۱۳۹۸ مرداد ۲۳, چهارشنبه

پنج زندانی زن از جمله چهار فعال مدنی و یک درویش به زندان اوین منتقل شدند

پنج زندانی زن از جمله چهار فعال مدنی و یک درویش به زندان اوین منتقل شدند

پنج زندانی زن از جمله چهار فعال مدنی و یک درویش به زندان اوین منتقل شدند
پنج زندانی زن از جمله چهار فعال مدنی و یک درویش به زندان اوین منتقل شدند
صبا کردافشاری، یاسمن آریانی، منیره عربشاهی، مژگان کشاورز و سیما انتصاری از زندان قرچک ورامین به زندان اوین منتقل شدند. یاسمن آریانی، منیره عربشاهی و مژگان کشاورز پیشتر توسط دادگاه انقلاب تهران مجموعا به ۵۵ سال و شش ماه حبس تعزیری محکوم شده و جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات صبا کردافشاری نیز در تاریخ ۲۸ مردادماه امسال برگزار خواهد شد. هر چهار نفر این شهروندان در بهار سال جاری بازداشت شده اند. سیما انتصاری نیز از زنان درویش بازداشت شده در حادثه گلستان هفتم است که به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شده است.

طبق اخبار دریافتی، روز سه شنبه ۲۲ مردادماه ۹۸، صبا کردافشاری، یاسمن آریانی، منیره عربشاهی و مژگان کشاورز چهار فعال مدنی و سیما انتصاری درویش زندانی از زندان قرچک ورامین به زندان اوین منتقل شدند.
این پنج تن که از زمان بازداشت بدون رعایت اصل تفکیک جرائم در زندان قرچک ورامین و در میان زندانیان با جرائم غیر مرتبط و بعضا خطرناک به سر می بردند بارها در محیط زندان مورد ضرب و شتم و بدرفتاری قرار گرفته بودند.
لازم به یادآوری است بازداشت یاسمن آریانی، به روز چهارشنبه ۲۱ فروردین‌ماه ۹۸ باز‌می‌گردد، او در این تاریخ توسط مامورین نیروی انتظامی بازداشت و به بازداشتگاه وزرا در تهران منتقل شده بود. وی به همراه مادرش منیره عربشاهی که یک روز بعد از فرزندش بازداشت شد پیش از این در بند ۵ زندان قرچک ورامین که عمده ساکنین آن را اتباع خارجی تشکیل می‌دهند به سر می‌بردند.

روز پنجشنبه ۵ اردیبهشت‌ماه نیز، مژگان کشاورز، در منزل شخصی خود و توسط نیروهای امنیتی بازداشت و در تاریخ ۱۱ اردیبهشت ماه، به زندان قرچک ورامین منتقل شده بود.
روز چهارشنبه ۹ مردادماه ۹۸، رای دادگاه انقلاب تهران مبنی بر محکومیت سه فعال مدنی بازداشتی به نام های یاسمن آریانی، منیره عربشاهی و مژگان کشاورز به آنان ابلاغ شد.
بر اساس رای شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست «قاضی» مقیسه یاسمن آریانی، منیره عربشاهی و مژگان کشاورز هرکدام به اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی” به ۵ سال حبس تعزیری، از بابت اتهام “تبلیغ علیه نظام” به یک سال حبس تعزیری و از بابت اتهام “تشویق و فراهم نمودن موجبات فساد و فحشا” به ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم شدند. علاوه بر این اتهامات مژگان کشاورز از بابت اتهام “توهین به مقدسات” نیز به ۷ سال و شش ماه حبس تعزیری محکوم شده است.
در صورت قطعی شدن این حکم و با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی مجازات اشد یعنی ۱۰ سال حبس تعزیری در خصوص هر یک از متهمان قابل اجرا خواهد بود.
صبا کردافشاری، زندانی سیاسی سابق نیز روز شنبه ۱۱ خردادماه ۹۸، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.
یک روز پس از بازداشت شعبه ۱ بازپرسی دادگاه عمومی و انقلاب ناحیه ۲۱ تهران (دادسرای ارشاد) عناوین اتهامی “اشاعه فساد و فحشا از طریق کشف حجاب و پیاده روی بدون حجاب”، “تبلیغ علیه نظام از طریق ارتباط با گروه های معاند و طرح (طراحان) براندازی نرم” و “اجتماع و تبانی علیه نظام از طریق ارتباط با رسانه های خارجی” را به صبا کردافشاری تفهیم کرد.

جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات مطروحه علیه وی در تاریخ ۲۸ مردادماه ۹۸ برگزار خواهد شد.
سیما انتصاری، از دراویش گنابادی بازداشت شده در جریان حوادث گلستان هفتم نیز در تاریخ ۱۲ تیرماه سال گذشته توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شده بود.
این زن درویش که یکم اسفندماه در جریان حادثه‌ی موسوم به گلستان هفتم مضروب و بازداشت شده است همراه با سه زن درویش دیگر از زندان به دادگاه اعزام شد اما در دادگاه، حق وکیل از او سلب شد و بدون فرصت یافتن برای دفاع، قاضی احمدزاده رئیس شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب او را به تحمل ۵ سال حبس تعزیری محکوم کرد. به همین دلیل خانم انتصاری از تجدیدنظری با اعتقاد به اصل عدم استقلال دادگاه انصراف داد.

محرومیت آرش صادقی از درمان مصداق بارز شکنجه و سلب “حق حیات”

عفو بین الملل؛ محرومیت آرش صادقی از درمان مصداق بارز شکنجه و سلب “حق حیات” Ø¹ÙÙˆ بین الملل؛ محرومیت آرش صادقی از درمان مصداق بارز شکنجه Ùˆ سلب “حق حیات” استاست


عفو بین الملل؛ محرومیت آرش صادقی از درمان مصداق بارز شکنجه و سلب “حق حیات” است
سازمان عفو بین الملل امروز با صدور بیانیه ای ضمن ابراز نگرانی نسبت به وضعیت جسمانی نامناسب آرش صادقی، زندانی سیاسی و تاکید بر در خطر بودن جان وی، کارشکنی های مسئولان در خصوص رسیدگی درمانی وی را مصداق بارز شکنجه اعلام کرد. عفو بین الملل تاکید کرده است که “امتناع عامدانه مقامات و مسئولان از فراهم آوردن مراقبت های پزشکی برایآرش صادقی، بنا به قوانین بین المللی مصداق شکنجه به شمار می رود، چرا که چنین محرومیتی عمدا موجب درد و رنج شدید این زندانی شده است، از قرار معلوم به منظور مجازات کردن او به عنوان یک مدافع حقوق بشر شناخته شده و همچنین به تلافی اعتصاب غذای او در پاییز و زمستان ۱۳۹۵ که موجب جلب توجه گسترده و برانگیخته شدن حساسیت افکار عمومی نسبت به وضعیت وی شد. محروم کردن آرش صادقی از مراقبت های پزشکی حیاتی همچنین ناقص «حق حیات» او است”.

متن کامل این بیانیه در ادامه می آید:
“آرش صادقی، زندانی عقیدتی و مدافع حقوق بشر، به شدت بیمار است و با محروم شدن عامدانه و هدفمندانه از معالجات مربوط به سرطان، که درد و رنج فراوان او را موجب شده، تحت شکنجه قرار دارد. بازوی راست او به دلیل فقدان مراقبت های پزشکی در زندان به عفونت بعد از عمل مبتلا شده، به شدت ورم کرده، از کار افتاده و بی حس شده است. این زندانی همچنین از انجام آزمایش های مغز استخوان، به منظور تشخیص اینکه آیا سرطان در بدن او پخش شده یا نه، محروم مانده است. جان آرش صادقی در خطر است.

جان آرش صادقی، مدافع حقوق بشر زندانی، به دلیل محرومیت از معالجات بعد از عمل سرطان در معرض خطر قرار دارد. این زندانی بیمار، که در زندان رجایی شهر کرج به سر می برد، بعد از ماه ها تأخیر در ۲۱ شهریور ۱۳۹۷ برای درآوردن یک غده سرطانی در بازوی راستش در بیمارستانی بیرون از زندان مورد عمل جراحی سنگین قرار گرفت. به رغم توصیه اکید پزشکان که گفته بودند آرش صادقی باید دست کم ۲۵ روز در بیمارستان بستری بماند و از مراقبت های شدید تخصصی برای جلوگیری از خطرات جدی که متوجه سلامت و جان او بوده برخوردار شود، مقام ها و مسئولان سه روز بعد، در ۲۴ شهریور، او را به زندان برگرداندند. عمل جراحی آرش صادقی به هزینه خانواده او انجام شد، با این که در موازین بین المللی تصریح شده است که دولت ها باید هزینه های پزشکی زندانیان را به طور کامل و بدون تبعیض گذاری تقبل کنند.
از زمان بازگشت آرش صادقی به زندان، وضع جسمی او به شدت رو به وخامت گذاشته است. به دلیل محرومیت از مراقبت های الزامی بعد از عمل، بازوی راست او به شدت دچار عفونت شده، متورم شده، از کار افتاده و بی حس شده است. از آخرین بار که یک پزشک متخصص سرطان این زندانی را معاینه کرده و آزمایش های حیاتیِ مغز استخوان در مورد او انجام شده ماه ها می گذرد و این در حالی است که این آزمایش ها باید هر دو ماه یک بار برای تشخیص این که آیا سرطان در بدن او پخش شده یا نه در مورد او انجام شود. او در حال حاضر به درد شدید در ناحیه کتف و شانه مبتلا شده اما مقام ها و مسئولان، به جای توجه به علل اصلی وضعیت این زندانی، به خانواده اش گفته اند که برای او مسکن قوی بخرند. علاوه بر این، آرش صادقی از مشکلات گوارشی رنج می برد که ناشی از اعتصاب غذای طولانی او در پاییز سال ۱۳۹۵ است. پزشکان زندان بارها اعلام کرده اند که این زندانی قادر به تحمل حبس نیست و باید به یک بیمارستان تخصصی در بیرون زندان منتقل شود، اما مقام ها و مسئولان این توصیه ها را نشنیده گرفته اند. پزشکان هشدار داده اند که بدون معالجات مستمر، از جمله شیمی درمانی، احتمال دارد که سرطان به سایر اعضای بدن او سرایت کند.
امتناع عامدانه مقام ها و مسئولان از فراهم آوردن مراقبت های پزشکی برای آرش صادقی، بنا به قوانین بین المللی مصداق شکنجه به شمار می رود، چرا که چنین محرومیتی عمدا موجب درد و رنج شدید این زندانی شده است، از قرار معلوم به منظور مجازات کردن او به عنوان یک مدافع حقوق بشر شناخته شده و همچنین به تلافی اعتصاب غذای او در پاییز و زمستان ۱۳۹۵ که موجب جلب توجه گسترده و برانگیخته شدن حساسیت افکار عمومی نسبت به وضعیت وی شد. محروم کردن آرش صادقی از مراقبت های پزشکی حیاتی همچنین ناقص «حق حیات» او است.
عفو بین الملل مصرانه از شما می خواهد که مراقبت های پزشکی تخصصی و مورد نیاز آرش صادقی، از جمله معالجات مربوط به سرطان، را به هزینه دولت و در بیمارستان مناسبی بیرون از زندان، در اختیار او قرار دهید. همچنین، از شما درخواست می کنم که این زندانی را بی درنگ و بدون قید و شرط آزاد کنید، چرا که او یک زندانی عقیدتی است که منحصراً به دلیل استفاده مسالمت آمیز از حقوق خود برای برخورداری از آزادی بیان و آزادی اجتماع و تشکل به زندان افتاده است. سرانجام این که، مصرانه از شما می خواهم تحقیقات مستقل و مؤثری در مورد شکنجه شدن آرش صادقی به عمل آورید و کسانی را که مسئول محرومیت مستمر او از مراقبت های پزشکی بوده اند، با رعایت موازین بین المللی در خصوص محاکمه عادلانه، به مجازات برسانید.

۱۳۹۸ مرداد ۲۱, دوشنبه

قتل‌عام ۶۷ ـ فراتر از شقاوت


قتل‌عام ۶۷

قتل عام ـ‌ صدبار فراتر از شقاوت
می‌دانیم که یکی از روشهای جنایت‌کارانه خمینی و مزودرانش برای درهم‌شکستن دختران مجاهد و مبارز تهدید جنسی و اعمال روشهای غیراخلاقی در بازجویی بود و با فتوای خمینی (تجاوز دختران باکره قبل از اعدام) همین رذالت، عام و در سایر زندانها و شهرستانها هم اجرا شد.

در گزارش دوستی با عنوان «راز سر به مهر مینا» با گوشه‌یی از جنایت پاسداران ـ نه در زندان اوین و عادل‌آباد و وکیل آباد و زندانهای بزرگ، که در گلوگاه ـ آشنا می‌شیم و می‌بینیم که چطور با شکنجه و بی‌حرمتی به دخترک معصوم مینا عسگری، پدر بی‌گناهش هم زجرکش کردن. کاری که از هیچ شیطان و هیولا و داعشی برنمیاد.

این دوست در قسمتی از گزارشش نوشته:

«... بی‌تاب به دهان آقای عسگری چشم دوخته بودم: بگو که خواب بودی... بگو که دیدی مینایت از پشت میله‌ها دارد به تو دست تکان می‌دهد. بگو که مینایت تلاونگت می‌شود... .
پیر مرد گفت: مینای من... دراز کشیده بود روی زمین. خون سینه‌اش خشک شده بود و شتک زده بود روی صورتش...
آقای عسکری با دو دست صورتش را پوشاند. تکانهای کتفش مرا هراسان کرده بود!
- نمی‌دانم بعد از آن چه کردم. کتم را در آوردم و مینای نازنینم را پوشاندم یا با پاسداری گلاویز شدم یا سکوت کردم. نمی‌دانم. فقط می‌دانم هنوز از شوک این صحنه در مقابل نگاه ناپاک و درنده پاسداران بیرون نیامده بودم که پاسداری از راه رسید با یک جعبه شیرینی...
سکوت این بار پیرمرد طولانی شد. هاج و واج نگاهش می‌کردم. لرزشی چانه‌اش را فراگرفته بود. در دنیای کودکی‌ام داشتم پاسدار مهربانی را تصور می‌کردم که دلش به‌حال پیرمرد داغدار سوخته بود و می‌خواست دلداریش بدهد.
- آره پاسداری با یک جعبه شیرینی و مقداری پول به من نزدیک شد گفت من دامادتم!

هق هق پیرمرد دیگر مجالش نداد و من هم همراهش شروع به‌گریه کردم. اشک از محاسن سپیدش جاری شد و چون دانه‌های درشت باران روی خاک اره‌های کف کارگاه فرو ریخت. آقای عسگری بلند شد و رفت و دیگر به من نگاه نکرد. دوباره به یاد حرفهای مادرم افتادم که آقای عسکری وقتی دنبال دخترش رفت دیگر کمر راست نکرد»

قتل‌عام ـ رازهای سر به مهر...
قتل‌عام ـ رازهای سر به مهر... 


این جنس از جنایت فقط خاص نظام ولایت فقیه و ایدئولوژی قتل‌عام و محصول خمینیه. نمونه نداره. اگه جایی هم دیده یا شنیده باشیم این طور نبوده. 
حتی قابل درک هم نیست؛ آخه...
قتل‌عام ـ‌ چند نمونه از رذالت لاجوردی و پاسدارانش در زندان


اما باز هم عجیب و شگفت آورتر این‌که می‌بینیم همین جنایت با همین میزان از رذالت آخوندی، در جریان قتل‌عام زندانیان ادامه داره. زمانی که پاسداران از تمام دقایقشون برای اجرای فرمان قتل‌عام استفاده می‌کردن و به اعتراف خودشون فرصت هیچ کاری رو نداشتن.

نسرین فیضی که از شاهدان و بازماندگان فاجعه ملی قتل‌عام سال 67بود، در کتاب خاطراتش به سلولهای خاصی اشاره می‌کنه که دختران اعدامی‌رو قبل از اعدام اونجا می‌بردن و میگه:
یکی از هم بندیهایم به نام... که مدتی در آن زمان در ۲۰۹بود، برایمان تعریف کرد که در بحبوحهٴ اعدامها، روزی درِ سلولش را مرد پاسداری که قبلاً او را ندیده بود، باز کرده و در حالی‌که هیچ تعادلی نداشت به‌ سمت او حمله‌ور می‌شود. این خواهر شروع به داد‌ و‌ فریاد کرده و با او درگیر می‌شود. در همین حین صدای پاسدار دیگری را می‌شنود که خود را پنهان کرده و با دستش به در می‌کوبید و پاسدار اول را صدا کرده و از او می‌خواهد که سریع از سلول خارج شود. آن خوک از سلول خارج شده و در را می‌بندد، این خواهر صدای جر و‌ بحث آنان را می‌شنود. پاسداری که پنهان شده بود به پاسدار اول می‌گفت: مگر نگفتم سلولهایی که ضربدر قرمز خورده‌اند! چرا وارد این سلول شدی؟ با شنیدن این جمله، این خواهر دنبال بهانه‌یی بوده که بتواند به هر طریقی به بیرون از سلول راه یابد تا از سلولهای علامت‌دار با‌خبر شود. تا این‌که یک بار در یک تردد متوجه علامتهای قرمز روی بعضی از درها می‌شود... می‌گفت شبهای زیادی صدای فریاد خواهران را می‌شنیده؛ فریادهایی که حکایت از درگیری خواهر مجاهدی، با یک هیولای جنایتکار داشت.»

و یک گزارش از رشت:
قتل‌عام ـ فتوای قتل و شکنجه و تجاوز...

قتل‌عام ـ فتوای قتل و شکنجه و تجاوز...


بهناز کاویانی دختری که با تولدش، مادرش رو از دست داد و پدرش ـ رمضانعلی ـ با هزار عشق و امید و آرزو ـ در تنهایی و تنگدستی ـ اون‌رو بزرگ کرد سال 64 تو رشت دستگیر شد. پدر که تحمل دستگیری دختر 17ساله‌شو نداشت هر کاری کرد نجاتش بده فایده نداشت تا این‌که سه سال بعد، یکی از روزهای سال 67پاسداری با یک جعبه شیرینی و یک ساک دستی در خونه رو میزنه و به پدرش میگه اومدم خبر آزادی دخترتو بدم. دهنتو شیرین کن تا بهت آزادی دخترتو بگم...

پدر که فکر می‌کرد به همه آرزوهاش رسیده از خوشحالی شیرینی رو برمیداره و منتظره بقیه توضیح پاسداررو بشنوه که پاسدار ساک لباس خونی دخترشو با یه شاخه نبات و یه سکه 5تومنی می‌گذاره جلوش. پدر میگه این چیه؟ پاسدار میگه دیشب من دامادت بودم... دخترت دیگه آزاده...
پدر دیوانه شد و مدتی بعد فوت کرد.

