چرا مي گوئيم انقلاب?? توسط آخوندها دزديده شد؟ (قسمت ششم)
http://bit.ly/2F5ZPgF
عزتالله مطهری (عزت شاهی): [زمان شاه] هیچ وقت امیدی نداشتیم در زمان ما حکومت عوض شود و امثال ما مسئول شویم؛ نه تنها ما که بزرگتر از ما هم چنین امیدی نداشت!
عزتالله مطهری (عزت شاهی) از گردانندگان کمیتههای ضدمردمی خمینی و از شکنجهگران نظام سرکوبگر آخوندی:

«… قضیه آن زمان [زمان شاه] به این شکل بود، لذا هیچ وقت امیدی نداشتیم در زمان ما حکومت عوض شود و امثال ما مسئول شویم؛ نه تنها ما که بزرگتر از ما هم چنین امیدی نداشت. فکر نمیکنم کسی حتی یک درصد هم امیدی داشت که در زمان ما تغییراتی به وجود بیاید. همه میگفتیم ما یک جرقه هستیم و به اندازة یک جرقه ظلمت را روشن میکنیم. این جرقه یا در نهایت از بین میرود و یا باعث میشود عدة دیگری هم بیایند و این جرقه را تبدیل به شعله کنند و در نهایت مردم از این حرفهای روشنفکری آگاه شوند…»

اذعان عزتالله مطهری (عزت شاهی) بهاینکه طرفداران خمینی، تنها دنبال انجام «یک جور کار رفرمیستی» در رژیم شاه بودند و نه هرگز انقلاب!
«… تا سال ۴۲ مبارزه در حد همین کارهای سیاسی بود و حداکثر در حد تظاهرات دانشجویی، تعطیلی بازارها و حوزههای علمیه و امثال اینها بود. اولین کاری که در قضیة مسلحانه شد، از جانب حزب مؤتلفه در ترور حسنعلی منصور بود. البته آنها هم به مبارزه مسلحانه مداوم اعتقاد نداشتند.
شاید این نرم درست نباشد، ولی اینها بیشتر دنبال افکار نواب صفوی و امثالهم بودند، آنها هم اعتقاد به مبارزة مسلحانة دائمی و تسخیر از شهر به روستا یا روستا به جنگل و …… نداشتند. آنها اعتقاد داشتند در مواقعی باید ضرباتی به دستگاه وارد شود تا رژیم احساس خطر کند و کمی کمتر خیانت کند. تقریباً یک جور کار رفرمیستی بود…»

عزتالله مطهری (عزت شاهی): [مؤتلفه درزمان شاه] میگفتند چون کسی را نداریم که جایگزین شاه کنیم، ممکن است کشور واقعاً به دست [کمونیستها] بیفتد. الان یک اسلام نیمبندی هست، اگر آنها بیایند که دیگر هیچ چیز باقی نمیماند.
«… فداییان اسلام هیچ وقت کار چریکی نکردند، بلکه چند نفر از چهرههای مهم رژیم را ترور کردند. مؤتلفهایها هم تقریباً همین نظر را داشتند. اول نظرشان این بود که شاه را از بین ببرند و یکسری کارهایی هم کردند. شاه هم فهمید و تبلیغاتش زیاد شد و گفت اگر من بروم، اینجا ایرانستان میشود و هر تکهاش دست یک نفر میافتد. از آن طرف هم اینها آدمهای روشنفکر به آن معنا، استاد دانشگاه، دانشجو و تحصیلکرده نبودند؛ بلکه بیشتر کاسب بودند و میگفتند واقعیت هم این است که اگر شاه را برداریم، چه کسی را جایش بگذاریم و ممکن است واقعاً مملکت کمونیستی بشود و هر تکهاش هم دست یک کسی بیفتد…
میگفتند چون کسی را نداریم که جایگزین شاه کنیم، ممکن است کشور واقعاً به دست آنها بیفتد. الان یک اسلام نیمبندی هست، اگر آنها بیایند که دیگر هیچ چیز باقی نمیماند. بنابراین به این نتیجه رسیدند که شاید بهتر باشد مهرهها را جابجا کنیم تا شاه احساس خطر و یک مقدار عقبنشینی کند و کارهای مردمیتری را انجام بدهد.»

عزتالله مطهری (شاهی): رژیم شاه ظرف چند روز… اینها را [هیئتهای مؤتلفه طرفدار خمینی را] جمع کرد
«[مؤتلفهایها] کار تشکیلاتی و مخفیانه آنچنانی هم نکردند و بیشتر هیئتی کار میکردند و مسائل امنیتی و مخفیکاری را رعایت نمیکردند. در اثر بیاحتیاطیهایی که کردند و با شنود تلفنی که شد، در ظرف چند روز یا حداکثر یک ماه رژیم ارتباطهای خانوادگی و محفلهای رفاقتی را که با هم داشتند، فهمید و زود اینها را جمع کرد.»

عزتالله مطهری (شاهی): «[طرفداران خمینی در زندانهای شاه]
پنج یا شش سال را نمی توانستند
تحمل کنند … زندانهای طویل المدت باعث می شد از زندگی عقب بیفتند!»
اذعان به موج بریدگی و انفعال در طرفداران خمینیپس از ۱۵خرداد۴۲
«… بعد از ۱۵ خرداد ۴۲ رژیم [شاه] به این نتیجه رسید که حبسها و محکومیتهایی که تا به حال داده، کافی نبوده و موجب ترس و وحشت مردم نشده است؛ بلکه برعکس وقتی بعضیها به زندان میرفتند، علاقه پیدا میکردند که باز هم به مبارزه ادامه بدهند. به همین دلیل از سالهای ۴۲ و ۴۳ قانون تشدید مجازات را مطرح کردند و گفتند حبسها را طولانیتر کنیم. لذا اگر قبلاً چهار یا پنج ماه حبس میدادند، حالا پنج سال و هفت سال کرده بودند.
… گفتند اینها در زندان باشند و برایشان هزینه کنیم، بهتر از این است که بیرون بروند و افراد را به قول آنها منحرف کنند و جامعه را به انحراف بکشانند. از این طرف هم این مشکل وجود داشت که افراد خود را برای چهار ماه و پنج ماه آماده میکردند، ولی پنج یا شش سال را نمیتوانستند تحمل کنند. بعضیها شغل و مغازه و وابستگیهای خانوادگی و امکانات مادی داشتند، عدهای هم دانشجو بودند و میخواستند لیسانس و فوق لیسانس بگیرند و شغل و پستی داشته باشند، که زندانهای طویلالمدت باعث میشد از زندگی عقب بیفتند. به همین دلیل حالت پسرفتی به وجود آمد و عدهای وقتی از زندان آزاد میشدند، دنبال زندگیشان میرفتند.»

سایت شعبه وزارت اطلاعات موسوم به هابیلیان ۸آذر۹۶
:لینک ها
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر