۱۳۹۶ آبان ۸, دوشنبه

مامورين خودفروخته وزارت اطلاعات رادر#ايران #افشاگر بهتر بشناسيدداود باقروند؛ خدمتگزار اطلاعات آخوندی



مامورين دوره گرد ومزدبگيرخودفروخته وزارت اطلاعات رادر#ايران #افشاگر بهتر بشناسيد
 http://www.iran-efshagari.com
داود باقروند یک مأمور وزارت اطلاعات آخوندی است که پس از یک دهه اثبات اعتقاد قلبی و التزام عملی به ولایت‌فقیه و عبور از آزمایش‌های مختلف سرسپردگی به این وزارت در داخل، برای وصل به شبکه خارج کشوری وزارت بدنام به اروپا اعزام شد و عمده مأموریت‌های او تاکنون در همراهی با دو مأمور دیگر وزارت اطلاعات به نام‌های عیسی آزاده و قربانعلی حسین نژادصورت گرفته است.
فشاي مزدور داود باقروند2
 داوود باقروند در اسفندماه سال ۱۳۸۳ برای کسب آموزش‌های لازم اطلاعاتی به ایران تحت حاکمیت آخوندها فراخوانده شد. او خود گوشه‌ای ازاقدامات خیانت بارش درفروش اطلاعات اپوزیسیون اصلی مردم ایران به دشمن ضد بشری را پس‌ازاینکه طشت رسوایی‌اش توسط افشاگری مستند مقاومت ایران از بام بر زمین افتاده بود، این‌گونه اعتراف کرده است:
فشاي مزدور داود باقروند3
«ما را مستقیم بردند به تهران در خارج از کرج در یک محل مربوط به پیشاهنگ‌ها مستقر نمودند [منظورش قرنطینه امنیتی وزارت اطلاعات است]… از همه ما خواستند ضمن نوشتن اینکه ما چه کسی هستیم و خودمان را معرفی کنیم، آنچه در مورد سازمان در دو سال گذشته می‌دانیم بنویسیم. اطلاعات بسیار کاملی از سازمان داشتند. محورهای بازجویی را می‌دادند که باید می‌نوشتیم. تهدید کردند که ما اطلاعات زیادی داریم اگر دروغ بنویسید برایتان عواقب خواهد داشت من نیز همه اطلاعات عمومی را که همه داشتند نوشته ودادم اطلاعاتی که در همه جلسات عمومی مطرح بود ضمناً تحت مسئولینم نیز بودند و نمی‌شد چیز دیگری نوشت یا کم نوشت… چند روز از صبح تا شب می‌نوشتیم و درنهایت در آخرین چهارشنبه اسفند سال ۱۳۸۳ در محل باشگاه معلمان پائین تر از صداوسیما … تحویل خانواده‌ها شدیم. هر دو هفته باید خود را معرفی می‌کردیم. بعد شد هرماه و بعد هر دو ماه…». (اینترلینک – ۲۳ شهریور ۹۴)
در مهرماه ۱۳۹۱ پس از شکست خفت‌بار نظام آخوندی در باقی نگه‌داشتن نام سازمان در لیست‌های ارتجاعی – استعماری، ولی‌فقیه ارتجاع که در آستانه عقب‌نشینی و زهر خوری اتمی قرار داشت برای تضمین بقای خودش، راه‌ حلی جز انهدام مقاومت و قتل‌عام آن نمی‌یافت تا به‌این‌ترتیب، تهدید سرنگونی را در پیچ تند زهر خوری از سرخود دور کند. به‌عنوان بخشی ضروری از چینش چنین قتل‌عامی، نیاز به هموار کردن زمینه‌های روانی موضوع، توسط مزدورانش و بسترسازی گسترده سیاسی و تبلیغاتی داشت؛ بنابراین یک بسیج سیاسی – تبلیغاتی و جنگ روانی برای زمینه‌سازی قتل‌عام اشرف، از زمستان سال ۹۱ پس از فروریختن برچسب تروریستی در پهنه‌های مختلف، توسط کانال‌های مترادفی که برای چنین نیازهایی بازکرده بود، آغاز شد. امری که از ابتدای سال ۹۲ تا روز ۱۰ شهریور مستمراً اوج گرفت و بعد ازآن هم با شدت و حدت بی‌سابقه‌ای جریان پیدا کرد تا رد رژیم و دست‌های خون‌آلود آن و جلادانش در ایجاد گردوخاک‌های مصنوعی ایجادشده، پوشیده شود.
در همین رابطه قرار شد داود باقروند که بیش از ۸ سال آزمون‌های مختلف جنایت و همکاری با دژخیمان آخوندی را از سر گذرانیده است هم به خارجه اعزام شود تا به شبکه گشتاپوی آخوندی در خارج کشور تزریق شود؛ اما برای این کار نیاز به سناریویی بود تا با سفیدسازی، نفوذ به جوامع ایرانی امکان‌پذیر شود. او سناریوی ساخته‌شده برای خودش را چنین تعریف می‌کند:
«درست هم‌زمان با خارج شدن [مجاهدین] از لیست تروریستی در اواخر سال ۱۳۹۱ هنگام بازگشت از یک مسافرت تجاری ضمن دستگیری مجدد، پاسپورت مرا ضبط کردند و برای پس دادن آن مرا از این اداره به آن اداره می‌کشاندند و اعلام کردند که ممنوع‌الخروج شده‌ای که درنهایت در مراجعه به دفتر ریاست جمهوری طی یک بازجویی مفصل و نوشتن اینکه کجا بوده‌ام این بار خواستند که تمامی مسافرت‌هایی که طی حضورم در ایران کرده‌ام را با ذکر علت بنویسم که من نیز همین کار را کردم. بازجو تک‌تک سؤالات را در برگه بازجویی می‌نوشت و من باید جواب می‌دادم. بازجویی در دفتر ریاست جمهوری در اداره مرکزی گذرنامه صورت می‌گرفت. بازجو گفت نظرت در مورد خروج منافقین از لیست تروریستی چیست؟ گفتم قبلاً یک‌طور مورد سوءاستفاده قرار می‌گرفتند از این به بعد یک‌طور دیگر…» (همان‌جا)
مشکل اما اینجاست که مزدور فلک‌زده متوجه نیست که وزارت جعل و دروغ، پیش از او سناریوهای مشابهی برای فراری جلوه دادن مأمورانش به شیوه جمیزباندی سرهم‌بندی کرده است که تماماً لو رفته‌اند. سناریوهایی بسیار سخیف و کم‌وبیش یکسان تا چنان وانمود شود که مزدور مربوطه توانسته است با پیچیدگی از دست اطلاعات رژیم فرار کند و به خارجه بیاید که مثلاً توأمان هم با رژیم و هم با مجاهدین مبارزه کند؛ بنابراین خارج از لطف نیست اگر نگاهی کوتاه به سناریوهای ساختگی مأموران اعزامی پیش از داود باقروند بیندازیم:
نمونه اول، سناریوی فرار از زبان مأمور اطلاعات آخوندی، محمدحسین سبحانی-سایت ایران امروز ـ ۲۹ خرداد ۸۱«مجموع نیروهای اطلاعاتی رژیم در عملیات استرداد یک گروه ۱۲ نفری بسیار معترض (!) بیش از ۲۰۰ نفر بود که البته به‌صورت علنی عمل نمی‌کردند… سپس ما را به هتل مرمر منتقل کردند و کار بازجویان رژیم جمهوری اسلامی شروع شد، شکنجه و اعدام هرلحظه در جلو چشمان من بود… [اما] هنگام انتقال از آن زندان مخفی [یعنی هتل مرمر] به زندان دیگر، اقدام به فرار نمودم که منجر به تیراندازی و تعقیب و گریز شد و… درنهایت توانستم بعد از یک ماه که در ایران مخفی بودم در اسفندماه ۱۳۸۰ از ایران خارج شوم»!
نمونه دوم، سناریوی فرار از زبان مأمور اطلاعات آخوندی، امیر موثقی- رادیو عصر جدید – ۹ تیر ۸۳«…زمانی که داشتند ما را تحویل می‌دادند… احساس می‌کردیم که ما را تو همان شهر مرزی خسروی اعدام خواهند کرد! ولی خوشبختانه با این مواجه شدیم که نیروهای ایران اعضای سابق سازمان مجاهدین را جدا کردند و به یک محل دیگری منتقل کردند. ازآنجا افراد را جداجدا به محل‌های مختلف به‌اصطلاح بردند که من خودم انفراداً به‌اصطلاح منتقل شدم. با ما نه خیلی تند و نه خیلی به‌اصطلاح غیرمعمول برخورد کردند. خیلی عادی برخورد کردند… بعدازاین داستان ما را بردند در سلول‌های انفرادی به‌اصطلاح یک مقدار باهامون سؤال و جواب کردند که شما چکار کردید، کجا بودید، چند سال تو سازمان بودید و از این قبیل سؤالات. بعد از مدتی به دلیل پیگیری‌های خانوادگی به من یک مرخصی کوتاهی دادند که من برای دیدار خانواده‌ام به‌اصطلاح به منزل برم و با اعضای خانواده‌ام دیدار کنم که در همین رابطه من به‌اصطلاح توانستم از دست حکومت ایران فرار کنم و خودم را به خارج کشور برسانم!»!
نمونه سوم، سناریوی فرار از زبان مأمور اطلاعات آخوندی، بهزاد علیشاهی – صدای امریکا – ۲۶ مهر ۸۴«… به ایران رفتم و در آنجا هم چون از طرف حزب‌اللهی‌ها و بسیجی‌ها به اتهام خیانت به ایران مورد بدرفتاری قرار می‌گرفتم، ابتدا به ترکیه و سپس به فرانسه گریختم».
نمونه چهارم، سناریوی فرار مأمور اطلاعات آخوندی، علی قشقاوی ـ گزارش دیده‌بان حقوق بشر – صفحه ۳۰«… در ایران پس از بازجوئی، وی [قشقاوی] به ۹ سال زندان محکوم شد. پس از گذراندن ۱۶ ماه در زندان، وی شامل یک مرخصی ۴۸ ساعته برای دیدار خانوادگی شد. او از این موقعیت برای فرار استفاده کرد و در اوت ۲۰۰۳ از ایران خارج شد»
نمونه به ته‌دیگ خوردن کفگیر وزارت اطلاعات در سناریوی فرار [!] مأمور اطلاعات آخوندی، داوود باقروند: بدین ترتیب وزارت کذاب اطلاعات نیازمند سرهم‌بندی سناریوی جدیدی برای مزدور داوود باقروند بود نتیجه تلاش‌های دژخیمان و بازجویان اطلاعات بعد از ماه‌ها تلاش، بالاخره سناریوی مضحک زیر شد:
«[از طرف دفتر ریاست جمهوری رژیم] ابلاغ شد چند ماه فرصت داری که کشور را ترک کنی؛ که مجبور شدم در خرداد ۱۳۹۲ ایران را ترک کنم…» (داود باقروند – اینترلینک – ۲۳ شهریور ۹۴)
البته این سناریوهای ابلهانه وزارتساخته، کمکی به سفیدسازی این عنصر جنایتکار و پوشاندن نقش و مأموریتش نکرد زیرا مقاومت ایران با اطلاعات دقیق و جزئی، بلافاصله پس از رسیدنش به خارجه، او را افشا نمود و عموم هم‌وطنان را در جریان وضعیت این مأمور اطلاعات آخوندی قرارداد.همچنان که پیش‌بینی می‌شد این فرار هم مثل سایر فرارهای ”معجزه‌آسا“! به‌زودی و پس از پشتک و واروهای ابلهانه اولیه که برای ایز گم کنی زده می‌شد به آشکار شدن مأموریت اصلی منجر گردید، کما اینکه مزدور جنایتکار داود باقروند هم آشکار کرد که هدف از اعزامش به اروپا، قرقره کردن ترهات زیر علیه آگاه‌ترین و رشیدترین فرزندان ایران در فضای خارج حاکمیت آخوندی بوده است:
«بنده به‌جرئت می‌توانم بگویم از اینکه تشکل‌هایی مانند فرقه رجوی به حکومت نرسیدند یکی از شانس‌های بزرگ مردم ایران بوده است… مردم ما هنوز درگیر خرافه و باورهایی است که بشدت قابل سوءاستفاده هستند این حتی در قشر تحصیل‌کرده نیز وجود دارد. ازیک‌طرف جوانانی که به هیچ‌چیز اعتقادی ندارد وعده‌ای نیز به همان افکار عقب‌افتاده پناه برده‌اند… [سازمان] بسیاری هم که منتقد جدی بودند و موقعیت تشکیلاتی و سیاسی آن‌ها اجازه نابود کردنشان از طریق دیگر را نمی‌داد و یا توان مقابله با منطق قوی آن‌ها که همان منطق علی زرکش ها و مهدی افتخاری‌ها بود را نداشت با نیرنگ مافیایی جهت نابودی سیاسی و البته فیزیکی به‌صورت پوشالی و مأموریت دروغین تحت نام عنصر درونی به داخل ایران اعزام می‌کرد و قطع ارتباط می‌نمود تا بدین گونه از شر آن‌ها خلاص شود… بالاترین هنر ما این است که با در اختیار قرار دادن تجاربمان در یک تشکل ابتدا سیاسی و بعد مافیایی و فرقه‌ای کاری کنیم که رجوی‌های دیگری در ایران مبارزات مردم ایران را به نابودی نکشانند.» (مزدور داود باقروند -سایت پوششی وزارت اطلاعات موسوم به اینترلینک -۳۰ آذر ۹۵)
مقاومت ایران با یادآوری مصوبه آوریل ۱۹۹۷ شورای وزیران اتحادیه اروپا که ورود و حضور عوامل اطلاعات رژیم ایران را در کشورهای اروپایی ممنوع می‌کند، خواستار دستگیری و محاکمه و اخراج مزدوران اطلاعات آخوندها در کشورهای عضو اتحادیه اروپاست. مأموران گشتاپوی آخوندها نه‌تنها علیه اپوزیسیون رژیم آخوندی بلکه بانفوذ در بین ایرانیان به جاسوسی و شناسایی ایرانیان به‌ویژه مخالفین مشغول است و مانع از اتحاد و همبستگی و شکل‌گیری تشکل‌ها و تجمعات ایرانیان علیه رژیم می‌شود؛ و فاشیسم دینی در شرایط نیاز آن‌ها را مورداستفاده تروریستی قرار می‌دهد.
• مطالب مرتبط 

مامور وزارت اطلاعات زهرا میرباقری مامورين دوره گرد ومزدبگيرخودفروخته وزارت اطلاعات رادر#ايران #افشاگر بهتر بشناسيد



مامورين دوره گرد ومزدبگيرخودفروخته وزارت اطلاعات رادر#ايران #افشاگر بهتر بشناسيد
 http://www.iran-efshagari.com
زهرا میرباقری در تاریخ ۹تیر۱۳۹۰ برای اثبات مزدوری خود در یک شوی مسخره مطبوعاتی که در وزارت دفاع نوری المالکی ترتیب داده شده بود، به صحنه آورده شد. در این شوی مطبوعاتی که صحنه چرخان آن محمد العسکری سخنگوی مالکی در وزارت دفاع و از دست‌اندرکاران جنایت ۱۹فروردین بود، چهار تن از مأموران اطلاعات آخوندی تحت عنوان «اعضای سابق مجاهدین» را به صحنه آورد تا جنایت ضدبشری ۱۹فروردین۱۳۹۰ علیه مجاهدان اشرف را توجیه کرده و دستهای خونین مالکی را بشوید و برای کشتارهای بعدی زمینه سازی کند.
مامور وزارت اطلاعات زهرا میرباقری 2
زهرا میرباقری، محمدرضا گلی اسکاردی،غفار  بالافکنده، عین الله شعبانی و محمد العسکری
درشوی مطبوعاتی وزارت دفاع مالکی
زهرا میرباقری به پاس این خوش خدمتی توسط وزارت اطلاعات به اروپا اعزام شد تا در شرایطی که مجاهدان اشرفی تحت انواع محاصره و حملات زمینی و موشکی و… قرار داشتند، تیغ جلاد را بر گردن قربانی تیز کند. او به کارزار شیطان سازی رژیم علیه مجاهدین پیوست و در کنار کثیف ترین مزدوران وزارتی همچون بتول سلطانی، محمدحسین سبحانی، بتول ابراهیمی، بتول ملکی و …. قرار گرفت.
زهرا میرباقری در تریبون های مختلف ایادی اطلاعات رژیم با صحنه گردانانی همچون پارسا سربی از مزدوران خارجه نشین رژیم مورد سوءاستفاده علیه مجاهدین قرار گرفت.
با این قبیل اقدامات بود که این خائن با دریافت اجرت خیانت و مزدوری خود توانست اذن دخول به آغوش نظام ولایت فقیه و بازگشت حقیرانه و خائنانه به زیر حاکمیت ملایان جنایتکار را بدست آورد.
میرباقری در نمایش تبلیغاتی رژیم ملایان به تاریخ  ۲مرداد ۹۳ گفت: 
«من به نسل جوان این پیام رو میدم که اسیر تبلیغات این فرقه نشن، امکان داره از راههای تبلیغاتی از طریق اینترنت از طریق سایتهای مختلف با اسامی مختلف بخوان وارد بشن برای جذب اینها، بعنوان کمک مالی به عنوان خبرگیری، به عنوان هر وسیله دیگه. اما اینها آگاه باشن که این سازمان، سازمان سوخته ای هستش و جز فرقه ای مخرب برای کنترل ذهن شستشوی مغزی نیست.»
مامور وزارت اطلاعات زهرا میرباقری 3
 مزدوران زهرا میرباقری و نرگس بهشتی در شوی آخوندی تحت عنوان«آسمان آبی»
زهرا میرباقری به همراه مزدوران ابراهیم خدابنده و نرگس بهشتی در ۱۹تیر۱۳۹۶ در جلسه وزارت در هتل هما شرکت داده شده و ضمن ابراز خشم و کین ولی فقیه ارتجاع از انتقال پیروزمند مجاهدین از لیبرتی به آلبانی از پلیس انترپل درخواست داشتند که «همه اعضای مجاهدین» به رژیم جنایتکار آخوندی «استرداد شوند»!
نماینده خامنهای در کیهان رژیم روز بعد نوشت: «دبیرکل سازمان اینترپل سؤال مربوط به گروهک (مجاهدین) را بی‌پاسخ گذاشت».
در روزهای ۱۹و۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۶ نیز ماًموران اطلاعات، زهرا میرباقری و ابراهیم خدابنده در نمایش شعبه نجات وزارت اطلاعات در استان سیستان و بلوچستان شرکت کردند. و اقرار کردند که :«ازجمله اهداف برپایی این همایش آشنا نمودن دانشگاهیان با مجاهدین است تا با ایجاد هوشیاری در آحاد شهروندان و به ویژه دانشجویان در استفاده از فضای مجازی که اکنون جولان گاه تبلیغاتی فرقه ها گردیده است، با این توطئه مقابله شود».
 لینکها