۱۳۹۸ مرداد ۱۶, چهارشنبه

دانشجویان زخم خورده دربرابر دست درازی های قضائیه ساکت نخواهند نشست

دانشجو آنلاین۱۳۹۸/۵/۱۵-
دانشجویان زخم خوردهدانشجویان زخم خورده دربرابر دست درازی های قضائیه ساکت نخواهند نشست
دانشجویان زخم خورده دربرابر دست درازی های قضائیه ساکت نخواهند نشست
لیلا حسین ز اده به بند زنان زندان مخوف اوین منتقل شد لیلا حسین ز اده.
این دانشجو که در تاریخ ۶ مرداد ۹۸ بازداشت شده بود صبح ۱۴مرداد ۹۸ برای اجرای حکم حبس ۲.۵ ساله خود به بند زنان فرستاد ه شد؛ او طی تماسی با خانواده اش این خبر را اعلام کرد.اما فعالین دانشگاه های سراسر کشور اعلام کردند که اگر چه زخم خورده هستند اما پاسخ این دست درازی های نیروهای اطلاعاتی و قضاییه جانی نظام را خواهند داد .
حکم لیلا حسین زاده در صورتی اجرا شده که نهاد دانشگاه قول پیگیری برای لغو احکام صادره و مصونیت دانشجویان از اجرای حکم در زمان تحصیلشان را داده بود.
حمله دوباره نیروهای امنیتی در زمان تعطیلی دانشگاه به این نهاد و سکوت مسئولینِ به ظاهر دلسوزِ دانشجو، بار دیگر همدستی این دو نهاد در پرونده سازی علیه فعالین صنفی و دانشجویی را عیان تر ساخت.
نه پرونده سازی‌های ساختگی و احکام ددمنشانه و دست درازیهای حقیرانه و ناچارانه آنان پذیرفتنی ست، نه ادعاهای توخالی و وعده های دروغین این یکی ها.
این یک اعلام جنگ‌ علیه استقلال و حرمت دانشگاه است.
اما همچنان دانشجویان، با مقاومت خویش دانشگاه را تحویلتان نخواهند داد.
خطر بیخ‌گوش خامنه‌ای است، به بیلان حرکت‌های اعتراضی مردم در همین چند روزه نگاه کنید! فقط یک آخوند دجال از جنس خامنه‌ای می‌تواند واقعیت انفجاری جامعه کنونی ایران را با تمامی خبرهای اعتراضی‌اش انکار کند. اعتراض‌هایی که در حال کشیدن فرش از زیر  پای خامنه‌ای و دیکتاتوری‌اش هستند.سایت مجاهد ۳۰تیر۹۸

#قتل_عام۶۷ با آزادی و آینده ایران گره خورده


 #قتل_عام۶۷  با آزادی و آینده ایران گره خورده

باحقوق‌بشرسنگسار شده #ايران 
 بامقاومت برای آزادی وبرابری باخیانت مماشات‌گران خارجی با ترس وخفت ننگ‌آلود تسلیم‌طلبان داخلی روزی که آخوندها براثرجنبش دادخواهی مردم ایران وادار شوند پرونده این جنایت بزرگ راباز کنند،روزپایان حکومت ولایت‌فقیه
دادخواهی شهیدان قتل‌عام یکی از مهم‌ترین مطالبات سیاسی مردم ایران از رژیم آخوندی است. این دادخواهی امروز، تمامیت رژیم را به‌چالش کشیده است. سردمداران رژیم نه جرأت دارند که از فتوای خمینی برای قتل‌عام مجاهدینمجاهدین دفاع کنند، نه‌می‌توانند از این جنایت بزرگ فاصله بگیرند زیرا همگی مستقیم یا غیرمستقیم در آن مشارکت داشته‌اند.
 این زمزمه نیمه‌شبان آن‌هاست که هنوز به گوش می‌رسد:
من مرغ آتشم
می‌سوزم از شراره‌ ا‌ین عشق سركشم
چون سوخت پیكرم،
چون شعله‌ها‌ی سركش جانم فرو نشست،
آن‌گاه باز، 
از دل خاكستر
بار دگر تولد من 
آغاز می‌شود.
دادخواهی شهیدان قتل‌عام یکی از مهم‌ترین مطالبات سیاسی مردم ایران از رژیم آخوندی است. این دادخواهی امروز، تمامیت رژیم را به‌چالش کشیده است. سردمداران رژیم نه جرأت دارند که از فتوای خمینی برای قتل‌عام مجاهدین دفاع کنند، نه‌می‌توانند از این جنایت بزرگ فاصله بگیرند زیرا همگی مستقیم یا غیرمستقیم در آن مشارکت داشته‌اند
خون مرداد هنوز در رگان خیابان جاری‌ست. می‌جوشد، شعله می‌شود و بساط شیخ و شیاد و سلسله و جلاد را می‌سوزاند

۱۳۹۸ مرداد ۱۰, پنجشنبه

دژخیم علی رازینی: مطرح کردن دادگاههای صحرایی با حکم خمینی در جریان عملیات فروغ جاویدان و قتل‌عام ۶۷

دژخیم علی رازینی

 مطرح کردن دادگاههای صحرایی با حکم خمینی

  در جریان عملیات فروغ 

 ۶۷جاویدان و قتل‌عام  

#ايران
آخوند دژخيم علي رازيني: مطرح كردن دادگاههاي صحرايي با حكم خميني
برای زهرچشم گرفتن در شرایط بحرانی کنونی حکومت آخوندی
و ریزشهای گسترده در نظام ولایت

حکم خمینی جلاد برای تشکیل دادگاههای صحرایی:
دادگاه ویژه تخلفات جنگ را در کلیه مناطق جنگی تشکیل
و طبق موازین شرع بدون رعایت هیچ‌یک از مقررات دست‌وپاگیر
به جرایم متخلفان رسیدگی نمایید
هر عملی که به تشخیص دادگاه
موجب شکست جبهه اسلام و یا موجب خسارت جانی بوده و یا می‌باشد
مجازات آن اعدام است

آخوند جلاد علی رازینی:
همان دادگاه را که قبل از انقلاب اسم آن دادگاه صحرایی بود
با اسم «دادگاه تخلفات جنگ» آوردیم
برای آن که قاطع عمل شود و اگر کسانی کوتاهی یا خیانت کرده‌اند
محکم برخورد شود و اعلام هم شود تا سایرین مقداری جدی‌تر باشند

                     ‌سؤال: تشریفات دادرسی مجاهدین چطور بود و چقدر طول کشید؟
علی رازینی: آنها، چون با دادگاههای زمان جنگ بود، تشریفات نداشت
در همان شهر‌هایی که دستگیر شدند محاکمه شدند
این محاکمه‌ها گاهی ممکن بود یک ساعت یا کمتر طول بکشد
خیلی از مجاهدین را خودمان محاکمه کردیم

افرادی که محاکمه شدند، کسانی بودند که وابستگی به مجاهدین داشتند
هیچ‌کدام از مجاهدینی را که در عملیات مرصاد دستگیر شده بودند
نیآوردیم در تهران یا اهواز محاکمه کنیم
در همان مناطق جنگی که دستگیر شدند، محاکمه و مجازات شدند
در حالی‌که در سالگرد عملیات کبیر فروغ جاویدان، سخنگوی دولت روحانی و سردژخیم اطلاعاتی علی ربیعی شرایط رویارویی مجاهدین و رژیم را، با شرایط لرزه سرنگونی در جریان پیشروی ارتش آزادیبخش ملی تا دروازه کرمانشاه، مقایسه می‌کند و در حالی‌که رئیس پدافند غیرعامل حکومت آخوندی، رویارویی رژیم با مجاهدین در موقعیت فعلی را سخت‌تر از عملیات فروغ جاویدان توصیف کرده است، آخوند جلاد علی رازینی رئیس شعبه ۴۱دیوان عالی نظام آخوندی، نیز به‌دنبال آخوند دژخیم مصطفی‌ پورمحمدی عضو جنایتکار هیأت مرگ در قتل‌عام ۶۷وارد صحنه شد و به شمه‌یی دیگر از جنایات ضدبشری رژیم و توحش و بربریت آخوندی اعتراف کرد.
وی به تشریج تشکیل دادگاههای جنایتکارانه صحرایی و فتوای اعدامهای وحشیانه به دستور خمینی در مقطع عملیات کبیر فروغ جاویدان و هراس رژیم از پیوستن نیروهای مردمی به مجاهدین پرداخت و اذعان کرد که رژیم می‌خواست با دادگاههای صحرایی و اعلام اعدامها مانع ریزشها در صفوف نیروهای رژیم شود.

وی در این مصاحبه بارها به متن حکم خمینی جلاد خطاب به خودش استناد می‌کند که در آن خطاب به وی آمده است:
«...آقای علی رازینی، رئیس سازمان قضایی نیرو‌های مسلح جنابعالی موظف می‌باشید:
۱-دادگاه ویژه تخلفات جنگ را در کلیه مناطق جنگی تشکیل و طبق موازین شرع بدون رعایت هیچ‌یک از مقررات دست‌وپاگیر به جرایم متخلفان رسیدگی نمایید.
۲-هر عملی که به تشخیص دادگاه موجب شکست جبهه اسلام و یا موجب خسارت جانی بوده و یا می‌باشد مجازات آن اعدام است».

آخوند دژخیم علی رازینی در توضیحات خودش از جمله می‌گوید:
همان دادگاه را که قبل از انقلاب اسم آن دادگاه صحرایی بود، با اسم «دادگاه تخلفات جنگ» آوردیم؛ یعنی این دادگاه مخصوص شرایط جنگی است.....
برای آن که قاطع عمل شود و اگر کسانی کوتاهی یا خیانت کرده‌اند، محکم برخورد شود و اعلام هم شود تا سایرین مقداری جدی‌تر باشند زمانهایی فوریت امر اقتضا می‌کند در همان مناطقی که ارتش مستقر است و انجام وظیفه می‌کند دادگاه برگزار شود. مثلا اگر مرکز قضایی ما در تهران، اصفهان، کرمانشاه یا اهواز است، لزومی ندارد رسیدگی را در اهواز انجام دهیم. مثلا یک واحد نیرو‌های مسلح در شلمچه مستقر شده است و مسائلی پیش می‌آید.
بنابراین امام فرمودند: بدون رعایت مقررات دست‌ و ‌پاگیر این کار را انجام دهید.
وی با تکرار مجدد جملات حکم خمینی خون‌آشام می‌گوید: اگر کسی در جایی بترسد که ترس او باعث کشته‌شدن هزار نفر یا سقوط یک استان و یک جبهه مهم ما شود، مجازات آن فرد اعدام است.

«دادگاه ویژه تخلفات جنگ را در همه مناطق جنگی تشکیل و طبق موازین شرع، بدون رعایت هیچ‌یک از مقررات دست‌وپاگیر به جرایم متهمین رسیدگی نمایید».

آخوند رازینی سپس اضافه می‌کند: ما سه مقر برای این امر تأسیس کردیم؛ یکی در سازمان قضایی نیرو‌های مسلح اهواز برای مناطق جنگی جنوبی، یکی در کرمانشاه برای جبهه میانی و دیگری در ارومیه برای جبهه شمالی. این سه دادگاه را آنجا ایجاد کردیم؛ ولی قاضی به جبهه می‌رفت و رسیدگی را انجام می‌داد.
رازینی،دژخیم دستگاه قضاییه برآمده از قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی که اکنون خامنه‌ای آخوند جلاد ابراهیم رئیسی را به ریاست آن گماشته است، سپس در سؤال و جواب با رسانه حکومتی درباره قتل‌عام مجاهدین در زندانها و محاکمه‌های صحرایی هواداران مجاهدین در مناطق عملیات فروغ جاویدان شقاوت و توحش نظام آخوندی را برملا می‌کند:

‌سؤال:چند نفر از مجاهدین را دستگیر کردین؟
جواب: باید اطلاعات این‌ها را از اطلاعاتی‌ها بپرسین.
‌سؤال: شما محاکمه کرده‌اید.
جواب: ما نشمردیم.
‌سؤال: زیاد بودند؟ مثلا چند ده نفر بودند؟
جواب: بله؛ چند ده نفر بودند.
‌سؤال: آدم‌های مشهور سران آنها هم در میان کسانی که محاکمه کردید بودند؟
جواب: نه؛ از سران آنها خیلی کم بودند.
‌سؤال: تشریفات دادرسی آنها چطور بود و چقدر طول می‌کشید؟
جواب: آنها، چون با دادگاههای زمان جنگ بود، تشریفات نداشت. در همان شهر‌هایی که دستگیر شدند محاکمه شدند.
‌سؤال: یعنی قاعدتاً محاکمه‌ها کوتاه‌مدت با سؤال و جواب‌های کوتاه بوده؟
جواب: گاهی وقتها ممکن بود یک ساعت یا کمتر طول بکشد.
‌سؤال: شما بر روند محاکمه نظارت داشتید؟
جواب: بله. خیلی از آنها را خودمان محاکمه کردیم.
سؤال: اعدام مجاهدین در زندانها بعد از همین عملیات مرصاد، در سه دهه اخیر خیلی مورد جنجال و بحث بوده است.
جواب: آن زمان ما آنجا بودیم و این موضوع جزء مأموریت من نبود. باید از رئیسی، رئیس فعلی قوه قضاییه و نیری بپرسین؛ چون این مسأله در حوزه دادگاه انقلاب است. در واقع افرادی از مجاهدین در زندان جرایم جدیدی مرتکب شده بودند. مجدداً محاکمه شدند و با آنها هم برخورد شد.
‌سؤال: یکی از دلایل اصلی اعدامها بحث این بود که می‌گفتند کسانی که در زندانها هستند، با کسانی که در عملیات مرصاد شرکت کردند، هماهنگ هستند. شما در جبهه‌ها در جریان این هماهنگی‌ها قرار داشتین؟
جواب: این موضوع را برای اهلش می‌گذارم که در جریان بودند. آنها جرایم جدیدی داشتند و به‌خاطر آن جرایم جدید محاکمه و محکوم شدند.
‌سؤال: روند دادگاه مجاهدینی که در عملیات مرصاد دستگیر شدند، کامل بوده؟
جواب: بله، با استفاده از بند یک حکم امام، طبق موازین شرع و بدون رعایت مقررات دست‌ و ‌پا‌گیر بوده است. مثلا ممکنه وکیل نداشته باشند.
‌سؤال: این مقررات دست‌وپاگیر چیه؟
جواب: خوب فرض کنید باید کیفرخواست صادر و به‌صورت کتبی ابلاغ و دو هفته بعد محاکمه انجام شود. در بیابان که از این چیز‌ها خبری نیست.

آخوند جلاد علی رازینی
آنچه آنها میگن خیلی مسائل و تحلیل درست و اینا نیست ممکن بود عذرخواهی کنند و بگند ما آگاهانه این کارها را کردیم یا ما را گول زدند و از این قبیل می گفتند ولی خوب اون افرادی که محاکمه شدند افرادی بودند که عرض کنم خدمت شما وابستگی به منافقین داشتند به اونها معتقد بودند محاکمه شدند و یک تعدادی ارتشیهای اسیر ما بودند که با اونا همکاری کرده بودند
ما اومدیم توی این شهر بدون مقررات دست و پا گیر. اونجا ممکن است اصلاً وکیل نداشته باشند فرض کنید کیفرخواست‌ زده بشود کیفرخواست برای او ابلاغ بشود کتباً، بعداً دو هفته محاکمه انجام بشه این چیزها خبری نیست تو بیابون اونا اومدن بجنگن ما هم می‌جنگیم دیگه. احراز کرده شد این فرد از منافقین بوده عالما عامداً با اینها اومده ما در همون میدون جنگ دادگاه تشکیل دادیم ممکن است یک کسی محاکمه‌اش در حد نیم ساعت تمام بشه یک کسی دو ساعت طول بکشه بستگی داره چقدر پیچیده باشه چقدر قاضی به مطلب برسه. بعضی‌شان بله فرداش اعدام شدند بعضی یک هفته بعد اعدام شدند بعضی‌هاشون به حبس محکوم شدند بعضی‌شان به اعدام محکوم شده بودند یک عده از رزمنده‌ها آمدند به من گفتند روحیه بچه‌ها خراب است شهید دادیم فلان و فلان و اینا. نبرند به کرمانشاه همینجا حکم را اجرا کنند یک ساختمانی نیمه‌کاره بود سر یک سه راهی که طبقه اولش ساخته شده بود طبقه دومش اسکلتش را زده بودند اما چیز طاق نزده بودند گفتند می‌آییم اونجا اجرا می‌کنیم.


آخوند جلاد علی رازینی ضمن اذعان به وحشت سرنگونی در تار و پود نیروهای رژیم اضافه می‌کند: افرادی که محاکمه شدند، کسانی بودند که وابستگی به مجاهدین داشتند. هیچ‌کدام از مجاهدینی را که در عملیات مرصاد دستگیر شده بودند نیآوردیم در تهران یا اهواز محاکمه کنیم. در همان مناطق جنگی که دستگیر شدند، محاکمه و مجازات شدند. یک عده... گفتند روحیه بچه‌ها خراب است...، این‌ها را به کرمانشاه منتقل نکنید. همین‌جا حکم را اجرا کنید. ما موافقت کردیم حکم سه نفر را در شهر اسلام‌آباد اجرا کنند و حکم آنها به‌صورت حلق‌آویز اجرا شد....

#جنبش_دادخواهی 

آخوند دژخيم علي رازيني: مطرح كردن دادگاههاي صحرايي با حكم خميني

۱۳۹۸ تیر ۹, یکشنبه

سخنرانی در گردهمایی بین‌المللی در اشرف ۳

مریم رجوی – سخنرانی در گردهمایی بین‌المللی در اشرف ۳، رژیم ولایت‌فقیه منبع جنگ و بی‌ثباتی در منطقه

مریم رجوی – سخنرانی در گردهمایی بین‌المللی رژیم ولایت‌فقیه منبع جنگ و بی‌ثباتی در منطقه
روز هشتم تیر۹۸ یک هیأت بین‌المللی از اشرف ۳ در آلبانی بازدید کرد و یک کنفرانس بین‌المللی با حضور مریم رجوی برگزار شد.
در این کنفرانس تحت عنوان «رژیم آخوندی منبع جنگ و بی‌ثباتی در منطقه، مقاومت ایران پیام‌آور صلح و آزادی» پارلمانترها و شخصیت‌های سیاسی، حقوقی و مذهبی از اروپا و استرالیا شرکت دارند.
در این کنفرانس، سخنرانان بر لزوم اتخاذ یک سیاست قاطع برای مقابله با جنگ‌افروزی و تروریسم رژیم و حسابرسی از آخوندها به‌خاطر نقض حقوق‌بشر و جنایات آن علیه مردم ایران تأکید کردند.
آنها ضمن ابراز همبستگی با قیام و مقاومت مردم ایران، حمایت خود را از جایگزین دموکراتیک- شورای ملی مقاومت ایران و برنامه مریم رجوی مورد تأکید قرار دادند.
مریم رجوی طی سخنانی در این گردهمایی گفت:‌

پدر عالیقدر اسقف گایو،
قانون‌گذاران محترم مجالس سوئیس، آلمان، استرالیا
دوستان و حامیان گرامی مقاومت ایران در فرانسه، سوئیس،‌ انگلیس، هلند
خواهران و برادران عزیزم،
به‌ همه شما در اشرف۳ خوش‌آمد می‌گویم.
حضور شما در خانه مقاومت ایران قبل از هر چیز پیام همبستگی به ‌مردم به‌جان آمده‌یی است که برای به زیر کشیدن فاشیسم دینی لحظه شماری می‌کنند.
کشور ما ایران نه با یک حکومت قرون‌وسطایی در حال زوال، بلکه با مردم و قیام‌آفرینانی شناخته می‌شود که آزادی و دموکراسی و برابری را اراده کرده‌اند. از این نظر جای اشرف در قلب ایران است. ایران‌ به‌پاخاسته، گهواره قیام و انقلاب و سرزمین کانون‌های شورشی و شهرهای شورشی.
در این روزها، جهان از یک‌طرف در حمله‌های پیاپی رژیم آخوندی به کشتی‌ها و شلیک موشکهای آنها ستیزه‌جویی و جنگ‌طلبی را می‌دید؛‌ از طرف دیگر صدای آزادی ایران را می‌شنید که در تظاهرات ایرانیان در بروکسل وواشنگتن طنین‌افکن بود.
به‌ مشتاقان آزادی و یاران شورشگر درود درود درود.

