۱۳۹۷ فروردین ۱۰, جمعه

شریعت شاعرکی تواب که حاکم شرع خمینی برای ممنوعیت ترانه سرودها میشود اسماعیل بی وفایغمایی


کتاب «سمفونی مقاومت، ترانه سرودهای مجاهدین»، به‌قلم محمد سیدی کاشانی

https://bit.ly/2pPWL1d

فصل سوم، شریعت توابان درباره دعاوی یکی توابان و ریزه‌خواران ولایت فقیه (اسماعیل یغمایی) عنوان شده که تا ربع قرن پیش در ساختن بخشی از شعرهای ترانه‌ها و سرودهای مجاهدین مشارکت داشته پس از آن مسیر بریدگی و خیانت را تا آستان بوسی توأمان شیخ و شاه طی کرده است.

 Ø¬Ù„د کتاب سمفونی مقاومت- ترانه سرودهای مجاهدین- محمد سیدی کاشانی

معرفی کتاب «سمفونی مقاومت، ترانه سرودهای مجاهدین»، به‌قلم محمد سیدی کاشانی
«سمفونی مقاومت، ترانه سرودهای مجاهدین»، نام کتابی است که در اسفند ۱۳۹۶ به‌قلم محمد سیدی کاشانی، از پرسابقه‌ترین اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران، منتشر شده است. 
کتاب، مهم‌ترین ترانه‌ها و سرودهای مجاهدین را، از زمینه‌های تاریخی و مبارزاتی و خاستگاه‌های عاطفی و احساسی آن تا فرآیند ساخته‌ شدنش را در بستری از خاطرات مقاومت در زندان‌های شاه، دوره مبارزه سیاسی مجاهدین علیه خمینی و دوران مقاومت مسلحانه و پایداری در اشرف و لیبرتی توضیح می‌دهد و از مقاومت و آزادی که گوهر بنیادین تمام این آثار هنری است در برابر توابان و تسلیم‌طلبان دفاع می‌کند.
«سمفونی مقاومت …» در فصل اول، «سیری در ترانه‌ها و سرودها…» است: «تلاش می‌کنم با شرح مختصری نشان دهم که یک سرود یا یک ترانه، از موضوع آن‌که فدا و عزم و جانبازی و عشق به مردم است و از انگیزه و شور و شوقی که برای آفریدن آن لازم است و از احساسی که در آن هست و شکل‌گیری کلمات و نغمه‌ها را باعث می‌شود تا ارادة ساخت آن و امکانات آهنگسازی و اجرا و هزینة تنظیم و تولید آن و امکانات پخش و انتشار آن‌که توسط سازمان فراهم می‌شود، همه و همه یک کل یکپارچه است و تماماً مرهون سازمان و عزم آن برای مبارزه و مجاهدت»
سپس خصلت جمعی کار هنری را تشریح می‌کند و از این‌جا به‌‌جایی که نخستین ترانه‌ها خلق شد برمی‌گردد:‌ زندان اوین و اولین شب‌های شعر در اوین. این نقطه شروع گذری دلنشین بر تکوین موسیقی مقاومت است که هر قطعة آن یاد شهیدی یا نشان پایداری و نبردی را بر خود دارد.
در فصل دوم، که «پایداری ۱۴ ساله در اشرف و لیبرتی» است، نویسنده نشان می‌دهد که در شرایط محاصره اشرف و لیبرتی و زیر حملات سنگین مزدوران ولایت‌فقیهولایت‌فقیهولایت‌فقیه خلق آثار موسیقی نه‌تنها محدود نشد بلکه تکامل یافت. این فصل نمونه‌های کم‌نظیری را به‌دست می‌دهد که چگونه برخی ترانه‌ها درست در کوران حملات وحشیانه دشمن و در شرائط یک پایداری خونبار خلق شده است. سیدی کاشانی با آوردن این‌ نمونه‌ها، «چشمه‌سار ایده‌های ما» را معرفی می‌کند. توضیح می‌‌دهد:‌ این لحظه‌ها «به نظر من قیمتی‌ترین فرصت‌های سازنده آثار هنری است. این لحظه‌ها که در تقاطع عوامل گوناگون حرکت تاریخ شکل می‌گیرد، در ذهن هر هنرمندی که در معرضش باشد، جرقه‌هایی ایجاد می‌کند که می‌تواند به تولید آثار ماندگار منجر شود. اما خود این لحظه‌ها و فرصت‌ها…، ناب‌ترینش از رنج و خون انسان برمی‌خیزد. به‌ویژه از کشاکش میان انسان به‌پاخاسته با هیولای تیره‌روزی و اجبار. ایده‌ای که از این کشاکش‌ها برخاسته باشد (و نه از بازی‌های ذهنی یا برای عرضه به بازار) و سپس در یک اثر هنری بالغ شود و مایه انگیزش خود را در ساحت عاطفه‌ها و احساس‌ها بازنمایی کند، همان اثری است که بر دل‌ها می‌نشیند و ماندگار است».
فصل سوم، «شریعت توابان»، روشنگری ویژه‌یی است درباره دعاوی یکی توابان و ریزه‌خواران ولایت فقیه علیه ترانه‌ها و سرودهای مجاهدین. این دعاوی از جانب کسی(اسماعیل یغمایی) عنوان شده که تا ربع قرن پیش در ساختن بخشی از شعرهای ترانه‌ها و سرودهای مجاهدین مشارکت داشته پس از آن مسیر بریدگی و خیانت را تا آستان بوسی توأمان شیخ و شاه طی کرده است. در سال‌های اخیر، نامبرده به‌رسم حاکمان شرع خمینی، حکم ممنوعیت ترانه‌ سرودهای مجاهدین را صادر کرده بود.
نویسنده «سمفونی مقاومتمقاومت …» براساس تجربه و مشاهدات طولانی خود، هم چنین برپایه دلائل اخلاقی، سیاسی، حقوقی و نیز قوانین بین‌المللی پوچی دعاوی این شخص را نشان می‌دهد .
نویسنده بر این نکته مهم تأکید می‌کند که مدعی «خواهان حق‌الزحمه نیست. زیرا ده‌ها برابر آنچه را مستحق آن بوده دریافت کرده است. …. خواستش این است که حتی ترانه سرودهای مجاهدین هم ـ که در فضای خود آن‌ها و متعلق به خود آن‌هاست و تمام مخارج آن را به تمام و کمال پرداخته‌اند ـ مانند سنگ‌های مزارشان نابود شود.
اگر یغمایی با این خوی منهدم‌کننده که حکام شرع خمینی را تداعی می‌کند، هم‌سرشتی و همراهی نداشت، باید می‌گفت:‌ من با هزار انتقاد به مجاهدین، خواستار حفظ و شکوفایی دستاوردهای هنری و سیاسی و اجتماعی آن‌ها هستم».
فصل چهارم «یادی از شاعران شهید» است، از ترانه‌سریان شهیر تاریخ معاصر تا سرایندگان سروده‌ها یا ترانه‌های مجاهدین که «بهرغم مواجهه با انواع مرارت‌ها تا آخرین دم حیات، از وفاداری بهمردم و آرمان آزادیخواهانة آنان پا پس ننهادند».
فصل پنجم که «قوانین بین‌المللی» است، توضیحی درباره قوانین مربوط بهحفاظت از حق نسخهبرداری و مالکیت آثار هنری مشهور به«کنوانسیون بِرن». این فصل مکمل فصل‌ سوم است.
در «سخنی با موزیسین‌های جوان» که فصل ششم کتاب است، سیدی کاشانی از ضرورت هنر پایداری می‌نویسد؛ از «سمفونی مقاومت؛ موسیقی شریف‌ترین امیدها و آرمان‌های بشری» و به‌موزیسین‌های جوان می‌گوید: «هرگز از رؤیاهای خود دست برندارید. باغم و یأس بجنگید. امید به ساختن دنیایی بهتر را زنده نگه‌دارید. خلاف جهت رودخانه شنا کنید. این کار ساده‌ای نیست؛ اما قوای به‌بندکشیده را آزاد می‌کند برای تغییر کردن و تغییر دادن. روزی هم که انسان در سرآغاز تاریخ آگاهی خود به هنر رو آورد زمانی بود که به فکر تغییر افتاد».
ضمیمه کتاب دربرگیرنده اسناد و نوشته‌هایی است که مسیر عبرت انگیز شاعری را نشان می‌دهد که پس از سلسله‌یی از بریدگی‌ و عهدشکنی پی‌درپی به‌توابگری روی آورد و دست آخر در برابر شیخ و شاه زانو زد.
گوهر اساسی تمام این فصل، نکته‌یی است که سیدی کاشانی در مقدمه کتاب خود آورده است: «آنچه من در نگارش این سطور در نظر داشته‌ام، دفاع از پیام‌ها و کلمات حقه‌ای است که ترانه‌ها، سرودها و سروده‌های این چند دهه حامل آن بوده است؛ دفاع از کلمه مقاومت، کلمه آزادی، یا: صدق، فدا، برابری، تسلیم‌ناپذیری، ۳۰ خرداد، ارتش آزادی‌بخش، سرنگونی و انقلاب».

۱۳۹۷ فروردین ۹, پنجشنبه

مزدوری ادامه دارد حتما بخوانید تریتا پارسی ونایاک


هم وطنی نوشته بود
فراترازخودفروخته -خودی ندارند بی هویت هستند.کثافتخوارولایت فقیه ولیسندگان دست خون چکان ان هستند.مردم توی کارتن ها وقبرها میخوابندکارگران گرسته اند اینها آن سوی دنیا برای حفط ولایت پارس می کنند

#خودفروخته_سیاسی#خودفروخته_سیاسی #نایاک#نایاک#نایاک #shut_up_niacshut_up_niac #براندازم #براندازم


لذا مقاله ضمیمه قدیمی است از این قماش تریتا پارسیتریتا پارسی را مجدد برای همه گذاشتم
چون مزدوری کهنه نمیشه خبرها کهنه میشه ولی مزدوری ادامه دارد

https://bit.ly/2GfgRsN
خدابندهخدابنده و تريتا پارسي توطئه عليه اشرف
حتما به  این لینک مراجعه کنید 


آیا راه قدس و کربلا از کانادا میگذرد به این نوشته حتما مراجعه نمایید

آیا راه قدس و کربلا از کانادا میگذرد🤔 محمد علی آهنگران ،پسر صادق آهنگران، به کانادا مهاجرت کرده،عبا و عمامه رو فعلا بی خیال شده😏
ایشون فرزند آهنگران است که با صدای ناهنجارش چقدد جوان را  به جبهه های خمینیخمینی ساخته فرستاد واز کشته ها پشته ها ساخت لعنت
حال فرزندش را ببینید
شعار ملت که میگویند ملت گدایی میکند و آقا  خدایی آیا درست نبود
آیا باید وضعیت مردم ایرانایران ما به این صورت با شد واین نامردان این طور
این پلیدان را باید افشا کنید
ما افشا کننده همه این قماش هستیم از مدل انجمن نجاست اطلاعات تا این تحفه ها

۱۳۹۷ فروردین ۶, دوشنبه

مزدوران هم نوا با اطلاعات آخوندی را بشناسید

حجت سیداسماعیلی از مزدوران #سرکوب# قیام ایران

http://bit.ly/2oxyPPd

در #ايران #افشاگر مزدوران را بهتر بشناسيد
حجت سيداسماعيلي مزدور مفلوک اطلاعات آخوندي
http://bit.ly/2BS4svw

http://bit.ly/2eO0NC7

#سرکوب# قیام ایران، تحت حاکمیت #خامنه‌ای #نقض حقوق بشر در قانون اساسی نهادینه شده است و #سرکوب زنان به بهانه بدحجابی و … از جمله صحنه‌های نقض حقوق بشر در ایران تحت حاکمیت مذهبی ملاهاست.
روز ۱۲بهمن۹۶، خبرگزاری فارس متعلق به سپاه پاسدارانسپاه پاسداران اعلام کرد که نیروهای سرکوبگر ۲۹تن از زنان را در تهران در راستای امنیت اجتماعی به خاطر نداشتن حجاب دستگیر کرده است و جلادان قضاییه آخوندی با مشخص کردن وثیقه‌های سنگین و غیرقابل پرداخت، از آزادی بازداشت شدگان سر باز می‌زند.
روشن است که این اقدامات سرکوبگرانه به دلیل ترس و وحشتی است که در اثر قیامی که از ۷ دی شروع شده است، سرتاپای نظام آخوندی را فرا گرفته است و شعارهای براندازانه قیام کنندگان از جمله مرگ بر خامنه‌ای و مرگ بر دیکتاتور و یا بترسید بترسید ما همه با هم هستیم، همچنان ناقوس مرگ رژیم را در گوش‌های آنها بصدا درآورده است.
بنابه اظهارات نویسنده فرانسوی در روزنامه لوموند در تاریخ ۱۲دیماه۹۶ که در مقایسه با قیام ۸۸ نوشته است: «… اینبار کلیه اظهارات مقامات رژیم نشان می‌دهد که اردوی ترس تغییر کرده است: آنکه می ترسد حکومت است، نه مردم»، در چنین وضعیتی تمهیداتی که حاکمیت آخوندی با مددگیری از توابان مامور به خدمت در وزارت اطلاعات که ناگزیرند مجیز نظام پوسیده و روبه زوال را بگویند، بسیار تماشایی و عبرت انگیز است. از جمله یکی از این توابین مامور در وزارت اطلاعات خامنه‌ایخامنه‌ای، حجت سیداسماعیلی است که بنا به وظیفه، به دفاع از سرکوبی زنان توسط رژیم جنایتکار آخوندی پرداخته و پاچه مجاهدین را گرفته که چرا دنبال براندازی نظام هستند و «یک فضای خشونت آمیز» ایجاد نموده اند؟ وی می نویسد «هدف مجاهدین تنها یک چیز است؛ ایجاد این مطالبه در زنان ایرانی و سرکوب آنان توسط دولت. تا با ایجاد یک فضای خشونت آمیز، مجاهدین بتوانند به اهداف براندازانه خود برسند». (ایران دیدبان۱۹بهمن۹۶)
دفاع خفت بار این تواب در خدمت اطلاعات از تمامیت نظام فاسد آخوندی به رغم کودنی در فهم پیشرفت وقایع، نشان می‌دهد که این یکی را خوب با پوست وگوشت خود لمس کرده‌اند که زنان و جوانان در برپایی قیام در همه شهرهای بپاخواسته در سرتاسر میهن، به اعتراف سرکردگان سپاه جهل و جنایت، نقش تعیین کننده داشته اند و مجاهدین نیز در هدف براندازی، آنقدر مصرند که هیچ لحظه و ثانیه ای را از دست نخواهند داد.
م. صادقی- اسفند۹۶
بیشتر بخوانید
حجت سیداسماعیلی مزدور مفلوک اطلاعات آخوندی

تلویزیون حکومتی قیام سراسری و مجاهدین را دشنه تیز بر پهلوی نظام آخوندی توصیف کرد

مریم رجوی

تلویزیون حکومتی قیام سراسری و مجاهدین را دشنه تیز بر پهلوی نظام آخوندی توصیف کرد

 راهپیمایی کشاورزان به_جان_آمده علیه دجالیت آخوندها

تلویزیون حکومتی در بررسی تحولات سال گذشته، قیام سراسری و مجاهدین را آشوب و آشوبگری با رنگ براندازی و دشنه تیز بر پهلوی نظام آخوندی توصیف کرد و گفت:

تقویم سال گذشته ایران در برخی از روزها شاهد تیزی دشنه دشمن بر پهلوی کشور مان بود، آنجاهایی که برخی با سو استفاده از احساسات یا مطالبات بعضاً بحق مردم سعی در گرفتن ماهیهای خودشون از آب گل آلود آشوب داشتند.
گوینده تلویزیون رژیم: هر ساله در کشورمان مانند همه کشورهای آزاد تجمعات و راهپیماییهای صنفی و مردمی با مجوز نهادهای رسمی و قانونی و گاهی به‌صورت خودجوش و مقطعی در اعتراض به کاستیها و پیگیری مطالبات از دستگاهها و مسئولان برگزار می‌شود، اما تجمعات سال گذشته در مقطعی مورد طمع ورزی دشمنان واقع شد.
(صحنه‌های اعتراضات) همزمان با این تجمعات در چند شهر کوچک حرکتهایی مشکوک آغاز شد، حرکتهایی که بیشتر رنگ امنیتی و براندازی داشت تا پیگیری مطالبات واقعی مردم.
تفاوت میان شعارهای مردم در آغاز تجمعات معیشتی و صنفی با شعارهای روز بعد شاهد این ادعا بود.(شعار مرگ بر گرانی)
بلافاصله فاز دوم اغتشاشات با حمایت آشکار حامیان آشوبگران کلید می‌خورد…
مریم رجویمریم رجوی: همه هموطنان در سراسر ایران را به برخاستن و پیوستن به این خیزش فرا می‌خوانم.

۱۳۹۷ فروردین ۳, جمعه

دستگیری دو عامل اعزامی رژیم آخوندی پایتخت آلبانی به اتهام تروریسم



دستگیری دو عامل اعزامی رژیم آخوندی پایتخت آلبانی به اتهام تروریسم

https://bit.ly/2IJ45nO
  Ø³ÙØ§Ø±Øª رژیم آخوندی در آلبانی 
رسانه های البانی روز ۲۲مارس (دوم فروردین ۹۷)گزارش کردند : دو ایرانی به اتهام تروریسم در تیرانا دستگیر شدند. پنجشنبه صبح دو تبعه ایران که مشکوک به فعالیت تروریستی هستند دستگیر شدند. آنها در بیرون مرکز جهانی بکتاشی ها درست قبل از این که مراسم جشن سطان نوروز شروع شود دستگیر شدند. 
این دو ایرانی که توسط سرویس اطلاعاتی کشور و واحد ضد تروریسم در پلیس کشور دستگیر شده اند با اسامی مخفف ف. ز ۶۵ ساله و س. م. ۵۹ ساله هستند. در لحظه دستگیری آنها در حال عکس گرفتن بودند و به پلیس ضدتروریسم وسایر افسران گفتند که آنها خبرنگار هستند و به دعوت مرکز جهانی بکتاشی ها آمده اند.
یکی از میهمانانی که به مراسم بکتاشی ها دعوت شده بود به شرط ناشناس ماندن گفت: نفرات گارد جمهوری عکس نفراتی که پتانسیل خطرناک بودن را دارند در دست داشتند چرا که آنها میخواستند از شخصیت های مهمی که در مراسم جامعه بکتاشی ها شرکت کرده بودند حفاظت کنند.
براساس اطلاعات اولیه ای که بدست آمده این دو ایرانی چند روز قبل از طریق فرودگاه ریناس بدون هیچ مشکلی از کنترل پلیس گذشته و به آلبانی آمده بودند. این دو تبعه ایران برای تحقیقات بیشتر توسط آژانس های ضد تروریسم آلبانی و به دنبال دریافت اطلاعات از شرکای بین المللی که آنها تمایل به انجام کار تروریستی در کشور ما دارند دستگیر شده اند».
رسانه های آلبانی زیر عنوان « زیر نظر داشتن ۱۰ نفر مظنون به تروریسم» ، افزوده اند:
از اوائل ماه مارس آژانس های اطلاعاتی و ضد تروریسم ۱۰ نفر را که گفته میشود میتوانند فعالیت تروریستی در آلبانی را سازماندهی کنند را زیر نظر دارند. تمامی ایرانی هایی که وارد آلبانی میشوند در مرز و در مدتی که در کشور اقامت دارند تحت کنترل وسیع قرار میگیرند. آژانس های اعمال قانون در کشور بطور خاص نگران افراد ایرانی هستند که توسط سرویس های مخفی تهران ممکن است بکار گرفته شوند تا بتوانند دست به اقداماتی برای صدمه زدن به حفاظت ۳۰۰۰ نفر مجاهدین ایرانی پناهنده در آلبانی بزنند.
*****
در ارتباط با توطئه های حکومت آخوندی علیه مجاهدین در آلبانی توجه خوانندگان را به اطلاعیه ۱۰ روز قبل دبیرخانه شورای ملی مقاومت (به تاریخ ۲۲اسفند۹۶) جلب می کنیم:
شوی به‌اصطلاح فرهنگی گشتاپوی ملایان برای توطئه علیه مجاهدینمجاهدین در آلبانی
وزارت اطلاعاتوزارت اطلاعات آخوندها و مأمورانش در سفارت رژیم در آلبانی در پوش فعالیت‌ها و جلسات فرهنگی در تهران و تیرانا و با به‌کار گرفتن مزدوران پیشانی سیاه خود تلاش می کنند علیه مقاومت ایران و سازمان مجاهدین خلق ایرانسازمان مجاهدین خلق ایران در آلبانی به توطئه و لجن‌پراکنی و پخش اطلاعات دروغ بپردازد. در حالیکه رژیم آخوندی از هر سو با خیزشها، اعتراضات و اعتصابات در سراسر کشور محاصره شده است، بیش از هر زمان دیگر به توطئه علیه اپوزیسیون اصلی خود نیازمند است.
یکی از آخرین نمونه‌ها برگزاری جلساتی تحت عنوان بزرگذاشت نعیم فراشری شاعر فقید قرن نوزدهم آلبانی در روزهای ۱۴و ۱۵ اسفند(۵ و ۶مارس۲۰۱۸) در تهران بود. اطلاعات و سفارت رژیم شماری از اتباع آلبانی و کشورهای بالکان را تحت عنوان دانشگاهیان و خبرنگاران برای شرکت در این جلسات به تهران برده بودند.
بنا به سایت‌های وزارت اطلاعات در این جلسات مزدوران پیشانی سیاهی مانند ابراهیم خدابنده، به عنوان نماینده انجمن نجات، شعبه وزارت اطلاعات، در صحبت با شرکت‌کنندگان آلبانیایی مدعی «تهدیدات امنیتی» مجاهدین برای «بالکان و خصوصا آلبانی» شده و با تکرار دروغهای مسخره از «گرفتار بودن» فرزندانشان در دست سازمان مجاهدین شکایت کردند و خواستار «تسهیل سفر خانواده ها به آلبانی جهت دیدار با عزیزانشان» شدند.
به نوشته همین سایتها در روز ۱۵ اسفند شماری از افراد آلبانیایی به محل انجمن نجات برده شدند و با تعدادی دیگر از مزدوران وزارت اطلاعات تحت عنوان اعضای خانواده های مجاهدین یک روز کامل دیدار و همان دروغهای مسخره علیه مجاهدین را تکرار کردند.
http://www.nejatngo.org/fa/posts/24973
این همان سناریوی جنایتکارانه اطلاعات و نیروی قدس علیه مجاهدین در عراق است. در حالیکه بسیاری از بستگان مجاهدین به‌خاطر ارتباط با فرزندانشان در اشرف، در زندان و تحت شکنجه به‌سر می بردند و در شرایطی که به هیچیک از خانواده‌های واقعی اجازه ورود به عراق داده نمی‌شد، شماری از مزدوران اطلاعات و نیروی قدس تحت عنوان خانواده در مقابل اشرف و لیبرتی به شکنجه روانی مجاهدین مشغول بودند. برخی از افرادی که در شوی ۱۵ اسفند امسال در انجمن نجات شرکت داشتند، همان افرادی هستند که به مدت دو سال (فوریه ۲۰۱۰ تا دسامبر ۲۰۱۱) در شکنجه روانی مجاهدین اشرف با ۳۲۰ بلندگو شرکت داشتند و برخی از آنها هیچ نسبتی با مجاهدین در اشرف و لیبرتی و یا آلبانی نداشته و ندارند.
خدابنده نیز که از ۱۵سال پیش به مزدوری وزارت اطلاعات در آمده است قبل از انتقال مجاهدین به آلبانی با تهدید از خانواده های مجاهدین می‌خواست با وزارت اطلاعات علیه فرزندانشان همکاری کنند. وی در آن سالها بارها به عراق سفر کرد تا مزدوران ایرانی و عراقی رژیم را برای اعمال فشار به مجاهدین در عراق تشویق کند.
اطلاعیه ۶ آذر ۱۳۹۳ دبیرخانه شورا در تشریح مأموریت انجمن نجات علیه مجاهدین در عراق آمده است: وزارت اطلاعات «شماری از مزدوران شناخته شده خود مانند ابراهیم خدابنده را در مهرماه گذشته به عراق فرستاد تا با مزدوران عراقی و سفیر رژیم، پاسدار دانایی فر، دیدار و برای این کارزار شیطانی زمینه سازی کنند…. دانایی فر در روز ۲۴ مهر ماه ۹۳، در دیدار با ابراهیم خدابنده در محل سفارت در بغداد ”قول مساعد داد تا به تلاشهایش برای برقراری ارتباط بین اعضای گرفتار در فرقه رجوی و خانواده هایشان ادامه داده و در این راه از تمامی ظرفیتهای سفارت جمهوری اسلامی ایران در عراق استفاده نماید”».
https://ncr-iran.org/en/ncri-statements/ashraf-liberty/17593
اسناد و جزییات مزدوری ابراهیم خدابنده، برادر و همسر برادرش پیش از این بارها از سوی مقاومت ایران منتشر شده است. گزارش تحقیقی مرکز تحقیقات کنگره و وزارت دفاع آمریکا در دسامبر ۲۰۱۲ چگونگی به مزدوری در آمدن هر سه نفر را تشریح کرده است.
https://fas.org/irp/world/iran/mois-loc.pdf
مزدور ان خدابنده ( سینگلتون) همسر برادر ابراهیم خدا بندهابراهیم خدا بنده در نوامبر گذشته سه بار از سوی وزارت اطلاعات و برای توطئه علیه مجاهدین به آلبانی فرستاده شد.
کمیسیون امنیت و ضد تروریسم شورا در اطلاعیه۱۵ بهمن۱۳۹۶ از اعزام مصطفی رودکی، از مهره‌های سابقه‌دار وزارت اطلاعات به آلبانی به عنوان دبیر اول سفارت رژیم به منظور توطئه علیه مجاهدین خبر داد و افزود برای تسهیل کار رودکی، دو شعبه وزارت اطلاعات به اسامی کانون هابیلیان و مؤسسه دیده‌بان تحت عناوین فرهنگی و مطبوعاتی در آلبانی فعال شده اند. اطلاعیه افزود: آخوند احمد حسینی الست، رایزن فرهنگی سفارت رژیم در آلبانی نیز دست اندرکار توطئه های رژیم در آلبانی و دیگر کشورهای بالکان است. وی نماینده سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی وابسته به دفتر خامنه ای است.
https://ncr-iran.org/en/ncri-statements/terrorism-fundamentalism/24302
از آنجایی که هدف اطلاعات آخوندی از اینگونه اقدامات اعمال فشار و به خطر انداختن امنیت اعضای سازمان مجاهدین در آلبانی است، مقاومت ایران از دولت آلبانی می‌خواهد اجازه ندهد گشتاپوی ملایان و مزدورانش با آزادی عمل به دخالتهای خود در این کشور و توطئه علیه پناهندگان ایرانی ادامه دهد. مصوبه شورای اتحادیه اروپا در آوریل ۱۹۹۷ مقرر کرد که همه مأموران اطلاعات رژیم ایران باید از این کشورها اخراج شوند.
دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران
۲۲ اسفند ۱۳۹۶(۱۳ مارس ۲۰۱۸)
*****
استرون استیونسون نماینده پیشین پارلمان اروپا و هماهنگ کننده کمپین برای ایران آزاد نیز در تاریخ ۲۴اسفند ۹۶(۱۵مارس ۲۰۱۸) طی اطلاعیه یی نسبت به توطئه چینی فاشیسم مذهبی علیه مجاهدین هشدار داد که متن آن را در زیر ملاحظه می کنید:
توطئه علیه اپوزیسیون ایران در زرورق بزرگداشت شاعر آزادیخواه آلبانیایی
رسانه های دیکتاتوری دینی ایران از بزرگداشت نعیم فراشری شاعر معروف آلبانی (۱۸۴۶-۱۹۰۰) در تهران در روزهای ۵ و ۶ مارس خبر دادند. این سئوال مطرح است که چه شده، رژیمی که در آن مستمرا شاعران و نویسندگان یا روانه زندان میشوند و یا تبعید یکباره روح هنری خود را باز یافته است. بهرحال، با نگاه دقیقتر معلوم می شود که بسیاری از شرکت کنندگان در مراسم اعضای انجمن نجات، یک شعبه وزارت اطلاعات که هدف تعریف شده اش متلاشی کردن سازمان مجاهدین است، بودند. دیگر شرکت کنندگان در مراسم تهران، خبرنگاران، فرهنگیان و دانشگاهیان آلبانی و دیگر کشورهای بالکان، از سوی رسانه های حکومتی توصیف شده بودند.
بنا به این گزارشات، اعضای انجمن نجات و خانواده های اعضای PMOI در آلبانی خطاب به آلبانیایی های شرکت کننده در مراسم” تهدیدات امنیتی” مجاهدین برای ”کشورهای بالکان و خصوصا آلبانی” را تشریح کرده و شکایت کرده اند که فرزندانشان در دست سازمان مجاهدین در آلبانی اسیر هستند و خواستار ”تسهیل سفر باصطلاح خانواده ها به آلبانی جهت دیدار با عزیزانشان”شدند.
بعنوان یک نماینده سابق پارلمان اروپا و رئیس سابق هیئت پارلمان اروپا برای رابطه با عراق، من موضوع مخالفان ایرانی یعنی مجاهدین را برای ۱۵ سال گذشته ، از زمانی که در کمپهای اشرف و لیبرتی در عراق بودند تا زمان کنونی که به صورت امن از طریق هوایی به آلبانی منتقل شدند دنبال کردم. نکات زیر قابل توجه است:
در حالیکه قیام مردم ایران که از روزهای آخر۲۰۱۷ شروع شده تهران را از هر سو محاصره کرده است، رژیم ایران ناچار به یافتن طرحها و توطئه هایی شده که بتواند با آنها فشار علیهPMOI و شورای ملی مقاومت ایران بیاورد که از نظر آنها جدیترین تهدید حکومت آنهاست و آنها را مقصر برای تشویق قیام می دانند. رهبر عالی علی خامنه ای و رئیس جمهور حسن روحانی و دیگر سرمداران رژیم بارها تصریح کرده اند که عامل اصلی قیام شبکه مجاهدین داخل ایران است.
یکی از قدیمی ترین توطئة های رژیم در ده سال گذشته ارسال به اصطلاح خانواده های اعضای مجاهدین برای آزار دادن آنها و تهدیدشان تحت این پوش بوده است که آنها بنوعی اقوامشان می باشند، و با این امید که این کار باعث شکنجه روانی و فشار مفرط برای آنها بشود. بسیاری از بستگان واقعی اعضای مجاهدین بخاطر ارتباط با فرزندانشان که قبلا در کمپهای اشرف و لیبرتی در عراق تحت محاصره بودند دستگیر و بعضی ها هم اعدام شدند. اما شماری از مزدوران سپاه پاسداران تروریست و نیروی قدس تحت عنوان خانواده ساکنان از فوریه ۲۰۱۰ تا دسامبر ۲۰۱۱ با ۳۲۰ بلندگو برای توهین و تهدید علیه مجاهدین به صورت ۲۴ ساعته، به شکنجه روانی ساکنان اشرف مشغول بودند. یک مامور کاملا شناخته شده سپاه پاسداران -ابراهیم خدابنده- و بقیه افرادی که تحت عنوان خانواده مجاهدین با ” فرهنگیان و خبرنگاران و دانشگاهیان” آلبانی در مراسم تهران دیدار داشتند، از همان افرادی هستند که در فاصله سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۶ در شکنجه روانی مجاهدین در اشرف و لیبرتی شرکت داشتند.
ابراهیم خدابنده و برادرش مسعود و همسر برادرش ان سینگلتون یک باند شناخته شده هستند که برای رژیم ایران مزدوری میکنند. شهادت وین گریفیث نماینده وقت مجلس عوام انگستان که در ۲۰۰۴ به تهران سفر کرده بود به یک دادگاه در انگلستان و گزارش مرکز تحقیقات کنگره و وزارت دفاع آمریکا در دسامبر ۲۰۱۲ و بسیاری دیگر از اسناد چگونگی به خدمت گرفتن این سه تن توسط وزارت اطلاعات و مزدوری این سه نفر را تشریح میکند
بزرگداشت نعیم فراشری، یک حلقه از توطئه های ایران علیه PMOI در آلبانی است. برخی دیگر از نمونه ها:
• منصوب کردن غلامحسین محمد نیا یک مقام ارشد وزارت اطلاعات به عنوان سفیر در آلبانی
• اعزام مصطفی رودکی یکی از مهره های سابقه دار وزارت اطلاعات به آلبانی به عنوان دبیر اول سفارت
• گسترش بی سابقه پرسنل سفارت بنحوی که در تاریخ روابط دو کشور سابقه نداشته است
• فعالیت دو شعبه وزارت اطلاعات در آلبانی به اسامی کانون هابیلیان و موسسه دیدبان تحت پوششهای فرهنگی
• اعزام آخوند احمد حسینی الست، به عنوان رایزن فرهنگی به آلبانی. او نماینده سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی است که به دفتر خامنه ای وابسته است
• تشکیل جلسات فرهنگی و مذهبی در آلبانی از سوی سفارت و عوامل وزارت اطلاعات، با هدف به کارگیری افراد محلی علیه مجاهدین
• اعزام مزدوران به آلبانی مانند ان سینگلتون که تنها در ماه نوامبر ۲۰۱۷سه بار به آلبانی سفر کرد
• براه انداختن وب سایتها و کانالهای تلویزیونی در آلبانی.
دهها هیات از پارلمان اروپا، پارلمانهای کشوری، کنگره آمریکا، شخصیتهایی اروپایی و آمریکایی از کمپ اشرف در عراق دیدار کرده اند. اکنون بیش از ۳۰۰۰ پناهنده مجاهدین خلق از اشرف و لیبرتی بخاطر انسانیت دولت آّلبانی به تیرانا در آلبانی منتقل شده اند. بنا به تجارب همه ما که سالهاست از نزدیک با PMOI و NCRIو پرزیدنت آن خانم مریم رجوی از نزدیک آشنا هستیم، این مقاومت عمیقا دمکراتیک، مشروع و قدرتمند است و اقشار مختلف جامعه ایران را نمایندگی میکنند. تهران آنها را تنها تهدید جدی خود میداند و علاوه بر سرکوب و شکنجه و اعدام و ترور، سالهاست به شیطان سازی و پمپاژ اطلاعات دروغ علیه آنها روی آورده است. سرویسهای اطلاعاتی اروپایی از جمله در آلمان و هلند و سوئد و نروژ گواهی داده اند که هدف اصلی وزارت اطلاعات در خارج از ایران جمع آوری اطلاعات علیه مجاهدین و شیطان سازی علیه آنهاست.
با توجه به نکات فوق و با توجه به اینکه رژیم ایران به هیچوجه از تعامل بسیار مثبت مجاهدین با مردم و دولت آلبانی، بسیار خشمگین است، جا دارد که دولت آلبانی از این اقدامات سرویسهای اطلاعاتی رژیم ایران علیه مجاهدین و به خدمت گرفتن برخی از شهروندان آلبانی از سوی رژیم آخوندی ممانعت نموده و اجازه ندهد رژیم ایران امنیت و آرامش مجاهدین در این کشور را مختل کند.
استرون استیونسون
هماهنگ کننده کمپین برای ایران آزاد
۲۴اسفند ۹۶(۱۵مارس ۲۰۱۸)

شمارا به شناسایی مزدوران آذربایجان غربی در این مقاله دعوت میکنیم حتما افشاکنید


شناسایی مزدوران آذربایجان غربی در این مقاله دعوت میکنیم 

http://bit.ly/2DTyddu
پادوهاي اطلاعات آخوندي شعبه پوششي  اطلاعات آخوندي در استان آذربايجان غربي

افشای شعبه پوششی وزارت اطلاعات در استان آذربایجان غربی


رژیم جنایتکار آخوندی در مقابل مقاومت سازمان‌یافته مردم ایران، فقط به سرکوب، دستگیری، اعدام, شکنجه و ترور اکتفا نکرده بلکه از یک کارزار شیطان سازی و «جنگ روانی» بر اساس دروغ و دجالیت محض ازجمله در آذربایجان غربی استفاده می‌کند.

وظایف و مأموریت‌های عوامل و مهره‌های وزارت اطلاعات

برخی از مهم‌ترین مأموریت‌های مهره‌های وزارت اطلاعات در پوشش انجمن نجات در آذربایجان غربی به‌قرار زیر است:
۱- اعزام مزدوران آخوندها به سیرک ولایت در اطراف اشرف به‌منظور زمینه‌سازی اقدامات تروریستی علیه مجاهدین و مشروع کردن کشتار آنان.
۲- ارتباط و مراجعه به خانواده‌های اشرفی‌ها برای دروغ‌پردازی علیه مناسبات مجاهدین به‌منظور نامه‌نگاری و جمع‌آوری امضا خطاب به ارگان‌های حقوق بشری
۳- برگزاری نمایش و تجمعات فرمایشی از طرف وزارت اطلاعات به‌منظور دروغ‌پردازی علیه مجاهدین
۴- شرکت در مستندهای سفارشی وزارت اطلاعات
شرکت در سیرک وحوش ولایت تحت عنوان خانواده مجاهدین
حکومت آخوندی از بهمن ۸۸ تا دی ۹۰ با اعزام گروهی از مزدورانش به عراق تحت عنوان خانواده ساکنان اشرف و استقرار آن‌ها در کنار اشرف و با نصب ۳۲۰ بلندگو به‌صورت شبانه‌روزی به جنگ روانی و شکنجه روانی ساکنان مشغول بود. این اقدام ضد بشری به کمک عوامل اطلاعاتی رژیم در سفارتش در بغداد صورت می‌گرفت. هدف از این اقدامات زمینه‌سازی برای اعمال فشار هرچه بیشتر بر مجاهدین و فراهم کردن زمینه حمله و کشتار در اشرف توسط دولت مالکی بود.قادر رحمانی، منصور تنهایی، سعید باقری دربند، ناصر سیدعلی بابایی ازجمله پادوهای وزارت اطلاعات در آذربایجان غربی بودند که هیچ نسبتی با ساکنان اشرف نداشتند ولی برای اجرای مأموریت به این سیرک ساخته و پرداختة وزارت اطلاعات اعزام شدند.
خیمه‌شب‌بازی وزارت اطلاعات در دانشگاه‌های کشور با پادوهای حقیر
وزارت اطلاعات به فاصله کوتاهی پس از خروج نام سازمان از لیست‌های استعماری- ارتجاعی در برخی دانشگاه‌های کشور، نمایشگاه‌هایی را برگزار کرد. در کنار این نمایشگاه‌ها، جلسات ابراز ندامت تعدادی از مزدوران وزارت اطلاعات تحت عنوان پرسش و پاسخ برگزار می‌شد. علاوه بر این تعدادی از مدیران و مهره‌های وزارت اطلاعات هم به‌عنوان مهمان ویژه، در این نمایش‌ها شرکت داشتند.
بعضی از این نمایشگاه‌ها در آذربایجان غربی بود که با بازیگری تعدادی از پادوهای وزارت سرکوب و جنایت تحت عنوان «اعضای سابق مجاهدین» برگزار شد.
صحنه چرخان این نمایش وزارت اطلاعات یک مأمور بدنام به اسم آرش رضایی بود که رسانه‌های رژیم از او با عنوان «مدیرعامل انجمن نجات آذربایجان غربی» نام می‌برند: «مدیرعامل انجمن نجات آذربایجان غربی: نمایشگاه دگردیسی در [مجاهدین] به کار خود پایان داد. این نمایشگاه ماه‌ها قبل قرار بود برگزار شود، اما در فضای کنونی بهترین شرایط برای واکاوی افکار و دیدگاه‌های [کسانی] که نامشان را مجاهد گذاشته‌اند ایجاد شد و با کمک مسئولان ذی‌ربط این نمایشگاه را برگزار کردیم. گفتنی است نمایشگاه دگردیسی [مجاهدین] از ۲۰ تا ۲۵ آذر جاری در مجتمع فرهنگی ارشاد ارومیه برپا بود» (خبرگزاری سپاه پاسداران موسوم به فارس – ۲۷ آذر ۹۱)
مستندهای سفارشی وزارت اطلاعات
یکی دیگر از پهنه‌هایی که وزارت اطلاعات، مأموران و مزدورانش در شعبه آذربایجان غربی را بکار می‌گیرد صنعت جعل و دروغ و سریال سازی و مستندسازی علیه مجاهدین است. بعضی از این مستندهای سفارشی تحت عنوان «پایانی بر پایان» و یا «ملاقات پشت دیوارهای اشرف» و مواردی از این قبیل هستند.
رژیم در وحشت از اقبال اجتماعی مردم، بخصوص نسل جوان به مجاهدین، خودش را به آب‌وآتش میزند و کارزار تبلیغاتی گسترده‌یی علیه مجاهدین به راه انداخته است؛ در جریان این کارزار اهریمنی و در کنار استفاده از انواع شیوه‌های تبلیغاتی و دجالگرانه از نوع آخوندی یا از نوع مدرن که برای مخدوش کردن چهره مجاهدین به خدمت گرفته‌شده، اقدام به ساختن و پخش صدها به‌اصطلاح مستند و سریال تلویزیونی سفارشی و فیلم سینمایی هم کرده است.
همه تبلیغات رژیم علیه مجاهدین بر اساس خط مشخصی که توسط رأس نظام، یعنی ولی‌فقیه و بیت او به همه سردمداران و دستگاه تبلیغاتی رژیم ابلاغ‌شده و بر اساس دستور و رهنمودی که توسط شورای عالی سیاست‌گذاری به دست‌اندرکاران ابلاغ گردیده، صورت می‌گیرد.
شورای عالی سیاست‌گذاری با ابلاغ یک دستورالعمل خطاب به ارگان‌های تبلیغاتی رژیم این خط را داده است که:
-تولید برنامه‌های تلویزیونی برای آگاه کردن مردم مخصوصاً جوانان بی‌اطلاع در صداوسیما با استفاده از بریدگان از طریق وزارت اطلاعات و آقای هاشمی نژاد از کانون هابیلیان
-بسیج خانواده‌های شهدای ترور در داخل و خارج
یکی از روش‌های تکراری و کهنه اطلاعات آخوندی که همیشه هم به کار گرفته، قطار کش کردن مأموران لو رفته وزارت اطلاعات تحت عنوان «اعضای سابق مجاهدین» می‌باشد. هدف شهادت دروغ در مورد تشکیلات و مناسبات درونی مجاهدین و هر چیزی است که به مجاهدین مربوط می‌شود. از همان نوع شهادت‌هایی که رژیم به‌طور وسیعی در جریان پرونده‌سازی ۱۷ ژوئن به کار گرفت و دیدیم که قضاییه فرانسه چطور به همه آن‌ها مهر ابطال زد. همان یاوه‌هایی که وزارت اطلاعات علیه مجاهدین ساخته بود و در ۲۰ دادگاه بین‌المللی در اروپا و آمریکا مشخص شد چیزی جز تکرار دروغ‌های آخوندها نیست.
وزارت جعل و دروغ اطلاعات در این مستندها، ترفندهایی را برای فریب مخاطب بکار گرفت که البته بیشتر باعث رسوایی آخوندها شد: «برای ساخت این مستند اولین کاری که کردیم این بود که با مدیران تلویزیون به توافق رسیدیم که از ادبیات رایج و نگاه رسمی به [مجاهدین] کمی فاصله بگیریم و بتوانیم از زبان کسانی که در مقطعی این [سازمان] را تجربه کرده و در حال حاضر پشیمان هستند، مسائل را در میان بگذاریم و در فیلم ما هیچ فرد حکومتی و دولتی وجود ندارد». (محمد شیشه‌گر- تهیه‌کننده «ملاقات پشت دیوارهای اشرف» –هابیلیان – ۱۶ شهریور ۱۳۸۹)
این فیلم‌ها تماماً با همکاری و مشارکت چندین ارگان و نهاد جنایت و سرکوب رژیم ازجمله وزارت اطلاعات و با امکانات آن‌ها و پول و بودجه دولتی ساخته می‌شوند ولی مدعی هستند «در فیلم ما هیچ فرد حکومتی و دولتی حضور ندارد!».
علت این‌که رژیم می‌خواهد مأموران خودش را به‌عنوان عضو سازمان مجاهدین قالب کند هم همین است، چون می‌داند همین‌که اسم رژیم بیاید، دیگر هیچ‌کس اعتماد نمی‌کند، بنابراین این‌طوری وارد می‌شود تا شاید به خیال خودش مردم را ترغیب به شنیدن حرف‌های عوامل وزارتی بکند ولی سفارشی بودن این‌گونه فیلم و مستندها بر هیچ‌کس پوشیده نیست و دست‌اندرکاران نیز بارها به آن اعتراف کرده‌اند: «زمانی که من این کارها را می‌ساختم بعضی می‌گفتند شما سفارشی ساز هستید. پول دریافت می‌کنید تا حرف جمهوری اسلامی ایران را بزنید». (گودرزی، کارگردان «رؤیای سیاه» – خبرگزاری اطلاعات آخوندی موسوم به مهر – ۶ شهریور ۱۳۹۳)
قابل‌توجه اینکه این حرف‌ها را هواداران مجاهدین به این عمله جعل و تحریف نمی‌زنند، اما کار این‌ها آن‌قدر کثیف و ننگین است که از طرف حتی کسانی که به نظر می‌رسد با این‌ها حشرونشر و آشنایی دارند محکوم و طرد می‌شوند و به آن‌ها گفته می‌شود که شما پول می‌گیرید که این چیزهای سفارشی را بسازید و تحویل بدهید.
اما چرا رژیم بااین‌همه ننگ و فضیحت، باز اقدام به کاری می‌کند که هیچ‌کسی را هم نمی‌تواند گول بزند؟ و این‌قدر هم پول و امکانات صرف این کار می‌کند؟ خیلی ساده مجبور است و اگر این کار رو نکند چکارکند؟!
حرف وزارت اطلاعات در این مستندهای سفارشی که تعدادی از پادوهای اطلاعات آخوندی در آذربایجان غربی ازجمله مرضیه قرصی و غلامرضا شیردم و تعداد دیگری را به جست‌وخیز واداشت چه بود؟!
«گوینده: با وقوع انقلاب اسلامی و آزادی زندانیان سیاسی، رجوی نیز آزاد می‌شود و به‌سرعت به سازمان‌دهی نیروهای پراکنده می‌پردازد». (مستند سفارشی ملاقات پشت دیوارهای اشرف – شبکه یک رژیم – ۲۱ خرداد ۸۹)
«در جریان اغتشاشات سال گذشته [۱۳۸۸] اسم [مجاهدین] بعد از مدت‌ها که خبری از آن‌ها نبود، دوباره در رسانه‌ها مطرح شد… این‌که چنین گروهی بدون هیچ سابقه‌یی در ذهن مخاطب جوان، دوباره مطرح شود، موجب نگرانی فردی مانند من شد؛ و این مطرح‌شدن، خیلی از سوی آن‌ها بزرگ جلوه داده می‌شد به این نحو که ما… می‌توانیم مخالفت‌هایمان را در قالب تظاهرات خیابانی و اعتراضات مردمی ساماندهی کنیم». (محمد شیشه‌گر- تهیه‌کننده مستند سفارشی «ملاقات پشت دیوارهای اشرف» –هابیلیان – ۱۶ شهریور ۱۳۸۹)
«سال ۱۳۸۸ و بعد از وقایعی که در مورد انتخابات به وجود آمد… شاهد حضور [مجاهدین] در بطن ماجراهای یادشده بودیم و دیدیم خیلی از سرنخ‌های ایجاد آشوب و فتنه به منافقین ارتباط دارد. نیتم این بود که در صورت فراهم شدن شرایط، این فیلم را برای جوانانی که هم سن و سال من و شما هستند اما آشنایی چندانی با چهره نفاق واقعی ندارند بسازم…». (ایمان گودرزی، کارگردان مستند سفارشی «پایانی بر پایان» – سایت هابیلیان – ۱۲ بهمن ۱۳۹۱)
آنچه در محتوای گفته‌های بالا جلب‌توجه می‌کند این است که چند کلمه کلیدی بارها تکرار شد ازجمله واژه جوان، جوانان… جوانان خبر ندارند، مجاهدین جوانان و ذهن جوانان را نشانه گرفتند و… یکی هم کلید واژه فتنه، فتنه ۸۸ که منظور همان قیام سال هشتادوهشت است و این‌که دوباره ممکن است شعله بکشد و… بخصوص که تلألؤ این اسم امروز صدچندان شده، جهانی شده، چیزی که همین قلم به مزدها را مجبور کرده که برای مقابله با آن به قول خودشان یک موج قوی رسانه‌یی راه بیندازند.ایمان گودرزی کارگردان مستند سفارشی «پایانی بر پایان» اعتراف جالب دیگری دارد که می‌گوید:«قبل از اینکه کار را کلید بزنیم، به این نتیجه رسیدیم که کار نفاق علیه جمهوری اسلامی، یک کار بین‌المللی است». (سایت هابیلیان – ۱۲ بهمن ۱۳۹۱)
به دلیل همین وحشت از مجاهدین است که رژیم جعل و دروغ تلاش می‌کند با شیطان سازی، با صنعت مونتاژ و مستندسازی‌های مجعول، با آن مقابله کند. مستند سفارشی پایانی بر پایان که ۴۷ قسمت بود به اعتراف رژیم توسط وزارت اطلاعات و سایر ارگان‌های سرکوب ازجمله سپاه تهیه‌شده بود
. بعد از مرور برخی از مأموریت‌ها و وظایف مزدوران اطلاعات آخوندی در شعبه وزارت اطلاعات آذربایجان غربی لازم است به صحنه‌گردان این زائده اطلاعات و بعضی از مهره‌های زبون آن نگاهی داشته باشیم.
آرش رضایی؛ صحنه‌گردان شعبه وزارت اطلاعات 
در آذربایجان غربی موسوم به نجات
بر اساس گزارش‌ها ارسال‌شده از جانب هواداران مجاهدین در داخل کشور، یکی از مزدوران و مأموران بدنام وزارت اطلاعات آخوندی در استان آذربایجان غربی، فردی است بنام آرش رضایی که هیچ‌گاه پایش به هیچ‌یک از قرارگاه‌های ارتش آزادی‌بخش نرسیده است.
وزارت اطلاعات، به‌منظور بالا بردن نرخ مأمور خود در تاریخ ۱۲ اسفند سال ۸۳, می‌نویسد: «…آرش رضایی یکی از جداشدگان مجاهدین خلق است …» (ایران دیدبان – ۱۲ اسفند ۸۳)
آرش رضایی طی روزهای ۲۰ تا ۲۵ خرداد سال ۸۳ برای سفیدسازی در هتل «ساحلِ» ارومیه در اتاق شماره ۲۱۹ مستقر شد.ازآنجاکه هویت وی به‌عنوان مأمور وزارت اطلاعات برای اکثر خانواده‌ها و هواداران مجاهدین در شهرهای آذربایجان برملا شده است، وی برای پیشبرد توطئه‌های وزارت علیه اشرف از بریده مزدورانی که به صفوف مقاومت پشت کرده و به دشمن پیوسته بودند، استفاده می‌کرد.
مزدورانی که زیر نظر آرش رضایی به انجام‌وظیفه برای وزارت اطلاعات گمارده شدند عبارت‌اند از: قادر رحمانی، منصور تنهایی، سعید باقری دربندی، مرضیه قرصی غلامرضا شیردم و تعداد دیگری از این مزدوران.
مأموریت‌های ابلاغ‌شده به مأمور آرش رضایی
۱- تخلیه اطلاعاتی تسلیم‌شدگان به رژیم آخوندی که به زیر قبای آخوندها خزیدند، برای به‌روز کردن اطلاعات مربوط به مجاهدان و به‌ویژه مجاهدانی که خانواده‌های آنان در آذربایجان غربی مستقر هستند باهدف توطئه بیشتر علیه مجاهدین.
۲- به‌کارگیری مزدوران جدیدالاستخدام برای دروغ‌پردازی علیه مجاهدین و اشرفی‌ها جهت درج در سایت وزارت اطلاعات موسوم به «نیم‌نگاه».
۳- شرکت در خیمه‌شب‌بازی آخوندها که به‌وسیله وزارت اطلاعات در آذربایجان غربی، اصفهان، شیراز و سایر شهرها برگزار می‌گردد.
۴- مراجعه به خانواده‌های قربانیان جنگ ضد میهنی و دروغ‌پردازی مبنی بر دیده شدن فرزندانشان در صفوف مجاهدین و تشویق آنان برای مراجعه به اشرف و لیبرتی و شرکت در جلساتی که برای ارگان‌های بین‌المللی ترتیب داده می‌شود.
وزارت جعل اطلاعات آخوندی برای رونق بخشیدن به پادوی دون‌پایه خودش، نه‌فقط او را «عضو سابق مجاهدین» معرفی می‌کرد بلکه برای او سابقه تراشی مجعول هم می‌کرد:
«انجمن غیردولتی نجات شاخه آذربایجان غربی و کرمانشاه، با صدور اطلاعیه‌ای اعلام کرد
آرش رضایی عضو سابق سازمان مجاهدین خلق معتقد است به مدت ۲۴ سال اسیر در [مجاهدین] بوده است»(ایران دیدبان – ۱۹ اسفند ۸۳
آرش رضایی مزدور، قبل از جنگ آمریکا و عراق تلاش کرد تا طبق سناریو وزارت اطلاعات به بهانه فعالیت‌های تبلیغی در ارتباط با مجاهدین قرار بگیرد تا زمینه اعزامش به منطقه مرزی و نفوذ به ارتش آزادی‌بخش فراهم شود. با شروع جنگ، این طرح وزارت اطلاعات متوقف گردید ولی بعد از جنگ فعالیتش علیه مجاهدین را در یک تشکل پوششی وزارت اطلاعات موسوم به نجاتِ رژیم ادامه داد.
قادر رحمانی؛ مزدور اطلاعات آخوندی
قادر رحمانی یکی از مزدورانی است که شرایط سخت بعد از جنگ آمریکا و عراق را نتوانست تحمل کند و خودش را به خروجی تحت کنترل آمریکایی‌ها تسلیم کرد و نهایتاً در شهریور ۱۳۸۴ نزد رژیم بازگشت. سایت‌های وزارت اطلاعات رژیم مانند نجات، هابیلیان و اینترلینک خبر بازگشت این مزدور را منعکس کردند.
جالب است که در جشن وزارت اطلاعات برای برگشتن این مزدور، سردمداران سرکوب و کشتار در آذربایجان غربی شرکت کرده بودند و قادر رحمانی سرسپاری خود به رژیم آخوندی را به تمام و کمال اثبات کرد:
«در مورخه ۷/۶/۸۴ در ساعت ده صبح آقای قادر رحمانی یکی از رها شدگان [مجاهدین] که یک هفته پیش به همراه چهار نفر دیگر از جداشدگان [سازمان] مذکور به کشور بازگشته بودند در محل دفتر انجمن نجات شاخه استان آذربایجان غربی در فضایی پراحساس، پرشور و صمیمی به اعضای خانواده و بستگانش تحویل داده شد… در این مراسم صمیمی و پراحساس آقای قادر رحمانی ضمن سخنان کوتاهی … حضور خود را در میان اعضای خانواده‌اش… فعالیت‌های خستگی‌ناپذیر انجمن نجات ایران و مقامات جمهوری اسلامی دانست». (سایت نجات رژیم – ۸ شهریور ۸۴)
در نمایش دیگری که توسط دستگاه سرکوب آخوندها برای برگشت قادر رحمانی و بقیه مزدوران خزیده زیر عبای آخوندها برپاشده بود به نقش سربازان بدنام وزارت اعتراف کردند: «معاون رئیس‌کل دادگستری استان زنجان گفت: مهرورزی، رأفت و عطوفت اسلامی شامل حال افراد بریده از [مجاهدین] می‌شود. داوود محمدی روز دوشنبه در مراسمی که به مناسبت رهایی تعدادی از این افراد از [سازمان مجاهدین] توسط “انجمن نجات” و بازگشت آنان به کشور و آغوش گرم خانواده برگزار شد، تأکید کرد: همه مسئولان نظام برای رهایی فرزندان این کشور از [مجاهدین] تلاش می‌کنند، به گفته محمدی، رهایی یافتگان از [مجاهدین] می‌توانند با ملحق شدن به انجمن نجات، زمینه نجات افراد دربند بیشتری را فراهم آورند. صمد اسکندری در این مراسم از برخورد خوب و اسلامی مسئولان امنیتی و قضایی ایران تشکر کرد کریم محمدی، یکی دیگر از بریدگان نیز قدردانی از برخورد خوب مسئولان ایران به‌خصوص سربازان گمنام امام زمان…» کرد. (خبرگزاری ایرنا – ۷ شهریور ۸۴)
بر اساس این خطِ رژیم، مزدور قادر رحمانی راه خیانت را ادامه داد و به گماشته‌یی تام و تمام برای دجالان حاکم بر میهنمان تبدیل شد. او بلافاصله به خدمت اطلاعات آخوندی در استان آذربایجان غربی (ارومیه) درآمد.
نامبرده در صحبتی که با آرش رضایی عامل اطلاعات آخوندی در ارومیه انجام داده و دریکی از سایت‌های اطلاعات در تاریخ ۲۴ شهریور ۸۴ درج‌شده است به طرز مشمئز کننده‌یی به تعریف و تمجید از رژیم پرداخت و تلاش کرد که دستان خون‌چکان آخوندها را پاک کند.
«نسبت به همه و به‌خصوص نسبت به جمهوری اسلامی ایران دیدگاه جدید پیدا کردم … از لحظه ورودم به کشور عزیزم با مشاهده طرز برخورد انسانی و پر عطوفت مسئولین ایرانی متوجه شدم که تبلیغات رهبری سازمان علیه کشورم و مسئولین آن بی‌اساس و غیرواقعی است و از این بابت خیلی خوشحالم»
منصور تنهایی؛ پادوی اطلاعات آخوندی
منصور تنهایی دی‌ماه ۸۳ به دلیل سختی‌ها و پیچیدگی‌های مبارزه که بعد از تغییر دولت قبلی عراق، شرایط منطقه و بین‌المللی خیلی بغرنج شده بود، به عهد و پیمان‌های خودش برای آزادی مردم و میهن پشت کرد و خودش را تسلیم کرد و به یکی از عوامل اطلاعات برای پیشبرد زندگی ننگین و خفت‌بار خودش تبدیل شد. رژیم ضد بشری برای مقابله با مجاهدین این خیانت‌کاران زبون و درهم‌شکسته را به‌عنوان آلت فعلی علیه اشرفی‌ها بکار گرفت تا شاید بر فضای سمپاتیک اجتماعی و اقبال عمومی از مجاهدین در داخل و خارج کشور تأثیر منفی بگذارد.
منصور تنهایی به‌محض رسیدن به ایران مثل بقیه واماندگان از مبارزه توسط وزارت اطلاعات تحویل گرفته‌شده و به محلی که از قبل توسط اطلاعات در کرج آماده‌شده بود منتقل شد. طی ۱۰ روز همه اطلاعات خودش در مورد ارتش و رزمندگان آزادی را در برگه‌های مخصوص در اختیار مأموران بدنام اطلاعات قرارداد و به شناسایی مجاهدان و مسئولین ارتش آزادی از طریق عکس و فیلم پرداخت. پرسشنامه‌های وزارت اطلاعات تماماً در مورد قرارگاه اشرف و خانواده‌های مجاهدین در داخل کشور بود. این مزدور به‌ویژه اسامی و اطلاعات خودش در مورد مجاهدین شهر اشرف از استان‌های آذربایجان را به تمام و کمال به گماشتگان سرکوبگر اطلاعات داد تا اعتماد جلادان اطلاعات را برای ادامه حیات ننگین خویش جلب کند.
منصور تنهایی در ابتدای ورود به تشکل اطلاعاتی موسوم به انجمن نجات، توسط آرش رضایی توجیه شد. مأموریت‌های مشخص‌شده برای این مزدور ازاین‌قرار بود:
۱- دیدار با خانواده‌های مجاهدین و ارائه اطلاعات دروغ برای نگران کردن این خانواده‌ها نسبت به سرنوشت فرزندان و اقوام آن‌ها
۲- مراجعه به خانواده‌های قربانیان جنگ ضد میهنی و دروغ‌پردازی مبنی بر دیدن فرزندان و منسوبین آنان در نزد مجاهدین و تشویق آنان برای مراجعه به شهر اشرف در راستای طرح توطئه آخوندها علیه مجاهدان آزادی
۳- تشویق خانواده‌های مجاهدین و خانواده‌های مفقودین جنگ ضد میهنی برای نوشتن نامه و امضای طومار خطاب به مجامع حقوق بشری و ارگان‌ها و مقامات عراقی
۴- دروغ‌پردازی علیه مناسبات مجاهدین و رزمندگان ارتش آزادی و سر هم کردن یک‌مشت جعلیات تحت عنوان «خاطره‌نویسی» و درج در سایت وزارت اطلاعات موسوم به نجات و گرفتن مزد متناسب با میزان رذالت و فرومایگی و انتشار آن توسط وزارت جعل و سرکوب به‌صورت کتاب.سرنوشت رقت‌بار این مزدور درعین‌حال درماندگی رژیم را برملا می‌کند و مسئولیت و نقش وزارت اطلاعات در مورد نحوه حل‌وفصل امور این قبیل گماشته‌ها را نشان می‌دهد و روشن می‌شود که اشرفی‌ها، اولین هدف توطئه‌های وزارت اطلاعات هستند.سوءاستفاده از عواطف خانوادگی روشی است که آخوندها وقتی می‌بینند دیگر از کشتار و شکنجه و اعدام و بمباران و محاصره نتیجه نمی‌گیرند به آن متوسل می‌شوند. روش آخوندها به دلیل ماهیت آن‌ها همیشه همین بوده که البته بیانگر اوج استیصال و درماندگی در مقابل پایداری مجاهدین می‌باشد.


خادمان ومزدوران ولایت در استان ها را بشناسید - استان آذربایجان شرقی



افشای شعبه پوششی وزارت اطلاعات در استان آذربایجان شرقی


http://bit.ly/2r7ZHJu
   بلندگوهاي اطلاعات آخوندي در استان آذربايجان شرقي شعبه پوششي وزارت اطلاعات

وزارت اطلاعات طرح‌ها و توطئه‌های خودش علیه مجاهدین را در پوشش انجمن نجات رژیم پیش می‌برد. مأموران وزارت اطلاعات، اهرم پیشبرد ترفند کهنه شدة آخوندها علیه مجاهدین تحت عنوان خانواده هستند. وزارت اطلاعات کانون طراحی‌های شیطانی با توسل به روش‌های کثیف برای هدف‌های پلید می‌باشد.
سوء استفادة حکومت آخوندی از خانواده علیه مجاهدین و طرح‌ها و توطئه‌های وزارت اطلاعات در استان آذربایجان شرقی و مهره‌های بدنام موضوع این نوشته است.

پادوهای آخوندها در آذربایجان شرقی

در آذربایجان شرقی همانند سایر استان‌های ایران، اهرم‌های توطئه علیه مجاهدین، یعنی ترفند کهنة خانواده، مشتی مأمور و گماشته؛ آلت فعل‌های آن هستند.
یکی از مهره‌های زبون و کثیف که با سوءاستفاده از نسبت خانوادگی با اشرفی‌ها به خدمتگزاری وزارت اطلاعات در آذربایجان شرقی مشغول است؛ رضا اکبری نسب نام دارد. که با اسم‌های جعلی ازجمله صابر، حمید، سعید، فرید، وحید و بعضاً با پسوندهای تبریزی و یا اهری و یا ارموی (armavi) و سرابلی و … به اذعان خودش با امتیاز ویژه‌یی که وزارت اطلاعات در اختیارش قرار داده و سایر امکانات مشغول تولید جعلیات و متون دیکته شده وزارت اطلاعات علیه مجاهدین و نشر آن‌ها روی انواع سایت‌های وزارت اطلاعات است: «باید اضافه کرد. فضایی را که ابداً قابل‌مقایسه با دوران شاه نیست و حداقل از آن میزان تحمل نسبی برخوردار است که من بتوانم کتاب‌ها و اینترنت خودم را داشته باشم. (مزدور رضا اکبری نسب – اینترلینک – ۱۵ بهمن ۹۳)
نامبرده به همراه تعدادی نفوذی‌های لو رفته به ارتش آزادی‌بخش ملی ایران مثل مسعود تقی پوریان، جعفر فرج پور اندبیلی و همین‌طور گماشته‌هایی به اسامی محمدرضا مبین، سیروس غضنفری و محمدرضا شمسی… طرح‌ها و توطئه‌های وزارت اطلاعات را در این استان پیش می‌برد.
آخوندها با به‌کارگیری چندین وزارتخانه اصلی خودشان ازجمله وزارت کشور، وزارت امور خارجه و … توسط نیروی تروریستی قدس و وزارت اطلاعات طرح‌های خود را توسط این مهره‌ها پیش می‌برد. ایادی و عوامل وزارت اطلاعات، وظایف مشخصی را علیه مجاهدین و مقاومت ایران در داخل کشور به اجرا درمی‌آورند.
مأموریت ایادی و عوامل وزارت اطلاعات در شعبه نجات رژیم
ایادی و عوامل وزارت اطلاعات, به‌عناوین‌مختلف به مردم و به‌ویژه به ملأ هواداران و خانواده‌های مجاهدین مراجعه کرده و تلاش می‌کنند تا با پوش‌ها و محمل‌های مختلف, توطئه‌های رژیم علیه مجاهدین و مقاومت ایران را پیش ببرند. یکی از این پوش‌ها و عناوین آخوند ساخته اصطلاح «اعضای سابق مجاهدین» است.
برخی از مأموریت‌های عوامل و مهره‌های وزارت اطلاعات در استان آذربایجان شرقی
۱- برگزاری نمایش با به‌کارگیری تسلیم‌شدگان به رژیم آخوندی برای دروغ‌پردازی علیه مناسبات مجاهدین و مراجعه به هواداران و خانواده‌ها به‌منظور فشار آوردن به آن‌ها و اعزام عوامل اجیرشده به سیرک ولایت در اطراف اشرف یا لیبرتی باهدف زمینه‌سازی و مشروع کردن کشتار مجاهدین
۲- حضور در سیرک وحوش آخوندها در اطراف اشرف برای زمینه‌سازی اقدامات تروریستی علیه اشرفی‌ها
۳- راه‌اندازی و شرکت در خیمه‌شب‌بازی آخوندها در دانشگاه‌ها به‌منظور شیطان سازی از مجاهدین برای مقابله با رشد و گسترش اجتماعی مجاهدین
۴- شرکت در برنامه‌های تلویزیونی رژیم به‌منظور دروغ‌پردازی علیه مجاهدین توأم با تعریف و تمجید از حاکمیت آخوندها
۵- تهیه نامه و تومارهای ساخته و پرداختة وزارت سرکوب و جنایت خطاب به ارگان‌های حقوق بشری و بین‌المللی علیه مجاهدین و مقاومت ایران
۶- جعل و تحریف درباره مجاهدین تحت عنوان «خاطرات» و مقالات در سایت‌های وزارت اطلاعات

اعزام به سیرک وحوش ولایت تحت نام خانواده مجاهدین

آخوندها در توافق با دولت دست‌نشانده عراق در زمان نخست‌وزیری مالکی در اطراف اشرف یک سیرک تقریباً دائمی با شرکت مزدوران و خودفروخته‌های اطلاعاتی برای جست‌وخیزهای میمون بر پا کرده بودند.
وزارت اطلاعات آخوندها با استفاده از امکانات و تسهیلات ارگان‌های سرکوبگر دولت مالکی، با اعزام و استقرار مأموران و مزدوران خودش از داخل و خارج کشور تحت عنوان «خانواده مجاهدین» به در ورودی اشرف، طرح نابودی مجاهدین را دنبال می‌کرد و با نصب ۳۲۰ بلندگو در اضلاع اشرف به مدت ۶۷۷ روز با پخش ننگین‌ترین لجن پراکنیها توسط مأموران بدنام خودش به عربده‌کشی و تهدید به قتل و کشتار اشرفیان می‌پرداختند.
هدف رژیم ضد بشری آخوندی از پروژه ضد انسانی شکنجه روانی شبانه‌روزی اشرفیان با صدها بلندگو در تمامی اضلاع اشرف به تسلیم کشاندن مجاهدین و از طرف دیگر زمینه‌سازی برای حمله و کشتار به‌وسیله نیروهای دست‌نشانده مالکی بود که حاصل آن، سه قتل‌عام در اشرف با بیش از ۱۰۰ شهید و ۱۰۰۰ مجروح و یک محاصره ضد انسانی همه‌جانبه، به‌موازات شکنجه روانی شبانه‌روزی به مدت ۶۷۷ روز بود.
رضا اکبری نسب، مسعود تقی پوریان (نفوذی لو رفته و افشاشده)‌ و کسانی که هیچ نسبتی با ساکنان اشرف نداشتند ازجمله محمدرضا مبین، محمدرضا شمسی و امثال این‌ها به این سیرک اعزام‌شده و به صحنه‌گردانی این نمایش مسخره و جمع‌آوری اطلاعات برای مقاصد تروریستی آخوندها می‌پرداختند.
مزدوران رضا اکبری نسب، مسعود تقی پوریان در سیرک وزارت اطراف اشرف
مزدوران محمدرضا مبین و محمدرضا شمسی در سیرک وزارت اطراف اشرف

قتل‌عام اشرف در ۱۰ شهریور ۹۲

قتل‌عام ۱۰ شهریور یک جنایت علیه بشریت بود، ولی آیا فقط رژیم در این جنایت دست داشت؟ همدست‌های رژیم در این جنایت چه کسانی بودند؟ قبل از جنایت چه کسانی جاده را برای رژیم جاده هموار کرد؟ بعد از جنایت، چه کسانی دست خونین جلاد را پاک می‌کردند و چه کسانی از جنایتکار تقدیر کردند تا به جنایتش ادامه بدهد؟
رژیم، مزدوران و عوامل اطلاعاتی آلت دست خودش را، با فرستادن به اطراف اشرف و استفاده از صنعت نامه‌نگاری و تومار سازی، قبل از قتل‌عام ۱۰ شهریور برای کشتار مجاهدین، به کار گرفت و بعد از قتل‌عام هم برای مشروع کردن آن و هم برای ادامه جنایت‌هایش به خدمت گرفت.
بعد از قتل‌عام ۱۰ شهریور، جاده‌صاف‌کن‌ها و دستیاران دژخیم، همان‌ها که قتل‌عام اشرف، این جنایت بزرگ علیه بشریت را زمینه‌سازی کرده بودند، به شستن دست‌های جلاد و پاک کردن خنجر او پرداختند.
در ۲۶ اسفند ۹۲ پرده‌ها به‌طور کامل کنار می‌رود و مستخدمان اطلاعات ولایت‌فقیه نقاب از چهره برمی‌دارند. روزنامه حکومتی الصباح الجدید (۱۷ مارس ۲۰۱۴) نامه سرگشادهیی را با اسامی ده‌ها تن از به‌اصطلاح جداشدگان سازمان مجاهدین خلق ایران خطاب به نوری مالکی منتشر می‌کند. مزدوران در این نامه تلاش می‌کنند تا به مالکی و مشاور امنیتی‌اش، اولاً در رابطه با ناکامی و شکست دررسیدن به هدف اصلی‌شان در حمله به اشرف دلداری بدهند و ثانیاً در برابر پیگرد دادگاه اسپانیا که آن‌ها را وحشت‌زده ساخته حمایتشان کنند.
اما رژیم به این بسنده نکرد و تومار دیگری با اسامی ۳۲ گماشتة خودش البته این بار از داخل کشور و استان آذربایجان شرقی خطاب به مالکی، در حمایت از تومار خارج کشوری، علم کرد.

در رابطه با این تومار هم نکات وجود داشت که رسوایی آن را برملا می‌کرد اولاً: همان خط جدا کردن سر از بدنه را تکرار کرده بود دوم اینکه چند نفوذی لو رفته مثل مسعود تقی پوریان، جعفر فرج پوراندبیلی و اسماعیل طالبی در بین اسامی این تومار به چشم می‌خوردند. در کنار آن‌ها مزدورانی ازجمله محمدرضا مبین، سیروس غضنفری و محمدرضا شمسی و … هم قرار داشتند و رسواتر اینکه این تومار در سایت نجات رژیم که برای همگان روشن است شعبة وزارت اطلاعات است مفصل درج شد.

اعزام مأموران اطلاعات آخوندی از داخل و خارج کشور به عراق

در آذرماه ۸۶ گروهی از مأموران اطلاعات و نیروی قدس از داخل و خارج ایران برای توطئه و شکایت و لجن پراکنی علیه مجاهدان اشرف به عراق فرستاده شدند و در هتل منصور بغداد تحت امر سفارت رژیم قرار گرفتند. برخی از این مزدوران ازجمله مسعود خدابنده و رضا اکبری نسب، به مدت سه ماه در عراق بودند.
شکایت‌های ساختگی به دستگاه‌های قضاییه عراق علیه مجاهدان اشرف و جذب افراد قابل خریدن از میان نفرات تیف (خروجی تحت کنترل نیروهای آمریکایی در جنب قرارگاه اشرف) برای بازمصرف آن‌ها تحت عنوان ”اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق ایران“ بخش دیگری از مأموریت این مزدوران بود.

راه‌اندازی نهادهای جاسوسی و اطلاعاتی

۱۰ بهمن سال ۸۶ تعدادی از عوامل نیروی تروریستی قدس که تحت عنوان افراد سفارت رژیم در عراق کار می‌کنند, به شهر خالص (در نزدیکی اشرف) رفته و درصدد راه‌اندازی یک مرکز تروریستی تحت پوشش یک سازمان غیردولتی مدافع حقوق بشر برآمدند. در همین رابطه در بهمن ۸۶ سفارت رژیم در بغداد با پوشش ”یک سازمان غیردولتی مدافع حقوق بشر“ بنام ”بنیاد خانواده سحر” در شهر خالص در نزدیکی اشرف راه انداخت.

زمینه‌سازی‌های رژیم آخوندی برای اقدامات تروریستی علیه ساکنان اشرف

از اوایل بهمن‌ماه سال ۸۶ رژیم آخوندی گروهی از عوامل اطلاعات و نیروی قدس را از داخل و خارج ایران برای توطئه و زمینه‌سازی اقدامات تروریستی علیه اشرف به عراق فرستاده و در ارتباط مستمر با سفارت این رژیم, در هتل منصور بغداد مستقر کرد.
بعضی از عوامل وزارت اطلاعات و نیروی قدس که در هتل منصور بغداد مستقرشده بودن رضا اکبری نسب و مزدور مسعود خدابنده بودند. فردی بنام طباطبایی از نیروی تروریستی قدس رابط آن‌ها بود.
در روز ۱۸ بهمن پاسدار کاظمی قمی سفیر رژیم در بغداد در هتل منصور با آن‌ها ملاقات و آن‌ها را توجیه کرد.
به دنبال این زمینه‌سازی‌ها، در ۱۹ بهمن ۸۶ تروریست‌های وابسته به نیروی قدس ایستگاه پمپاژ آب شهر اشرف را با ۳۰۰ کیلوگرم تی ان تی منفجر کردند و آب اشرف و ۲۰ هزار تن از اهالی منطقه قطع شد.

شرکت در برنامه‌های تلویزیونی آخوندها علیه مجاهدین

خامنه‌ای با تمام امکانات داخلی، منطقه‌یی و جهانی خودش کوشید تا با ضربه زدن به مقاومت سازمان‌یافته، تهدید اصلی سرنگونی ولایتش را خنثی کند. او و ایادی ریزودرشتش با توطئه‌های گوناگون تلاش کردند تا به خیال خام خودشان، مقاومت را از روی نقشه سیاسی ایران پاک کنند. توطئه‌های پی‌درپی علیه رزمندگان مجاهد خلق در اشرف و لیبرتی با موشک و حمله و هجوم. رژیم برای زمینه‌سازی نابودی مجاهدین و مشروع کردن آن، به بسیج عوامل اطلاعات به‌عنوان خانواده‌ها و ساختن فیلم‌های قلابی، به سیلابی از اکاذیب دیوانه‌وار روی آورد و گماشته‌های وزارت اطلاعات اهرم پیشبرد این توطئه‌های رژیم بودند.
رژیم در یک به‌اصطلاح مستند که البته سراسر جعلی بود، تحت عنوان «پشت نرده‌ها» تعدادی از مأموران و پادوهای وزارت اطلاعات ازجمله ابراهیم خدابنده و رضا اکبری نسب را ردیف کرد تا محاصره ضد انسانی و کشتار اشرفی‌ها را زمینه‌سازی و مشروع کند (مستند پشت نرده‌ها – شبکه ۱ تلویزیون رژیم – ۵ مرداد ۹۳)
علاوه بر این تلویزیون انگلیسی‌زبان آخوندها به نام پرس تی وی در تاریخ ۳ دی ۹۱ با نمایشی از مأموران وزارت اطلاعات ازجمله محمدرضا مبین تلاش کرد همه نوع فشار و سرکوب و محاصره اشرفی‌ها را مشروع جلوه دهد.

خیمه‌شب‌بازی وزارت اطلاعات در دانشگاه‌های کشور با پادوهای حقیر

بعد از خروج نام سازمان از لیست‌های ارتجاعی و استعماری در اوایل مهر ۹۱ و برگشتن ورق به زیان رژیم در همة عرصه‌های داخلی، منطقهیی و بین‌المللی، ولی‌فقیه ارتجاع در ابعاد بسیار گسترده‌تری نسبت به قبل به برگزاری نمایشگاه‌ها علیه مجاهدین ادامه داد.
این خیمه‌شب‌بازی‌های وزارت اطلاعات با بازیگری تعدادی از پادوهای آخوندها تحت عنوان «اعضای سابق مجاهدین» انجام می‌شد.
البته نباید فراموش کرد که این‌ها علاوه بر صدها جلد کتاب و صدها فیلم و مستند و هزاران مطلب و یاوه و برنامه تلویزیونی و علاوه بر لجنپراکنی مستمر از منابر جمعه و جماعت در سراسر کشور است.
در همین رابطه سایت‌های وزارت اطلاعات اعلام کردند: «دومین نمایشگاه افشاگرایانه با عنوان دگردیسی در فرقه مجاهدین در محل دانشگاه آزاد تبریز از تاریخ ۱۳ لغایت ۱۶ اسفند ۱۳۹۱ برگزار شد، قبلاً هم این نمایشگاه در شهر آذرشهر برگزارشده بود. در حاشیه این نمایشگاه نیز اعضای جداشده از سازمان به پرسش‌ها و ابهامات افراد بازدیدکننده پاسخ می‌دادند». (نجات رژیم ۲۳ اسفند ۹۱)
راستی چرا این رژیم بعدازآن همه تبلیغات و تکرار این مطلب که مجاهدین چیزی نیستند، از بین رفته‌اند، پایگاهی در بین مردم و جوانان ندارند، این‌طور دیوانه‌وار به تمام وسایل و شیوه‌های تبلیغاتی، ازجمله برپایی نمایشگاه، برای پیش بردن جنگ روانی علیه مجاهدین و مخدوش کردن چهرة آن‌ها متوسل می‌شود؟!
پاسخ را از زبان پاسدار سعید قاسمی و هاشمی نژاد از دژخیمان رژیم بشنوید که اعترافات آن‌ها به‌روشنی ترس آخوندها از دانشگاه و دانشجو و رابطه آن‌ها با مجاهدین را نشان می‌دهد:
«توی دانشگاه شریف همین ترم گذشته عکس مریم رجوی رفته بالا… یعنی چه؟ سازمان مجاهدین خلق… هنوز که هنوزه پرچم‌دار اینهان» (پاسدار سعید قاسمی – آرمان تی وی – ۵ اسفند ۹۵)
«درواقع باید بگویم قشر جوان بیشتر مورد هدف [مجاهدین] قرار دارند. بنابراین باید کار در این زمینه به‌صورت گسترده و فراگیر صورت بگیرد. تا به امروز بیش از ۳۰۰ نمایشگاه با موضوع [مجاهدین] در کشور برپا کرده‌ایم» (دژخیم هاشمی نژاد -سایت شهید خبر- ۲۴ بهمن ۹۵)

افشای پادوی وزارت اطلاعات رضا اکبری نسب

مجاهد خلق مرتضی اکبری نسب درباره مزدور رضا اکبری نسب می‌گوید: «سابقاً یکی از خائنین اکثریت بوده، که به استخدام وزارت اطلاعات در شهر تبریز درآمد و سال‌هاست که یک مأمور فعال در شعبه پوششی وزارت اطلاعات آذربایجان شرقی تحت نام نجات در تبریز است. در سال ۸۷ وزارت اطلاعات این مزدور را با دخترم که در آلمانِ چفت و جور کرد به ایران برد و بعد با یک مأمور بدنام شناخته‌شده به اسم غلامرضا صادقی جبلی هماهنگشان کرد به جلوی در اشرف فرستاد تا از این طریق یک جنگ روانی کثیف رو تحمیل کنه. آن‌ها ۲ خرداد ۸۷ به درب اشرف اومدن تا به توطئه وزارت اطلاعات لباس خانوادگی بپوشونن».

رضا اکبری نسب طی گزارشی به تاریخ ۲۹ می ۲۰۰۸ (۹ خرداد ۸۷) در بنیاد سحر برخوردهای فاطمه اکبری نسب را چنین توصیف می‌کند: فاطمه «شروع به پرتاب سنگ به‌طرف قرارگاه می‌کرد و فریادهای گوش‌خراش وی دنیایی را تکان می‌داد.»

رضا اکبری نسب به نقش وزارت اطلاعات در این طرح کثیف اذعان کرده و در گزارشی از سفرش که دریکی از سایت‌های وزارت اطلاعات روز ۳۰ می ۲۰۰۸ (۱۰ خرداد ۸۷) درج‌شده بود نوشت: «اخیراً و به طریق تلفنی او [فاطمه] را به مسافرت به اشرف دعوت کرده بودند که این برنامه‌ریزی ما نقشة آن‌ها را بر باد داده بود.»
مرتضی اکبری نسب درباره مزدور رضا اکبری نسب می‌گوید: «اطلاعات آخوندی همین مزدور رضا اکبری نسب رو یک‌بار دیگر در تاریخ ۱۵ بهمن ۸۶ برای توطئه علیه اشرف به کار گرفته بود و به اشرف فرستاد. من به این فرد، گفتم و هشدار دادم که خودش رو بیش از این به ننگ و لوث وزارت اطلاعات آخوندها آلوده نکند. به او گفتم که آخوندها چه شکنجه‌ها و جنایاتی علیه خانواده‌های مجاهدین اعمال کردن و حالا همین خانواده‌ها را می‌خواهند علیه اشرف مورد سوءاستفاده قرار بدن و به او توصیه کردم که با آخوندهای جنایتکار همکاری و همراهی نکند».
رضا اکبری نسب وقتی برای انجام مأموریت علیه اشرف به بغداد اعزام‌شده بود در تاریخ ۲ اسفند ۸۶ در بغداد با تلویزیون شبکه دو رژیم برای تکرار یاوه‌های وزارت اطلاعات علیه مجاهدین مصاحبه کرد. او در همین سفر با تلویزیون جیره‌خوار آخوندها در عراق به نام الفرات نیز علیه سازمان مصاحبه نمود. او در مصاحبه با الفرات پس از معرفی خود به‌دروغ گفت: «برادرم مرتضی اکبری نسب است، برادرم به عراق آمده بود در اثر فضایی که در ابتدا انقلاب ایران بود او برای پناهنده شدن به کشورهای اروپایی به عراق آمده بود ولی متأسفانه در مرز عراق … سازمان مجاهدین خلق او را دستگیر کردند و به او اجازه ندادند که خارج شود»

گماشته وزارت اطلاعات مزدور «مسعود تقی پوریان»

مسعود تقیپوریان فرزین لو، یک مأمور نفوذی لو رفته و اعتراف کرده است که در داخل کشور از سال ۱۳۷۶ در خدمت به گشتاپوی آخوندی مشغول جاسوسی و جمع‌آوری اطلاعات در میان خانواده‌های مجاهدین و هواداران سازمان بوده که به دستگیری شماری از آنان منجر شد و سپس در مردادماه سال ۱۳۸۱ برای نفوذ به درون ارتش آزادی‌بخش با مأموریت جاسوسی برای انجام عملیات و اقدامات تروریستی به قرارگاه اشرف اعزام گردید ولی کشف‌شده و به مأموریت خود اعتراف نمود.

مسعود تقی پوریان بعضاً بانام جعلی مصطفی آزاد روی سایت‌های وزارت مشغول انجام‌وظیفه می‌باشد.

وزارت اطلاعات برای اعزام این مأمور نفوذی با توجه به افشاگری‌های مجاهدین و گزارش مدیریت ضداطلاعات ارتش آزادی‌بخش ملی ایران درباره کشف و خنثی کردن طرح‌های نفوذ وزارت اطلاعات که در اسفند سال ۷۶ منتشر شد، سعی کرد نقاط ضعف سیستم نفوذ خودش را که مهم‌ترین آن دخالت مستقیم وزارت برای وصل ارتباط اولیه و برای حل‌وفصل مسائل اعزام مأموران و عبور دادن آن‌ها از مسیرهای شهری و مرزی بود تا آنجا که ممکن است با شیوه‌های غیرمستقیم، جایگزین کند تا اثری از خودش باقی نگذارد.
یکی از این شگردها به‌عنوان روش جایگزین، برقراری ارتباط اولیه با تلفن یا نامه با سرپل‌های مجاهدین در خارج بخصوص با ترفند ارتباط خانوادگی بود تا وصل ارتباط اولیه هرچه طبیعی‌تر جلوه کرده و مأمور اعزامی موردشک قرار نگیرد.
به همین دلیل به مسعود تقی پوریان گفته‌شده بود به‌منظور سفیدسازی و فریب مجاهدین، از ایران اول به آلمان رفته و بعد ازآنجا با توجه به اقوام و بستگانی که در میان رزمندگان ارتش آزادی‌بخش دارد، خواهان ارتباط خانوادگی شود و درنهایت درخواست پیوستن به ارتش آزادی کند.
او برای اجرای مأموریت، ابتدا در تیرماه سال ۱۳۸۱ با دعوت‌نامه‌یی توسط برادرش به آلمان نزد او رفت و از طریق او ریل معمول اقامت را دنبال کرد. بعد از چند هفته با روابط عمومی سازمان در خارج ارتباط برقرار کرده و خواهان صحبت و دیدار با اقوام خود در ارتش آزادی‌بخش شد و درحالی‌که در ارتباط با وزارت اطلاعات قرار داشت، ابتدا به ترکیه آمد و بعد برای پیوستن به ارتش آزادی‌بخش به عراق رفت.
اما این طرح فریب وزارت، مانع لو رفتن عامل نفوذی آن‌ها نشد.
عامل نفوذی اطلاعات آخوندی، پس از برملا شدن مأموریتش از صفوف مجاهدین اخراج شد و به نزد نیروهای آمریکایی رفت. در اسفندماه پیش اربابانش در وزارت جنایت و کشتار برگشت و به انجام وظایف محوله علیه مجاهدین ادامه داد.
نامبرده به‌محض اینکه به ایران برگشت، توسط وزارت اطلاعات به‌کاررفته شد. از کار اطلاعاتی در ملأ هواداران مجاهدین تا شرکت در سیرک اطراف اشرف، لجن پراکنی در سایت‌های پوششی وزارت اطلاعات، نامه‌نگاری و تومارنویسی، علیه مجاهدین و…

افشای نفوذی لو رفته مزدور جعفر فرج پور اندبیلی

جــعـــفر فـــرج‌پـــورانــدبـیلی، اهل تبریز، در بهمن ۷۵ از مرز کردستان برای نفوذ در ارتش آزادی‌بخش به‌دروغ آمد. وی قبلاً هم برای پیوستن به ارتش آزادی‌بخش اقدام کرده بود، اما پس از عبور از مرز قصر شیرین، توسط یه‌کتی دستگیر و تحویل وزارت اطلاعات گردید و سپس به همکاری با آن پرداخت. در مأموریت فرج‌پور، روی جمع‌آوری اطلاعات عملیات و شناسایی فرماندهان و قرارگاه‌ها و اماکن حساس ارتش آزادی‌بخش تأکید شده بود.
متن سند:
این‌جانب جعفر فرج پور اندبیلی متولد ۱۴ دی ۱۳۵۰ صادره از تبریز و نام پدر علی‌اکبر و دارای شماره شناسنامه ۱۰۷۶ از طرف رژیم دجال خمینی مأموریت داشتم تا داخل ارتش آزادی‌بخش نفوذ کرده و به‌قصد جاسوسی و ضربه زدن به آن فعالیت نمایم؛ و بعد از اتمام مأموریت با تمام اطلاعات به‌طرف رژیم برگردم تا از این اطلاعات را به‌قصد ضربه زدن به مجاهدین تسلیم رژیم ایران نمایم. جعفر فرج‌پور اندبیلی ۱۴/۱۲/۷۵
علت روی آوردن رژیم به این قبیل شیوه‌های کهنه و صدبار تجربه‌شده و شکست‌خورده، کوتاه شدن دست ولی‌فقیه ارتجاع از شیوه‌های معمول آخوندها یعنی کشتار و موشک‌باران است که برای مقابله با توجه و اقبال عمومی از مجاهدین توسل به آن‌ها تشدید کرده است. رژیم در هراس از تشنگی نسل جوان که می‌خواهند هر چه بیشتر از مجاهدین بدانند و هرچه بیشتر با تاریخ مقاومت میهنشان آشنا شده و از تجارب آن‌ها برخوردار شوند؛ برای ارائه چهرة مخدوشی از مجاهدین این جنگ روانی کثیف و پرهزینه را در کنارِ به کار گرفتن همة وسایل و ابزارهای جنگ روانی، راه انداخته است؛ اما همان‌طور که کشتار و قتل‌عام مجاهدین درد سرنگونی رژیم را دوا نکرده، از این شیوه‌ها هم آبی برای رژیم گرم نخواهد شد.
سند PDF  افشای شعبه پوششی وزارت اطلاعات در استان آذربایجان شرقیfile-Pdf

لینکهای مرتبط:

۴-آرزوی برباد رفته ولی فقیه ارتجاع از انتقال مجاهدین به لیبرتی با اهرم «خانواده»