۱۳۹۶ بهمن ۱۱, چهارشنبه

«مجاهدین برای پایین آوردن موتور نظام کافی هستند!»

ابراز وحشت مهره های نظام از مجاهدین و قیام: «مجاهدین برای پایین آوردن موتور نظام کافی هستند!»

  http://bit.ly/2rTki5H

رائفی پورازمهره های خامنه ای
رائفی پورازمهره های خامنه‌ای:
«[مجاهدین] ۱۸هزار ترور انجام دادند!… بعد همونها دارند امروز پیام می فرستند از اونور نه؟ مریم رجوی داره پیام میفرسته تازه یک پروژه داریم به اسم [مجاهدین] که [مجاهدین] کافیه یک مملکت رو موتورش رو بیاره پائین! بعد همه اینها، تو کماکان ماندی ۳۹سال از عمرت گذشته، عجیب نیست؟

 

شناسایی کنید وبشناسید پادوهای سیار ملاها در خارج کشور پاسداران سیاسی اطلاعات آخوندی هستد -تصاویرسخن میگوید














مزدبگيران اطلاعات ملاها در داخل کشورپاسداران سياسي ملاها هستند آنها را شناسايي وافشا کنيد  با ايران افشاگر https://t.me/IranEfshagar
در تصاوير مزدوران را بشناسيد و افشا کنيد

مزدبگيران اطلاعات ملاها در داخل کشورپاسداران سياسي ملاها هستند بشناسید وشناسایی کنید



مزدبگيران اطلاعات ملاها در داخل کشورپاسداران سياسي ملاها هستند آنها را شناسايي وافشا کنيد  با ايران افشاگر https://t.me/IranEfshagar
در تصاوير مزدوران را بشناسيد و افشا کنيد







بیانیه سی و ششمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران

معرفی کتاب بیانیه سی و ششمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران

http://bit.ly/2npWv8w 

بیانیه سی و ششمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران به صورت کتابی در ۱۳۴ صفحه منتشر شد.
در بخشی از مقدمه این بیانیه می‌خوانیم: شکست مفتضحانه خامنه‌ای در شعبده بازی انتخابات، شقه در رأس هرم حاکمیت را عمیق‌تر و به تمامی تار و پود ولایت او سرایت داده است. در این مسیر، باند روحانی، به ویژه پس از مرگ رفسنجانی، برای پیشبرد سیاست داخلی و تعامل منطقه‌یی و بین‌المللی خود، به‌خاطر محدود بودن در چارچوب استبداد دینی و ناتوانی و بی اعتقادی به رفرم جدی، با بن بست روبه‌رو شده است.
در فضای بحران و شکاف در هرم قدرت، جنبشهای اجتماعی توده‌های مردم به ویژه کارگران و زحمتکشان اعتلا پیدا کرد. مردم محروم و به فلاکت کشیده شده ایران که بار فاجعة اقتصادی را به دوش می‌کشند، و بیکاری، فقر، بی‌خانمانی و ناهنجاریهای اجتماعی را روزمره تجربه می‌کنند، به اشکال مختلف، اقدام به مبارزه و اعتراض کردند. سراسر ایران زمین عرصة اعتراضات زنان و مردان به پاخاسته‌یی بود که از تخریب محیط زیست، از فاجعة بی آبی، از ریزگردهای کُشنده، از تخریب جنگلها و از فجایعی چون فروریزی ساختمان پلاسکو در تهران، انفجار در معدن ذغال سنگ زمستان آزادشهر گرگان و… به ستوه آمده و در جای جای میهن فریاد اعتراض سردادند. در اغلب این اعتراضات، زنان نقش برجسته‌یی داشتند.
شورای ملی مقاومت، هم چون گذشته، با تمام توان از مبارزات و خیزشهای مردمی، جنبشهای خاموشی‌ناپذیر و مستمر کارگران، معلمان، پرستاران، جوانان، دانشجویان، مردم غارت شده توسط مؤسسات مالی سپاه پاسداران و دیگر نهادهای حکومتی، فعالان محیط زیست و حرکتهای حق‌طلبانة ملیتها و مردم به پاخاسته در مناطق مختلف میهنمان، که طی یکسال گذشته ابعاد وسیعی یافتند، حمایت کرد و برای رساندن صدای این جنبشها به گوش عموم مردم ایران و جهان کوشید.
در انتهای این مقدمه آمده است:
بیانیة حاضر، جمعبندی و فشرده‌یی از ارزیابی ما پیرامون مهمترین تحولاتی است که با سرنوشت مردم و مقاومت سازمانیافتة ایران پیوند دارد.
این بیانه آنگاه در ۱۰۰بند که در ده فصل آمده به بررسی موضوعات مختلف جامعه ایران طی یکسال (از ۳۰تیر ۱۳۹۵ تا ۳۰تیر ۱۳۹۶) پرداخته است. این ده فصل عبارتند از: 
فصل اول: خروجی نمایش انتخابات، شکست خامنه‌ای، تعمیق شکاف در هرم قدرت
فصل دوم: کارزار دادخواهی و شعار «نه جلاد نه شیاد»، پرچمی علیه ولایت خامنه‌ای
فصل سوم: مخمصة ریل‌گذاری پس از نمایش انتخابات و کلان بحرانهای حاکمیت
فصل چهارم: اقتصاد کشور، عبور شتاب‌آلود از مرز فاجعه
فصل پنجم: قتل‌عام طبیعت، فجایع اجتماعی، توحش ضد ایرانی رژیم آخوندی
فصل ششم: گسترش مقاومت مردم ایران در برابر تبهکاری و ایلغار ولایت فقیه
فصل هفتم: اعدام، شکنجه و سرکوب قرون وسطایی، پاسخ استبداد دینی به غلیان اجتماعی
فصل هشتم: چرخش تعادل منطقه‌یی و بین‌المللی علیه فاشیسم مذهبی ولایت فقیه
فصل نهم: دو شکست بزرگ برای رژیم و دو پیروزی بزرگ برای مقاومت
فصل دهم: دوران جدید، ضربه ویران کننده بر ولایت خامنه‌ای تکالیف انقلابی و مهمترین مواضع ما

كتاب بيانيه سالانه شورا- سند پی دی اف  

جواد فیروزمند ماموراطلاعات ملاها در فرانسه بلندگوی دشمن در خارجه

جواد فیروزمند از اعضای شبکه برون‌مرزی وزارت اطلاعات در فرانسه

جواد فیروزمند از خرداد ۸۴ برای انجام مأموریت‌های محوله از طرف وزارت اطلاعات، از ایران تحت حاکمیت ملایان به فرانسه فرستاده شد. مأموریت اصلی او پیشبرد طرح‌ها و برنامه‌های وزارت اطلاعات علیه پناهندگان سیاسی و به‌خصوص علیه مقاومت ایران در ارتباط تنگاتنگ با سایر مأموران رژیم در فرانسه و سایر کشورهای اروپایی بود، او بعدها که مجبور شد ژست پوششی اپوزیسیون نمایی اولیه را کنار بگذارد،‌ علناً به دفاع از فاشیسم‌مذهبی پرداخت و محتوای مأموریت خود را این‌چنین برملا کرد:
«مجاهدین آمدند به‌دروغ در مجامع بین‌المللی محکومیت علیه جمهوری اسلامی گرفتند… این‌همه ایران هراسی علیه مردم ایران از دست مجاهدین در جهان وجود دارد…».
(مأمور جواد فیروزمند- تلویزیون اجاره‌ای وزارت اطلاعات موسوم به مردم- ۲ آذر ۹۱)
پروسه شیادی مزدور فیروزمند در فرانسه
در خرداد۸۶ سایت‌های وزارت اطلاعات رژیم آخوندی، آگهی برگزاری جلسه‌ای در یک سالن بنام «فیاپ» در پاریس را منتشر کردند، این جلسه برای اعلام تأسیس یک انجمن پوششی جدیدالتأسیس به نام «انجمن حمایت از مهاجرین و ایرانیان مقیم فرانسه» بود.
در فراخوان‌های وزارت بدنام اطلاعات برای شرکت در این به‌اصطلاح جلسه، اسامی جواد فیروزمند و جهانگیر شادانلو درج‌شده بود.
روز ۲۷ خرداد ۸۶ ساعاتی قبل از زمان شروع جلسه فرمایشی که برای نفوذ در جوامع ایرانی طراحی‌شده بود، مأموران شناخته‌شده وزارت اطلاعات تدریجاً وارد محل سالن فیاپ شدند. مأمورانی نظیر محمدحسین سبحانی، مسعود خدابنده، ان سینگلتون، علی‌اکبر راستگو، علی راستبین، آلن شوالریاس (مزدور فرانسوی همکار وزارت اطلاعات) و … به همراه دو چاقوکش حرفه‌ای وزارت اطلاعات.
مزدوران مزبور با تدارک سلاح و تجهیزات لازم نظیر چاقو، گاز اشک‌آور، پنجه‌بکس و … برای حمله و هجوم و سوءقصد به جان پناهندگان و ایرانیان مخالف رژیم کاملاً از پیش آماده شده‌بودند. این چاقوکشان وزارتی شماری از پناهندگان ایرانی را موردحمله و هجوم قرار داده و آن‌ها را وحشیانه مورد ضرب‌وجرح قراردادند. درنتیجه این حملات وحشیانه، چند تن از پناهندگان سیاسی به‌شدت مجروح و مصدوم شدند. با ورود ارگان‌های امنیتی و انتظامی و پلیس فرانسه، به صحنه و کشفیات آن‌ها در تحقیقات و ثبت وقایع، سه جنایتکار اصلی این واقعه شناسایی، دستگیر و تحت پیگرد قضایی قرار گرفتند؛ که شامل محمدحسین سبحانی و دو مأمور چاقوکش دیگر اکیپ مأموران بود.
1صحنه چاقو کشی-min
صحنه‌های چاقوکشی و مجروح کردن هم‌وطنان توسط چاقوکش‌های سفارت رژیم
سبحانی به همراه دو چاقوکش سفارت رژیم در بازداشتگاه پلیس فرانسه-min
مزدور سبحانی به همراه دو چاقوکش سفارت رژیم در بازداشتگاه پلیس فرانسه- پاریس- خرداد ۸۶
به‌این‌ترتیب، جلسه‌ای که با عنوان پوششی «حمایت از مهاجرین و ایرانیان مقیم فرانسه» قرار بود تشکیل شود ماهیت ضد پناهندگی خود را به‌سرعت لو داد و قبل از اینکه برگزار گردد، تبدیل به یک افتضاح سیاسی برای رژیم آخوندی و مزدورانش در خارج کشور شد آن‌چنان‌که همه بلندگوهای رژیم آخوندی تا ۲۴ ساعت دراین‌باره در سکوت مطلق بودند و واکنشی نداشتند اما این به‌هم‌ریختگی باعث شد بالاخره رژیم در رسانه رسمی خود به دفاع از این تجمع سفارشی وزارت اطلاعات وارد شود و عنوان کند که:
«انجمن ایرانی‌های مقیم فرانسه که قرار بود یک نشستی داشته باشند تحت عنوان صلح و همزیستی مسالمت‌آمیز آری، خشونت و فرقه‌گرایی خیر، در مرکز همایش‌های فرهنگی پاریس بودند که یهو ۵۰ نفر از اعضای [گروه مجاهدین] با چاقو و شیشه بطری به برگزارکنندگان و حاضرهای توی این همایش حمله کردند و سیزده نفرشان را دمر کردند و فرستادند بیمارستان و بعد پلیس فرانسه وارد ماجرا شد و گاز اشک‌آور و بازداشت و…». (تلویزیون شبکه دو رژیم – ۲۹ خرداد ۸۶)
این در حالی بود که رسانه‌های فرانسوی، من‌جمله هفته‌نامه فرانسوی اکورژیونال در گزارشی تحت عنوان «فردی که به تبلیغ علیه مجاهدین پرداخته بود، یک تروریست واقعی است»، نوشته بودند:
«در تاریخ ۵ آوریل ۲۰۰۵ محمدحسین سبحانی در جلوی شهرداری اورسوراوآز علیه پناهندگی اعطاشده به مجاهدین‌خلق در فرانسه به تظاهرات پرداخته بود. این فرد همین روزها پس از شرکت در یک چاقوکشی دستگیرشده است. این فرد یک مأمور سرویس‌های اطلاعاتی رژیم ملاها است، همان سرویس‌هایی که در ایران به طرز بی‌رحمانه‌ای رفتار می‌کنند. درهرصورت این شاهد ممتاز بازپرس فرانسوی ژان لوئی بروگیر به همراه ۲ نفر از رفقایش به اتهام چاقوکشی علیه مخالفان ایرانی در وسط شهر پاریس تحت پیگرد قضائی قرارگرفته است. وی جزو یک گروه ۳ نفره است که در پاریس دستگیرشده‌اند».
بعدها جان سانو نایب‌رئیس بخش محرمانه سازمان اطلاعات مرکزی امریکا در دولت بوش در یک کنفرانس در پاریس در ۲ فوریه ۲۰۱۳ درباره این‌گونه روش‌کارهای وزارت اطلاعات گفت:
«یک تکنیک که وزارت اطلاعات به‌خوبی از آن استفاده کرده چیزی است که ما به آن “پرچم کاذب” می‌گوییم. آن‌ها آدم‌ها را طوری جا می‌زنند که وانمود کنند افراد دیگری هستند مثلاً از اعضای جنبش سبزند یا از اعضای مجاهدین‌خلق. گروه‌های پوششی و نمایندگانی که بجای وزارت اطلاعات عمل می‌کنند خود را به‌صورت سازمان‌های ایرانی- آمریکایی یا آکادمیسینهای معتبر نشان می‌دهند. همچنین وزارت اطلاعات در جوامع ایرانی خارج از ایران نفوذ می‌کند. آن‌ها از شیوه‌های مختلف استفاده می‌کنند و حتی همین‌جا در فرانسه سازمانی هست بنام “حمایت از پناهندگان ایرانی” که وزارت اطلاعات توسط این سازمان تلاش می‌کند ایرانیان را به استخدام خود درآورد تا علیه ایرانیان در فرانسه جاسوسی کنند».
۲ ماه پیش از اعزام مزدور فیروزمند به فرانسه، روز ۲۵ اسفند ۸۳ آخوند علی یونسی (وزیر وقت اطلاعات آخوندها) در مصاحبه با شبکه۱ تلویزیون رژیم گفته بود سازمان مجاهدین «رو به موت گذاشته است. در درون خودش به‌شدت دچار بحران شده… امروز گزارش‌های این‌ها را شنیدم واقعاً متأثر شدم. به‌شدت مورد شکنجه واقع شدند. مورد سوءاستفاده‌های مختلف واقع شدند که من شرم دارم از بیان آن‌ها. من امروز به معاونم دستور دادم که این جنایت‌ها را سریع به عرض مجامع بین‌المللی برساند و ثبت شود و معلوم شود که چه جنایت‌هایی این‌ها در عراق مرتکب شده‌اند. جنایاتی که در سرکوب نهضت مردم عراق داشتند، در سرکوب مردم کرد در سرکوب شیعیان عراق داشتند…»
سرانجام ۲ ماه بعد در ۲۱ اردیبهشت ۸۴، مزدور جواد فیروزمند پس از تکمیل آموزش‌های لازمه به ترکیه اعزام شد و در آنجا به کمک شبکه خارج کشوری وزارت اطلاعات، با پول و امکانات آن و از طریق مأموران وزارت اطلاعات نظیر جهانگیر شادانلو، مسعود خدابنده، کریم حقی و… مسئله استقرار و انتقالش پیگیری شد. پس از ورود فیروزمند به ترکیه، او با کمک منوچهر شلالی و علی راست‌بین از عوامل و لابی‌های شناخته‌شده رژیم و گشتاپوی آخوندها در فرانسه، به فرانسه منتقل شد و در تاریخ ۲۲ خرداد ۸۴ با هواپیما وارد پاریس گردید و متعاقباً تقاضای پناهندگی [!] کرد.
وزارت اطلاعات که هدفش از اعزام این مزدور به خارج، لجن‌پراکنی علیه مجاهدین و به‌ویژه تکرار جعلیات در پرونده آخوندساخته علیه مجاهدین بود، ابتدا در ۲۴ تیر ۱۳۸۴ از طریق عواملش در اروپا و فرانسه نظیر کریم حقی، علی راستبین، منوچهر شلالی، مسعود خدابنده و … یک کنفرانس مطبوعاتی برای مزدور فیروزمند در پاریس ترتیب داد.
رونمایی از جواد فیروزمند مزدور3-min
رونمایی از جواد فیروزمند توسط مسعود خدابنده مأمور اطلاعات رژیم در انگلستان
مزدور جواد فیروزمند طبق سناریو تکراری وزارت اطلاعات در این به‌اصطلاح کنفرانس مطبوعاتی، خودش را یک مخالف رژیم! که هم‌زمان مخالف سازمان مجاهدین‌خلق هم هست! معرفی کرد و با سناریوی مضحکی مدعی شد که به شیوه‌ای سریع‌السیر از دست وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی گریخته و خود را به اروپا رسانده است! او دلیل خروج خود از ایران و آمدنش به فرانسه را درحالی‌که توسط نیروهای آمریکایی رسماً تحویل آخوندها شده و هیچ تهدیدی متوجه او نبود، این‌طور بیان کرد: «می‌ترسیدم در ایران یک زهرا کاظمی دوم باشم!».
این در حالی است که مزدور جواد فیروزمند در این مورد، با صدای خود، درباره رفتار دژخیمان وزارت اطلاعات با خودش، به بخش فارسی رادیو بی. بی. سی گفته است:
«من خدا را شاهد می‌گیرم، که خوشبختانه عناصر حکومتی … هیچ‌گونه برخورد بد و منفی نداشتن و من هم آثار منفی نه در گفتار و نه در کردار و نه در عمل از اونها ندیدم»!
نامبرده پس‌ازاینکه توسط افشاگری‌های مجاهدین رسوا شد، وقتی مورد این سؤال قرار گرفت که «می‌گویند شما در ارتباط با وزارت اطلاعات هستید؟» در یک اعتراف ناگزیر، با وقاحت آخوندی، گفت:
«حالا فرض کنیم که اصلاً من نه عضو اطلاعات، بلکه رئیس اطلاعاتم، چه چیزی را از این قضیه حل می‌کند؟»!
وزارت جعل و جاسوسی وزارت اطلاعات ازآن‌پس وی را در مأموریت‌های مختلف در فرانسه به کار گرفت. شیرازی رئیس بخش اطلاعات در سفارت رژیم از شادانلو خواسته بود که پوش قانونی و مالی فعالیت‌های فیروزمند علیه مقاومت باشد به همین خاطر فیروزمند به شرکت شادانلو می‌پیوندد.
ایو بونه رئیس پیشین سازمان ضد جاسوسی فرانسه در کتاب «واواک در خدمت آیت‌الله‌ها» دراین‌باره نوشته است:
«اگر بخواهیم فقط به فعالیت‌هایی که فعلاً توسل به خشونت را در برنمی‌گیرد بپردازیم، افسران سرویس‌های اطلاعاتی وزارت اطلاعات عموماً به انجمن‌های پوششی متوسل می‌شوند. این انجمن‌ها ظاهر متنوعی به خود می‌گیرند و فعالیت‌های بسیار متفاوتی را به نمایش می‌گذارند. یک انجمن دیگر که توسط جهانگیر شادانلو در شماره ۷۰ کوچه لورمل واواگدر پاریس ۱۵ دایر شده است به نام ”انجمن حمایت از پناهندگان و مهاجرین ایرانی” نقش نوعی شرکت عضوگیری برای مأموران جدید را بازی می‌کند که یک تله برای متقاضیان پناهندگی و جامعه ایرانیان در فرانسه با استفاده از احساسات ملی می‌باشد».
نویسنده سپس به معرفی تعدادی از مزدوران وزارت اطلاعات رژیم در فرانسه ازجمله جواد فیروزمند پرداخته و می‌نویسد:
«جواد فیروزمند همکار جهانگیر شادانلو در انجمن آریاست و سایت پوششی به نام سایت آریا ایران برای پیشبرد کمپین شیطان‌سازی علیه مجاهدین در اختیار او قرار داده‌شده است».
نحوه استخدام و اعزام به خارج کشور
جواد فیروزمند، در ۱۹ اسفند ۸۳ از خروجی اشرف تحت کنترل آمریکایی‌ها موسوم به تیف، به نزد رژیم آخوندی رفت. وی از سال‌ها پیش از آن، با سفارت رژیم در بغداد، در ارتباط بوده و رابط او با وزارت اطلاعات در تهران «محمد علوی» نام داشت. فیروزمند یک‌بار در ۲۴ تیر ۱۳۸۰ طبق طرح وزارت اطلاعات با مدارک و هویت مجعول و سرقت سه قبضه سلاح، بی‌سیم، یک خودرو و مقدار قابل‌توجهی وجه نقد از مجاهدین، در جریان یک مأموریت خرید تلاش کرد تا خود را به سفارت رژیم در بغداد برساند؛ اما توسط پلیس عراق به اتهام جاسوسی دستگیر شد. طبق مدارک و نامه‌های موجود، جواد فیروزمند با ابراز پشیمانی و اصرار و نامه‌های التماس‌آمیز بسیار، خواستار برگردانده شدن خود به نزد مجاهدین گردید. او در یک نامه خود در ۲۶ تیر ۱۳۸۰ نوشته بود:
«استدعایم این است که هر طور شده مرا از عراق تحویل گرفته و بگویید آن‌ها هم تحقیقاتشان را از من در نزد نمایندگان سازمان ادامه بدهند…».
فیروزمند سند4
سازمان مجاهدین با وساطت، این فرد را برای کمک و ممانعت از مجازات توسط قضائیه عراق، تحویل گرفت و او را مخیر کرد چنانچه می‌خواهد برای ادامه زندگی عادی خود به ایران برود… اما او با اصرار فراوان، خواستار چشم‌پوشی از خیانت انجام داده‌اش و باقی ماندن در قرارگاه‌های مجاهدین شد:
«… به این‌جانب جواد فیروزمند علیرغم پروسه خیانت بار و جرم‌های مشخص شامل: رفتن به سفارت رژیم و همکاری با مزدوران وزارت اطلاعات، فرار با خودرو و چند قبضه سلاح سازمان و سرقت پول و جعل مدرک و … در تاریخ ۹/۶/۱۳۸۰ در نشستی با حضور تعدادی از مسئولین سازمان به‌من گفته‌شد که با حل‌وفصل مسائل تردد و مالی توسط سازمان به داخل کشور بروم و به زندگی عادی خود ادامه بدهم».
فیروزمند سند اعتراف به خیانت-min
اما جواد فیروزمند سرانجام بر اساس تمایل خود، در ۱۹ اسفند ۸۳ به خروجی تحت کنترل آمریکایی رفت و به وصل و خوش‌خدمتی خود به ارگان سرکوب و قتل مجاهدین در نظام آخوندی، یعنی وزارت جاسوسی آن (وزارت اطلاعات)، پرداخت.
مقاومت ایران توجه دولت‌های اروپایی را به توطئه‌های مأموران و شبکه‌های جاسوسی و تروریستی رژیم آخوندی علیه پناهندگان و اعضا و هواداران مقاومت جلب می‌کند و از آنان می‌خواهد با تعقیب، مجازات و اخراج ایادی رژیم آخوندی، اجازه ندهند خاک اروپا عرصه تاخت‌وتاز وزارت اطلاعات ملایان شود.

 

رژیم ملاهای ور شکسته آخوندی از هرگونه رسیدگی به اعتراضات اقشار تهیدست سر باز می‌زند

ایران– اطلاعیه-رژیم درهم شکسته آخوندی از هرگونه رسیدگی به اعتراضات اقشار تهیدست سر باز می‌زند

 

اطلاعیه - قیام - ایران - شورای ملی مقاومت ایران
قیام ایران-شماره ۶۱
اعتراضات کارگران، کشاوررزان و دیگر زحمتکشان در سراسر کشور که از حقوق بنیادین خود محروم هستند‌ و توان تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی خود و خانواده‌هایشان را ندارند، ادامه دارد. لینک به منبع

 

در تلگرام در کانال براي سرنگوني بسوي سرنگوني مشی من سرنگونی








 https://t.me/sarnegoni96
 در کانال براي سرنگوني بسوي سرنگوني وافشاي مزدوراني که درراه خيانت پيشگي آلت
دست ومزدبگير ملاهاهستند  باکانال براي سرنگوني

 

بخوانید از جنایات نانوشته برای ثبت در تاریخ جنایتهای پنهان یک رژیم پابگور

جنایتهای پنهان یک رژیم پابگور

 http://bit.ly/2DNLN64

تاریخچه مبارزه با رژیم، به‌راستی مملو از تجربیات و نکاتی است که برخی از آن‌ها بسیار منحصربه‌فرد و ناشی از عنصر دنائت و ضد بشری این رژیم است که گوی سبقت را از همه اسلاف خویش در ربوده است.
یکی از شگردهای رذیلانه وزارت اطلاعات آخوندها به‌طور خاص بعد از خلع سلاح مجاهدین، سوءاستفاده از خانواده‌های مجاهدین علیه فرزندان مجاهدشان است، اقدامی ضد انسانی و در ماورای تصور… اما این اقدامات جنایت‌کارانه یعنی به بازی گرفتن خانواده با سوءاستفاده از احساسات و عواطف آن‌ها، تبدیل آن‌ها به برگ فشار و ابزاری برای مقابله با مجاهدین و تولید یک جنگ روانی کثیف، فقط به خانواده‌های مجاهدین محدود نمی‌شود. این جنگ جنبه‌های پنهان دیگری دارد که شناخت آن، ما را به اوج دنائت و رذالت‌های این نظام ضدمردمی بیشتر آشنا می‌کند.
خانواده‌های مفقودین و قربانیان جنگ ضدمردمی که خمینی ضد بشر بنیانگذار این رژیم قرون‌وسطایی با عراق به راه انداخت، قربانیان دیگر این رژیم هستند که برخی از آن‌ها به‌طور مضاعف موضوع ظلم و ستم قرارگرفته‌اند. آن‌ها علاوه بر از دست دادن عضو و عزیزی از خانواده‌شان، مورد سو استفاده جهت کارزار شیطان سازی از مجاهدین آن‌هم به شکل بسیار خیانتکارانه‌ای از سوی رژیم شده‌اند. چراکه برای مأموران و سران این رژیم، رسیدن به هدف، هر وسیله‌ای را توجیه می‌کند، حتی بازی با عواطف و فشار روحی بر روی خانواده‌هایی که فرزندان آن‌ها در یک جنگ خانمان‌سوز توسط همین جنایتکاران جان خود را ازدست‌داده‌اند تا بلکه از آن‌ها نیز سنگی به مجاهدین پرتاب شود.
در موارد متعدد دستگاه اطلاعاتی آخوندها با نیرنگ و فریبکاری، خانواده‌های قربانیان جنگ با عراق یا مفقودین اجتماعی که در حقیقت قربانیان حاکمیت خودش هستند، برای پیگیری سرنوشت آن‌ها به سراغ مجاهدین می‌فرستد تا با برانگیختن احساسات خانوادگی آن‌ها، مجاهدین را مسبب چنین جدایی قلمداد کند. البته واضح هست که وزارت بدنام اطلاعات نیز تحت این پوشش، جاسوسان خود را به صحنه می‌فرستد تا به کسب اطلاعات برای طرح‌های تروریستی و جنایت‌کارانه خود در آینده بپردازد.
در سلسله مقالاتی به ذکر چند نمونه از این اقدامات رذیلانه می‌پردازیم:
نمونه اول: فردی به نام «اژدر نو قربانی» در ۲۷تیر۸۵ به شهر اشرف در عراق مراجعه کرده و سراغ فرزندش «محمد» را از مجاهدین می‌گرفت. او گفت: «پسرم سرباز وظیفه بوده و در جنگ ایران و عراق در سال۶۷ در منطقه فکه مفقودشده و به همین خاطر ارتش تحت امر رژیم آخوندی هم کارتی به‌عنوان مفقودالاثر برای او صادر کرده است.» خانواده او در این سال‌ها هیچ‌گونه خبر و اطلاعی از وی نداشتند تا اینکه دو ماه قبل دو نفر از پادوهای وزارت اطلاعات بنام‌های منصور تنهایی و فتح‌الله آقایی به این خانواده مراجعه و می‌گویند ما قبلاً نزد مجاهدین بودیم، ما پسرت را می‌شناسیم او نزد مجاهدین وزنده هست و در آنجا ورزش می‌کرد… آن‌ها خانواده را برای کسب اطلاعات بیشتر به شعبه وزارت اطلاعات موسوم به انجمن نجاست ارومیه احاله می‌دهند. در محل شعبه وزارت اطلاعات یک مأمور اطلاعاتی بنام آرش رضایی ابتدا فتوکپی مدارک فرد مفقود را می‌گیرد و پس از تماس با تهران می‌گوید چند روز دیگر برای جواب مراجعه کنید. در مراجعه‌ای که چند روز بعد به وی داشتند، به آن‌ها می‌گویند پسر شما زنده و نزد مجاهدین هست، می‌توانید برای ملاقات او به اشرف بروید ولی ما نمی‌توانیم شمارا با هیئت و کاروان‌های اعزامی وزارت اطلاعات بفرستیم، این کار را به‌صورت مستقل انجام دهید! پس‌ازآن فردی بنام محرم حسن‌زاده را همراه این خانواده می‌کنند که آن‌ها را تا سلیمانیه همراهی کند. خانواده مزبور دو روز منزل یکی از دوستان محرم می‌مانند و سرانجام با راننده‌ای که محرم معرفی می‌کند، به اشرف فرستاده می‌شوند. در میان مدارکی که این خانواده همراه داشت لیستی از شماره تلفن‌های مربوط به مأموران شناخته‌شده وزارت اطلاعات، خروجی تحت کنترل آمریکایی‌ها و تعدادی از ارگانهای مختلف وزارت اطلاعات به چشم می‌خورد. علاوه بر این آدرس‌ها، یک فیش کمک انتخاباتی به یکی از مزدوران رژیم بنام محبی نیا به مبلغ ۲۰۰ میلیون تومان نیز به همراه داشتند که در ظاهر سنخیتی با سرووضع فقیرانه آن‌ها نداشت. وزارت اطلاعات آخوندی برای تسهیل تردد آن‌ها در عراق همچنین سندی از اداره جهانگردی تهیه‌کرده بود که برای ترددانشان در سطح شهرهای عراق مشکل قانونی نداشته باشند.
جنایت های پنهان1
جنایتهای پنهان2







نمونه دوم: مورد دیگر مربوط به خانواده‌ای بنام قربانیان است. ولی‌الله و حسین قربانیان در تاریخ ۹اردیبهشت۸۵ جهت پیگیری خبری از برادرشان که قبلاً خبر درگذشت او در جنگ ضد میهنی توسط رژیم به آن‌ها داده‌شده بود به اشرف مراجعه کردند. ولی‌الله قربانیان گفت: «برادرم ۲۰سال پیش سرباز وظیفه و تحت امر لشگر۷۷ خراسان بود. سال۶۶ سه نفر از بنیاد به‌اصطلاح شهید به منزل ما آمدند و گفتند برادرتان مجروح شده و در بیمارستان است، فردا ساعت ۱۰صبح برای ملاقات بیایید! ما با خانواده برای ملاقات رفتیم، ولی در آنجا گفتند برادرتان تمام کرده و در سردخانه هست، بعد یک آمبولانس آوردند و گفتند جنازه پسر شما در این تابوت دربسته هست، ما برای دفن راه افتادیم چند روز بعد هم ما را صدا کردند و یکسری وسایل ازجمله یک کیف پول که ۳۰۰ تا ۴۰۰تومان پول داخل آن بود به ما دادند بعد از مراسم هفتم و چهلم در شناسنامه او هم نوشتند که به فیض شهادت! نائل شده است…
تا اینکه چند وقت قبل فردی بنام منصور تنهایی به ما مراجعه کرد و گفت که از برادرم خبر دارد. نزد او رفتیم، عکس برادرم را نشان دادم و سؤال کردم که آیا تو این نفر را میشناسی؟ او گفت چرا او را می‌شناسم. بعد هم فرد دیگری بنام فتح‌الله آقایی آمد و گفت برادرتان در اشرف بود و در قسمت مکانیکی کار می‌کند. وی گفت شما به نزد شعبه وزارت اطلاعات به نام نجات بروید آن‌ها شمارا راهنمایی می‌کنند. ما در ارومیه به فردی بنام آرش رضایی که مسئول آنجاست مراجعه کردیم و موضوع را گفتیم. آن‌ها گفتند ما تحقیق می‌کنیم و از طریق صلیب سرخ برایتان قرار ملاقات می‌گیریم. بعد هم ترتیب آمدن ما به اشرف را دادند»
این خانواده‌ها البته با توضیحات قانع‌کننده مجاهدین در اشرف در مورد ابعاد توطئه و دروغ‌های وزارت اطلاعات و با توجه به تجربه شخصی خود در این مورد، به‌سرعت به حقیقت وقایع پی برده و به عذرخواهی و اظهار بی‌اطلاعی از چنین ترفند کثیفی پرداختند. 
ادامه دارد

 

اشاره به جنگی که خانمان مردم ایران را به باد داد و8سال جنگ طلبی خمینی ملعون

آیا جنگ رژیم ایران با عراق اجتناب ناپذیر بود؟ (قسمت۴)

 http://bit.ly/2EpBeDi

– چه کسی جنگ ایران و عراق را زمینه‌سازی کرد؟ و چرا؟
– چه کسی تجاوز جنگ را شروع کرد؟
مسعود رجوی: «به دنبال انقلاب ضد سلطنتی و سقوط رژیم شاه، نیروهای عظیمی در جامعه به بند کشیده ایران آزاد شدند. نیروهایی که اگر انقلابشان از یک رهبری دمکراتیک انقلابی برخوردار می‌بود می‌توانست انقلاب ایران را به سوی دمکراسی، پیشرفت اقتصادی و عدالت اجتماعی رهبری کند. نیروهایی که قدرت خلاقه و سازندة شگفت انگیز داشتند و می‌توانستند در زمانی نه چندان دراز ،کشور ما را سال‌ها و سال‌ها به‌جلو ببرند مسعود رجوی - جنگ ایران و عراق و نقش خمینی
ولی خمینی برای اینکه در قدرت بماند، جز بذر تفرقه و نفاق و جز سرکوب و جنگ و گورستان ارمغانی نداشت. یک رژیم قرون وسطایی و یک دیکتاتوری آخوندی بر پایة ولایت فقیه بناکرد و نیروهای انقلاب عظیم ضدسلطنتی را یا دسته دسته به زندان انداخت و در برابر جوخه اعدام قرارداد و یا فوج فوج در جبهه‌های جنگ‌خارجی به کشتن داد.
در تجاوز گسترده عراق به خاک میهنمان در پایان تابستان۱۳۵۹ جای تردید نیست. اما مسئله این‌است که به‌فرض وجود یک رهبری سالم به‌جای خمینی که سرکوب و جنگ و بحران، ضروری ماهیت ارتجاعی و قرون وسطایی‌اش بود، جنگ ایران و عراق قطعا اجتناب پذیر بود.
زمینه‌های تجاوز عراق را، خود خمینی باتحریکات مستمر، تحت شعار «صدور انقلاب» ایجاد نمود و هم او بودکه از جنگ به‌عنوان موهبت بزرگ الهی استقبال کرد…
فی الواقع خمینی برای تخلیه انرژی ذخیره‌ شده ایران و برای هدردادن بخش عظیمی از نیروهای آزاد شده در انقلاب ضد سلطنتی نمی‌توانست هیچ میدان جنگ و هیچ همسایة دیگری بهتر از عراق پیدا کند
بخصوص‌که عراق خود مسئول تجاوز و تهاجم گسترده آخر شهریور۵۹ بود و خمینی به لحاظ شخصی نیز خرده‌ حساب‌ها از زعمای آن‌کشور دردل داشت». (از کتاب گزارش مسئول شورای ملی مقاومت به مردم ایران در باره رابطة بنی‌صدر واطرافیانش با شورای ملی مقاومت و جریان پیوستن و گسستن آنها. ص ۳۳۸)
ادامه دارد…

 