چه کسی جنگ‌طلب است؟

دوستان عزیز،
در هفته‌های اخیر بحران ایران به‌ مرحله حادی رسید.
ماه گذشته رژیم آخوندی به چهار کشتی تجاری در سواحل فجیره حمله کرد.
دو روز بعد در اواخر اردیبهشت ماه عوامل رژیم دو لوله مهم نفت در عربستان را با پهپادهای انفجاری مورد حمله قرار دادند.
پنج روز بعد یک موشک آخوندها از طریق مزدورانش در نزدیکی سفارت آمریکا در بغداد فرود آمد.
بعد از آن حملات موشکی عوامل رژیم به فرودگاههای عربستان یکی پس از دیگری تکرار شد.
روزهای ۲۲و ۲۳خرداد نخست‌وزیر ژاپن برای میانجی گری با پیام رئیس‌جمهور آمریکا در تهران بود. خامنه‌ای به‌نحوی توهین‌آمیز او را پس زد و بدتر این‌که در همان روز در نزدیکی سواحل ایران در دریای عمان به یک نفتکش ژاپنی حمله کرد.
بیشتر از این نمی‌شد مهمان میانجی را تحقیر کرد. آخوندها حتی برای حمله به کشتی صبر نکردند شینزو آبه از تهران برود.
و درست یک هفته بعد در ۳۰خرداد حمله موشکی بسیار تحریک آمیزی به هواپیمای بدون سرنشین آمریکایی بر فراز آب‌های بین‌المللی در خلیج‌فارس صورت گرفت.
سپاه پاسداران با یک اطلاعیه رسمی و مملو از رجز خوانی آنرا اعلام کرد و به‌عهده گرفت که به این ترتیب ۲۰۰میلیون دلار به دشمن خسارت وارد کرده است.
سپس در ۴تیرماه برای همین هدف قرار دادن دشمن، آخوند روحانی رئیس‌جمهور ولایت‌فقیه با چاپلوسی گفت دست ارتشی‌ها و پاسداران مربوطه را می‌بوسد.
البته مردم ایران البته با ۴۰سال تجربه بر‌آنند که دشمن جای دوری در آن‌سوی اقیانوس‌ها نیست بلکه همین آخوندهای حاکمند که رودرروی مردم ایران هستند.

دفاع از فاشیسم دینی در زرورق ضد جنگ

از آن‌طرف مماشات‌گران و لابی‌ها و عوامل و مزدوران رنگارنگ این رژیم سال‌ها مقاومت ایران و پشتیبانان آزاده و انسان‌دوست آنرا به جنگ‌طلبی متهم می‌کردند گوئیا کسانی که از حقوق‌بشر و آزادی در ایران دفاع می‌کنند جنگ‌طلب هستند و می‌خواهند آمریکا لشکرکشی کند. چه دروغ مفتضحی!
آیا بعد از همه حملات اکنون این واقعیت ساده به‌ مدافعان سیاست مماشات تفهیم شده است که سرچشمه جنگ در خاورمیانه همین رژیم است یا این‌بار می‌خواهند به آخوندها جایزه صلح بدهند؟
بهتر است بپرسم آن کسانی که مخالفت با نقض حقوق‌بشر در ایران یا افشاگری مقاومت درباره سایت‌های اتمی مخفی آخوندها را زمینه چینی جنگ معرفی می‌کردند، آیا شرم می‌کنند یا هم‌چنان در جستجوی راهی برای تبرئه رژیم‌اند؟
بله دفاع از فاشیسم دینی در زرورق ضد جنگ به واقع شرم‌آور است و البته کسی را نمی‌فریبد.

آزادی و دموکراسی و حقوق‌بشر حق مردم ایران است

سؤال اصلی این است که آیا آزادی و دموکراسی و حقوق‌بشر، حق مردم ایران نیست؟
آیا جهان می‌داند که در زندانهای رژیم آخوندی از قبیل زندان و شکنجه‌گاه فشافویه بر زنان و جوانان ما چه می‌گذرد؟
من بارها و بارها از جانب مقاومت ایران خواستار اقدام فوری دبیرکل ملل متحد، کمیسر عالی و شورای حقوق‌بشر ملل ‌متحد و سازمانهای بین‌المللی مدافع حقوق‌بشر برای آزادی دستگیر شدگان شدم و درخواست کردم که هیأتهایی برای بازدید از زندانهای رژیم و دیدار با زندانیان تعیین شود.
در جریان قیام دیماه ۱۳۹۶ دستکم ۱۴تن از زندانیان قیام زیر شکنجه جان باختند.
راستی چرا دولتهای اروپایی ساکتند؟
کسانی که این‌قدر دلواپس تجارت با رژیم آخوندها هستند چرا یکبار برای بازدید از زندانها و اطلاع از وضعیت دستگیر شدگان قیام به‌ویژه زنان یک هیات به زندانهای این رژیم نمی‌فرستند؟
انتظار این زنان از خانم موگرینی چیست؟
آیا نباید در سفرتان به تهران و عکس گرفتن با مهره‌های رژیم لااقل درخواست یک بازدید سمبلیک از زندانها را به آخوند روحانی رئیس‌جمهور این رژیم می‌دادید؟

موقعیت انفجاری جامعه و نیاز آخوندها به بحران‌سازی

امروز ما با یک جامعه ملتهب، بپا خاسته و آماده براندازی فاشیسم دینی مواجهیم.
آخوندها هر چقدر توانستند به‌ شکنجه و دستگیری و سرکوب رو آوردند؛ اما قادر نشدند تعادل از دست‌رفته را برگردانند.
زیرا یک جنبش عظیم در مقابل آخوندها صف‌آرایی کرده و آماده خیز برداشتن است؛ جنبش رزمنده جوانان آگاه و محروم‌؛ توفان خواست‌های سرکوب شدگان، غارت‌شدگان و تهیدستان. و جنبشی که در دل خود کانون‌های شورشی را رویان و شکوفا کرده است.
آری آتش گدازانی در زیر خاکستر؛‌ یک آمادگی و عصیان اجتماعی و انبار باروت.
همین موقعیت انفجاری است که آخوندها را عمیقاً به بحران‌سازی نیازمند کرده است.
از یاد نمی‌بریم که خامنه‌ای جنگ جنایتکارانه خود در سوریه یا یمن و لبنان را «بخش مهمی از امنیت نظام» توصیف کرد. او و سایر سران رژیم بارها اعتراف کرده‌اند که بدون جنگ‌افروزی در خارج مرزها «باید در کرمانشاه و همدان» یا «در سیستان، آذربایجان، شیراز و اصفهان» یعنی با جامعه بپا خاسته ایران بجنگند.
در آبان ماه گذشته، مسعود رجوی با تحلیل این شرایط که رژیم را به‌طور کیفی تضعیف کرده و توان «هر گونه برون‌رفت جدی و واقعی» را از آن سلب کرده درباره نقشه‌مسیر رژیم گفت: «ﻭﺍضح ﺍست که از خدا می‌خواهیم دشمن ما عقب بنشیند…. اما باید بنا را بر سرکوب و انقباض گذﺍشت».
در عمل هم همین‌طور شد. گواه آن این است که ولی‌فقیه ارتجاع یعنی خامنه‌ای به‌نحوی بسیار شوکه‌کننده آخوند رئیسی یکی از بزرگ‌ترین جنایتکاران تاریخ ایران در قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷را به ریاست قوه قضاییه‌اش گماشت. همان دژخیمی که حتی منتظری جانشین وقت خمینی در نوار صوتی که از او منتشر شد به او و همدستانش گفت: «به نظر من بزرگ‌ترین جنایت که در جمهوری اسلامی شده و در تاریخ ما رو محکوم می‌کنند، به دست شما انجام شده و شما را در آینده جزو جنایتکاران در تاریخ می‌نویسند».
رژیم خود را به ‌هر دری می‌کوبد. به طرح‌های تروریستی علیه مجاهدین رو می‌آورد. یک روز و حتی یک روز نیست که از دروغ‌پراکنی و شیطان‌سازی علیه این مقاومت دست بردارد.
در داخل حکومت هم خط انقباض و تکپایه‌کردن را در سیاست و در اقتصاد ادامه می‌دهد.
البته رژیم در این میان باز هم رژیم به سیاست مماشات دولتهای اروپایی چشم دوخته است تا امداد رسان شیطان‌سازی و تروریسم و جنگ‌افروزی‌اش باشد.

نتایج سیاست مماشات

یک لحظه، فقط یک لحظه تصور کنیم که اگر از آغاز این سیاست فاجعه‌بار در کار نمی‌بود. در این صورت:
قتل‌عام سی هزار زندانی سیاسی با سکوت مواجه نمی‌شد،
تأسیسات بمب‌سازی اتمی رژیم امکان پیشروی پیدا نمی‌کرد چنانکه به ‌گفته رئیس‌جمهوری کنونی رژیم زیرساخت‌های آن در فضای سیاست مماشات ایجاد شده بود.
همچنین آخوندها هرگز قادر به‌ اشغال پنهان عراق و برقراری سلطه ویرانگر خود بر آن نمی‌شدند.
تراژدی سوریه با نیم میلیون کشته و میلیون‌ها آواره به‌وجود نمی‌آمد.
اقتصاد کشور ما به‌سقوط و ویرانی کشیده نمی‌شد.
و مهم‌تر از همه عمر این رژیم قرون‌وسطایی با لیست‌گذاری و سرکوب مقاومت ایران طولانی نمی‌شد. بمبارانمجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی در سال ۱۳۸۲و همزمان سرکوب مقاومت ایران در فرانسه در ۱۷ژوئن که آثار آن تا یک دهه ادامه داشت، کادوهای بی‌مانند برای طولانی کردن عمر رژیمی بود که قرار بود رفرم یا مدره شود.
خوشبختانه مقاومت ایران با پشتیبانی مردم ایران و هوادارانش و با حمایت شما بر‌ همه این توطئه‌ها غلبه کرد و آخوندها را مات و مبهوت بر جای گذاشت و بر آنان پیشی گرفت.
امروز همه ما و اشرف و اشرفی‌ها از شما برای حمایت‌های بی‌دریغ‌تان در سخت‌ترین شرایط در دو دهه گذشته سپاسگزاریم.

تاریخ فراموش نخواهد کرد و نام این یاران مقاومت بر برگ‌های تاریخ زرین ایران تا ابد محفوظ خواهد ماند.
به‌خصوص من از آنها بسیار سپاسگزارم زیرا سلامت شما را مدیون حمایت‌های این دوستان در این سالیان هستم.

تشدید جنگ‌افروزی و تروریسم آخوندها همزمان با بالا گرفتن سیاست مماشات

دوستان گرامی،
سهام‌داران سیاسی و تجاری حاکمیت آخوندها در دو سوی آتلانتیک این واقعیت روشن را عمداًً پنهان می‌کنند که جنگ‌افروزیهای رژیم از روز امضای توافق اتمی در تیرماه ۱۳۹۴رو به‌ صعود گذاشته است.
من از جانب مقاومت ایران در همان روز امضا توافق تأکید کردم که برای جلوگیری از جنگ در منطقه، کشورهای ۱+۵«باید با قاطعیت بر روی عدم دخالت و خلع ید از رژیم در سراسر منطقه خاورمیانه پافشاری کنند و این ضرورت را به‌عنوان یک اصل بنیادین وارد هر گونه توافقی کنند».
دو سال بعد در دیماه ۹۶ در پارلمان اروپا از جانب مقاومت هشدار دادم که «اگر با فاشیسم دینی حاکم، با قاطعیت برخورد نشود، جنگ مهلکی را بر منطقه و جهان تحمیل می‌کند».
کشورهای ۱+ ۵ البته قصد داشتند با همان توافق مانع دستیابی آخوندها به‌بمب هسته‌یی شوند. اما به‌دلیل شکاف‌های متعدد توافق، آخوندها از آن به‌عنوان جوازی برای گسترش جنگ و تروریسم و سرکوب مقاومت و اپوزیسیون استفاده کردند.
در آن توافق به‌اصطلاح جامع، حقوق‌بشر و دموکراسی هیچ جایی نداشت.
و درست یک روز بعد از امضای سند این معامله، بله درست در فردای همان روز، رژیم به شلیک آزمایشی موشکها پرداخت و عزم اروپا را به سخره گرفت.
حالا ببینیم که از آن روز کارنامه آخوندها از چه قرار است:
اول، توسعه شتابان برنامه موشکی.
در اواخر سال گذشته میلادی دبیرکل ملل ‌متحد اعلام کرد که رژیم ایران «هم‌چنان به آزمایش‌های موشکی مغایر با قطعنامه ۲۲۳۱ دست می‌زند».
و دوم، واگذاری بخش زیادی از این موشکها به گروه‌های تروریستی در یمن و لبنان و عراق.
در آبان گذشته رئیس‌جمهور فرانسه تأیید کرد موشک بالستیک پرتاب شده از سوی یمن به پایتخت عربستان متعلق به رژیم ایران است.
سوم، به‌خاک و خون کشیدن سوریه.
چهارم، گسترش جنگ در یمن و دخالت هر چه بیشتر در عراق.
نتیجه این‌که جنگ‌افروزی و تروریسم آخوندها، همراه با شیطان‌سازی علیه مجاهدین، درست در همان دوره‌های بالا گرفتن سیاست مماشات، شدت و گسترش یافته است.
در دهه ۶۰بود که دولت آمریکا با اعزام مخفیانه مشاور امنیت ملی به‌ تهران و تحویل موشکهای تاو به‌رژیم آزمایش استمالت با خمینی را شروع کرد. درست در همان دوره، خمینی به‌ تشدید تهاجمات جنگی علیه عراق رو آورد.
دهه ۷۰دوره میانه‌رو نمایی رفسنجانی و خاتمی و لیست‌گذاری مجاهدین در آمریکا بود. در عین‌حال دوره انفجارهای خوبر و بوئنس‌آیرس بود و صدها عمل تروریستی علیه مخالفان ایرانی در خارج کشور و همچنین احداث پنهانی تأسیسات بمب‌سازی اتمی رژیم.
و بعد در سال ۱۳۸۲ آمریکا پس از جنگ عراق دروازه‌های این کشور را به روی پاسداران رژیم باز کرد و برای استمالت از آخوندها مجاهدین را بمباران و خلع‌سلاح و تحت بازداشت خانگی قرار داد.
در همین سا‌ل‌ها بود که آخوندها عراق را به‌ سکوی جهش بنیادگرایی و تروریسم تبدیل کردند.
و در همین دوران دولتهای اروپایی به‌جای ایستادگی در مقابل برنامه اتمی آخوندها بسته تشویقی در اختیارشان گذاشتند. حتی امتیاز گنجاندن نام مجاهدین در لیست‌های تروریستی را به‌ آنها دادند. متقابلاًًً آنها لاک و مهر تأسیسات اتمی را شکستند و برنامه‌های اتمی و موشکی را به سرعت گسترش دادند.
توافق اتمی در سال ۹۴ دوره دیگری از سیاست مماشات بود که نتایج آن را دیدیم.
بنابراین نیازی به یادآوری تجربه چُمبرلن نداریم. تاریخچه همین رژیم نشان می‌دهد که سیاست مماشات پیوسته راهگشای جنگ و تروریسم بوده است.
و سرانجام می‌خواهم بر این واقعیت اساسی تأکید کنم که توحش آخوندها در مناسبات بین‌المللی، یک قدرت‌نمایی پوشالی است. این خطای محض یا تبلیغات لابی‌های رژیم است که چنین دست و پا زدن‌هایی قدرت رژیم انگاشته شود.
در حقیقت آنها نه قدرت نظامی قابل اتکایی دارند، نه پایگاه مردمی و نه پشتوانه اقتصادی.
قدرت آخوندها در داخل ایران اعدام و شکنجه و سرکوب مردم بی‌دفاع است و در خارج ایران از آن‌جایی است که کسی در مقابل‌ جنگ‌افروزی و تروریسم آن‌ها‌ نایستاده است.
البته باید تأکید کنم که سرنگونی و تغییر رژیم به‌عهده مردم، ارتش بزرگ آزادی، مقاومت و کانون‌های شورشی است.
به‌قول مسعود رجوی «کسی از بیرون ما و یاران ما و خلق ما، قرار نبوده و نیست که برای ما آزادی یا حقوق‌بشر بیاورد».

سیاست مماشات آن روی سکه خصومت با مقاومت ایران

سیاست مماشات که آن روی سکه خصومت با مقاومت ایران است، در چهار دهه گذشته به‌ آخوندها امکان داده است که برای جنایتها و تجاوزاتشان قیمتی نپردازند، به عکس جری‌تر شوند و قدم به جلو بردارند.
ـ این سیاستی است که گرد و خاک‌ها و هیاهوی جنگ‌طلبانه آخوندها را به‌حساب قدرت آنها گذاشته است.
ـ سیاستی است که به شیطان‌سازی و دروغ‌پراکنی علیه مجاهدین و مقاومت ایران میدان داده است با این هدف که از شکل‌گیری جبهه‌یی علیه فاشیسم دینی با محوریت این مقاومت جلوگیری کند.
ـ و بالاخره سیاستی است که جنگ بالفعل ولایت‌فقیه در کشورهای منطقه را به‌عمد نادیده گرفته است.
باید تأکید کنم که حمایت بی‌دریغ و یکسویه از فاشیسم دینی علیه مردم ایران حتی اگر فقط منافع اقتصادی هدف باشد، کوته‌بینانه، بدون وزنه تعادل سیاسی و بی‌آینده است. و کمک به رژیمی است که از آغاز اقتصاد را متعلق به حیوانات اعلام کرد! این رژیم در ذات خود ویرانگر است و اقتصاد ایران را به ‌انهدام و بن‌بست کشانده است. مناسبات اقتصادی متعادل و آینده‌دار که هم به‌سود مردم ایران و هم به‌سود جهان باشد، تنها در ایران آزاد شده از این رژیم امکانپذیر است.
بنابراین به آنها که در پی فرصت‌سازی برای رژیم‌اند می‌گوییم:
شما نمی‌توانید با امتیاز دادن به‌ آخوندها لطمات عظیمی را که به‌ مردم ایران و مردم منطقه زده‌اید، تکرار کنید،
شما نمی‌توانید به بهانه مخالفت با جنگ به‌ یک فاشیسم دینی که مسبب و دست‌اندرکار کثیف‌ترین‌ جنگ‌ها در منطقه‌ است، امداد برسانید.
هرکس با این رژیم برای دور زدن تحریم‌ها همدستی می‌کند، در حفظ یک دیکتاتوری ضدبشری مشارکت دارد.
تحریم استبداد مذهبی کمک‌رسانی به‌ مردم ایران در مبارزه علیه این دیکتاتوری است.
لیست‌گذاری رأس فاسد و سفاک رژیم یعنی بیت‌العنکبوت خامنه‌ای که با سه دهه تأخیر صورت گرفته مورد استقبال مردم ایران است و باید به آخوند روحانی رئیس‌جمهور این رژیم تعمیم پیدا کند.
-شورای امنیت ملل ‌متحد باید رژیم آخوندی را تهدید صلح و امنیت جهان اعلام کند.
-پرونده نقض حقوق‌بشر و قتل‌عام زندانیان سیاسی باید به شورای امنیت ملل ‌متحد و دادگاه بین‌المللی ارجاع شود.
-همه کشورها را به‌ مشارکت در ‌جبهه بین‌المللی علیه فاشیسم دینی فرامی‌خوانیم.
-جامعه جهانی و مشخصاً اتحادیه اروپا باید به‌رسمیت بشناسد که مقاومت حق مردم ایران برای حاکمیت جمهور مردم است.

تقدیر از حامیان آزادی ایران

شما سال‌های طولانی بر‌ همین مواضع پای فشردید.
شما از راه‌حل حقیقی یعنی مقاومت برای آزادی و دموکراسی حمایت کردید.
شما به‌یاری رزمندگان آزادی که در اشرف و لیبرتی در محاصره بودند برخاستید.
امروز ثمره کوشش‌های بی‌دریغ خود را در این جا می‌بینید؛ در صفوف متحد و مصمم و پرانگیزه زنان و مردانی که خود را وقف آزادی ایران کرده‌اند. صفوفی که تا تهران و اغلب شهرهای ایران امتداد دارد.
حقانیت مواضع شما را امروز؛ شکوفایی اشرف۳و فردا؛ آزادی ایران گواهی خواهد کرد.
درود بر همه‌ شما
سلام بر آزادی
سلام بر مردم ایران

۱۳۹۷ بهمن ۵, جمعه

زندگی روزمره- چه خوب و چه بد- چه شادی و چه غم

آهای ای رنه دکارت !

وقتی میگویم در هر پدیده‌ای در زندگی روزمره- چه خوب و چه بد- چه شادی و چه غم – چه بیش و چه کم- حتی در اوج فاجعه، طنز گزنده‌ای نهفته است- هنوز هم سر حرف خودم هستم. وابولفه! – که جدی‌ترین قسم لرهاست.
در یک‌طرف ملتی با عزم و اراده و پرداخت بهای سنگین و تحمل ضرب و شتم و شکنجه – در مقابل رژیمی فاسد و جاهل و قاتل ایستاده است. رژیمی که حتی دختر یکی از بنیانگذارانش – فائزه رفسنجانی- به‌صراحت می‌گوید که نظام فروپاشی محتوایی شده است اما خودش حالی‌اش نیست. فقط یک پوسته‌ای مانده که آن‌هم صورت می‌گیرد. چند روز پیش هم هم نوه خمینی آنرا جوردیگری بیان کرد.
کافی است به شعارهای همه‌روزه مردم در خیابان‌های سراسر میهن گوش فرا دهید تا صدای در هم شکستن دستگاه پوسیده و وارفته مماشات اندر گوش‌های فرسوده و وارفته صاحبان آن طنین‌انداز شود.
در طرف دیگر سازمانی منسجم همچون فولاد آبدیده که همچنان پابرجا و محکم و استوار، تمام‌وقت و انرژی خود را برای گسترش و سازماندهی و تعمیق قیام مردم ازیک‌طرف و رساندن ندای آن قیام به گوش مردم جهان از سوی دیگر گذاشته است. اعضای این مقاومت در قیام به این مأموریت بزرگ تاریخی نه هیچ لحظه‌ای درنگ و نه هیچ فرصتی را تلف می‌کنند، بدون هیچ چشم‌داشت شخصی. حتی بقول مسعود رجوی گرامی آن‌ها آماده‌اند حتی در چادرهای برافراشته در خاوران بسر ببرند، تا سرانجام فروپاشی و سرنگونی این رژیم را به‌صورت فیزیکی و عملیاتی هرچه زودتر محقق کنند و شر این جرثومه جهل و جور و فساد و ننگ را نه‌تنها از سر این ملت متمدن و باستانی- بلکه از صحنه روزگار در قرن بیست و یکم محو کنند. جرثومه‌ای که منشأ همه فتنه‌ها و جنگ‌های منطقه‌ای و بینان‌گذار فاشیسم دینی و خلافت و ولایت مطلقه است که جان و مال هستی مردم ایران و بسیاری از کشورهای منطقه را به تاراج داده است. آری این شورا و این سازمان، در منتهای سازماندهی و انسجام، هدفی غیر از سرنگونی این ام‌الفساد جهل و جنایت و استقرار یک جمهوری آزاد مبتنی بر جدایی دین از دولت و مدافع آزادی عقیده و دین و مذهب، ندارد. طبق برنامه دولت موقت بعد از سرنگونی رژیم آخوندی ظرف حداکثر ۶ ماه باید انتخابات آزاد مجلس مؤسسان برگزار شود تا این مجلس هم اداره کشور را بر عهده بگیرد و هم قانون اساسی جمهوری جدید را تدوین کند. یعنی این شورا و سازمان مجاهدین به‌عنوان بزرگ‌ترین عضو آن متعهد است که علیرغم همه فداکاری‌ها و … در مدت ۶ ماه بعد از سرنگونی فاشیسم دینی تمامی قدرت را به مردم منتقل کند…
اما این‌ها برای مجاهدین و شورا حرف نیست بلکه تعهداتی است که ۴۰ سال است برای آن قیمت می‌دهند.
وگرنه خالی‌بندی و در خانه نشستن و غرولند کردن و برای زمین و زمان طرح و برنامه دادن و مثل احمدی‌نژاد ادعای مدیریت جهان را کردن – هاونی است که حتی آب هم در آن نیست که برای دلخوشی خودت بکوبی!!
و اما در طرف دیگر بشنوید- که دو گروه ورشکسته به تقصیر- بدون شرح و تفسیر! که در فضای خارج کشور فقط گزافه‌گویی و وراجی را آموخته‌اند، مثل کنه که بر پوست شیر مأوا و زیست محدودی دارند تمام‌روز و شب خود را صرف مقابله با حرکت‌های این مقاومت می‌کنند.
سری اول شماری از افراد بخش شکنجه گران و چماقداران ”اصلاح‌طلب” که از حکومت اخراج شده‌اند و حالا در کنف آیت‌الله بی‌بی‌سی و یکی دو سه رسانه دیگر، داستان اخراجشان از رژیمی که خود بناکرده و در بالاترین مناصب آن بوده را تحت عنوان خروج از آن بیان می‌کنند و خود را طرفدار دوآتشه دمکراسی و حقوق بشر و نرمش و رفاه و آرامش مردم نشان می‌دهند و نسبت به خطرات مجاهدین و شورا برای دمکراسی و آزادی هشدار می‌دهند. همه هم‌وغم آن‌ها این است که مبادا مردم و مقاومت سازمانیافته و کانون‌های شورش و نبرد – که صدای خلیفه دوم و دولت و پارلمان و قوه قضاییه و امامان جمعه زیردستش را درآورده – موفق نشوند. وقتی هم که از ذکر بدی‌های مقاومت وقت اضافه می‌آورند به پراکندن ترس و رعب و وحشت می‌پردازند که ای هوار اگر دست به این رژیم بزنید مملکت سوریه می‌شود و جنگ داخلی می‌شود.
خلاصه کلام رژیم بد است اما همین بهتر از بدتر است و زنهار که گول مقاومت سازمانیافته و شورش‌های مردم- همانند کانون‌های شورشی مقاومت اروپا در سال‌های هزار و نهصد و چهل میلادی – که در شکست نهایی هیتلر تعیین‌کننده بودند – را نخورید. خلاصه حساب – با چرتکه‌ای که از خردسالی دم دست باباجان و عموشان در بازار و تیمچه و سراچه مشاهده می‌کرده‌اند- این سه کلمه است: رژیم بد است- اما مجاهدین بدتر هستند و اگر رژیم برود بدتر می‌شود- اما ای هموطنان آسوده بخوابید ما بیدار هستیم و مرتب برایتان با بی‌بی‌سی و دیگران مصاحبه می‌کنیم و سرگرمتان می‌کنیم، تا رژیم هم به کار خودش برسد – بقول لرها: سیتو متل مویمو – براتون قصه‌سرایی می‌کنیم. و ابولفه غیرازاین سه جمله- دیگر نه کلمه بیشتری به زبان میاد و نه وقت هست و نه ارزش توضیح بیشتر درباره این دسته لازم و ضروری است.
اما دسته انگشت‌شمار آخر صف- که آن‌ها برای وصل مجدد به رژیم از خودشان هم بریده‌اند. اینان را نیز در سه جمله می‌توان تعریف کرد که زیادشان هم هست:
– در آستانه یک‌پنجم آخر زندگی- من از آن چهارپنجم اولی بریده‌ام.وشدیدا گذشته خودم را محکوم می‌کنم به عبارت لری ساده این‌یک پنجم آخر را می‌روم که با صرف اظهار ندامت از قسمت‌های گذشته بگذرانم. پس برای سلامتی من در این منزل آخر و وجدان راحتم در آن دنیا دعا کنید.
بیانیه پایانی:
من بیخودی دهه‌های متمادی عمرم فکر می‌کردم که باید چنین و چنان شود. و این‌قدر برای دمکراسی و آزادی شور و شعف داشتم که کف کشاف بر دهان و نیش قلم می‌آمد- و از فرط کف زدن انگشتان دستم باد می‌کرد.این‌قدر سپاس سپاس و سخنرانی آتشین می‌کردم که اطرافیانم مرا ساکت می‌کردند که تا سکته نکنم…….
جمهوری اسلامی محذورات ما را درک می‌کنم که من که نمی‌توانم به مدح و ثنای ولی‌فقیه بپردازم، اما چه اشکالی دارد که به مدح و ثنای پدران معنوی ولی‌فقیه بپردازم. لذا اگر پسر شاه سابق که هیچی- بلکه اگر به ناگهان یکی از نوه نبیره‌های محمدعلی شاه قاجار- بنام شاهزاده قلزم علی میرزا- از سلسله قاجار پیدا شد – طرفدار سلطنت او می‌شوم و مقاله نوشته و مصاحبه می‌کنم که بابا در زمان ناصرالدین‌شاه قطار دودی تهران – شاه عبدالعظیم راه افتاد و کشور داشت ژاپن می‌شد….!!
نتیجه پایانی بیانیه: فقط مجاهدین و شورای ملی مقاومت و کانون‌های شورشی موفق نشوند بقیه‌اش با من . شخص بنده دارم کتابی می‌نویسم در رد چهارپنجم عمرم و تمام ارزش‌ها و تئوریهایی که قبلاً به آن اعتقاد داشته‌ام . آهای رنه دکارت: من از خودم بریده ام پس هستم!

۱۳۹۷ دی ۱۳, پنجشنبه

خامنه‌ای توجیه دیپلمات تروریست‌هایش



تیرماه امسال
خامنه‌ای برای توجیه دیپلمات تروریست‌هایش گفت:
– «با اشاره به شرایط کنونی و جبهه گسترده ای که ضد [نظام] و جمهوری [آخوندی] ایران شکل گرفته… باید روحیه تازه‌سازی فعالیت‌ها در دستگاه دیپلماسی گسترش یابد» (۱)
پس ‌از آن، رئیس مجلسش به آنها رهنمود داد:
– «شما باید… نقش چریک کت و شلواری را ایفا کنید» (۲)
کارنامه «تازه‌سازی» این‌سنخ آدمکشان البته گاه‌وبیگاه ازمیان رسانه‌های رژیم این‌گونه بیرون آمده است:‌
– «حدود ۲ ماه پیش یک دیپلمات ایرانی از سفارت کشورمان در پاریس اخراج شده است… تروریست نامیدن نماینده ایران در سازمان ملل، اخراج دو دیپلمات سفارت ایران در هلند و بازداشت و بازجویی یک دیپلمات دیگر در آلمان و استرداد وی به بلژیک…» (۳)
– «ششم مهرماه [۹۷] پلیس دانمارک برای چند ساعت پل‌های میان کشور با سوئد را بست. مقامات دانمارکی می‌گویند این عملیات برای خنثی کردن عملیات ایران بوده و با همکاری سوئد و نروژ انجام شده است» (۴)
روز ۲۸آذر۹۷ «وزارت اروپا و امور خارجه آلبانی» از اخراج دو دیپلمات رژیم [سفیر و رئیس ایستگاه‌اطلاعاتی آن] خبرداد (۵) خبری که به‌دنبال خود طوفانی رسانه‌ای ایجاد کرد. رئیس‌جمهور امریکا در پیام حمایت خود از این اقدام، آن‌را نتیجة مقابلة آلبانی با توطئه‌های تروریستی حکومت آخوندها علیه مخالفانش قلمداد کرد:
– «آقای نخست‌وزیر عزیز، از تلاش‌های قاطع شما برای ایستادن در مقابل [رژیم] ایران برای مقابله با فعالیت‌ها و تلاش‌های بی‌ثبات‌کننده‌اش جهت ساکت‌کردن مخالفان‌رژیم در سراسرجهان تشکر می‌کنم» (۶)
سابقه امر به‌روز دوم فروردین سال‌جاری برمی‌گشت. رسانه‌های آلبانی دستگیری دو مأمور ایرانی مشکوک به فعالیت‌های تروریستی در تیرانا با اسامی «ف. ز» و «س. م» را انتشاردادند که «خود را خبرنگار معرفی می‌کردند». «این دو تبعة ایران برای تحقیقات بیشتر توسط آژانس‌های ضدتروریسم و به‌دنبال دریافت اطلاعات از شرکای بین‌المللی آلبانی مبنی بر اینکه [مأموران رژیم ایران] می‌خواهند عملیات تروریستی انجام بدهند، دستگیر شدند». در همین روز ریپورت تی وی در آلبانی خبر داد: «از اوائل ماه مارس آژانس‌های اطلاعاتی و ضدتروریسم ۱۰نفر را که گفته می‌شود می‌توانند فعالیت تروریستی را در آلبانی سازمان‌دهی کنند، زیر نظر دارند. تمام اتباع ایران که وارد آلبانی می‌شوند، در مرز و در مدت اقامت در آلبانی تحت کنترل وسیع قرار می‌گیرند. آژانس‌های اعمال قانون در آلبانی به‌طور خاص نگران ایرانیانی هستند که توسط سرویس‌های مخفی تهران ممکن است به‌کار گرفته شوند تا بتوانند برای صدمه زدن به حفاظت ۳۰۰۰نفر مجاهدین ایرانی پناهنده در آلبانی دست به اقداماتی بزنند» و نهایتاً روز پنجشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۷ آقای ادی راما، نخست‌وزیر آلبانی، در مورد کشف طرح‌های تروریستی علیه مجاهدین در این کشور گفت:
– «من معتقدم در رابطه با مجاهدین ما کار درستی را انجام دادیم. ما به گروهی که مورد آزار و تعقیب بودند، جا دادیم؛ و همین. در رابطه با سؤال شما حول امنیت و تهدیدات، ما در سمت درست تاریخ قرار داریم.‌ ما جزو گروه کشورهای اروپایی-آتلانتیک هستیم که به‌شیوة مشابه موردتهدید هستند. من معتقدم تمام این کشورها علیه تهدیدات تروریستی اقدام می‌کنند» (۷)
نباید پنداشت چنین صراحت و قاطعیتی، رژیم آخوندی را شرمگین کرده یا می‌کند. برعکس وزارت بدنام اطلاعات آخوندها با وقاحت منحصربه‌فرد خود مدعی هم شد که:
– «منظور نخست وزیر این کشور [مجاهدین] و حضور آن در خاک آلبانی می باشد و … مسافران ایرانی که از ایران به آلبانی آمده بودند با تحقیق و تأکید ارگان اطلاعاتی و امنیتی آلبانی هنرمندان و روزنامه نگارانی بودند که برای اجرای یک مراسم فرهنگی به آلبانی آمده بودند و تروریست نبودند و به این علت دولت آلبانی گزارشهای [مجاهدین] علیه ایرانیان در آلبانی را دروغ و فاقد اعتبار توصیف کرده است» (۸)
پیش از لورفتن این طرح وحشیانة تروریستی، انبوهی از مأموران وزارت اطلاعات بسیج شده بودند تا آتش‌تهیه سیاسی آن‌را فراهم کنند و بسیار وقیحانه، آلبانی را تهدید به پرداختن «بهایی بالا» به‌دلیل پذیرش مجاهدین می‌کردند:
– «اگر چه مجاهدین خلق دفاتر لابی گری در تقریبا هر پایتخت اروپایی دارند، تنها یک اردوگاه آموزشی تروریستی دارند که آن هم در آلبانی قرار دارد – اشرف سه. این اردوگاه ممکن است بی خطر به نظر برسد و ممکن است به دور از چشم مردم عادی باشد. ولی آلبانی و به صورت وسیعتر منطقه بالکان… بهای بالایی برای مهمانداری این گروه خواهد پرداخت.» (۹)
اما بعداز کشف این توطئه‌چینی‌ها، وزارت منفور اطلاعات و دستگاه تروریستی‌شان که از شکست طرح خود و ناامیدی از قطع ارتباط سر و بدنه قیام مردم ایران به‌خود می‌پیچیدند، این‌بار با موج دیگری از شانتاژ و پروپاگاندا در زرورق یک دوجین القاب پوشال و قلابی و به‌خدمت‌گرفتن «مشتی قلم‌فروش» به‌میدان آمدند تا شاید آب‌رفته را از این طریق به‌جوی برگردانند:
– «به گزارش گروه بین‌الملل باشگاه خبرنگاران جوان، پایگاه اینترنتی لوبلاگ در تحلیلی به قلم مدیر موسسه مشاورین استراتژی خاورمیانه… نوشت: پس از پذیرش [مجاهدین], آمریکا آلبانی را مجبور کرده است جنگجویان داعش را بپذیرد… به قلم مسعود خدابنده (مدیر موسسه مشاورین استراتژی خاورمیانه …) و همسرش ”آن سینگلتون”» (۱۰)
– «محمدی‌ها علیه این گروه برگشته‌اند که مدعی‌اند دخترشان‌را فریب‌داده‌اند که به‌عراق سفرکند و پاسپورت اورا گرفته‌اند و او را در این سازمان تحت‌فشار گذاشته‌اند. آنها می‌گویند به‌وسیله تلاش‌های بسیار با شرکت دیپلمات‌های آمریکایی و کانادایی ترتیب بیرون‌کشیدن پسرشان را که اکنون در کانادا زندگی می‌کند داده‌اند ولی دخترشان را نتوانسته‌اند.» (۱۱)
– «هنوز تنور [مجاهدین] روشن است. بخشی از فعالیتشان در تیرانا تبلیغات در بستر شبکه های اجتماعی است که کشور را در بن بست نشان دهند و آینده را برای [نظام] تیره و تار… نمونه اش همین گزارش کانال ۴ تلویزیون انگلیس که اعتراف می‌کند چطور عناصر [مجاهدین] مستقر در آلبانی در فضای مجازی فعالند و… اعتماد جلب می‌کنند و اطلاعات می‌گیرند… مثل دهه ۶۰ علیه نظام خبرسازی می‌کنند و شایعه می‌آفرینند… آنطور که شبکه الجزیره هم گزارش داده، پادگان تیرانا مرکز سازماندهی هشتگ های توییتری علیه [نظام] است. ساخت محتوا علیه نظام، تا در افکار عمومی تاثیر بگذارند. گزارشی که موجب شد ظریف وزیر خارجه در توئیتی به مدیر توئیتر به بسته‌نشدن اکانت های [مجاهدین] که منشاء آنها از تیرانا است، انتقاد کند» (۱۲)
اما حقیقت با دروغ، دغل، شانتاژهای آخوندی پوشیده نمی‌شود، جنون وحشتی که آخوندها از نقش مجاهدین در قیام مردم ایران دچار شده‌اند آنها را واداشته بود هم‌عرض با بسیج افسارگسیخته شیطان‌سازی‌های نیابتی از سوی «خبرنگاران دوست»، دست به اقدامات تروریستی عجولانه‌ای هم بزنند که براساس گفتة مقامات مسئول اروپایی حداقل ده مورد آنها ظرف چندین ماه گذشته کشف شده‌است (۱۳)
البته این رویکرد وحشت‌آلود، به‌صورتی منطقی چیزی جز گواهی بر اعتبار و مشروعیت سیاسی یگانه آلترناتیو دمکراتیک و سازمان‌یافته میهن نشد و این‌چنین رژیم محتضر با پای‌خود به‌گور آمد و جز روسیاهی و خفت ارمغانی نبرد:
– پاندولی مایکو، وزیر دولت و نخست‌وزیر سابق آلبانی: «سفارت [رژیم] حکومت امروز را نمایندگی می‌کند. مجاهدین خلق، ایران فردا را نمایندگی می‌کنند.» (۱۴)
– ساندر لِشی وزیر کشور آلبانی: «ما مجاهدین را خطر و تهدیدی برای امنیت آلبانی تلقی نمی‌کنیم، این موضع دولت و پلیس آلبانی و مقامات امنیتی است. دیدگاه ما نسبت به مجاهدین به‌طور کامل، عاری از هرگونه تعصب است. آنها دوستانی هستند که برای اقامت در آلبانی به آنها خوشامد گفته‌شده و ربطی به فعالیت سیاسی آنها ندارد» (۱۵)
پاورقی:
(۱) سایت خامنه‌ای ولی‌فقیه ارتجاع ۳۰تیر۹۷خامنه‌ای
(۹) مأمور انگلیسی وزارت اطلاعات آن خدابنده، سایت وزارت اطلاعات موسوم به اینترلینک ۲۰دی‌ماه۹۶
(۱۰) باشگاه خبرنگاران جوان رژیم ۲۰خرداد۹۷