کمپين سرشکستگی و استیصال وزارت اطلاعات علیه مقاومت ایران

کمپين سرشکستگی و استیصال وزارت اطلاعات علیه مقاومت ایران

http://www.iran-efshagari.com/%DA%A9%D9%85%D9%BE%D9%8A%D9%86-%D8%B3%D8%B1%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%B5%D8%A7%D9%84-%D9%88%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%B9%D8%A7/
در تاریخ اول اکتبر امسال (۹ مهر ۹۶)، گزارش سال ۲۰۱۶ اداره حراست از قانون اساسی آلمان در ایالت نورد راین وست فالن درباره فعالیت‌های رژیم و وزارت جاسوسی اطلاعات منتشر شد.
در این گزارش کمپین شیطان سازی وزارت اطلاعات علیه سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت ایران به‌عنوان یک هدف بلندمدت رژیم آخوندی تأکید شده است و نشان می‌دهد که به دنبال پیروزی‌های سیاسی مقاومت ایران و بخصوص درهم شکستن محاصره رژیم و خروج ظفرمند بدنه اصلی آن از عراق در هیئت یک تشکیلات انقلابی یکپارچه و بدون کمترین عدول از مواضع و خط‌مشی سیاسی اعلام‌شده‌اش، چگونه در موقعیت تهدید بالاتر و عاجل حکومت ولایت‌فقیه قرارگرفته و بیشترین توجه دستگاه سرکوب آخوندها به آن معطوف گردیده است طوری که «فعالیت‌های شناسایی وزارت اطلاعات علیه آن تشدید» یافته و «وظیفه محوری وزارت اطلاعات» از میان همه بحران‌هایی که رژیم را در محاصره دارد به آن اختصاص‌یافته است.
بخش‌هایی از این گزارش به فعالیت‌های وزارت ترور و سرکوب اطلاعات آخوندها در آلمان علیه مجاهدین و هواداران مقاومت ایران در این ایالت اختصاص داده‌شده و آمده است:
«در سال ۲۰۱۶ اصلی‌ترین فعالیت‌های سرویس اطلاعاتی رژیم ایران در ایالت نورد راین وست فالن (آلمان) توسط سرویس اطلاعاتی غیرنظامی رژیم ایران در داخل و خارج کشور – یعنی وزارت اطلاعات – صورت گرفت. به‌عنوان یک‌روال، تحت نظر قرار دادن و مقابله با اپوزیسیون ایران در داخل و خارج کشور، وظیفه محوری وزارت اطلاعات است».
بر اساس ارزیابی اداره حراست از قانون اساسی ایالت نورد راین وست فالن، «تشدید فعالیت‌های شناسایی وزارت اطلاعات رژیم ایران علیه جنبش اپوزیسیون ”مجاهدین خلق ایران” و ”شورای ملی مقاومت ایران که در گزارش سال ۲۰۱۵ تشریح شد، همچنان در سال ۲۰۱۶ نیز قابل‌تشخیص بود. سرویس اطلاعاتی رژیم ایران همچنان بر استراتژی خود پایبنداست که سازمان مجاهدین خلق را با تبلیغات هدف‌دار بی‌اعتبار سازد».
یادآوری می‌کنیم که قبل از این در تاریخ ۱۳ تیر ۹۶ (۴ ژوئیه ۲۰۱۷) اداره فدرال نگهبانی از قانون اساسی آلمان یا سازمان امنیت داخلی جمهوری فدرال آلمان که وظیفه جمع‌آوری اطلاعات از خطرهای تهدیدکننده امنیت این کشور را به عهده دارد، گزارش سال ۲۰۱۶ خود را منتشر کرد. قسمتی از این گزارش که به فعالیت‌های جاسوسی رژیم آخوندی در آلمان پرداخته، نشان می‌داد که سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت ایران هدف اصلی فعالیت‌های جاسوسی رژیم و وزارت اطلاعات و نیروی تروریستی قدس در آلمان هستند. در این گزارش آمده بود:
«فعالیت‌های شناسایی و مقابله با جنبش‌های اپوزیسیون در داخل و خارج ایران، هم چنان وظیفه محوری دستگاه‌های اطلاعاتی رژیم ایران است… عامل اصلی فعالیت‌های [اطلاعاتی] که علیه آلمان صورت می‌گیرند، وزارت اطلاعات است. در کانون فعالیت‌های این سرویس به‌طور خاص ”سازمان مجاهدین خلق ایران” و ”شورای ملی مقاومت ایران” قرار دارند».
گزارش اداره حراست از قانون اساسی آلمان در ایالت نورد راین وست فالن اسامی عوامل جاسوس رژیم را اعلام نکرده است ولی این شبکه سال‌هاست که برای پلیس و ارگان‌های اطلاعاتی آلمان، همان‌گونه که برای مقاومت ایران کاملاً شناخته‌شده است. برخی از اعضای شبکه گشتاپو آخوندی در آلمان علی‌اکبر راستگو، غلامرضا صادقی جبلی، داود باقروند، محمدحسین سبحانی، مهدی خوشحال، امیر موثقی، بتول سلطانی، زهرا معینی کربکندی، حمیرا محمدنژاد، ادهم طیبی، مهرداد ساغرچی، علی جهانی، ادوارد ترمادویان، مهدی سجودی، عبدالکریم ابراهیمی، علی قشقاوی و چند گماشتة حقیر دیگر می‌باشند. عمده این مزدوران همان‌هایی هستند که در تیرماه امسال در جریان برگزاری گردهمایی بزرگ ایرانیان در ویلپنت پاریس از طرف وزارت اطلاعات به پاریس فرستاده شدند تا در هماهنگی با اکیپ مأموران وزارت اطلاعات آخوندی مستقر در پاریس زیر نظر سفارت رژیم در فرانسه علیه مجاهدین و مقاومت ایران دروغ‌پردازی کرده و نمایش‌های خیابانی برگزار کنند.
برخی از این مزدوران هم‌چنین برای اجرای نمایش‌های خیابانی در شهرهای آلمان و نفوذ در جوامع ایرانیان برای جاسوسی بکار گرفته می‌شوند.
در گزارش تیرماه امسال سازمان امنیت داخلی آلمان زیر عنوان پتانسیل خطر آمده بود: «سرویس‌های اطلاعاتی رژیم ایران یک ابزار محوری رهبری سیاسی برای تضمین حاکمیتشان هستند؛ بنابراین اپوزیسیون ایران کماکان در کانون توجهات وزارت اطلاعات ایران قرار دارد».
مقاومت ایران با استقبال از گزارش اداره حراست از قانون اساسی آلمان در ایالت نورد راین وست فالن و همچنین گزارش سازمان امنیت داخلی آلمان، از دولت این کشور و مسئولان ذی‌ربط می‌خواهد جزییات پرونده جاسوسان وزارت اطلاعات و سایر فعالیت‌های غیرقانونی رژیم آخوندی و مزدورانش در آلمان که در خدمت کمپین شیطان سازی علیه مجاهدین و استراتژی وزارت اطلاعات هستند را فاش کند و در اختیار افکار عمومی قرار بدهد. این‌یک اقدام ضروری برای ممانعت از ادامه این فعالیت‌های جنایت‌کارانه است. مقاومت ایران همچنین نسبت به خطرات حضور مزدوران وزارت اطلاعات در کشورهای اروپایی و به‌خصوص از آلمان و دیگر کشورهای عضو اتحادیه اروپا می‌خواهد در اجرای مصوبه شورای اتحادیه اروپا در آوریل ۱۹۹۷ مزدوران و مأموران اطلاعاتی فاشیسم دینی حاکم بر ایران را محاکمه، مجازات و اخراج کند.

کشمکش در نظام بر اثر شکست‌های پیاپی آخوندها و ابراز وحشت از سرنگونی محتوم

کشمکش در نظام بر اثر شکست‌های پیاپی آخوندها و ابراز وحشت از سرنگونی محتوم

http://www.iran-efshagari.com/%DA%A9%D8%B4%D9%85%DA%A9%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%BE%DB%8C-%D8%A2%D8%AE/

پاسدار حسین شریعتمداری، نماینده خامنه‌ای در کیهان، آخوند روحانی را به خاطر شکست برجام و بی‌عملی حکومت آخوندی در قبال تحریمهای آمریکا به شدت مورد حمله قرار داد و نوشت اگر انقلابی بودن به معنای تأکید بر اصول باشد، با کمال تأسف باید گفت که دولت و مجلس آمریکا از دولت و مجلس ما انقلابی‌ترند! (آنها) همه توان و تمامی اهرم‌های در اختیار را برای مقابله با (نظام) به کار گرفته‌اند و هنوز از وضع فلان تحریم اقتصادی فارغ نشده، وضع تحریم‌های جدید و تازه‌تری را در دستور کار قرار داده و با جدیت دنبال می‌کند.
کیهان خامنه‌ای افزود: اما در این سو، برخی از نمایندگان مجلس با خانم موگرینی به گونه‌ای حقارت‌آمیز عکس سلفی می‌گیرند، دغدغه کنسرت دارند، ظرف ۲۰ دقیقه برجام را تصویب می‌کنند و بعد می‌فرمایند ۲۰ دقیقه هم زیاد بود!… کلاه گشاد برجام را فتح‌الفتوح و معجزه قرن و آفتاب تابان می‌نامند و دنبال تهیه صابون برای شستشوی چهره خجالت زده! آنها هستند و اکنون در پی برجام ۲ و (برجامهای دیگر) هستند.
پاسدار حسین شریعتمداری هم‌چنین با نگرانی نوشت: آمریکا به صراحت اعلام کرده است که براندازی جمهوری اسلامی ایران را به عنوان یکی از خطوط استراتژیک خود، در دستور کار دارد و این خط استراتژیک با تغییر دولت‌ها تغییر نمی‌کند.
کیهان خامنه‌ای در مطلب دیگری با عنوان «مجلس آمریکا مشغول تحریم ها؛ مجلس ما سرگرم حاشیه‌ها» نوشت: انفعال مجلس در کنار رویکرد غلط دولت در خصوص «حفظ برجام به هر قیمت»، موجب افزایش اشتهای تحریمی دشمن و گسترش دامنه گستاخی‌ها خواهد شد.

تجمع اعتراضی غارت‌شدگان مؤسسه‌ها وابسته به سپاه‌پاسداران در تهران، حرکت‌های اعتراضی غارت‌شدگان و سایر اقشار مردم به‌جان‌آمده علیه چپاولگری رژیم در بابل، هفت‌تپه، سرخس و لرستان

تجمع اعتراضی غارت‌شدگان مؤسسه‌ها وابسته به سپاه‌پاسداران در تهران، حرکت‌های اعتراضی غارت‌شدگان و سایر اقشار مردم به‌جان‌آمده علیه چپاولگری رژیم در بابل، هفت‌تپه، سرخس و لرستان

ارت شدگان موسسههای حکومتی کاسپین و آرمان البرزِ ایرانیان صبح روز یکشنبه در اعتراض به چپاول سپرده‌های خود توسط این مؤسسههای پوششی سپاه پاسداران مقابل دادگستری رژیم تجمع اعتراضی برگزار کردند و دست به راهپیمایی زدند.
روز یک شنبه غارت شدگان کاسپین در بابل نیز در اعتراض به غارت سپرده هایشان توسط کارگزاران رژیم تجمع اعتراضی برگزار کردند وشعار سردادند
دیگر حرکتهای اعتراضی اقشار به جان آمده مردم در شهرهای مختلف عبارتند بودند از :
اعتراض کارگران بازنشسته نیشکر هفت تپه
رانندگان سرویس ایاب و ذهاب کارگران نیشکر هفت تپه
کارگران اخراجی و شاغل کارخانه نوظهور
کارگران شرکت مسکن و عمران قدس رضوی در سرخس
بازنشستگان جهاد کشاورزی رژیم در لرستان دست که همگی دست به تجمع اعتراضی زدند

ناهید همت‌آبادی: آب در خوابگه مورچگان، آب که نه، زهرآب در سرای دل‌شیفتگان جلاد

ناهید همت‌آبادی: آب در خوابگه مورچگان، آب که نه، زهرآب در سرای دل‌شیفتگان جلاد

http://www.iran-efshagari.com/%D9%86%D8%A7%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D9%87%D9%85%D8%AA%E2%80%8C%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A2%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8%DA%AF%D9%87-%D9%85%D9%88%D8%B1%DA%86%DA%AF%D8%A7%D9%86/
پس از چهل سال ارتکاب جرم و جنایت ملایان که به یمن مدارا و مماشات سیاستمداران تجارت پیشه در حق مردم و مقاومت ایران صورت گرفت و به جنگ، ترور و کشتار در منطقه و ـ سالهاست در جهان ـ منجر گردید، اینک برای اولین بار رئیس جمهور جسوری از آمریکا با بیان نکات مهمی که مقاومت ایران طی سالهای طولانی به آنها اشاره یا آنها را افشا نموده بود، نه تنها بر ضرورت اتخاذ مواضع و اجرای اعمالی قاطع در برابر فاشیسم دینی تأکید کرده بلکه بخش کوچکی از آن یعنی تحریم سپاه جنگ، ترور و جهل پاسداران رژیم را نیز اعلام و عملی نموده است. سپاه جنایتکاری که سالهاست علاوه بر سرقت و چپاول همه جانبهٔ تمام سرمایه های کشور حتی فروش خاک جزایر ایران به کشورهای دیگر، اندک پس انداز مردم را نیز به منظور سرکوب داخلی، ایجاد جنگ، خشونت و انفجار در کشورهای همسایه و منطقه و ترور و کشتار بی گناهان در سراسر جهان خرج می‌کند که البته خشم، کین و انزجار نهادینهٔ دیرین همه اقشار مردم میهن از تمامیت رژیم عمامه داران و عمدتاً سپاه گردنه و گردن زن اینروزها در اعتراضات و تظاهرات قیام آفرین آنان به علت غارت سپرده هایشان بارزتر شده که فزاینده و بی وقفه رو به گسترش است.
زمانی که خمینی خون آشام با جنگ جنون آمیزش، هزاران هزار کودک دانش آموز را به میادین مین روانه کرد، میلیونها میلیون مردم بیگناه را به تنور جنگ ضد میهنی افکند و دو کشور باستانی را با صرف میلیاردها دلار سرمایه های ملی مردم ایران به خاک و خون کشید، معتادان خمینی، تزریق شدگان با دلار و پوندهای ارتجاع و استعمار و وطن فروشان آتشین دَم خارج نشین، یکسر، نقل به مضمون چهچهه زدند که: «احسنت، لنگش کن با سهم زندگی مردم و هزینهٔ نان خالی آنها، بی شرکت و حضور ما که البته نه بیکار نشستیم بلکه در همه محفل و کلوبهای شادیهای شبانه، دست افشان و پای کوبان هوایت را داریم و برایت هورا و هوار می‌کشیم.
هنگامی که به ابتکار شجاعانهٔ مسعود رجوی رهبر مقاومت ایران، قرارداد میهن پرستانهٔ صلح با عراق منعقد گردید همه دسته جات یاد شدهٔ بالا باز ارق ملی شان به جوش آمد که وای: مجاهدین با دشمن عرب پیمان بستند. اما وقتی عرب نمای دست آموز خمینی، مالکی جانی، با یاری مزدوران و جلادان عرب و فارسی زبان با موشک، تیر، تبر و دشنه مجاهدین بی سلاح و دست بسته را در اشرف و لیبرتی قتل عام کرده و تیر خلاص زدند، و حتی یکی از دسته نامبردگان یادشده نیز در ینگه دنیا نگفت وای، دهها ایرانی بی سلاح را بی دلیل قتل عام کردند و چرا؟
اما حالا که به علت مجموع شرایط جاری جهان و حتماً با توجه به مصالح داخلی آمریکا و منطقه ای، سیاست این کشور پس از چهار دهه مماشات شرم آور و مدارا با هیولای خونخوار قرن دچار تحوّل نسبی و سیاست کثیف تعامل با فاشیسم دینی تاحدودی نفی شده، دسته جات ذکرشده همچنان با همسویی و رهنمود مماشاتگرایان صلح طلب!! ضمن سردادن انواع و اقسام فریاد و فغان کاذب، متنوع و فراوان اما عمدتاً بیشتر شعائر ملی!! و شعار «نه به جنگ، زنده باد صلح» را برگزیده اند که ترجمه آن به فارسی یعنی: نه به سرنگونی حکومت فاشیستی، زنده باد رژیم آخوندی، که اعتراض، خیزش و فریاد خشم قهرآمیز مردم ایران در سراسر شهرهای میهن خونبار این روزها ارکان پوسیدهٔ آنرا سخت به لرزه افکنده و سرنگونی قریب آن را در بهمنی دوباره که جاری شده پژواک داده است.

۱۳۹۶ آبان ۵, جمعه

افشای شعبه پوششی وزارت اطلاعات موسوم به «نجات» در استان مازندران

افشای شعبه پوششی وزارت اطلاعات موسوم به «نجات» در استان مازندران

http://www.iran-efshagari.com/%D8%A7%D9%81%D8%B4%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%B9%D8%A8%D9%87-%D9%BE%D9%88%D8%B4%D8%B4%DB%8C-%D9%88%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%B9%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D9%88%D8%B3%D9%88%D9%85-%D8%A8/
تمام هم‌وغم رژیم و عمده انرژی حداقل چند وزارت خانه آن، یعنی وزارت اطلاعات، وزارت کشور، وزارت خارجه و وزارت ارشاد و همچنین سایر نهادهای عریض و طویل سرکوبگر و نهادهای مختلف صدور تروریسم، به مقابله با مقاومت مردم ایران و نیروی محوری آن، سازمان مجاهدین اختصاص دارد.
وزارت اطلاعات، مأموران و گماشته‌های خودش را به اشکال مختلف علیه مجاهدین بکار می‌گیرد. برخی از این اشکال و کارکردها با عوامل مجری آن ازاین‌قرار است:
۱٫ مراجعه به بستگان اشرفی‌ها در داخل کشور به‌منظور به‌کارگیری آن‌ها علیه مجاهدین با روش تهدید و تطمیع برای تهیه و ارسال نامه و تومار به ارگان‌های حقوق بشری و اعزام اجیرشدگان ولایت در سیرک وحوش ولایت در اطراف اشرف و یا لیبرتی تحت عنوان خانواده به‌منظور زمینه‌سازی و مشروع کردن کشتار مجاهدین
۲٫ اعزام گماشته‌های وزارت اطلاعات تحت عنوان «اعضای سابق مجاهدین» به سیرک ولایت در اطراف اشرف
۳٫ شرکت عوامل وزارت اطلاعات در نمایش‌ها و جعلیات وزارت تحت عنوان «مستند»، فیلم سینمایی، برنامه‌های تلویزیونی، کنفرانس خبری یا نمایشگاه و همایش در دانشگاه‌های مختلف به‌منظور دروغ‌پردازی علیه مجاهدین برای مقابله با گسترش اجتماعی سازمان
عوامل وزارت اطلاعات و عناصر اصلی شعبه آن تحت عنوان «انجمن نجات» در استان مازندران
مسئولیت این تشکل پوششی اطلاعات آخوندی در مازندران بر عهده مزدور پیشانی سیاه ایرج صالحی است. این مأموران به همراه تعداد دیگری از عوامل و عناصر جنایتکار وزارت اطلاعات در شهرهای مختلف دست‌اندرکار مستقیم فشارها و ارعاب و اعمال ضد انسانی علیه خانواده‌های مجاهدین هستند.
این انجمن پوششی وزارت اطلاعات حلقه یی از زنجیره ارگان‌های سرکوب و جاسوسی رژیم آخوندی علیه مجاهدین و مقاومت است. حیطه اصلی فعالیت‌های این ارگان در داخل کشور است اما آخوندها برحسب ضرورت و درماندگی، پادوهای خودشان را قبلاً به عراق هم می‌فرستادند. وزارت اطلاعات همچنین مقاصد سیاسی خودش علیه مجاهدین را با استفاده از ” انجمن نجات ” در عراق دنبال می‌کرد و در این زمینه از همکاری کامل وزارت خارجه, سفارت رژیم در بغداد و نیروی قدس سپاه که ارگان تروریستی برون‌مرزی رژیم است برخوردار بود.
ایرج صالحی، هادی شعباتی، محمدرضا اسکاردی و تعداد دیگری از عوامل خودفروخته وزارت اطلاعات، از مهره‌های اصلی سرکوب خانواده‌های مجاهدین در استان مازندران و مجری خطِ دژخیمان اطلاعاتی می‌باشند. آن‌ها با شرکت در نمایش‌ها و خیمه‌شب‌بازی‌های مختلف که توسط شعبات پوششی وزارت اطلاعات موسوم به هابیلیان و نجات رژیم در استان‌های مازندران، خراسان، اصفهان، یزد و … برگزار می‌گردد، به انجام وظایف محوله علیه مجاهدین و اشرفی‌ها می‌پردازند. تعریف و تمجید از جنایتکارترین دیکتاتوری تاریخ و بازگو کردن خواب‌ها و آرزوهای ولی‌فقیه ارتجاع برای از بین بردن تشکیلات مجاهدین از وظایف آن‌هاست.
اعزام مزدوران، تحت عنوان خانواده به اشرف و پشت دیوارهای لیبرتی گفتیم وزارت اطلاعات در هماهنگی با نیروی تروریستی قدس و زیر نظر مرکز تروریستی رژیم در بغداد، ضمن سوخت‌رسانی، به سیرک رسوا و شکست‌خورده خامنه‌ای – مالکی در اشرف، آن را پشتیبانی، برنامه‌ریزی و هدایت می‌کرد و در هماهنگی با جوخه‌های مرگ مالکی، برای پیشبرد هدف اصلی رژیم ملأها که درواقع کشتار ساکنان اشرف بود، مزدوران و مأموران خودش را به عراق می‌فرستاد.
ایرج صالحی، هادی شعباتی و بقیه مزدوران شاغل در شعبه پوششی وزارت تحت نام انجمن نجات مازندران با فشار آوردن و تهدید و تطمیع عده یی را اجیر کرده، به سیرک وحوش ولایت در اطراف اشرف و بعدازآن هم به لیبرتی، اعزام می‌کردند. همان سیرکی که در اشرف طی ۶۷۷ روز با بیش از ۳۲۰ بلندگو بین سال‌های ۸۸ تا ۹۰ به شکنجه روحی و آزار و اذیت مجاهدین و لجن پراکنی به‌منظور هموار کردن جاده کشتار و مشروع کردن قتل‌عام اشرفی‌ها مشغول بودند.
اما وقتی انزجار عمومی در داخل و خارج ایران از این کارزار کثیف هرروز گسترده‌تر شد و خانواده‌های حقیقی مجاهدین دست رد به سینه دیکتاتوری دینی زدند، اطلاعات آخوندی مجبور شد همه پرده‌ها را کنار بزند و مأموران حرفه یی و پیشانی سیاه خود را که هیچ ارتباط خانوادگی با ساکنان اشرف نداشتند؛ جهت اجرای مأموریت به اشرف بفرستند. تعدادی از مزدوران لورفتة اطلاعات در مازندران ازجمله ایرج صالحی، هادی شعباتی و… بارها ازجمله در مهرماه و آبان ماه سال ۸۹ و فروردین سال ۹۰ به سیرک وحوش ولایت در اطراف اشرف اعزام شدند تا علاوه بر مشروع کردن هرگونه حمله و هجوم علیه اشرفی‌ها، برای قتل‌عام و کشتار بیشتر زمینه‌سازی کنند.
ايرج صالحي
یکی دیگر از وظایف این گماشته‌های اطلاعات آخوندی، شرکت در نمایش مشترک وزارت اطلاعات و نیروی تروریستی قدس در بغداد بود که در همکاری با جوجه‌های مرگ مالکی علیه مجاهدین برگزار شد. هدف از برگزاری این نمایش مشروع کردن کشتار و حمله و هجوم به مجاهدین در اشرف تحت عنوان «خواست مردم عراق» بود.
وزارت اطلاعات برگزاری جلسات علیه مجاهدین در بغداد را از طریق نماینده وزارت اطلاعات به نام حاج علی رشادتمند و نمایندگان نیروی قدس، علیرضا نوبخت و ناصری، پیش می‌برد.
وظیفه وزارت اطلاعات این بود که تعدادی از مأموران اطلاعاتی خارج کشوری خود را از اروپا به عراق بیاورد و آن‌ها را تحت عنوان اعضای قدیمی سازمان یا اعضای خانواده اشرفی‌ها، در این جلسات معرفی بکند. این مأموران عبارت بودند از: محمدحسین سبحانی، عباس صادقی نژاد، حسن عزیزی، مهدی خوشحال، علی قشقاوی و غیره. مسئولیت اکیپ خارج کشوری بر عهده جاسوس و مأمور پیشانی سیاه وزارت اطلاعات، مسعود خدابنده بود. برنامه‌ریزی این اکیپ، به عهده نمایندگان نیروی قدس در سفارت، ناصری و نوبخت بود.
هم‌زمان با آوردن اکیپ مأموران خارج کشوری وزارت اطلاعات، رژیم نزدیک به ۲۵ نفر از مأموران اطلاعات در داخل کشور را هم از تهران به بغداد اعزام کرد. اعضای این اکیپ توسط سفارت رژیم، دریکی از هتل‌های کاظمین مستقر شدند و توسط حاج علی رشادتمند نماینده وزارت اطلاعات توجیه شدند و قرار شد که از آن‌ها تحت عنوان خانواده اشرفی‌ها، در برنامه‌های مختلف استفاده بشود. مأموریت اصلی مأموران اطلاعاتی که از اروپا و کانادا آمده بودند، دیدار با هیئت‌های بین‌المللی در بغداد و شرکت در جلسات دولتی و پارلمانی بود تا ضمن تأیید سیاست‌های مالکی در قبال مجاهدین، زمنیة لازم را برای تهاجم به اشرف در پایان ضرب‌الاجل فراهم کنند.
شرکت در شوهای تبلیغاتی وزارت اطلاعات
مزدوران مهران كريمدادي ـ ايرج صالحي22
آنچه آخوندها را وحشت‌زده کرده و می‌کند، گرایش و استقبال هم‌وطنانمان و بخصوص جوانان در داخل کشور است. به همین دلیل، رژیم آخوندی در کابوس سرنگونی، هر دژخیم و شکنجه‌گر یا مزدور و نفوذی سوخته و بلا مصرف را به صحنه شوهای اطلاعاتی در تلویزیون می‌آورد. آن‌ها هم دشنام‌ها و افترائات و جعلیات هزار بار مصرف‌شده علیه مجاهدین را در تلویزیون آخوندی نشخوار می‌کنند.
مزدور ايرج صالحي-minمطبوعات و رادیوتلویزیون حکومتی چند سالی است که سریال‌ها و برنامه‌های متعددی را علیه مجاهدین سرهم‌بندی و پخش می‌کنند تا شاید بتوانند از امواج استقبال اجتماعی و بخصوص جوانان، از مجاهدین به‌عنوان الگو و شاخصی برای ایستادگی در مقابل آخوندها کم کنند. یکی از این برنامه‌ها تحت عنوان «پایانی بر پایان» بود که در ۴۷ قسمت پخش شد و گماشته‌های اطلاعات آخوندی در مازندران از عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی آن بودند.
لیست دست‌اندرکاران تهیه این شو تلویزیونی که در انتهای هر برنامه روی صفحه تلویزیون ظاهر می‌شود، بیانگر ماهیت و اهداف این برنامه‌هاست. ترکیبی از وزارت اطلاعات تا شعبات پوششی آن و تا ارگان‌های صدور تروریسم که وحشت آخوندها از مجاهدین و اشرف را نشان می‌دهد. جالب‌توجه اینکه نام شعبه پوششی وزارت اطلاعات تحت عنوان «انجمن نجات مازندران» به دنبال اداره اطلاعات همین استان آمده است که به‌خوبی نشان می‌دهد که آن‌ها به اداره اطلاعات استان وصل هستند و خط‌وربط و بودجه و کنترل آن‌ها در دست وزارت جعل و جنایت اطلاعات می‌باشد.
در سال ۹۵ به مناسبت ۱۹ بهمن، عاشورای مجاهدین، در تلویزیون آخوندی یک کلیپ در موردحمله و هجوم پاسداران جنایتکار به پایگاه اشرف زنان مجاهد و سردار خلق موسی خیابانی پخش شد که توسط هابیلیان شعبة وزارت اطلاعات تهیه‌شده بود.
در انتهای این کلیپ این نوشته به چشم می‌خورد: «با تشکر فراوان از: کانون فرهنگی هابیلیان / وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی / اداره اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی/ اداره اطلاعات و انجمن نجات استان‌های: مازندران، کرمانشاه و مشهد مقدس /مدیریت بین‌المللی آستان قدس رضوی». تابلویی که به‌روشنی نمایانگر هویتِ چنین انجمن‌ها و نهادهای دست‌ساز فاشیسم مذهبی علیه مجاهدین و مردم ایران است.
ايرج صالحي-minعلاوه بر این‌ها شرکت در سایر برنامه‌های تلویزیونی رژیم از تلویزیون فارسی‌زبان موسوم به العالم تا پرس تی وی که تلویزیون انگلیسی‌زبان آخوندهاست از دیگر وظایف محوله به پادوهای وزارت اطلاعات در مازندران است.
نمایش‌های جعل و دروغ علیه مجاهدین در دانشگاه‌ها
فضای ملتهب دانشجوها و قشر جوان کشور و گرایش آن‌ها به سمت مجاهدین، رژیم ضدمردمی را به دست‌وپا انداخته تا برای مقابله با محبوبیت و نفوذ مجاهدین، اقدام به برگزاری نمایش‌هایی تحت عنوان همایش و جلسات و نمایشگاه‌های مختلف بخصوص در دانشگاه‌های کشور بکند. یک نمونه آن برگزاری نمایش در دانشگاه یزد در تاریخ ۲۶ آذر ۹۵ بود که وزارت اطلاعات، ایرج صالحی را از مازندران به آنجا اعزام کرد تا در کنار کمک بازجو ابراهیم خدابنده به دروغ‌پردازی علیه مجاهدین بپردازد.
در همین رابطه خبرگزاری ایسنا رژیم در رابطه با نمایش وزارت اطلاعات در دانشگاه حائری یزد گزارش کرد: «”ابراهیم خدابنده” طی سفر به یزد در جمع خبرنگاران اظهار کرد:… مجاهدین خلق همیشه با تمرکز روی نقطه‌ضعف‌ها و معرفی خود به‌عنوان راه‌حل رفع مشکلات اقدام به فریب دادن جوانان و جذب آن‌ها… می‌کند… “ابوالقاسم یغمایی” مسئول انجمن نجات یزد نیز در این نشست گفت: اعضای این انجمن تلاش می‌کنند که در وهلهٔ اول جوانان امروز به چنگ این گروهک نیفتند و بعداً نیز اعضای فریب‌خورده از این گروهک جدا شوند. “ایرج صالحی” عضو جداشده و مسئول انجمن نجات مازندران نیز گفت: اعضای [مجاهدین] به‌دوراز هرگونه وسایل ارتباط‌جمعی زندگی می‌کنند و ارتباطشان با محیط بیرون از قرارگاه قطع نگاه داشته می‌شود.» (خبرگزاری ایسنا – ۲۹ آذر ۹۵)
البته این تنها نمونه ازاین‌دست نمایش‌ها نبود قبلاً نیز چنین نمایشگاه‌هایی توسط آخوندها برگزار گردیده بود برای نمونه وزارت اطلاعات طی سال ۹۱ نمایشگاه‌هایی را در بیش از ۱۵ استان برگزار کرد در برخی از این نمایش‌ها گماشته‌های اطلاعاتی در استان مازندران شرکت کرده بودند ازجمله.
– دانشگاه آزاد لاهیجان با شرکت مزدوران علی مرادی، صمد نظری، قربانعلی پوراحمدی از ۶ تا ۸ اسفند ۹۱
– مجتمع فرهنگی فجر در سنندج با شرکت مزدوران صمد نظری، هادی شعبانی و علی مرادی از ۴ تا ۸ تیر ۹۲
– دانشگاه شاهرود با شرکت مزدوران ایرج صالحی، ابراهیم خدابنده، علی مرادی و علی اکرامی طی روزهای ۷ و ۸ اردیبهشت ۹۳
نکته قابل‌توجه این بود که رژیم رسماً اعتراف کرد که این نمایش‌ها و به‌طور مشخص نمایش در دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل توسط وزارت اطلاعات و با به‌کارگیری همین گماشته‌های وزارت برگزارشده است. در همین رابطه ارگان باند فاشیستی مؤتلفه نوشت: «قابلیت‌های همایش و نمایشگاه دگردیسی [مجاهدین]
چندی پیش به همت اداره کل اطلاعات استان مازندران، اولین همایش و نمایشگاه دگردیسی در [مجاهدین] در دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل برگزار و طی چهار روز اجرای آن با استقبال کم‌نظیر اساتید، دانشجویان و دانش‌آموزان خصوصاً نسل سوم مواجه شد. این اقدامِ فرهنگی درخورِ تشکر و تحسینِ اداره کل اطلاعات استان مازندران، نقشِ بسیار ویژه و برجسته‌ای، در روشنگری ماهیت و نقش [مجاهدین] در سطح منطقه داشت… یکی از نقاط قوت این همایش، همین برپایی جلسات پرسش و پاسخ بود که عموماً کارشناسان تاریخی و برخی اعضای سابق [مجاهدین] به حاضرین پاسخ می‌دادند… به نظر می‌رسد که اداره کل اطلاعات استان مازندران توانسته است در این همایش به بسیاری از سؤالات جوانان، نوجوانان، دانشجویان و کارشناسان پاسخ مناسبی دهد که واقعاً باید به سربازان گمنام امام زمان خسته نباشید گفت». (روزنامه رسالت – ۲۰ فروردین ۹۲)
آخوندها از این واضح‌تر نمی‌توانستند اعتراف کنند که سرنخ این نمایش‌ها و همایش‌ها دست وزارت بدنام اطلاعات است و هدفش هم به اذعان خودشان ترس و نگرانی از جوانان و نوجوانان و دانشجویان و اقبال آن‌ها از مجاهدین است.
شرکت در نمایش سپاه پاسداران
از دیگر وظایف مأموران شعبه وزارت سرکوب و کشتار در مازندران موسوم به نجات، شرکت در نمایش‌های ساخته‌وپرداخته اطلاعات آخوندی و نیروی تروریستی قدس است. یک نمونه از این نمایش‌ها در مرداد سال ۹۵ هم‌زمان با سالگرد عملیات کبیر ملی و میهنی فروغ جاویدان بود که توسط ارگان سپاه پاسداران موسوم به فارس برگزار شد.
شماره5-min
پادوی وزارت جعل و جنایت به نام هادی شعبانی در این نمایش گفت: «شرایط بعد از انقلاب طوری بود که همه گروه‌ها فعالیت داشتند، اما برخی‌شان مثل سازمان مجاهدین خلق یا چریک‌های فدایی، چون مسلح بودند، خیلی از جوان‌ها جذب آن‌ها می‌شدند. از طرفی، آن‌ها سابقه مبارزاتی از زمان شاه نیز داشتند و در این راه به‌اصطلاح شهید هم داده بودند و همین برای ما ایجاد انگیزه می‌کرد»
ایرج صالحی دیگر گماشته اطلاعات آخوندی گفت: «در ایران … با ما برخورد خوبی شد، حتی وقتی در قرنطینه بودیم… وقتی به ایران آمدیم به ما گفتند … اگر استعلامی از گذشته شما می‌خواستند، ما کمک می‌کنیم… اگر کار خوبی کنید، پاداش آن را می‌گیرید و اگر کار بدی کنید مجازات می‌شوید». (اینترلینک – ۱۱ مرداد ۹۵)
شماره6-minحال که برخی مأموریت‌ها و وظایف تشکل پوششی وزارت اطلاعات در استان مازندران را بررسی کردیم نگاهی به کارنامه ننگین یکی از مزدوران استان مازندران می‌اندازیم:
گماشتة حقیر اطلاعات آخوندی؛ محمدرضا اسکاردی
پس از جنایت بزرگ ارتش تحت امر مالکی در اشرف در روز ۱۹ فروردین ۹۰) روز نهم تیرماه ۹۰ یعنی کمتر از سه ماه بعد محمدرضا اسکاردی و ۳ تن دیگر از «وارفتگان» صحنه جنگ! (زهرا میرباقری، غفار بالافکنده و عین‌الله شعبانی) توسط وزارت دفاع «عراق»! به‌منظور سفیدسازی دولت مالکی از این جنایت بزرگ در یک شو کثیف و مسخره مطبوعاتی شرکت کردند و به توجیه جنایت آدمکشان ارتش مالکی پرداختند.
مزدور اسكاردي-minوزارت اطلاعات آن‌ها را چند هفته قبل از این نمایش به ایران برد و بعد از دادن آموزش‌های ضروری به بغداد آن‌ها را برگرداند. سپس در هتل مهاجر بغداد که تحت کنترل سفارت رژیم است، ناصری که از مأموران نیروی تروریستی قدس در سفارت رژیم در بغداد و از عناصر کمیته سرکوب اشرف در نخست‌وزیری عراق، بود. آن‌ها را توجیه کرد و بعد هم آن‌ها را به وزارت دفاع عراق بردند.
دانایی‌فر سفیر رژیم در بغداد هم هفته قبل از آن صراحتاً اذعان کرد که حکومت آخوندی تمامی مخارج هتل و رفت‌وآمد مزدوران مستقر در هتل مهاجر را تأمین می‌کند (روزنامه اعتماد رژیم، ۲ تیر ۹۰)
اسکاردی را بعدازاین همدستی در جنایت، به ایران تحت حاکمیت ملایان بردند و در شعبه وزارت اطلاعات استان مازندران مشغول به خدمت شد. او به‌سرعت مسیر خودفروشی را طی کرد و به نشخوار جعلیات گشتاپوی آخوندی در شبکه‌های تلویزیونی دیکتاتوری آخوندها پرداخت.
اسکاردی، در یک گزارش پخش‌شده از تلویزیون عرب‌زبان نیروی تروریستی قدس، خواست و توافق دوجانبه خلیفة ارتجاع با پسرخوانده‌اش نوری مالکی را تکرار کرد و گفت: «از دولت عراق می‌خواهم که دیوارهای قرارگاه را باز کند برای نجات کسانی که به‌زور در زندان‌ها بازداشت‌شده‌اند. سازمان [مجاهدین] خلق… علیه عراق توطئه می‌کند». (تلویزیون عرب‌زبان رژیم به‌نام العالم، ۹ تیر ۹۰)
مزدور مفلوک اسکاردی علاوه بر شرکت در برنامه‌های تلویزیون عرب‌زبان ملاها، در برنامه‌های ساخته‌وپرداخته تلویزیون انگلیسی‌زبان رژیم به نام پرس تی وی، هم شرکت کرده.
در ۲۲ اردیبهشت ۹۰، (یعنی حدود یک ماه بعد از حملة ۱۹ فروردین) اسکاردی که توان تحمل شرایط سخت مبارزه با آخوندها رو نداشت، خودش رو تسلیم نیروهای عراقی کرد و به سرپل وزارت اطلاعات و نیروی تروریستی قدس در عراق، موسوم به هتل مهاجر منتقل شد و در اختیار نیروهای اطلاعاتی و امنیتی مالکی در عراق و مأموران وزارت اطلاعات در سفارت رژیم در بغداد قرار گرفت تا قبل از برگشت به زیر حاکمیت آخوندها، علاوه بر تخلیه اطلاعاتی جهت حملات بعدی علیه اشرف، برای مصارف اطلاعاتی و تروریستی دیگری هم بکار گرفته شود.
فشار و آزار و اذیت و مصادرة اموال خانواده مجاهدین
رژیم تاریخ گذشته آخوندی در مصاف با هماورد تاریخی – ایدئولوژیکی خودش مجاهدین خلق از فردای پیروزی انقلاب از هیچ‌گونه دنائت و خباثتی دریغ نکرده است. از انواع دروغ و دغل‌کاری تا اقدامات تروریستی که اتفاقاً بانی و سرچشمه آن‌ها هم خود خمینی بوده است و در این مسیر حتی از انفجار امام رضا و خانه خدا هم دریغ نکرده است.
البته رژیم به این هم بسنده نمی‌کند به هر خس و خاشاکی چنگ می‌زند تا به‌زعم خودش با درگیر کردن نیروی اصلی سرنگون کننده، زمان برای حاکمیت ننگینش ذخیره نماید به‌طور مثال رژیم جنایتکار آخوندی در استان مازندران از اینکه نتوانسته به لطایف‌الحیل مجاهدین اشرفی و خانواده‌هایشان را به‌رغم هرگونه فشار و ارعاب به تسلیم وادارد دست به توطئه‌های دیگری می‌زند یکی از این توطئه‌ها مصادر اموال خانواده‌های مجاهدین است. یکی از این نمونه‌ها در رابطه با خانواده نعمت اولیایی دریکی از شهرهای استان مازندران یعنی تنکابن اتفاق افتاده است.
موضوع ازاین‌قرار بوده که برادر بزرگ‌تر نعمت اولیایی به نام عطا اولیایی که در دهه ۶۰ تعداد ۴-۵ بار به جرم هواداری از سازمان دستگیر و زندانی‌شده بود و قریب به ده سال هم در زندان بود در سال ۹۲ فوت می‌کند و همسر برادرش با دو پسرش در خانه پدری نعمت اولیایی زندگی می‌کردند. حدود چهلم برادر نعمت، دادگاه طی حکمی تمام اموال پدری او را مصادره نمود. علت مصادره عضویت نعمت اولیایی در سازمان مجاهدین خلق بوده است.
روزنامه جمهوری اسلامی سه‌شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۳ –صفحه ۸
شماره8-min
قابل‌توجه اینکه اموال پدر نعمت اولیایی متعلق به شش خواهر و پنج برادر دیگر وی می‌باشد.
جالب اینجاست که طبق حکم می‌بایستی تا شب عید همان سال همسر برادر نعمت اولیایی خانه را ترک و البته جز خیابان جای دیگری هم برایشان متصور نبود. جالب‌تر اینکه بقیه بستگان خانواده اولیایی برای اینکه مانع چنین وضعیتی برای همسر برادر نعمت اولیایی شوند قریب به بیست میلیون تومان خرج دادگاه و وکیل می‌کنند تا خانه خودشان را از چنگ غارتگران و جنایتکاران ولی‌فقیه ارتجاع بیرون بیاورند و البته بقیه اموال پدری نعمت اولیایی که در حکم بی دادگاه آمده کماکان مشمول مصادره دادگاه شده است.
نعمت اولیایی در یک مصاحبه یکی دیگر از اقدامات جنایتکاران آخوندها در مورد خانواده خود در سال ۶۰ را چنین توضیح داد: «در شرایطی که من و برادرم و خواهرم در زندان بودیم و در همان زمان پدرم به خاطر فشارها و تألمات روحی سکته و فوت کرد او را به سردخانه بیمارستان شهر منتقل کردند بعد از مدتی برادرم را با چشم‌بند از زندان به بیمارستان می‌برند با همان چشم‌بند او را به سردخانه می‌برند و بدون خبر، درست در چند سانتی جسد پدرم چشم‌بند برادرم را باز می‌کنند. این هم فراز دیگری از سینه‌چاکی رژیم در رابطه با خانواده. اما یکی از فرآورده‌های صنایع نعل وارونه زدن آخوندی،”دفاع از حریم مقدس خانواده است ”البته خواننده به سیاق فرآورده‌های دیگر، گرای عکس آن را می‌گیرد و فراموش نمی‌کند که همین آخوندهای جهل و جنایت آخوندی بودند که موجب سکته انبوه پدران و مادران بعد از شنیدن خبر اعدام فرزندانشان شدند و انبوه پدران و مادران در زندان‌ها گروگان فرزندانشان بودند و بعضاً اعدام هم شدند اما ناگهان گربه عابد مسلمانا شده و بعد از آزمودن همه راه و روش‌های رذیلانه در مصاف با کانون مقاومت سراسری، این بار به کثیف‌ترین حربه دست یازید»
در شرایطی که رژیم در باتلاق سرنگونی افتاده و هرچه بیشتر دست‌وپا میزند بیشتر در آن فرو می‌رود و از طرفی دست آخوندها از حمله و هجوم و کشتار مجاهدین و موشک‌باران و عملیات تروریستی کوتاه شده، بیشتر از همیشه به اهرم‌های مستعمل و ترفندهای لو رفته رو آورده و گماشته‌های اطلاعات آخوندی در استان‌های مختلف جایگزین آدمکشان قبلی مجاهدین شده‌اند. ولی ضروری است که به همة مأموران و گماشته‌های اطلاعات آخوندی اطمینان بدهیم که مردم ایران پرونده‌های آن‌ها را برای روز حساب؛ در حافظة تاریخی خودشان دارند و هرگز فراموش نخواهند کرد.

ابراهیم خدابنده و پناه بردن به دروغ‌های گوبلزی دجالانه

ابراهیم خدابنده و پناه بردن به دروغ‌های گوبلزی دجالانه

چهاردهه پیش، خمینی دجال برای جبران شکست و عقب‌افتادگی‌اش در برابر مجاهدین، ناگزیر از هزینه‌کردن چهره به‌اصطلاح مذهبی و مرجعیت خود شد و شخصاً به صحنه آمد تا با یک دروغ شاخ‌دار به‌زعم خود، محروم‌ترین اقشار اجتماعی را علیه مجاهدین بسیج کند. او با دجالیتی وقیحانه گفت: «می بینیم که یک بساطی در امجدیه [اشاره به اجتماع صدها هزار نفره مجاهدین در امجدیه تهران در خرداد۱۳۵۹] پیش می آید؛ یک غائله درست می شود مع الاسف ، جوانهای ما مطلع نیستند که اینها چه دارند می کنند؛ این اشخاص… همینها هستند که وقتی کشاورزها خرمنهایشان را جمع می کنند، آتش می زنند. الان هم باز دارند آتش می زنند ، اگر محافظت نشود، محافظت صحیح نشود، همه اش را آتش می زنند.» (۴تیر۱۳۵۹- صحیفه نور صفحه۴۵۹) این دروغ به‌اندازه‌ای رسوا و ناچسب بود که به‌رغم چهاردهه اتهام‌زنی‌های بدون حدومرز علیه مجاهدین که تمام پهنه‌های فردی و کردار اجتماعی تک‌به‌تک افراد و کلیت این جنبش را دربر می‌گیرد، هیچ‌گاه در رژیم آخوندی، کسی به آن نزدیک نشد و هیچ استنادی به آن نداشت و حتی ارگان‌های تبلیغاتی رژیم آن را پنهان هم کرده بودند!
و اما حالا، چهاردهه بعد، یک «جوجه اطلاعاتی» فارغ‌التحصیل مکتب دجالیت آخوندی، در بلاهت محض، با به‌کارگیری همان روش شکست‌خورده، قصد دارد خوش‌رقصی خود برای اربابانش در وزارت بدنام را به اثبات رساند، خبرگزاری رسمی رژیم آخوندی که در پیسی و افلاس محتاج دروغ‌پراکنی‌های این مزدور دون‌پایه‌ شده است، در خبری این‌طور می‌گوید: «ابراهیم خدابنده، پنجشنبه شب در سلسله نشست های رویش فرهنگ که در مرکز همایش ها و نمایشگاه های آستان قدس رضوی برگزار شد، افزود:… رجوی در نشستی [قبل از عملیات فروغ جاویدان] در قرارگاه اشرف به اعضای این [گروه] گفت… به محض اینکه ما به هر شهری رسیدیم همه مردم به ما خواهند پیوست و انقلاب خواهد شد. خدابنده گفت: رجوی اعتقاد داشت که وارد هر شهری از ایران که شود اول باید مردم از ما بترسند و بعد جذب ما شوند ، لذا سازمان … در عملیات فروغ جاویدان در مسیرش به ایران مزارع را آتش زدند و به احشام هم رحم نکردند و حتی مجروحین را در بیمارستان اعدام کردند و از مردم عادی به عنوان پوشش انسانی استفاده کردند.» (خبرگزاری موسوم به جمهوری اسلامی ایران، ایرنا ۶مرداد۹۶) «دجالک کم‌حافظه»، حتی در همین سرهم‌بندی هم نتوانسته تناقضات حرف‌هایش را ب‍پوشاند، لاجرم سطر به سطر حرف‌هایش، رو‌درروی همدیگر قرار دارند،
ولی این‌که به طور واقعی، چه کسی در عملیات فروغ جاویدان به کشتار بیماران در بیمارستان‌ها اقدام کرد؟ و مردم محلی را کشتار کرد؟ را می‌توان از لابه‌لای سوز گداز مهره‌های دیگر رژیم آخوندی از آن عملیات کبیر میهنی که بسیار هم مورد استقبال مردم غیرتمند آن استان در همراهی و پشتیبانی فرزندان مجاهدشان قرار داشت، به‌راحتی دید، از آن‌جمله، سایت حکومتی «باشگاه خبرنگاران جوان» رژیم نوشته است: «…به هر حال این عملیات، به انجام رسید، این عملیات برای جمهوری اسلامی ایران ، علیرغم یکسری خسارات مالی و تجهیزاتی و از دست رفتن تعدادی از نیرو های رزمنده، منافع و دستاوردهای عدیده ای داشته است…
دستاوردهای داخلی عملیات مرصاد : …
ب)شناخته شدن دوست از دشمن و تصفیه عناصر مردمی از ضد مردمی.
در دوران هشت سال دفاع مقدس به لحاظ این که شروع این دوران قبل از قوام یافتن جمهوری اسلامی بود و در طول آن نیز فرصتی برای پردازش به میزان وفاداری و عرق ملی شهروندان به صورت هدفمند و علمی نبود- به لحاظ اولویت داشتن مساله جنگ- برخی از عناصر مزدور توانسته بودند که خود را در بدنه نظام بویژه در استانهای مرزی و به ویژه کرمانشاه جای دهند . با حمله مجاهدین و موفقیت های نسبی و اولیه آنان مانند اشغال کرند غرب، این عده چهره واقعی خویش را نشان داده و به اشکال مختلف سعی در امداد مجاهدین داشتند. به هر حال این گروه نیز در جریان غائله مجاهدین شناسایی شده و از نیروهای انقلابی و مردمی تفکیک شده و به سزای اعمال و افکار خائنانه خود رسیدند و یا به عراق متواری شدند .» (سایت موسوم به باشگاه خبرنگاران جوان ۸مهر۱۳۹۴)
و به این شکل خود تودهنی خوارکننده محکمی به «به‌صورت هدفمند و علمی» به جوجه دجالانی که دیر آمده اما زود، قصد صعود چندپله، به‌جای یک‌پله، مدارج دجالیت را دارند، توسط هم‌مسلکان خود، نواخته شد.