتنا دائمی به شرح زیر است:

من امروز بعد از پنج سال باید آزاد می‌شدم. ولی همه می‌دانند تا جمهوری اسلامی هست، همه جای ایران زندان است. ولی من آزادم، آنقدر آزادم که مدام فکر می‌کنند با حکم جدید دادن می توانند من را زندانی کنند. من دیگر این حکم ها برایم خنده دار است، حتی همان شلاق هم!

من برای مردمی که آبان ۹۸ کشته شدند عزاداری کردم، این‌ها اتهام زدند که تو محرم بزن و برقص کردی! آره من برای مظلوم های زمانه ام عزاداری می کنم و شلاق اش را هم می خورم.  نوش جان اونی که می خواد بزنه! چون همیشه گفتن یکی بزنی دوتا می خوری.

این ها یک عمر است دارند مردم را شلاق می زنند و این شلاق در برابر اون همه گلوله ای که تو چهل سال توی قلب و مغز آدم ‌ها رفته و کشته شدند چیزی نیست؛ فدای سر خانواده های کشته‌ ها و خون‌ هایی که ریخته شده.

آنقدر این دادگاه ‌های فرمایشی و این حکم و احکام دیگه که برایم صادر کردن و می کنند مسخره است که حتی بهش فکر هم نمی کنم و اعتراض هم نخواهم کرد تا وقت داشته باشند برای پرونده سازی های دیگه ‌ای که می خوان برام باز کنند

من امروز آزادم چون آزادی به آن طرف میله ‌ها بودن نیست و هر یک حکم جدید یعنی تأیید آزادی من، من تا آخرش هستم تا زنده‌ام.

آتنا دائمی – زندان اوین – تیر ماه ۱۳۹۹


۱۳۹۹ خرداد ۲۶, دوشنبه

سه گزارش از آخرین وضعیت زندانیان در کشوری بزرگ که تمامیت آن زندان است


زهرا صفایی، پرستو معینی و فروع تقی پور متهمان سیاسی در زندان قرچک ورامین تحت فشار نهادهای امنیتی قرار دارند. زهرا صفایی اخیرا توسط زندانیان متهم به جرایم خشن تهدید به قتل شده است.

آخرین وضعیت زهرا صفایی، پرستو معینی و فروع تقی پور در  

  زندان قرچک ورامین

آخرین وضعیت زهرا صفایی، پرستو معینی و فروع تقی پور در زندان قرچک ورامین

طبق گزارش دریافتی، این شهروندان که اوایل اسفند ۹۸ توسط نیروهای سرکوبگر امنیتی بازداشت و به بازداشتگاه وزارت اطلاعات موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شدند، در جریان بازجوییها تحت فشار برای انجام اعتراف تلویزیونی قرار گرفتند. همچنین این متهمان سیاسی به دستور «قاضی» از دسترسی به وکیل انتخابی خود محروم شده و به آنها گفته شده تنها حق انتخاب وکیل از میان وکلای مورد تایید در فهرست وکلای قوه قضاییه را دارند.

یک منبع مطلع گفت: “زهرا صفایی اخیرا توسط زندانیان متهم به جرایم خشن که از پیش توسط نیروهای سرکوبگر امنیتی تحریک شده‌اند تهدید به قتل شده است. در جریان بازجویی، این افراد تحت فشار زیادی برای انجام اعترافات تلویزیونی قرار گرفتند. به علاوه قاضی آنها را از داشتن وکیل انتخابی خود و خانواده شان هم محروم کرده و مجبور به انتخاب وکیل از لیست وکلای غیرقابل اعتماد قوه قضاییه هستند”.
این منبع آگاه همچنین افزود: “به آنها گفته شده قرار است طی روزهای آینده به دلایل نامعلومی برای معاینه به پزشکی قانونی منتقل خواهند شد”.

لازم به توضیح است که زهرا صفایی و دخترش پرستو معینی به همراه فروع تقی پور (۲۵ ساله) و مادرش نسیم جباری (۵۸ ساله) در تاریخ ۵ اسفندماه ۹۸ توسط نیروهای سرکوبگر امنیتی در تهران بازداشت و به بازداشتگاه وزارت اطلاعات موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شدند. خانم جباری در آستانه نوروز با تودیع قرار از زندان آزاد شد. زهرا صفایی، پرستو معینی و فروغ تقی پور نیز اواخر فروردین ۹۹ از زندان اوین به زندان قرچک ورامین تبعید شدند.

اتهام این شهروندان “همکاری با یکی سازمان مجاهدین خلق ایران“ عنوان شده است.
هر چند گفته می شود قرار بازداشت خانم صفایی به وثیقه تغییر یافته است اما این شهروند تهرانی در اعتراض به تبعید پرستو معینی و فروغ تقی پور به زندان قرچک از تودیع قرار خودداری کرده است.

