پروژههای امنیتی نظام ولایتفقیه و افشای روابط آشکار و نهان
واکنشهای پارادوکسیال رژیم آخوندی،
بیش از آنکه به موفقیت خطوط تبلیغاتی و پروژههای امنیتی آن در پیشبرد
«جنگ روانی علیه مقاومت» کمک کند، آشفتگی و ضعف این نظام فرتوت، در سراشیب
فاز سقوطش را برملا میکند.
خبرگزاری رسمیاش، از یکسو با بالاترین جیغ و فریاد، مدعی است که: «امروز [مجاهدین]
یک سازمان ورشکسته است که فقط ریزش نیرو داشته و به هیچ عنوان جذب نیرو
ندارد»! اما بلافاصله، عکس همین حرف را مطرح کرده، تأکید میکند: «ولی
نباید از آن غافل شد، سازمان به دنبال جذب توده ای نیست»! (۱) این
دوگانهگویی آنچنان عجیب و شبهه برانگیز شده که حتی در درون نظام هم صدای
شریکان غارت را درآورده است: «این روزها در بخشهای مختلف خبری و برخی
برنامههای صدا و سیما سعی شد که میان اقدامات [مجاهدین] با برخی از
منتقدان و معترضان در داخل ارتباط ایجاد شود … طبعا مسوولان سیاسی و
رسانهای ما نباید در دام [مجاهدین] بیفتند و آن ادعاهای گزاف را باز هم
بزرگتر کرده و به خورد مردم بدهند. این کار شاید دستاورد کوتاهمدت داشته
باشد اما تبلیغ [مجاهدین] است.» (۲) همین باندها که اینگونه هشدار و زنهار
در مورد طرح نکردن نام مجاهدین میدهند، طی ماه گذشته در دهها جلسه،
دیدار و مذاکره خود با طرفحسابهای خارجی، قبل از حل هر مسئلهای از انبوه
مشکلات نظام در گل نشسته خود، موضوع مجاهدین خلق را پیش کشیده، با التماس و
التجأ دست نیاز بهجانب غرب، برای سرکوب مقاومت دراز کردهاند: «آرامشی
که در ایران وجود دارد بدین معنا نیست که دشمنان [نظام] از توطئه علیه [آن]
دست برداشتهاند، بلکه بر میزان آن روز به روز می افزایند… متأسفانه کشور
شما فرانسه از … مجاهدین خلق... حمایت
… میکنند… در اینجا لازم است … به صراحت اعلام کنم … این برای [نظام] ما
قابل قبول نیست که فرانسه… به این گروه… پناه دهد. درست است که حرکات آنها
در فرانسه تحت کنترل نیروهای امنیتی شماست و در فرانسه دست به اقدامی
نمیزنند، ولی …» (۳) و «یک مشکل ما با اروپا اعمال استانداردهای دوگانه …
از سوی اروپاست، به طوری که از [مجاهدین]… در اروپا پذیرایی میشود و
آزادانه به تخریب روابط [نظام] و کشورهای اروپایی میپردازند.» (۴)
واقعیت
اما برخلاف آنچه سیاستگذاران امنیتی رژیم تلاش دارند وارونه نشان داده
شود، خود را از میان این ضدونقیضگوییهای ابلهانه بسیار واضح نشان میدهد.
تلاش
رسوای دستگاه جاسوسی آخوندی برای کندن حتی یک نفر از صفوف مقاومت و
برنامهریزیهایی که برای پیشبرد این خط تحت عنوان «دیدارهای خانوادگی»
برای تکبهتک نفرات این جنبش در آلبانی، این روزها با تمام قوا و
بهکارگیری تمام امکانات داخل و خارج کشوری آن صورت میگیرد، جلوه برجسته
دیگری از همین رفتارهای دوگانه و متناقض در مورد آلترناتیوی است که آن را
«ورشکسته» توصیف کرده بود! در هفته گذشته، یک مورد از این رفتار در اقدامی
هدایتشده برای تعقیب و مراقبتهای طولانی اطلاعاتی و کمینگذاری در مسیر
تردد یکی از اعضای مقاومت، به یک افشاگری رسواکننده مأموران گشتاپوی آخوندی
در سایت «ایران افشاگر» منجر شد. نیازمندی وزارت اطلاعات آخوندی به چنین
طرحهای دزدانه و مخفی، ورای همه لفاظیها، خود گویای موازنه قوای طرفین در
جنگی است که دیگر افق پیروزیاش آنقدر روشن است که باندهای ولیفقیه
ارتجاع هم به آن اعتراف میکنند: «جریان اصولگرایی نیز این روزها دچار افول
شده و مشاهده میکنیم کسانی که روزی به عنوان نمادهای اصولگرایی شناخته
میشدند، امروز همچون [مجاهدین] سخن از سرنگونی نظام بر زبان میآورند.»