کنّاس پاریس : حسن حبیبی به نقل از.... حتما بخوانید

کنّاس پاریس : حسن حبیبی

 http://bit.ly/2DHYtvj

hasan-habibi حسن حبیبی
خاطرم هست در دوران کودکی که شهرهای ایران لوله کشی فاضلاب نداشت، در اصفهان بنده خدا هایی بودند که با الاغ چاه های فاضلاب مردم را خالی میکردند و به آنها “کنّاس” میگفتند. بیشتر بخوانید لینک به منبع

 

۱۳۹۶ بهمن ۱۰, سه‌شنبه

دختران انقلاب خیابانها را به انقلاب نه به حجاب اجباری فرا میخوانند با تصاویرهمراه باشید

دختران انقلاب خیابانها را به انقلاب نه به حجاب اجباری فرا میخوانند با تصاویرهمراه باشید



کانال براي سرنگوني مشی من سرنگونی

 https://t.me/sarnegoni96
 در
کانال براي سرنگوني بسوي سرنگوني وافشاي مزدوراني که درراه خيانت پيشگي آلت
دست ومزدبگير ملاهاهستند  باکانال براي سرنگوني

مصداقی تواب تشنه به خون - نقل از آرشیو ولی مزدوری کهنه نمیشود

مزدوری که مزدوری میکند وتشنه به خون است ایرج مصداقی
http://bit.ly/2DfRy8Z
  افشا ایرج مصداقی -پنج شنبه, ۰۲ مرداد ۱۳۹۳ ۱۲:۳۴ –
سند انکار ناپذیر همکاری با اطلاعات بدنام آخوندها برای شستن دست دژخیمان در جنایت علیه بشریت در اشرف
تشبثات مجدد رژیم برای نسبت دادن قتل خائن خود فروخته (مسعود دلیلی) به مجاهدین از طریق یک مزدور مستعمل ایرج مصداقی
پس از جنایت بزرگ علیه بشریت در ۱۰ شهریور ۹۲ در اشرف، حکومت آخوندی و دست نشاندگان عراقی که جرأت به عهده گرفتن جنایت هایشان را نداشتند، به سناریوی مبتذل ”تصفیه و درگیری درونی“ و ”مرگهای مشکوک در درون مجاهدین“ روی آوردند. تلویزیون شبکه یک رژیم در همان روز ۱۰ شهریور به نقل از خبرنگارش در بغداد اعلام کرد ”موضوعی که در اردوگاه اشرف رخ داده یک نوع تصفیه درونی بوده“ است. تلویزیون رژیم به نقل از پاسدار دانایی فر سفیر آخوندها در عراق ادعا کرد که همه چیز نشاندهنده ” اختلافات شدید “ در میان مجاهدین است و طرفهای عراقی هم گفته اند که درگیری با مجاهدین نداشتند و ” عامل حمله یی در اردوگاه اشرف نبودند“.
خبرگزاری جهاد دانشگاهی رژیم (ایسنا) نیز در ۲۰ شهریور ۹۲ به نقل از ”منبع عراقی“ خبر داد که مجاهدین ” بر اساس سوابق قبلی در تصفیه فیزیکی اعضا از فرصت بدست آمده برای خونریزی بیشتر استفاده کرده و اعضای خود را برای استفاده تبلیغاتی و مظلوم نمایی به قتل رسانده اند“. این در حالی بود که پاسدار قاسم سلیمانی ، سرکرده نیروی تروریستی قدس، در ۱۲ شهریور در مجلس خبرگان ارتجاع تصریح کرده بود که آنچه در اشرف واقع شد ” مهمتر از حملة مرصاد بود“ .
به گزارش خبرگزاری رویتر در ۵ آذر ۹۲، یک مقام ارشد حکومت عراق گفت ”نزاعی در بین نفرات این کمپ وجود داشته و برخی از مهاجمان از داخل کمپ بوده اند. سناریوی دیگر این است که ۷ نفر مفقود پشت این حمله بوده اند“. لازم به یادآوری است که حکومت عراق در نخستین روز حمله به اشرف، آن را به کلی منکر شده و اعلام کرد”هیچ سرباز عراقی وارد اشرف نشده و انفجارها ناشی از اصابت گلوله های خمپاره به بشکه نفت یا گاز بوده است “ (خبرگزاری فرانسه-اول سپتامبر۲۰۱۳)
سناریو سازی های مبتذل و تشبثات زنجیره ای و متداخل رژیم آخوندی و حکومت عراق برای پوشاندن حقایق و گریز از پیامدهای جنایت علیه بشریت در اشرف، به تفصیل در گزارش مستند ارتش آزادیبخش ملی ایران آمده است. این گزارش پس از تکمیل در اوایل دیماه ۹۲ با ذکر تمام جزئیات به اطلاع هموطنانمان رسیده است. در فصل نهم گزارش، نقش یک خائن خود فروخته در حمله به اشرف که دو سال قبل از واقعه خود را به نیروهای عراقی و رژیم تسلیم کرده بود، بر ملا می‌شود.
گزارش مستند ارتش آزادیبخش، هم‌چنین به صورت کتابی در ۵۵۰ صفحه با صدها عکس و سند منتشر شده و در گردهمایی بزرگ ایرانیان در پاریس در ۶ تیر ماه ۹۳ در اختیار علاقمندان قرار گرفت.
قبل و بعد از این گردهمایی، که به واقع لشکرکشی عظیم سیاسی و بین المللی علیه رژیم بود، حکومت آخوندی و اطلاعات بدنام آن به ”پاتک“ های خاص خود مبادرت کردند از جمله به‌راه انداختن دادگاههایی که به گفته خبرگزاری نیروی تروریستی قدس قرار است در سراسر کشور” با محوریت جنایات و ترورهای“ مجاهدین، برگزار شود (تسنیم -۲۴/۴/۹۳ ). چرا که ”سازمان منافقین و فرقه رجوی خطر جدی برای نسل جدید می‌باشد. دشمن همیشه دشمن است و نسل جدید می‌تواند از تبلیغات سوء؛ تأثیر پذیرد پس باید به جوانان هشدار داد که گول ظاهر فریبنده این فرقه‌ها را نخورند“(افکار نیوز- ۱۹/۲/۹۳).
در این میان، اطلاعات آخوندها تشبثات شکست خورده و سناریوهای مبتذل پیشین دربارة قتل عام اشرف را از سر گرفته و منجمله مزدور مستعمل ایرج مصداقی را بار دیگر به میدان فرستاده است تا به بازنشخوار لجن پراکنیهای وزارت بدنام علیه مقاومت ایران بپردازد. ترهّات وزارت پسند، سریعاً در همان روز ۲۸ تیر در یک سایت دیگر وزارت اطلاعات (اینترلینک) منعکس شده است.
مزدور مزبور در نقش مبتذل کارآگاه نظام ، از جمله به بازسازی این سناریو می پردازد که مجاهدین خودشان ”مسعود دلیلی داخل“ را که ”محافظ مخصوص رهبری“ بوده و ”در طرح های امنیتی ویژه، نقش حفاظتی “ داشته است، در سپتامبر ۲۰۱۱ تحت عنوان عنصر ” بریده“ بیرون فرستاده اند. خبر آن را هم ”از طریق کانالهای مجاهدین با اهداف خاصی به رژیم منتقل“ و یکسال بعد ” در ۲۴ تیر ماه ۹۱ در سایت تابناک وابسته به محسن رضایی“ به چاپ رسانده اند!
جانی دالرِ واواک آخوندها در ”واکاوی“ مسخره و دیرهنگام خود، مدعی است که مجاهدین”سناریوی وحشتناکی را طراحی می‌کنند و در آن مسعود دلیلی را مزدور رژیم و خائن خود فروخته جا می زنند که پس از جدایی از مجاهدین نزد رژیم رفته و با توجه به شناختی که از اشرف داشته، یکان کماندویی رژیم را به محل آورده و تلفات بالایی را هم به سازمان تحمیل کرده است“. به‌همین خاطر ” مسعود دلیلی داخل به نوعی سرنوشتی مشابه سعید امامی داشت“ و همچنان که خامنه ای ” تصمیم به حذف سعید امامی گرفت“ در مورد حذف دلیلی هم آقای رجوی مسئول شورای ملی مقاومت ایران تصمیم گرفته است! دلیلش هم این است که ”مجاهدین بعد از یک روز به نیروهای عراقی اجازة ورود به اشرف “ را داده اند ، ” تعداد کشته شده های مجاهد را ۵۲ نفر اعلام کردند “ و ” با صحنه سازیهای گوناگون ابتدا کوشیدند جنازة پنجاه و سوم را متعلق به یکی از کماندوهایی که به اشرف حمله کردند جا بزنند“.
برخلاف ادعای مزدور مستعمل، مجاهدین هیچ‌گاه از آمدن “یکان کماندویی رژیم“ به اشرف سخنی نگفته‌اند. این حرف دقیقا برای در بردن مالکی و استخبارات و مشاور امنیتی حکومت عراق ابداع و توسط پاسدار قاسم سلیمانی و اطلاعات آخوندها به مزدوران برون مرزی رژیم ابلاغ شده است .
این‌که مجاهدین، بعد از یک روز به نیروهای عراقی اجازه ورود به اشرف داده اند، ادعای مالکی و مشاور امنیتی برای انکار جنایت در اشرف و کذب محض است. در این مورد نیز، مزدور مستعمل صرفاً خط و ابلاغیه پاسدار سلیمانی و اطلاعات آخوندی را پژواک می‌دهد. زیرا نیروهای عراقی در داخل اشرف بودند و اجازه گرفتن از مجاهدین در حالی‌که نفرات عراقی کنترل ورود و خروج را به‌دست دارند، موضوعیت پیدا نمی کند. وانگهی ۴۲ مجاهد باقیمانده در اشرف، شامل مجاهدان مجروح که در ساختمان مقر فرماندهی در قطعه ۵۲ گردآمده بودند، امکان عملی ممانعت از نیروهای تا دندان مسلح عراقی و رفتن این نیروها بر سر جنازه دلیلی را که در قطعه ۴۹ بود، نداشتند. ظهر یکشنبه ۱۰ شهریور ۹۲ نماینده سازمان ملل قصد ورود به اشرف را داشت و این نیروهای عراقی بودند که مانع شدند. این نماینده بعداز اقداماتی که در تماسهای دو ساعته با مقامهای بالاتر انجام داد، توانست وارد اشرف شود. نماینده سازمان ملل بر سر جنازه دلیلی حاضر شد و از جنازه عکس وفیلم گرفت. این کار قبل از این‌که مجاهدین بخواهند یا بتوانند به جنازه دست بزنند انجام شده است. هرکسی می داند که در چنین شرایطی نباید به جنازه مهاجم مقتول دست بزند زیرا اثر انگشت باقی می‌گذارد و حکومت عراق آن را دستاویز می‌کند. صحنه گرفتن عکس و فیلم از جنازه توسط نماینده سازمان ملل در گزارش ارتش آزادیبخش از تلویزیون پخش شده و در صفحه ۱۹۸ کتاب گزارش ارتش آزادیبخش هم آمده است. جنازه را در ساعت ۷ صبح روز دوشنبه ۱۱ شهریور، پلیس واکنش سریع عراق مستقر در اشرف با خود برده و این صحنه نیز در تلویزیون پخش و در کتاب گزارش ارتش آزادیبخش منعکس شده است.
بنابراین، رذالت پیشگی مزدور مصداقی مبنی بر این‌که ”مجاهدین بعد از یک روز به نیروهای عراقی اجازه ورود به اشرف “ داده اند، صرفا مقدمه چینی برای این است که بگوید مجاهدین خودشان دلیلی را کشته و سپس صحنه سازی کرده اند.
این هیچ چیز جز رله کردن کلمه به کلمه سناریوی دیکته شده از سوی اطلاعات و نیروی قدس آخوندی به حکومت و مأموران عراقی برای شستن دستهای خود از پیامدهای جنایت بزرگ علیه بشریت در اشرف، نیست. حکومت مالکی برای فرار از پاسخگویی و تحقیقات بین المللی ادعا کرده است که مجاهدین بعد از یک روز به نیروهای عراقی اجازه ورود به اشرف داده اند!
اما تواب تشنه به خون به لیسیدن چنگالهای خونین حکومت عراق ادامه می‌دهد و در نقش کاسة داغتر از آش می نویسد: ” با توجه به تحقیقات صورت گرفته از سوی دولت عراق و دردست داشتن نمونة DNAساکنان اشرف، مقامات عراقی به هویت مسعود دلیلی به عنوان یکی از ساکنان اشرف پی بردند“.
این دروغ مجرمانه صرفاً برای این ساخته شده تا چنین وانمود کند که کسانی که دلیلی را به راهنمایی نیروی مهاجم در اشرف گماشتند از هویت او بی اطلاع بوده و در کشتن و پوست کندن او نقشی نداشته اند، بنابراین، مجاهدین او را کشته اند و ” پس از گذشت ۱۱۰ روز به خاطر پافشاری دولت عراق مجبور به اعتراف شدند“.
داعیه ”پافشاری دولت عراق“ ، ”تحقیقات صورت گرفته از سوی دولت عراق“ و پی بردن به هویت دلیلی با ”در دست داشتن نمونه DNA“ که ایرج مصداقی مدعی آن است ، هیچ چیز جز اثبات مزدوری و اجرای مأموریت برای اطلاعات آخوندی نیست.
در همین راستاست که می نویسد: ”مأموران رژیم چه نیازی به قتل مسعود دلیلی در اشرف و سوزاندن او داشتند؟“. سپس به مجاهدین حواله داده و می‌گوید ” آیا منطقی تر نیست به این سناریو فکر کنیم که عاملان سوزاندن چهره مسعود دلیلی گلوله و مواد منفجره و نارنجک در اختیار نداشتند؟“
کارآگاه نظام ، جواب مقدر این سؤال را هم در آستین دارد و می نویسد:” بنا به تصدیق شاهدان و کسانی که سابقة حضور در اشرف را دارند ، شلواری که پای اوست شلوار یشمی رنگ یکان هوایی مجاهدین است. مهاجمان شلوار سیاهرنگ به تن داشتند او کفش ورزشی سفیدرنگ به پا دارد که اعضای مجاهدین در پادگان اشرف استفاده می کردند و هم‌چنین کمربندش چرمی و معمولی است“. این، در حالی است که ، هم‌چنان‌که در تصاویر پیداست و مقامات آمریکایی و سازمان ملل هم در جریان هستند، شلوار سیاهرنگ دقیقاً همان شلوار نیروهای سوات مالکی است. کفش هم دقیقاً متناسب با ماموریت انتخاب شده و مطلقاً ربطی به کفشهای ” ورزشی سفیدرنگ اعضای مجاهدین“ در اشرف ندارد.
تردیدی نیست که شاهدان  ایرج مصداقی و کسانی که به ادعای او در اشرف بوده اند، هیچ کس جز تعداد دیگری از مأموران و مستخدمان اطلاعات نظیر خودش نیستند. از قبیل همان مستخدمانی که ” نهایت سپاسگزاری و تشکر عمیق“ خود را به مالکی به‌خاطر قتل عام مجاهدین دراشرف تقدیم کردند و به او نوشتند: ” ما می خواهیم با هماهنگی و همکاری یونامی و سازمان ملل و سفارتخانه های کشورهای اروپایی و آمریکا در جهت جدا سازی بدنة سازمان از رهبری و اعلام انحلال این تشکیلات تلاش لازم مبذول گردد“ (روزنامة حکومتی الصباح الجدید در عراق ۱۷ مارس ۲۰۱۴- سایت وزارت اطلاعات به نام اینترلینک ۱۵ اسفند۹۲ ).
اسناد امضا شده توسط جانشین نماینده ویژه دبیرکل ملل متحد و رئیس حقوق بشر یونامی در عراق بعد از آمدن آنها به اشرف و دیدن وضعیت از نزدیک که با خط خود گواهی کرده اند پیکر ۵۲ نفر شهیدان مجاهد را رویت و تحویل گرفتند( صفحات ۱۴۴و ۲۰۷ کتاب گزارش)، و سند پزشکی قانونی عراق به تاریخ ۸ سپتامبر ۲۰۱۳ (۱۷ شهریور ۹۲) که به وضوح نشان می‌دهد حکومت عراق خائن خود فروخته را تحت عنوان ” مجهول الهویه“ به عنوان نفر پنجاه و سوم قالب کرده است (صفحات ۲۰۴ و ۲۰۵ و ۲۰۶)، جای هیچ شک و شبهه باقی نمی گذارد . مگر آن که کسی ریگ وزارت اطلاعات در کفش داشته باشد.
حرص و ولع تواب تشنه به خون برای متهم کردن مجاهدین به قتل دلیلی، صرفاً دلیل مضاعف بر همکاسگی با اطلاعات آخوندی و اجرای مأموریت توسط اوست.
در سند رسمی تحویل‌گیری پیکرهای شهیدان آمده است: «بر اساس توافق بین نمایندگان ساکنان اشرف با یونامی، ۵۲جسد شهید که در قتل عام روز اول سپتامبر با شلیک گلوله به قتل رسیدند در حضور آقای فرانچسکو موتا، رئیس دفتر حقوق بشر یونامی در تاریخ ۲سپتامبر ۲۰۱۳ تحویل داده شد که تا زمانی که یک ناظر بی‌طرف بین المللی برای کالبد شکافی حاضر شود، در سردخانه بعقوبه نگهداری شوند». سؤال این است که حکومت عراق چرا و برای پنهان کردن چه چیزی جنازه را از سردخانة شهر بعقوبه بدون اطلاع و حضور نمایندة سازمان ملل خارج کرده و چرا بدون ناظر بی‌طرف بین المللی ،کالبد شکافی کرده است؟ تردیدی نیست که جنازه می‌توانست سرنخ برملا شدن حقایق و طرح و برنامه یی باشد که مأمورانی از قبیل  ایرج مصداقی در آن به کار گرفته شده اند.
ایرج مصداقی می نویسد: ”مجاهدین در تبلیغاتشان مدعی هستند کماندوهای عراقی حمله به اشرف را انجام دادند و حتی کسانی را که به اسارت بردند در عراق نگهداری می‌کنند. اما توضیحی نمی دهند چرا مقدار ناچیزی پول ایرانی در کنار جنازه مسعود دلیلی قرار دارد؟ آیا ریال پول رایج عراق است؟ آیا نحوه قرار گرفتن پولهای ایرانی و عکس خمینی که در لابلای پولها برجسته شده هدف خاص را دنبال نمی کند؟ “
پس تا وقتی که مجاهدین اشرفی نتوانند توضیح بدهند که پول ایرانی در نزد کسی که در ایران بوده چه می کند، از نظر ”واکاوِ واواک“، این یک ادعای تبلیغاتی است که نیروهای مالکی حمله را انجام داده اند و نباید”کماندوها“ی محترم عراقی را متهم کرد بلکه باید یقه مجاهدین و مسئول شورا را گرفت!
این همان سناریوی دژخیمان و طراحان حمله است تا طبق آن بعدا در یک دوبله خوری آخوندی امثال ایرج مصداقی را به خونخواهی دلیلی بفرستند.
اما آنچه بادکنک مزدور مستعمل را فی الفور می ترکاند، این است که اگر به‌واقع قتل و پوست کندن صورت دلیلی، چنان‌که ایرج مصداقی ادعا می کند، کار مجاهدین بوده و طراحان و عاملان حمله به اشرف حتی از هویت دلیلی هم بی اطلاع بوده اند؛چرا رژیم آخوندی وحکومت عراق باید از جنازة دلیلی که در بافته های ایرج مصداقی و اطلاعات آخوندی سند جرم مجاهدین است، به این سادگی بگذرند و بعد از افشای قضیه در گزارش ارتش آزادیبخش، آن را مخفیانه دفن کنند؟
اگر اراجیف مزدور مستعمل و کارفرمایان وزارتی علیه مسئول شورا و مجاهدین و اعضای شورای ملی مقاومت در اشرف، موضوعیت و ذره یی ارزش می داشت و اگر حکومت عراق و اطلاعات آخوندها و نیروی تروریستی قدس چیزی برای پنهان کردن نداشتند؛
-باید هیأت بین المللی تحقیق را که مقاومت ایران، دولت آمریکا، اتحادیة اروپا، کنگرة آمریکا، پارلمان اروپا، عفو بین الملل، کلیسا، شخصیتهای سیاسی ، وکلا و حقوقدانان از سراسر جهان بارها و بارها درخواست کرده اند، می پذیرفتند.
-باید به خانواده های شهیدان و نمایندگان رسمی و قانونی آنها که در ۱۵۰نامه و ۶۹ گزارش روزانة لیبرتی و صدها مراجعه و تماس و ملاقات با مقامهای عراقی و آمریکایی و ملل متحد در لیبرتی، واشینگتن، ژنو، نیویورک و بروکسل، خواستار تحویل پیکر شهیدان شدند، پاسخ مثبت می‌دادند (دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران-۴ اسفند ۱۳۹۲).
-باید به خبرنگاران و وکلا اجازه می دادند، هم‌چنان‌که مجاهدین می‌خواستند، وارد اشرف شوند.
– باید همین سؤالاتی را که امروز اطلاعات آخوندها از طریق مزدور مستعمل روی میز گذاشته، آن‌روز قبل از دفن جسد به‌عمل می آوردند.
راستی چرا حکومت عراق تا زمان کالبد شکافی و حتی دفن جنازه ، باز هم از آوردن اسم خائن خود فروخته پرهیز دارد و او را کماکان ”مجهول الهویه “ تلقی می کند؟ مگر کارگردانان، به مصداقی نگفته بودند ”با توجه به تحقیقات صورت گرفته از سوی دولت عراق و در دست داشتن نمونة DNAساکنان اشرف، مقامات عراقی به هویت مسعود دلیلی به عنوان یکی از ساکنان اشرف پی بردند“؟!
از این گذشته ، دولت عراق که تا کنون هویت دلیلی را اعلام نکرده، چگونه می‌تواند، به ادعای مزدور مصداقی، به مجاهدین فشار بیاورد و آنها را مجبور به افشای مأموریت دلیلی درگزارش ارتش آزادیبخش کرده باشد؟!
سوزش وزارت بدنام از افشا و درهم شکسته شدن سناریو و طرح و برنامه یی که با کشتن و پوست کندن خائن خود فروخته در کار بود، پنهان کردنی نیست. سفید سازی دلیلی توسط مصداقی نیز بی دلیل نیست.
نسبت دادن قتل خائن خودفروخته به مجاهدین جای خود دارد، اطلاعات آخوندی از این پیشتر، از طریق مزدوران تمام سوختة خود، ترور دکتر کاظم رجوی و خواهر مجاهد فائزه رجبی را هم به خود مجاهدین نسبت می داد.
حال اگر ایرج مصداقی ازهمزاد خود فروخته خود، دفاع و سفید سازی نکند؛
اگر نگوید که مجاهدین او را به ایران فرستاده و بعداً برگردانده و در اشرف کشته اند؛
اگر منکر دستخط و امضای مسعود دلیلی داخل که ارتش آزادیبخش منتشر کرده نشود؛
اگر با ابتذال وسخافت، چند تکه کاغذ بدون امضا را از کلاه شعبده تحت عنوان دستخط های ۳۰ سال پیش دلیلی برای زدن زیرآب دهها و صدها دستخط و امضاهای او طی سالیان در سازمان مجاهدین خلق ایران، رو نکند؛
توبرة چرندیات و خورجین خزعبلات از هم می درد و او دیگر مصرفی برای اربابان وزارت ندارد.
او سال گذشته بر آن بود تا طبق نوشتة خودش از بریدگان مجاهدین ” بزرگترین سازمان سیاسی خارج ازکشور“را تشکیل بدهد(!) اکنون پس از یک سال به ”تغییرات از درون نظام“ چشم دوخته و می‌نویسد: ” وجود مسائل و مشکلات متعددی در اپوزیسیون رادیکال [بخوانید اپوزیسیون برانداز و خواهان سرنگونی رژیم ولایت فقیه]، موجب استمرار بقای نظام جمهوری اسلامی از یک طرف و بی اعتمادی بخش قابل توجهی از مردم به اپوزیسیون و چشم دوختن به تغییرات از درون نظام شده است“.
باد و بلوف سفیهانه در باره ”استمرار بقای نظام“ به‌خاطر” مشکلات متعددی در اپوزیسیون رادیکال“ و سخن گفتن بچگانه به نمایندگی از ”بخش قابل توجهی از مردم“ که کرم مرداب را هم به خنده می‌اندازد، نمی تواند ناشیگری در روکردن دست را بپوشاند.
آن روی سکة وزارتی تشکیل ” بزرگترین سازمان سیاسی خارج کشور(!)“ از بریدگان مجاهدین ،به‌طور قانونمند چشم دوختن و سر درآوردن از میانة رژیم است. تجسس و جاسوسی وقفه ناپذیر برای دست یافتن به مسئول شورای ملی مقاومت لازمة همین شیرجة ”میانه روانه“ به اندرون نظام است تا از دست دشمن اصلی خود خلاص شوند. ارجاع دادن خلایق به ”درون نظام “ ولایت فقیه، طرح و برنامة همین رژیم و مزدوران گوناگون وزارتی و هدف اصلی چرندبافی و اکاذیب پیشین و غایت همة پشت هم اندازیها وجفتک پرانی و لجن پراکنی بر ضد خط سرنگونی است.
به همین خاطر بود که تلویزیون شبکة یک رژیم در ۳۱ اردیبهشت۹۲ به استمالت از مزدور کمربسته پرداخت و اعلام کرد : ”یکی از اعضای ارشد پادگان متروکه اشرف که حالا با گروهک تروریستی منافقین زاویه پیدا کرده است راز بزرگی را فاش می‌کند. این فرد که ایرج مصداقی نام دارد با نگارش مقاله ای به نام مکاتبات من با ابوالقاسم رضایی از اعضای اصلی گروهک منافقین در سال ۸۸ فیلمهایی را یادآوری می‌کند که در اشرف با حضور اعضای منافقین ضبط شده و به‌نام تصاویر اغتشاشات عاشورای ۸۸ شهر مشهد منتشر شده است“.
همزمان، مزدور در هم شکسته ابراهیم خدابنده از داخل اطلاعات آخوندی و ”دانشگاه اوین“ در سایت شناخته شدة وزارت بدنام (نجات ۳۰ اردیبهشت۹۲) نوشت: ”نامة افشاگرانة نسبتا طولانی آقای ایرج مصداقی از جداشدگان سازمان مجاهدین خلق به رهبر این سازمان مسعود رجوی “را ”به آقای مصداقی تبریک می‌گویم و.. به نوبة خود از ایشان قدردانی می‌کنم “.
در همین ”تبریک“، سؤالات ممتحن ”دانشگاه اوین“ که مصداقی رله کننده و پژواک یکایک آنهاست، این بود که ” آیا این سازمان یک نیروی اصیل اپوزیسیون جمهوری اسلامی به شمار می‌رود؟ آیا رهبری این سازمان به اصول استقلال و آزادی انقلاب مردم ایران پایبند است؟ آیا در داخل این سازمان ذره یی روابط دموکراتیک برقرار می باشد؟ آیا رهبر این سازمان مسعود رجوی واقعا یک رهبر سیاسی محسوب می‌شود؟ آیا رهبر این سازمان انتقاد پذیر است و ظرفیت مخالفت را دارد؟ آیا اعضای سازمان حداقل در برخی زمینه ها حق انتخاب دارند؟ آیا به همان سادگی که می‌شود عضو این سازمان شد می‌توان از آن جدا گردید؟ آیا کسانی که به هر طریق عضو این سازمان می‌شوند از پیش نسبت به همة ضوابط و نحوة اداره و مناسبات درونی آن آگاهی دارند؟ آیا می‌شود با این سازمان و مسعود رجوی مخالفت کرد و مزدور وزارت اطلاعات ایران نامیده نشد؟ آیا …آیا…
پاسخ من و بسیاری دیگر که از این سازمان[در دانشگاه اوین!] جدا شده اند به این سؤالات و از این دست پرسشها قطعا منفی است و اگر چنین است باید با همین مفروضات با آن تنظیم رابطه کرد. من بر اساس تجربه و مطالعه ۱۰ سال گذشته [در دانشگاه اوین!] قویا باور دارم که اگر در ذهن ذره یی شکاف در این خصوص موجود باشد و احیاناً کوچکترین تصوری در این رابطه که شاید جواب یک یا چند سؤال مشابه آنچه ذکر شد می‌تواند به میزانی مثبت باشد قطعا قافیه را باخته ایم…“ (سایت نجات،وزارت اطلاعات-مزدور ابراهیم خدابنده ۳۰ اردیبهشت۹۲).
مزدوران قطعا قافیه را باخته اند . روز بزرگ عدالت و قانون برای دژخیمان و مزدوران وزارت شکنجه و کشتار نیز، قطعا فرا می رسد .
سند ضمیمه، سند رسمی کالبدشکافی جنازه ”مجهول الهویه“ به تاریخ ۲۷ فوریه ۲۰۱۴ در پزشکی قانونی عراق، سند نحوه قتل وهم‌چنین تعیین تکلیف پوشاک خائن خودفروخته و در عین حال سند انکارناپذیر یاوه گویی و مزدوری تواب تشنه به خون است.
سند پزشکی قانونی به روشنی نشان می‌دهد که تواب تشنه بخون، نکته به نکته سناریوی وزارت اطلاعات را پژواک داده است.
مدیریت پزشکی قانونی عراق در تاریخ ۲۷ فوریه ۲۰۱۴ یعنی ۱۸۰ روز بعد از جنایت؛
-برخلاف مزدور مصداقی، که مدعی است ”مقامات عراقی“ با در دست داشتن نمونه DNAساکنان اشرف ”به هویت مسعود دلیلی به عنوان یکی از ساکنان اشرف پی بردند “ ، کماکان از جنازه او به عنوان ”مجهول الهویه“ نام می‌برد.
-برخلاف مزدور مصداقی، که مدعی است ”شلواری که پای اوست شلوار یشمی رنگ یکان هوایی مجاهدین است“، تصریح می‌کند پوشاک دلیلی”شلوار سیاه و پیراهن سربی و زیرپوش سفید و سیاه و جورابهای سربی رنگ( متعلق به پلیس) “ بوده است.
-برخلاف مزدور ایرج مصداقی، که مدعی است ”عاملان سوزاندن چهرة مسعود دلیلی گلوله و مواد منفجره و نارنجک در اختیار نداشتند“، تصریح می‌کند که ”علت مرگ، پارگیها و خونریزیها بر اثر اصابت گلوله های نفوذ کرده“ و پوست کنده شدگیهای روی بدن ” غیر بیولوژیک“ یعنی بعد از شلیک گلوله ها و مرگ صورت گرفته است.
به وضوح پیداست که همان دژخیمانی که به خائن خودفروخته لباس ویژة پلیس عراق پوشاندند و برای انجام مأموریت و کشتار مجاهدین به اشرف فرستادند، او را ، پس از مصرف، با ۳ گلوله کشتند و صورتش را هم پوست کندند.
شورای ملی مقاومت ایران
کمیسیون امنیت و ضد تروریسم
اول مرداد ۹۳
ترجمة سند پزشکی قانونی عراق به تاریخ ۲۷ فوریه ۲۰۱۴
بسم الله الرحمن الرحیم
جمهوری عراق
وزارت بهداری
( دفتر وزیر)
انستیتو پزشکی قانونی
شماره : ۶۱۵۳
تاریخ : ۲۷ /۲/۲۰۱۴
شماره فنی: ۱۴۴۴۴ در ۸/۹/۲۰۱۳
به / مرکز پلیس کمپ عراق جدید
عطف به نامه درخواست کالبدشکافی شماره ۶۹۴۸ در تاریخ ۲/۹/۲۰۱۳ ، ذیلاً گزارش کالبدشکافی پزشکی قانونی مربوط به متوفی ( مجهول الهویه ) آمده است. خواهشمندیم از آن مطلع شوید… با سپاس
ملاحظه: این گزارش را در داخل پاکتی که مهر وموم شده است برای شما میفرستیم.
امضا
از طرف/ دکتر منجد صالح الدین علی رضا
مدیر انستیتو پزشکی قانونی
دکتر خالد مجید لفته
پزشک قانونی مشورتی
۲۰ / ۲/ ۲۰۱۴
گزارش کالبد شکافی پزشکی قانونی
من امضا کننده زیر ” کمیته پزشکی” اقدام به معاینه پزشکی قانونی جهت کالبدشکافی جسد ( مجهول الهویه) در ساعت ۰۸ صبح روز ۸/ ۹/ ۲۰۱۳ نمودم ونتیجه به شرح زیر بود:
توصیف بالینی جسد:
سن: ………….. جنس: مرد قد: ۱۶۵ سانتیمتر رنگ پوست : گندمی رنگ موی سر: سیاه رنگ موی صورت :
چشمان : سیاه لکه های ناشی از مرگ: از بین رفته تورم جسد: متوسط هیکل: متوسط ترشحات ناشی از مرگ: از بین رفته پوشش: شلوار سیاه و پیراهن سربی و زیرپوش سفید وسیاه و جورابهای سربی رنگ ( متعلق به پلیس)
خال کوبی یا نشانه های منحصر به‌فرد : ………….
آسیب های خارجی
۱-محل ورود گلوله به صورت دایره یی شکل شماره (۱) به قطر نیم سانتیمتر روی گونة راست و محل خروج گلوله به صورت بیضی در ابعاد ۲×۱ سانتیمتر درسمت چپ لب بالا .
۲- محل ورود گلوله به صورت دایره یی شکل شماره( ۲) به قطر نیم سانتیمتر درسمت راست نوک پستان راست و محل خروج آن یک جراحت نامنظم به ابعاد ۵/۱ × ۱ سانتیمتر در پایین لبه بیرونی سمت چپ سینه
۳- محل ورود گلوله دایره یی شکل شماره ( ۱) به قطر نیم سانتیمتر در وسط سمت جلوی بازوی چپ ومحل خروج گلوله به صورت بیضی با ابعاد ۵/۱ × ۱ سانتی متردر پشت آرنج چپ.
۴- پوست کنده شدگیهای غیر بیولوژیک روی بدن [بعد از مرگ]
سر:
پوست سر: متورم و بدون آسیب
آرواره و چانه : بدون اثر شکستگی
جمجمه ومغز: متورم بدون آسیب
استخوانهای صورت: پارگی لب بالا ( درسمت چپ)
شانه واطراف آن: ……….
سینه ودیافراگم : خون جمع شدگی در دیافراگم به میزان زیاد
استخوان سینه: بدون اثر شکستگی
نای وقلب : پارگی ریه های راست و چپ
دو ریه و پوسته آن: ………………………
پرده دیافراگم شکم: ………………
شکم و داخل شکم: خون جمع شدگی در داخل به میزان زیاد
روده ها و طحال: پارگی طحال و روده ها و معده حاوی مایع تیره رنگ
معده و روده ها: ……………
کبد وطحال ولوزالمعده: ………….
دوکلیه و کبد: …………….
رحم ومتعلقات آن:
اعضای تناسلی :
ستون فقرات و استخوان لگن: پارگی بافتهای نرم ورگهای خونی آرنج چپ و در مچ چپ
دو طرف بالاتنه : ………….
دو طرف پایین تنه : ……………
آزمایشهای تکمیلی ونتایج آن و بررسیها:
نتیجه گیری:
۱- از اوصاف مشاهدات کالبدشکافی در جنازة متوفی ( مجهول الهویه) پیداست که علت مرگ، پارگیها و خونریزیها بر اثر اصابت گلوله های نفوذ کرده است.
۲- مسافت شلیک گلوله: با توجه به تورم متوسط موجود در جسد، امکان اظهار نظر در مورد فاصله شلیک کلیه گلوله ها وجود ندارد.
۳-سمت شلیک : اولی: پشت جلو- بالا پایین – راست چپ
دومی : پشت جلو – بالا پایین – راست چپ
سومی: پشت جلو – بالا پایین – کمی چپ راست
۴- با توجه به خروج گلوله های شلیک شده از جسد امکان اظهار نظر درمورد نوع و کالیبر سلاح مورد استفاده وجود ندارد.
محل امضا-عضو
محل امضا-عضو
محل امضا-رئیس کمیته
پزشکان انستیتوی پزشک قانونی
/ / ۲۰۱۴