بنا بر آخرین اطلاعات دریافتی فروغ تقی پور در زندان به ویروس کرونا مبتلا شده و از اعزام به بیمارستان و رسیدگی پزشکی نیز محروم است؛ همچنین پرستو معینی در شرایط نامساعد سلامتی بسر میبرد.

گزارشی از آخرین وضعیت زندانی سیاسی، زینب جلالیان


زینب جلالیان، زندانی سیاسی که اخیرا به بیماری کرونا مبتلا شده است، کماکان بدون رسیدگی پزشکی در قرنطینه زندان قرچک ورامین بسر میبرد.

یک منبع نزدیک به خانواده این زندانی سیاسی گفت: “زینب جلالیان که از پیش به بیماری آسم هم مبتلا بود، با ابتلا به بیماری کرونا دائما سرفه میکند و وضعیت ریه‌اش اصلا مساعد نیست. تنها مدتی قبل پس از تایید ابتلایش به کرونا، به دلیل سرفه‌های مداوم یک عکس از قفسه سینه‌اش گرفتند و بلافاصله به قرنطینه برش گرداندند. تاکنون رسیدگی پزشکی به خانم جلالیان صورت نگرفته و او در قرنطینه زندان قرچک ورامین بسر میبرد”.

لازم به ذکر است که نگهداری خانم جلالیان در این بند در حالی است که بیش از ۱ ماه از انتقال این زندانی سیاسی به بند قرنطینه زندان قرچک ورامین میگذرد. مطابق با قوانین تمامی زندانیان باید پس از طی دوره قرنطینه به بند عمومی منتقل شوند.

در خصوص زندانی سیاسی زینب جلالیان گفتنی است که وی در سال ۱۳۸۶ بازداشت و در سال ۱۳۸۸ به اتهام خروج غیر قانونی از کشور به یک سال حبس تعزیری و به اتهام محاربه از طریق عضویت در گروههای مخالف نظام به اعدام محکوم شد.
حکم اعدام او در «دادگاه» تجدیدنظر و دیوان عالی کشور تایید اما با یک درجه تخفیف مورد عفو قرار گرفته و محکوم به حبس ابد تقلیل یافت.

بنا به گفته خانم جلالیان در زمان بازداشت از طریق شلاق بر کف پا، مشت به شکم، کوباندن سر به دیوار و تهدید به تجاوز مورد آزار و شکنجه قرار گرفته بود.

زرتشت احمدی راغب جهت اجرای حکم حبس بازداشت شد

Add caption

امروز دوشنبه ۲۶ خردادماه زرتشت احمدی راغب، فعال مدنی پس از حضور در شعبه ۴ واحد اجرای احکام دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان شهریار جهت تحمل حبس بازداشت شد.

طبق گزارش دریافتی و به نقل از منابع فعال حقوق بشر در ایران، آقای احمدیراغب پیشتر طی ابلاغیه ای که در تاریخ ۲۳ خردادماه ۹۹ صادر و به صورت الکترونیک به وی ابلاغ شد، به او گفته شد که ظرف ۱۰ روز از زمان ابلاغ خود را به شعبه ۴ اجرای احکام کیفری دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان شهریار معرفی کند.
احضار آقای احمدی راغب جهت تحمل حبس از بابت این پرونده در حالی صورت گرفت که وی پیشتر در این خصوص درخواست تجدیدنظرخواهی کرده بود و با گذشت ۳ سال به درخواست او پاسخی داده نشد.

لازم به توضیح است که آقای احمدی راغب پیشتر در تاریخ ۲۳ آبان ۹۵ در منزل شخصی خود در شهریار توسط ماموران سرکوبگر اداره اطلاعات بازداشت و به بازداشتگاه وزارت اطلاعات موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. آقای احمدی راغب در تاریخ ۲۳ آذرماه به سالن ۱ بند ۴ زندان اوین منتقل شده و نهایتا در تاریخ ۱۹ دیماه همان سال با تودیع قرار وثیقه آزاد شد.

او نهایتا در اردیبهشت ۹۶ توسط «دادگاه» انقلاب شهریار به اتهام “تبلیغ علیه نظام” به تحمل ۹ ماه حبس تعزیری محکوم شد.

او پیش از این نیز به دلیل فعالیتهای مدنی خود سابقه بازداشت و محکومیت دارد.

گفتنی است که زرتشت احمدی راغب، آتش نشانی است که پس از ۱۷ سال سابقه کار به دلیل فعالیت های مدنی و منتقدانه از کار اخراج شده است.