(۵)
بیجهت نیست که در
حال حاضر تمامی تلاشهای وزارت اطلاعات آخوندها در حسرت و افسوس عقب
افتادن سیاسی از مقاومت و از دست دادن امکان تحرکات تروریستی و موشکپرانی
در عراق، مصروف پیشبرد این خط کثیف جنگ روانی شده و آن را اینطور واضح
ابلاغ کرده است: «بر خلاف عراق که بدلیل رابطه نزدیک و حسنه با ایران رفت و
آمد به آن کشور برای خانواده ها با سهولت صورت میگرفت در آلبانی … در حال
حاضر امکان تردد خانواده ها وجود ندارد … ولی خانواده ها می توانند به کمک
آشنایانشان که در کشورهای اروپایی اقامت دارند با استفاده از و یزای شینگن
به کشور آلبانی مسافرت و از این طریق با اعضا ملاقات نمایند. و راه حل دوم
اینکه شما میتوانید با نامه نگاری به سفارت ایران در آلبانی و یا کمیساریای
ملل از اعضای وابسته خود کسب اطلاع نمایید.» (۶) با این صدور خط کار
دژخیمان، دیگر بهخوبی تمام تلاشهایی که از داخل و خارج ایران برای پیشبرد
این «برنامه ضدانقلابی» پرداختهشده و هماهنگی و همزمانی شروع این «کر
یکدست» در اقصا نقاط جهان، برملا کننده ارتباطات آشکار و پنهان عناصری است
که سمتوسوی فعالیتهای خود را از دستگاه امنیتی ولیفقیه ارتجاع میگیرند،
زیرا کارگزاران این دستگاه آدمکشی بهخوبی میدانند که در روزگار افول
ولایتفقیه و حضور آلترناتیو انقلابی که تا نقطه شناسایی بینالمللی هم پیش
رفته است، هر گدازه آتشفشان نارضایی در داخل میهن، لاجرم مانند سال ۱۳۸۸
سمتوسوی سرنگونی و «مرگ بر اصل ولایتفقیه»
خواهد گرفت؛ بنابراین همصدایی با چنین دژخیمانی که از یکسو علناً اعتقاد
دارند که: «عاقلترین فرد در قرون اخیر شخص امام بود که دستور داد که هر
کسی بر عقیده نفاقش هست مهدور الدم است. امروز هم اگر [مجاهدین] گیر ما
بیفتند، همین کار [قتلعام]
را با آنها خواهیم کرد.» (۷) و از سوی دیگر در سراشیب ضعف و ذلت، با شیادی
«دیدار خانوادگی» آنها را بر نیزه میکنند، با هر زرورقی که صورت بگیرد
خدمتگزاری به فاشیسم دینی و اقدامی علیه مبارزه مردم ایران در مسیر دستیابی
به آزادی است. خیانتی که در حافظه تاریخی ملت ایران فراموششدنی نیست.
- (۱) خبرگزاری رسمی ایرنا ۱۰مرداد۹۶
- (۲) روزنامه حکومتی اعتماد ۱۳تیر۹۶
- (۳) کمال خرازی وزیر پیشین وزارت خارجه ولیفقیه ارتجاع در آکادمی علوم بینالمللی در پاریس- ایسنا ۳۱تیر۹۶
- (۴) مصطفوی رئیس کمیسیون فرهنگی شورای روابط خارجی رژیم ولایتفقیه در دیدار با موگرینی- ایسنا ۱۴مرداد۹۶
- (۵) سایت حکومتی خبر آنلاین ۱۵مرداد۹۶
- (۶) ابراهیم خدابنده مأمور وزارت اطلاعات دریکی از سایتهای زنجیرهای وزارت بدنام ۲۸تیر۹۶
- (۷) پاسدار جنایتکار محسن رفیقدوست خبرگزاری حکومتی مهر ۲۷تیر۹۶
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر